خبرنگارانی که روایت را به قیمت جان نوشتند

از حسن باقری و غلامرضا رهبر در دفاع مقدس تا شهدای رسانه‌ای جنگ تحمیلی دوم و سوم، خبرنگارانی بودند که روایت را از تحریریه به خط مقدم بردند؛ با قلم و دوربین ایستادند و گاه جان دادند تا حقیقت خاموش نشود. ۱۷ مرداد، یادآور سه نسل خبرنگار و یک حقیقت است؛ گاهی راوی تاریخ، خودش به بخشی از تاریخ بدل می‌شود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، هفدهم مرداد برای اهالی رسانه به یک روز در تقویم محدود نمانده است، پشت این تاریخ، نام خبرنگارانی قرار گرفته است که در بزنگاه‌های دشوار، رسالت خود را فراتر از میز تحریریه تعریف کردند. آنان به دل بحران رفتند، در کنار آتش ایستادند، تصویر گرفتند، گزارش کردند و آنچه را در میدان دیدند به مخاطب رساندند؛ حتی زمانی که خودشان دیگر فرصت بازگشت از میدان را پیدا نکردند.

در روز خبرنگار از سختی‌های این حرفه، مسئولیت اجتماعی رسانه و اهمیت حقیقت‌گویی سخن گفته می‌شود، اما روایت برخی خبرنگاران با واژه‌هایی مانند «سختی کار» تمام نمی‌شود. برای آنان، خبرنگاری در نقطه‌ای به انتخاب میان امنیت و انجام وظیفه رسید؛ انتخابی که گاهی پایانش شهادت بود.

از دفاع مقدس هشت ساله تا جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم، خبرنگاران ایرانی بارها در متن بحران قرار گرفته‌اند. این مسیر در سال‌های اخیر نیز ادامه یافته و با جنگ‌های جدید، شکل تازه‌ای پیدا کرده است؛ جنگ‌هایی که در آن‌ها علاوه بر موشک و پهپاد و میدان نظامی، رسانه و روایت نیز به میدان اصلی تقابل تبدیل شده‌اند.

اگر بخواهیم این مسیر را مرور کنیم، می‌توان از سه جنگ تحمیلی سخن گفت؛ سه مقطع تاریخی که هر کدام نسل تازه‌ای از خبرنگاران را به میدان آوردند و نشان دادند که گاهی ثبت حقیقت، هزینه‌ای به اندازه جان انسان دارد.

جنگ تحمیلی اول؛ وقتی خبرنگار از تحریریه به سنگر رفت

در سال‌های دفاع مقدس، خبرنگاران فقط گزارشگرانی نبودند که پس از پایان عملیات خود را به منطقه برسانند. بسیاری از آن‌ها در متن جنگ حضور داشتند؛ کنار رزمندگان می‌ایستادند، شرایط جبهه را از نزدیک می‌دیدند و تلاش می‌کردند تصویری واقعی از آنچه در مرزها می‌گذشت به مردم منتقل کنند.

در میان این نسل، نام حسن باقری جایگاهی ویژه دارد؛ خبرنگاری که مسیر زندگی‌اش از روزنامه آغاز شد و به فرماندهی در جنگ رسید.

غلامحسین افشردی در سال ۱۳۵۸ وارد روزنامه جمهوری اسلامی شد و در بخش‌های سیاسی و فرهنگی فعالیت کرد. تجربه خبرنگاری او تنها به فضای داخلی کشور محدود نبود و در قالب یک مأموریت رسانه‌ای به لبنان و اردن رفت و درباره شرایط مسلمانان این مناطق گزارش تهیه کرد.

با شروع جنگ تحمیلی، او راهی جبهه شد. باقری در میدان جنگ همان نگاهی را با خود داشت که یک خبرنگار برای شناخت یک حادثه به آن نیاز دارد؛ دقت در جزئیات، جمع‌آوری اطلاعات، کنار هم قرار دادن داده‌ها و تلاش برای رسیدن به تصویری روشن از وضعیت موجود.

او اطلاعات مناطق عملیاتی، نقشه‌ها و گزارش‌های میدانی را گردآوری و سامان‌دهی کرد و خیلی زود از یک خبرنگار جوان به یکی از چهره‌های مهم اطلاعاتی و عملیاتی دفاع مقدس تبدیل شد.

مسیر رشد او در جنگ به‌سرعت طی شد و حسن باقری در شمار فرماندهان جوان و اثرگذار دفاع مقدس قرار گرفت؛ تا آنجا که پیش از شهادت، قائم‌مقام فرمانده نیروی زمینی سپاه شد.

۹ بهمن ۱۳۶۱، در منطقه فکه و هنگام شناسایی منطقه برای عملیات والفجر مقدماتی، گلوله خمپاره به سنگر او اصابت کرد و حسن باقری همراه با توکل قلاوند و مجید بقایی به شهادت رسید.

شاید مهم‌ترین درس زندگی او برای خبرنگاران این باشد که مهارت دیدن و فهمیدن، تنها برای نوشتن یک گزارش نیست؛ گاهی همین توانایی می‌تواند در سخت‌ترین میدان‌ها به شناختی تبدیل شود که سرنوشت یک نبرد را تغییر دهد.

