به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، پیادهمداری که در گذشته بهعنوان سیاستی برای بهبود کیفیت هوا، کاهش ترافیک و ارتقای سلامت عمومی مطرح میشد، در سالهای اخیر به یکی از کلیدیترین ابزارهای توسعه اقتصادی محلی در شهرهای بزرگ جهان تبدیل شده است. این تحول ریشه در تغییر نگرش مدیران شهری و پژوهشهای اقتصادی دارد که نشان میدهند فضاهای پیادهمحور، نهتنها کیفیت زندگی را بهبود میبخشند، بلکه با افزایش تردد عابران، طولانیتر شدن زمان حضور در محیطهای تجاری و ایجاد فرصتهای برخورد تصادفی با ویترین فروشگاهها، بهطور مستقیم بر درآمد کسبوکارهای محلی تأثیر میگذارند.
مکانیسم این تأثیر، ساده اما قدرتمند است؛ وقتی خیابانی از خودروها تخلیه میشود، سرعت حرکت کاهش مییابد، سروصدا و آلودگی کم میشود و فضا برای ایستادن، گپزدن، نگاهکردن به ویترینها و ورود تصادفی به فروشگاهها فراهم میشود. عابر پیاده برخلاف رانندهای که با سرعت از کنار مغازهها میگذرد، زمان و فرصت کافی برای کشف کسبوکارهای جدید دارد و احتمال خریدهای ناگهانی و خدمات اضافی در چنین فضاهایی بهطور چشمگیری افزایش مییابد، علاوه بر این، پیادهمداری با ارتقای جذابیت بصری و حسی محیط، گردشگران و ساکنان مناطق دیگر را نیز به بازدید از محله ترغیب میکند و به این ترتیب، دایره مشتریان بالقوه هر کسبوکار محلی را گسترش میدهد.

نخستین و مستقیمترین مسیر تأثیر پیادهمداری بر رونق کسبوکارهای محلی، افزایش تردد عابران یا همان «پاخور» است. در معابر خودرومحور، اکثر افراد با خودرو از کنار فروشگاهها عبور میکنند و تنها تعداد محدودی توقف میکنند؛ اما در فضاهای پیادهمحور، نرخ عبور و مرور عابران بهطور محسوسی افزایش مییابد و هر عابر مشتری بالقوهای است که میتواند وارد فروشگاه شود. پژوهشهای جدید نشان میدهند که فروشگاههای واقع در مناطق پیادهمحور، بهطور میانگین فروش بالاتری نسبت به فروشگاههای مشابه در معابر خودرومحور دارند و این تفاوت، در دستههای کافه، رستوران و فروشگاههای خردهفروشی کوچک، بیشترین میزان را دارد.
دومین مسیر، افزایش «زمان حضور» در محیط تجاری است. در خیابانهای پیادهمحور، مردم نهتنها برای خرید هدفمند، بلکه برای گپزدن، استراحت، تفریح و گذران وقت نیز حاضر میشوند. این حضور طولانیتر، فرصت بیشتری برای برخورد تصادفی با ویترینها، کشف کسبوکارهای جدید و خریدهای ناگهانی فراهم میکند. برخلاف رانندهای که با سرعت از کنار مغازه میگذرد و تنها در صورت نیاز خاص توقف میکند، عابر پیاده در فضایی آرام و جذاب، تمایل بیشتری به جستوجو و کشف دارد و این ویژگی بهویژه بر کسبوکارهای کوچک و مستقل تأثیرگذار است که بودجه بازاریابی محدودی دارند.

سومین مسیر، ارتقای «ارزش مکان» و افزایش اجارهبها و قیمت املاک است. مناطق پیادهمحور بهدلیل جذابیت بالاتر، تقاضای بیشتری برای سکونت و فعالیت تجاری ایجاد میکنند و این تقاضا بهنوبه خود اجارهبها و قیمت املاک را افزایش میدهد. اگرچه این افزایش ممکن است در کوتاهمدت چالشی برای بعضی کسبوکارهای کوچک ایجاد کند، اما در بلندمدت منجر به رونق اقتصادی محله و جذب سرمایهگذاریهای بیشتر میشود. پژوهشهای مؤسسه بروکینگز نشان میدهد که مناطق با پیادهمداری بالا بهطور میانگین اجارهبهای تجاری بالاتر و فروش خردهفروشی بیشتری نسبت به مناطق با پیادهمداری متوسط یا پایین دارند.
چهارمین مسیر، تقویت هویت محله و برندسازی شهری است. خیابانهای پیادهمحور بهدلیل طراحی جذاب، مبلمان شهری مناسب و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، به نمادهای شهری تبدیل میشوند و گردشگران و بازدیدکنندگان از مناطق دیگر را جذب میکنند. این جذب، دایره مشتریان بالقوه هر کسبوکار محلی را گسترش میدهد و به برندسازی طبیعی برای محله کمک میکند. در شهرهایی همچون بارسلونا و کپنهاگ، پیادهراههای مرکزی به جاذبههای گردشگری تبدیل شدهاند و این موضوع اقتصاد محلی را بهطور مستقیم و غیرمستقیم تقویت کرده است.

