به گزارش خبرگزاری ایمنا، وقتی از بازیافت پلاستیک صحبت میکنیم، معمولا تصور میکنیم راهحل ساده است؛ پلاستیک مصرفشده را جمع میکنیم، بازیافت میکنیم و دوباره به چرخه تولید برمیگردانیم. اما واقعیت صنعت بسیار پیچیدهتر است.
امروز در دنیا فناوریای به نام «بازیافت شیمیایی» توسعه پیدا کرده که میتواند پلاستیکهایی را که بازیافت مکانیکی آنها دشوار است، به روغن یا مواد شیمیایی پایه تبدیل کند و دوباره به چرخه تولید پلاستیک برگرداند؛ در نگاه اول، این فناوری یک راهحل جذاب برای بحران پسماند پلاستیکی به نظر میرسد، اما یک سؤال مهم وجود دارد: آیا هر فناوری سبزی الزاما یک فناوری اقتصادی و موفق هم هست؟
تجربه اخیر بعضی کشورها نشان میدهد پاسخ لزوما مثبت نیست. بخشی از کارخانهها و پروژههای بازیافت شیمیایی در این کشورها تعطیل، متوقف یا لغو شدهاند؛ نه الزاما به این دلیل که فناوری کار نمیکند، بلکه چون هزینه تولید محصول بازیافتی در بسیاری از موارد بالاست و باید با پلاستیک نو و ارزانتر رقابت کند.
در واقع، ما با یک تناقض جدی روبهرو هستیم؛ از یک طرف جهان میخواهد مصرف پلاستیک نو و وابستگی به منابع فسیلی را کاهش دهد و از طرف دیگر وقتی تولید پلاستیک نو ارزانتر از بازیافت پلاستیک باشد، بازار انگیزه کافی برای استفاده از محصول بازیافتی ندارد.
بنابراین مسئله فقط این نیست که «آیا میتوان پلاستیک را بازیافت کرد؟» مسئله مهمتر این است که آیا میتوان آن را با هزینه قابل رقابت، مصرف انرژی منطقی و اثر زیستمحیطی قابل قبول بازیافت کرد؟
این همان نقطهای است که تجربه اروپا و آمریکا برای ما در ایران اهمیت پیدا میکند، زیرا پیش از آنکه درباره ساخت کارخانه و ورود به یک فناوری جدید صحبت کنیم، باید بدانیم آیا این فناوری در دنیای واقعی، علاوه بر اینکه از نظر مهندسی ممکن است، از نظر اقتصادی و زیستمحیطی نیز دوام میآورد یا نه.

نگاه را از ساخت کارخانه به ایجاد اکوسیستم پسماند تا محصول تغییر دهیم
مژگان فتحی،کارشناس صنایع شیمیایی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به موج تعطیلی، تعویق و لغو برخی پروژههای بازیافت شیمیایی پلاستیک در اروپا و آمریکا اظهار کرد: تجربه این کشورها نشان میدهد که موفقیت یک فناوری زیستمحیطی تنها به امکانپذیری فنی آن وابسته نیست و برای تبدیل شدن به یک صنعت پایدار باید همزمان از نظر اقتصادی، زیستمحیطی و سیاستگذاری نیز توجیهپذیر باشد.
وی در تشریح وضعیت صنعت بازیافت شیمیایی پلاستیک افزود: این فناوری با هدف تبدیل پلاستیکهای مصرفشده، بهویژه پسماندهایی که بازیافت مکانیکی آنها دشوار است، به موادی همچون روغن پیرولیز یا مواد شیمیایی پایه توسعه پیدا کرده است تا این محصولات بتوانند دوباره به چرخه تولید پلاستیک بازگردند؛ ایدهای که در نگاه نخست میتواند یکی از راهکارهای مهم برای کاهش مصرف منابع فسیلی و کنترل پسماند پلاستیکی باشد.
کارشناس صنایع شیمیایی گفت: با وجود این ظرفیت فنی، شرایط اقتصادی صنعت در سالهای اخیر دشوار شده است؛ در اروپا حدود ۲۸۹ هزار تن در سال ظرفیت بازیافت شیمیایی در پروژههای عملیاتی وجود داشت و دهها پروژه دیگر نیز در مرحله توسعه قرار داشتند، اما بخشی از این طرحها لغو یا متوقف شدهاند، در مقابل ظرفیت اعلامشده پروژههای برنامهریزیشده حدود ۲.۸ میلیون تن در سال بود؛ یعنی فاصله قابل توجهی میان ظرفیت مورد انتظار و ظرفیت واقعی صنعت وجود دارد.
فتحی ادامه داد: یکی از مهمترین دلایل این وضعیت، رقابت شدید مواد بازیافتی با پلاستیک نو است؛ زمانی که نفت، گاز و خوراک پتروشیمی با هزینه پایینتری در اختیار تولیدکننده قرار میگیرد، محصول حاصل از بازیافت شیمیایی باید هزینه جمعآوری و تفکیک پسماند، پیشفرآوری، انرژی مصرفی و فرایند شیمیایی را نیز پوشش دهد و همین مسئله میتواند قیمت محصول نهایی را افزایش دهد.