خبرنگارانی که روایت را به قیمت جان نوشتند

صدایی که از خط مقدم می‌آمد

در کنار حسن باقری، نام غلامرضا رهبر نیز با روایت رسانه‌ای دفاع مقدس گره خورده است.

او گزارشگر صداوسیما بود و از مناطق عملیاتی برای مردم گزارش می‌فرستاد. گزارش‌هایش از جبهه، جنگ را از یک خبر دور و انتزاعی به تصویری ملموس برای مردم تبدیل می‌کرد؛ مخاطب صدای رزمندگان، فضای مناطق عملیاتی و حال‌وهوای خطوط مقدم را از زبان او می‌شنید.

رهبر مفقودالاثر شد، اما روایت‌هایش باقی ماند؛ صدایی که برای نسلی از ایرانیان، بخشی از حافظه جنگ را ساخته است.

جنگ تحمیلی دوم؛ وقتی رسانه خودش زیر آتش رفت

سال‌ها پس از پایان دفاع مقدس، جنگ شکل دیگری پیدا کرد. در جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی، خبرنگار نه فقط در جایگاه ناظر میدان، بلکه در معرض مستقیم حملات قرار گرفت. در این نبرد، شماری از فعالان رسانه‌ای کشور به شهادت رسیدند؛ افرادی که بخشی از ساختار رسانه‌ای، خبری، فرهنگی و اطلاع‌رسانی کشور بودند.

در میان آنان، فرشته باقری از خبرگزاری دفاع مقدس و احسان ذاکری از خبرگزاری ایکنا و دفاع مقدس حضور داشتند. همچنین علی طهماسبی، معین نظری و رمضان‌علی چوبداری از فعالان رسانه‌ای و روابط عمومی، امیرحسین طاووسی مدیر کانال روشنا و فعال فرهنگی و محمدجواد الوندی از بنیاد رسانه‌ای بیان در شمار شهدای این جنگ قرار گرفتند.

هر یک از این افراد در حوزه‌ای متفاوت فعالیت می‌کردند، اما وجه مشترکشان حضور در جبهه رسانه‌ای بود؛ جبهه‌ای که در جنگ‌های جدید اهمیت آن کمتر از میدان نظامی نیست.

در چنین جنگی، یک خبر می‌تواند در چند ثانیه به میلیون‌ها مخاطب برسد و یک تصویر می‌تواند روایت یک طرف از جنگ را زیر سؤال ببرد. به همین دلیل، رسانه دیگر تنها بازتاب‌دهنده تحولات پس از وقوع حادثه نیست؛ خود به یکی از میدان‌های اصلی نبرد تبدیل شده است.

شهادت خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای در این جنگ، بار دیگر این واقعیت را به رخ کشید که جنگ مدرن تنها به سنگر و پادگان محدود نمی‌شود؛ گاهی ساختمان رسانه، دوربین و حتی خبرنگاری که در حال انتقال خبر است نیز در معرض خطر قرار می‌گیرد.

جنگ تحمیلی سوم؛ جنگ رمضان و آغاز فصل تازه‌ای از نبرد

اما فصل سوم این روایت، به جنگ رمضان بازمی‌گردد؛ جنگی که از ۹ اسفند با حمله مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران آغاز شد و جبهه‌ای گسترده‌تر از گذشته را شکل داد.

در این جنگ، رسانه بار دیگر در خط مقدم قرار گرفت و فعالان حوزه خبر و اطلاع‌رسانی نیز همچون دیگر نیروهای حاضر در میدان، هزینه سنگینی پرداختند.

در جریان جنگ رمضان، ۱۱ فعال رسانه‌ای از ایران و جبهه مقاومت به شهادت رسیدند؛ شش نفر از آنان ایرانی و پنج نفر از فعالان رسانه‌ای جبهه مقاومت بودند.

در میان شهدای ایرانی، نام سردار محمدعلی نائینی، مسئول روابط عمومی و سخنگوی سپاه، بیش از همه برای جامعه رسانه‌ای کشور آشنا است؛ چهره‌ای که سال‌ها در عرصه اطلاع‌رسانی و ارتباطات سپاه فعالیت داشت و در جریان این جنگ به شهادت رسید.

در کنار او، کمال خرازی مدیرعامل اسبق خبرگزاری جمهوری اسلامی، مسعود سلیمی خبرنگار سابق خبرگزاری تسنیم، محمدعلی سعادت فعال رسانه‌ای مجموعه تبیان و سازمان تبلیغات اسلامی، محمدحسین حسینعلی عکاس سازمان هنری رسانه‌ای اوج و محمدحسین عزیزی عکاس و فعال رسانه‌ای مرکز آفرینش‌ها نیز در شمار شهدای رسانه‌ای این جنگ قرار گرفتند.

اما شهادت رسانه‌ای به مرزهای ایران محدود نمانده است.