بارسلونا؛ ابربلوکها و بازپسگیری خیابانها از خودرو
شهر بارسلونا در اسپانیا با اجرای پروژه «ابربلوکها» به یکی از پیشگامان جهانی در زمینه پیادهمداری و تقویت اقتصاد محلی تبدیل شده است. این پروژه که از سال ۲۰۱۶ آغاز شد و در سالهای اخیر گسترش پیدا کرده، بر پایه ایدهای ساده اما تحولآفرین استوار است: گروهبندی چندین بلوک شهری در یک ابربلوک و محدود کردن تردد خودروها به معابر اصلی اطراف آن، در حالی که خیابانهای داخلی به فضاهای پیادهمحور، مسیرهای دوچرخه و مناطق سبز تبدیل میشوند. هدف اولیه این پروژه کاهش آلودگی هوا، سروصدا و تصادفات بود، اما نتایج اقتصادی آن فراتر از انتظار بسیاری از مدیران شهری بوده است.
در ابربلوکهای بارسلونا خیابانهای داخلی که روزگاری در تسلط کامل خودروها بودند، به فضاهایی برای عابران پیاده، دوچرخهسواران و فعالیتهای اجتماعی تبدیل شدهاند. مبلمان شهری، نیمکتها، زمینهای بازی کودکان، کافههای روباز و بازارهای محلی، این فضاها را به کانونهای زندگی محلهای تبدیل کردهاند و تردد عابران را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند. این افزایش پاخور، بهنوبه خود، فرصت بیشتری برای برخورد تصادفی با ویترین فروشگاهها، کشف کسبوکارهای جدید و خریدهای ناگهانی فراهم کرده است و فروشگاههای محلی بهویژه در دستههای کافه، رستوران و خردهفروشی کوچک، افزایش قابلتوجهی در فروش گزارش کردهاند.

پژوهشهای انجامشده در بارسلونا نشان میدهد که ابربلوکها نهتنها کیفیت هوا و سروصدا را بهبود بخشیدهاند، بلکه به تجدید حیات اقتصادی محلات نیز کمک کردهاند. در محله پوبلنو که یکی از نخستین ابربلوکها در آن اجرا شد، نرخ بیکاری کاهش پیدا کرده و تعداد کسبوکارهای جدید در بخشهای خدمات غذایی و خردهفروشی افزایش چشمگیری داشته است. ساکنان محله که پیش از این بهدلیل ترافیک سنگین و آلودگی، تمایل کمی به پیادهروی و حضور در فضاهای عمومی داشتند، اکنون بیش از پیش از این فضاها استفاده میکنند و این موضوع به ارتقای کیفیت زندگی شهری کمک کرده است.
علاوه بر تأثیرات مستقیم بر فروش، ابربلوکهای بارسلونا تأثیرات غیرمستقیم و بلندمدتی نیز بر اقتصاد محلی داشتهاند. افزایش ارزش املاک و جذب سرمایهگذاری، ایجاد فرصتهای شغلی جدید، تقویت اقتصاد چرخشی و کاهش وابستگی به زنجیرههای بزرگ، بهبود سلامت عمومی و کاهش هزینههای درمان از جمله این تأثیرات هستند. این پروژه برای شهرهایی با بافت فشرده و تراکم بالا، الگویی قابلتکرار است و نشان میدهد که چگونه میتوان با سیاستهای هدفمند و طراحی هوشمندانه فضاهای عمومی، ضمن ارتقای کیفیت زندگی، اقتصاد محلی را تقویت کرد.

