وارد که میشوم، صدای گریه فضای شیرخوارگاه را پر کرده است. باید قبول کنی که این گریه با گریه کودکان بیرون از این جا متفاوت است و شاید پشت گریه آنها، غمهای زیادی که بزرگتریناش غم بی مادریست، نهفته است. روی صندلیهای راهرو مینشینم و فضای بی روح آنجا را برانداز میکنم. کمی آنطرفتر من، زن و شوهر جوانی با وضع و ظاهری متوسط دیده میشوند که مدام در گوش هم پچ پچ میکنند. گمان میکنم جویای کار هستند اما وقتی خانمی با روپوش سفید در حالی که دختری دو سه ساله را در بغل داشت، روبرویشان سبز شده و میگوید نظرتان در مورد زهرا چیست؟، تازه دلیل بودن آنها در این مکان را متوجه میشوم. نگاه زن در ابتدا به سمت همسرش میرود و بعد بدون درنگ کودک را در آغوش میکشد. انگار کودک گمشده خود را بعد از سالها دوری پیدا کرده است. آن روز همه با زنی که سالها در آرزوی داشتن فرزند بوده و قرار است عقد مادریاش را اینجا بخوانند، اشک شوق ریختند...

خدا میداند دیدن این صحنهها روزی چند بار در این مکان اتفاق میافتد! از آوردن بچه ۹۰۰ گرمی که زیر درختان یکی از پارکهای شهر پیدا شده تا مادری که با گریه تقاضای دیدار یک لحظهای بچه دوساله خود که قانون به دلیل نداشتن صلاحیت، حق نگهداریاش را از او گرفته، دارد....!
«دکتر مریم مهرپرور» خودش یک مادر جوان و دارای دو فرزند است و درک روزهای سخت بیمادری این کودکان برایش آنقدرها غیرممکن نیست. هرچند پزشک است اما مدیریت شیرخوارگاه را قبول کرده و حس میکند راه زندگی را اینجا بهتر میتواند بیاموزد. خودش میگوید خیلی مواقع فشار کاری و روحی اینجا باعث میشود عزمم را در رفتن جزم کنم ولی هیچگاه نتوانستم!
چندسال است که وارد شیرخوارگاه نرجس شدهاید؟
تابستان ۸۴ به عنوان پزشک شیرخوارگاه و برای گذراندن طرح خود به این مکان وارد که بعد از اتمام طرح، به عنوان مدیر این مرکز معرفی شدم.
بهتر نبود از حرفهتان در جای خودش استفاده میکردید؟
سازمان بهزیستی جایی برای فعالیت پزشک ندارد و زمینه کار برای روانشناس و مددکار در آن بیشتر است. با این وجود وقتی فضای شیرخوارگاه را دیدم و احساس کردم جا برای کار کردن زیاد دارد ترجیح دادم از حرفه اصلیام برای خدمت به بچهها استفاده کنم و این گونه بود که قید زدن مطب و کار کردن در بیمارستانهای شهر را زدم.
پس شما در عین حال، هم کار مدیریتی میکنید هم کار درمانی؟
دقیقا. البته کار درمانی که من انجام میدهم بیشتر شامل درمانهای سرپایی و معاینه است. کارهای تخصصی، فوق تخصصی و احیانا عملهای جراحی و بستری کودکان به بیمارستانها ارجاع داده میشود.
چه تعداد کودک در مرکز شما نگهداری میشود؟
زمان ورود من ۲۵ تا ۳۰ کودک در مرکز نگهداری می شدند و بیش از ۹۰ درصد آنها شامل بچههای سر راهی میشدند ولی الان کاملا برعکس شده. بیشتر بچهها فعلا بدسرپرست و تعداد کمی از آنها رها شدهاند.
دلیل پایین آمدن آمار کودکان رها شده و افزایش کودکان بدسرپرست به نظر شما چیست؟
خرید و فروشهای خارج از ضوابط قانونی پذیرش رها شدگان را کمتر و افزایش اعتیاد در بین والدین که عمدتا در پدر و مادر با هم است، ورود کودکان بدسرپرست به شیرخوارگاه را بیشتر کرده است.
.jpg)
وضعیت سلامتی کودکان چگونه است؟
در حال حاضر بیشتر بچههای رها شدهای که در شیرخوارگاه نرجس پذیرش شدهاند بیمار و معلول ذهنی و جسمی با بالاترین خرج و مخارج درمانی هستند.
با این حساب، در خصوص کودکان معلول فرزندخواندگی انجام میشود؟
خیلی کم. درصد ترخیص بچههای معلول از شیرخوارگاه بیسار کم و ماندگاریشان بیشتر است. البته با راه اندازی طرح امین موقت، برای این موضوع نیز راه حل هایی موقت اندیشیده شده است.
طرح امین موقت چیست؟
در این طرح تلاش میشود کودکان برای مدت کوتاهی هم که شده محیط خانواده و فضای عاطفی آن را درک کنند. خانوادههایی که متقاضی فرزند هستند با شرکت در طرح امین موقت میتوانند کودکان (سالم و معلول) را برای مدتی کوتاه (حداقل ۶ماه) به سرپرستی گرفته و نیازهای روحی و عاطفی آنها را تامین کنند و در صورت تمایل و اجازه قانون، زمان آن را تمدید یا دائمی کنند. اولویت طرح بیشتر واگذاری کودکان بدون پدر و مادر به خصوص بچههای سرراهی معلول است چرا که کودکان بدسرپرست احتمال بازگشت پدر و مادرشان بیشتر است.
به ازای این کار، والدین مزایایی هم دریافت میکنند؟
والدینی که قبول کنند کودک مشکلداری را به سرپرستی بپذیرند، بهزیستی به ازای آن، حق فرزندخواندگی بچه سالمی را به صورت دائم به آنها خواهد داد.
هر خانوادهای میتواند درخواست پذیرش کودک در طرح امین موقت را بدهد؟ شرایط خاصی ندارد؟
در طرح امین موقت نیازی نیست که سند یک خانه را به نام کودک بزنند یا وضع مالی آنچنانی داشته باشند بلکه مهمترین شرط این است که خانواده از نظر فرهنگی وضعیت قابل قبولی داشته باشد.
پذیرش کودکان در شیرخوارگاه با چه رده سنی را انجام میدهید؟
از نوزادی تا ۶ سالگی اما بیشتر کودکان اینجا زیر سه سال سن دارند.
شیرخوارگاه نرجس تنها مرکز نگهداری این گونه بچهها در اصفهان است؟
اینجا تنها مرکز دولتی نگهداری کودکان رها شده و بدسرپرست زیر ۶ سال است ولی بخش خصوصی هم با راه اندازی سه مرکز شمیم دریا، ستارگان و حضرت علی اصغر در زمینه نگهداری کودکان ۳ تا ۶ سال وارد فعالیت شده است.