در جبهه مقاومت خبرنگارانی حضور داشتند که وظیفه خود را در روایت تحولات میدان ادامه دادند و جان خود را از دست دادند.

از لبنان تا غزه؛ رسانه‌های جبهه مقاومت در خط آتش

روایت خبرنگاران شهید اما در سه جنگ تحمیلی ایران متوقف نمی‌شود. در سال‌های گذشته، جبهه مقاومت در لبنان و فلسطین نیز شاهد حضور خبرنگارانی بوده است که برای ثبت واقعیت‌های میدان، فاصله خود را با خطوط درگیری به حداقل رسانده‌اند.

در لبنان، خبرنگاران شبکه‌هایی مانند المیادین و المنار سال‌هاست تحولات مرزی و درگیری‌ها را از نزدیک پوشش می‌دهند. فاطمه فتونی خبرنگار شبکه المیادین، علی شعیب خبرنگار شبکه المنار، غاده الدایخ خبرنگار رادیو صوت‌الفرح، سوزان خلیل خبرنگار تلویزیون المنار و محمد وشاح خبرنگار شبکه الجزیره، از جمله فعالان رسانه‌ای جبهه مقاومت بودند که نامشان با روایت تحولات جبهه مقاومت پیوند خورده بود.

در یکی از حملات به محل اقامت خبرنگاران در حاصبیا، غسان نجار، محمد رضا و وسام قاسم جان خود را از دست دادند. پیش از آن نیز عیصام عبدالله، خبرنگار رویترز، هنگام پوشش تحولات مرزی در منطقه الماالشعب کشته شد؛ حادثه‌ای که بررسی‌های انجام‌شده درباره آن، احتمال هدف قرار گرفتن عمدی گروه خبرنگاران را مطرح کرد.

اما غزه، تصویری تلخ‌تر از وضعیت خبرنگاران در جنگ ارائه کرده است.

طی جنگ اخیر، شمار خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای کشته‌شده در غزه به صدها نفر رسیده است. پشت هر یک از این اعداد، یک انسان قرار دارد؛ خبرنگاری که خانواده، همکار، دوربین، دفترچه یادداشت و مجموعه‌ای از روایت‌های ناتمام داشته است.

در غزه، خبرنگار گاه همزمان شاهد و قربانی است. از میان آوار گزارش می‌کند، در کنار بیمارستان‌ها تصویر می‌گیرد و لحظه‌ای بعد ممکن است خود یا خانواده‌اش در معرض همان حمله‌ای قرار گیرند که درباره آن گزارش می‌دهد.

ونم ابوالعوف، خبرنگار میدانی غزه، نمونه‌ای از همین نسل بود؛ خبرنگاری که در جریان پوشش حوادث منطقه التفاح و همراهی با تیم‌های امدادی، جان خود را از دست داد.

این وضعیت نشان می‌دهد که در جبهه مقاومت، خبرنگار تنها یک ناظر بیرونی نیست. او بخشی از واقعیت میدان است؛ کسی که در همان فضایی زندگی می‌کند که درباره آن گزارش می‌دهد و گاه، هزینه این حضور را با جان خود می‌پردازد.

وقتی راوی، خودش به خبر تبدیل می‌شود

از دفاع مقدس تا جنگ ۱۲ روزه و از جنگ رمضان تا جبهه‌های لبنان و غزه، سرنوشت خبرنگاران یک نقطه مشترک دارد: آن‌ها در لحظه‌ای که میدان به شاهد نیاز داشت، عقب ننشستند.

حسن باقری از روزنامه به جبهه رفت و نگاه خبرنگاری خود را به شناخت میدان جنگ پیوند زد. غلامرضا رهبر صدای خطوط مقدم را به خانه‌های مردم رساند. نسل دیگری از خبرنگاران در جنگ ۱۲ روزه جان باختند و در جنگ رمضان نیز سردار محمدعلی نائینی و دیگر فعالان رسانه‌ای ایرانی و جبهه مقاومت، در مسیر روایت میدان به شهادت رسیدند.

در لبنان و غزه نیز خبرنگارانی بودند که دوربین را زمین نگذاشتند؛ حتی زمانی که خودشان به یکی از اهداف جنگ تبدیل شدند.

این همان نقطه‌ای است که خبرنگاری از یک حرفه فراتر می‌رود. خبرنگار دیگر فقط کسی نیست که درباره یک رویداد می‌نویسد؛ او شاهدی است که مسئولیت دارد آنچه را دیده، ثبت کند.

برای همین است که ۱۷ مرداد را باید بیش از یک مناسبت تقویمی دانست. این روز، فرصتی برای یادآوری کسانی است که نشان دادند قلم نیز می‌تواند در خط مقدم باشد، دوربین نیز می‌تواند سنگر باشد و روایت نیز می‌تواند شکلی از ایستادگی باشد.

سه جنگ، سه نسل خبرنگار و یک حقیقت مشترک؛ گاهی خبرنگار برای نوشتن درباره تاریخ به میدان نمی‌رود؛ به میدان می‌رود و سرانجام، خودش به بخشی از تاریخ تبدیل می‌شود.

کد مطلب 994468

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.