کپنهاگ؛ پایتخت جهانی دوچرخه و پیادهمداری
شهر کپنهاگ در دانمارک بهعنوان یکی از پیشگامان جهانی در زمینه پیادهمداری و دوچرخهمداری شناخته میشود و نمونهای الهامبخش از تأثیر بازپسگیری خیابانها از خودرو بر رونق کسبوکارهای محلی است. این شهر که از دهه ۱۹۶۰ آغاز به پیادهسازی خیابانهای مرکزی کرد، امروزه شبکهای گسترده از پیادهراهها، مسیرهای دوچرخه و میدانهای شهری را در اختیار دارد که نهتنها کیفیت زندگی را ارتقا دادهاند، بلکه به موتور محرک اقتصاد محلی تبدیل شدهاند.
خیابان اشتروگت که در سال ۱۹۶۲ به نخستین پیادهراه بزرگ این شهر تبدیل شد، یکی از موفقترین نمونههای جهانی تأثیر پیادهمداری بر رونق کسبوکارهای محلی است. پیش از پیادهسازی طرح، بسیاری از صاحبان کسبوکار نگران بودند که حذف خودروها منجر به کاهش مشتریان و درآمد شود؛ اما نتایج شش دهه گذشته عکس این نگرانی را ثابت کرده است.
فروشگاههای واقع در اشتروگت پس از پیادهسازی، افزایش قابلتوجهی در درآمد مالی گزارش کردهاند و این خیابان امروزه به پرتحرکترین منطقه خرید کپنهاگ و یکی از شلوغترین خیابانهای خرید اروپا تبدیل شده است. گزارشها نشان میدهند که در اشتروگت، دوچرخهسواران و عابران پیاده حداقل ۴۰ درصد از گردش مالی خردهفروشی را تشکیل میدهند و در بعضی مناطق این سهم به بیش از ۶۵ درصد نیز میرسد.

در کپنهاگ پیادهمداری با دوچرخهمداری ترکیب شده و شبکهای یکپارچه از فضاهای عمومی را ایجاد کرده است که تردد عابران و دوچرخهسواران را در اولویت قرار میدهد. مسیرهای دوچرخه عریض و ایمن که از معابر خودرویی جدا شدهاند، امکان تردد سریع و راحت دوچرخهسواران را فراهم میکنند و این موضوع پاخور مناطق تجاری را افزایش میدهد.
پس از موفقیت اولیه خیابان اشتروگت در سال ۱۹۶۲، کپنهاگ بهتدریج شبکهای گسترده از پیادهراهها و مسیرهای دوچرخه را در مناطق مختلف شهر توسعه داد و این گسترش تأثیرات قابلتوجهی بر توزیع درآمدهای شهری و فعالیتهای اقتصادی در محلات مختلف داشته است. برخلاف نگرانی اولیه بعضی منتقدان که پیادهمداری را تنها به نفع مناطق مرکزی و توریستی میدانستند، تجربه کپنهاگ نشان داده است که پیادهسازی خیابانها در محلات مختلف به توزیع عادلانهتر درآمدهای شهری و تقویت اقتصاد محلی در مناطق پیرامونی نیز کمک میکند.

یکی از تأثیرات پیادهراه شدن خیابانهای کپنهاگ بر توزیع درآمدهای شهری، کاهش تمرکز فعالیتهای اقتصادی در مناطق مرکزی و گسترش آن به محلات پیرامونی است. با توسعه شبکه پیادهراهها و مسیرهای دوچرخه در مناطق مختلف شهر، دسترسی ساکنان محلات پیرامونی به فضاهای عمومی باکیفیت و فرصتهای اقتصادی افزایش پیدا کرده و این موضوع به توزیع متعادلتر پاخور و فعالیتهای تجاری در سطح شهر کمک کرده است. پژوهشها نشان میدهند که در کپنهاگ ۶۵ درصد از واحدهای همکف ساختمانها در مناطق پیادهمحور، به کاربریهای عمومیمحور همچون کافه، رستوران و فروشگاههای خردهفروشی اختصاص دارند و این ویژگی نهتنها در مناطق مرکزی، بلکه در محلات مختلف شهر مشاهده میشود.
با پیادهسازی خیابانها و ایجاد فضاهای عمومی باکیفیت در محلات مختلف، دسترسی ساکنان محلات پیرامونی به امکانات و فرصتهای اقتصادی افزایش پیدا کرده و در نتیجه منجر به کاهش نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی بین محلات مختلف شده است. توزیع عادلانهتر فضاهای پیادهمحور و مسیرهای دوچرخه در سطح شهر، به کاهش نابرابریهای دسترسی و فرصتهای اقتصادی بین محلات مختلف کمک کرده است. تجربه کپنهاگ نشان میدهد که پیادهراه شدن خیابانها با برنامهریزی هدفمند و توزیع عادلانه منابع، میتواند به توزیع متعادلتر درآمدهای شهری و تقویت اقتصاد محلی در محلات مختلف کمک کند.
نظر شما