پس با این حساب کودکان زیر سه سال باید حتما در مرکز شما پذیرش شوند؟
بله. براساس قانون، اجازه تاسیس مراکز نگهداری کودکان زیر سه سال به بخش خصوصی داده نشده است.
راهاندازی این مراکز، تاثیری در نحوه خدمات رسانی به بچهها داشته؟
خوشبختانه بله. ماکسیمم پذیرش این مراکز، ده کودک است و با توجه به محدود بودن ظرفیت نگهداریشان، سعی میشود کیفیت زندگی آنها خدشه دار نشود. البته راه اندازی این مراکز، تعداد کودکان ۳ تا ۶ سال مرکز ما را نیز کمتر کرده است.
کودکان بر چه اساسی بین مراکز توزیع میشوند؟ مطمئنا این موضوع نیاز به مدیریت دارد.
ورودی بچهها ابتدا در شیرخوارگاه نرجس صورت میگیرد و بعد از انجام آزمایشهای مختلف و مورد نیاز به مراکز ذکر شده، براساس ظرفیت موجودشان، ارجاع داده میشوند.
پس نقطه ورود تمام کودکان بدسرپرست و سرراهی استان اصفهان به مراکز نگهداری این کودکان، شیرخوارگاه نرجس است.
بله، این موضوعی است که قانون برای ما تعریف کرده است.
با توجه به اینکه میگویید این مراکز کودکان زیر ۶ سال را تحت پوشش قرار میدهند، تکلیف این بچهها بعد از گذراندن این زمان چیست؟
با توجه به اینکه با رسیدن به سن مدرسه، نیازهای این کودکان تغییر پیدا میکند به مراکز دیگر که ویژه گروه سنی آنهاست و تفکیک جنسیتی شده، منتقل میشوند.
وابستگی عاطفی شما و بچههای شیرخوارگاه به حدی هست که رفتن و جداشدن از آنها، برایتان سخت باشد؟
من از رفتن بچهها نه تنها ناراحت نمیشوم بلکه خوشحالی مضاعف وجودم را فرا میگیرد. آنقدر که از آمدن آنها به شیرخوارگاه دلم میگیرد، از رفتنشان نه، به خصوص بچههای بدسرپرستی که با وجود داشتن پدر و مادر، اینجا نگهداری میشوند. این بچهها در اولین روزهای ورودشان، لحظات سختی را سپری میکنند به طوری که قابل توصیف نیست.
از چه نظر سخت؟
هرچند از لحاظ تغذیهای و فیزیکی به بچهها رسیدگی میشود، اما نبودن فضایی برای درک محبت و عاطفه، بچههای اینجا را آزار میدهد. چون میدانم اینجا فضای خوبی برای بچهها نیست، رفتنشان را دوست دارم.
مسلما کار کردن در این مکان راحت نیست. چگونه در عین سختی باید اینجا راحت کار کرد؟
به عقیده من برای کار کردن در اینجا نمیتوانی به عمق فاجعه بروی......باید بگذری تا بتوانی کار کنی. اگر بخواهی به درون زندگی کودکان اینجا وارد شوی و خودت را مشغول سختی لحظه لحظه نفس کشیدن آنها بکنی، آرام و قراری برایت نخواهد ماند تا بتوانی به آنها خدمت کنی.

/گفتوگو: زینب تاجالدین/
نظر شما