وی تصریح کرد: این مسئله یک تناقض مهم ایجاد میکند؛ از یک طرف دولتها و صنایع به دنبال افزایش سهم مواد بازیافتی هستند و از طرف دیگر، بازار در بسیاری از شرایط همچنان به سمت مواد اولیه فسیلی ارزانتر تمایل دارد، بنابراین اگر سیاستگذاری نتواند برای محصول بازیافتی تقاضای پایدار ایجاد کند، حتی فناوریای که از نظر فنی موفق است نیز ممکن است از نظر اقتصادی شکست بخورد.
این کارشناس صنایع شیمیایی با اشاره به وضعیت اروپا گفت: رشد تولید پلاستیک چرخشی در این منطقه از ۱۳.۶ درصد در سال ۲۰۲۲ به تنها ۱.۲ درصد در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است، همچنین تعطیلی برخی واحدهای بازیافت شیمیایی نشان میدهد که بحران این صنعت فقط به عملکرد یک کارخانه یا یک فناوری خاص محدود نیست و با شرایط کلی صنعت شیمیایی اروپا، هزینه انرژی، قیمت خوراک و فضای سرمایهگذاری ارتباط دارد.
فتحی با بیان اینکه آمریکا شرایط متفاوتی دارد، اظهار کرد: دسترسی این کشور به نفت و گاز و انرژی نسبتا ارزانتر، مزیتهایی برای صنعت ایجاد کرده است، اما در مقابل مسائل مربوط به انتشار آلایندهها، مقررات زیستمحیطی و پذیرش اجتماعی فناوریهای پیرولیز به چالش تبدیل شدهاند؛ برای نمونه توقف فعالیت یک واحد پیرولیز با ظرفیت اسمی حدود ۸۰ هزار تن در سال در اوهایو نشان میدهد که اقتصاد مناسب بهتنهایی برای موفقیت یک پروژه کافی نیست.
وی تأکید کرد: نباید از این اتفاقات نتیجه گرفت که بازیافت شیمیایی یک فناوری شکستخورده است؛ مسئله اصلی این است که این فناوری باید در هر پروژه بهصورت جداگانه از نظر اقتصادی و زیستمحیطی ارزیابی شود. اگر انرژی مصرفی بالا باشد، خوراک آلوده و نامناسب باشد یا محصول نهایی نتواند با مواد اولیه فسیلی رقابت کند، توجیه پروژه کاهش پیدا میکند.
این کارشناس صنایع شیمیایی افزود: حتی از نظر زیستمحیطی نیز نمیتوان صرف تبدیل پلاستیک به روغن را معادل بازیافت واقعی دانست؛ اگر محصول حاصل در نهایت بهعنوان سوخت مصرف و دوباره به انتشار کربن منجر شود، مزیت آن با حالتی که ماده اولیه دوباره برای تولید پلاستیک استفاده میشود، یکسان نخواهد بود.
فتحی گفت: تجربه اروپا و آمریکا برای ایران یک پیام روشن دارد؛ ورود به فناوریهای جدید باید بر اساس مطالعه دقیق زنجیره ارزش انجام شود؛ ایران از یک سو منابع نفت و گاز و صنعت پتروشیمی گسترده دارد و از سوی دیگر با حجم قابل توجهی از پسماند پلاستیکی روبهرو است، اما پیش از سرمایهگذاری در بازیافت شیمیایی باید مشخص شود خوراک پایدار از کجا تأمین میشود، محصول چه بازاری خواهد داشت، مصرف انرژی چقدر است و آیا محصول بازیافتی از نظر اقتصادی و زیستمحیطی نسبت به مواد اولیه نو مزیت دارد یا خیر.
وی گفت: آینده بازیافت شیمیایی احتمالا متعلق به پروژههایی خواهد بود که به صنایع پتروشیمی، منابع پایدار خوراک و بازار مصرف تضمینشده متصل باشند، بنابراین برای ایران نیز مسئله اصلی نباید صرفاً «ساخت کارخانه بازیافت» باشد، بلکه باید ایجاد یک زنجیره اقتصادی کامل از جمعآوری پسماند تا تولید و مصرف مجدد مواد بازیافتی مورد توجه قرار گیرد.

به گزارش ایمنا، تجربه اروپا و آمریکا نشان میدهد که بازیافت شیمیایی پلاستیک هنوز بیشتر یک فناوری امیدوارکننده است تا یک صنعت کاملا اقتصادی و تثبیتشده؛ مشکل اصلی این نیست که نمیتوان پلاستیک را به مواد اولیه تبدیل کرد، مشکل این است که این کار در بسیاری از موارد هزینه بیشتری از تولید پلاستیک نو دارد، بنابراین برای ایران نیز صرف ساخت کارخانه کافی نیست و پیش از سرمایهگذاری باید مشخص شود پلاستیک ضایعاتی کافی و مناسب وجود دارد، محصول تولیدشده مشتری دارد و هزینه و مصرف انرژی آن با تولید پلاستیک نو قابل رقابت است، در غیر این صورت ممکن است یک فناوری پیشرفته داشته باشیم که روی کاغذ سبز است، اما در عمل نه اقتصادی باشد و نه به کاهش واقعی آلودگی کمک کند.
نظر شما