به گزارش خبرگزاری ایمنا، رقابت فناوری میان آمریکا و چین وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که دیگر تنها بر سر توسعه شبکههای 5G یا تولید تجهیزات مخابراتی نیست، بلکه آینده اینترنت نسل ششم یا 6G را هدف قرار داده است.
دولت دونالد ترامپ با تشکیل ائتلافی متشکل از ۲۴ کشور همپیمان از جمله بریتانیا، آلمان، ژاپن، فرانسه، کره جنوبی و استرالیا تلاش میکند مسیر توسعه این فناوری را در هماهنگی با متحدان خود ترسیم کند و مانع از نقشآفرینی پررنگ چین در تعیین استانداردهای نسل آینده ارتباطات بیسیم شود.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این مشارکت بینالمللی با هدف همراستا کردن سیاستهای ملی، اشتراکگذاری دانش فنی، تقویت زنجیره تأمین تجهیزات و ایجاد زیرساختهای لازم برای تجاریسازی 6G شکل گرفته است؛ این فناوری هنوز در مرحله توسعه قرار دارد و انتظار میرود از اوایل دهه ۲۰۳۰ بهتدریج جایگزین شبکههای 5G شود.
مقامهای آمریکایی معتقدند رقابت بر سر 6G تنها به افزایش سرعت اینترنت محدود نمیشود، بلکه به تعیین استانداردهای جهانی ارتباطات، امنیت سایبری، هوش مصنوعی و آینده اقتصاد دیجیتال گره خورده است، به همین دلیل واشنگتن تلاش دارد پیش از نهایی شدن استانداردهای بینالمللی، جبههای متحد از کشورهای همسو تشکیل دهد تا نقش پررنگتری در آینده این فناوری داشته باشد.
آریل راث، رئیس اداره ملی مخابرات و اطلاعات آمریکا، اعلام کرد که فناوری 6G تفاوتهای بنیادینی با نسل پنجم ارتباطات خواهد داشت و حفظ برتری آمریکا مستلزم همکاری زودهنگام با شرکای قابل اعتماد است؛ به گفته او، شبکههای آینده باید بر پایه امنیت، نوآوری، رقابتپذیری و منافع آمریکاییها توسعه پیدا کنند.

آمریکا با ائتلافسازی به دنبال مهار چین و تغییر توازن قدرت فناوری جهان است
محمدعلی کاظمی،کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه برخلاف اینترنت 5G که تمرکز اصلی آن بر افزایش سرعت انتقال داده و کاهش تأخیر بود، اظهار کرد: بزرگترین اشتباه این است که 6G را تنها یک نسل سریعتر از اینترنت همراه بدانیم؛ آنچه امروز در حال شکلگیری است، یک زیرساخت هوشمند برای اقتصاد دیجیتال آینده است؛ زیرساختی که در آن هوش مصنوعی، رایانش لبه، ارتباطات ماهوارهای و شبکههای زمینی بهصورت یکپارچه عمل خواهند کرد؛ در واقع، اینترنت 6G بیشتر از آنکه یک فناوری ارتباطی باشد، یک پلتفرم برای صنایع آینده خواهد بود.
وی با اشاره به اینکه تشکیل ائتلافهای بینالمللی نشان میدهد رقابت از مرحله توسعه فناوری عبور کرده و وارد مرحله حکمرانی فناوری شده است، افزود: در سالهای آینده برنده واقعی کشوری نخواهد بود که نخستین شبکه 6G را راهاندازی کند، بلکه کشوری موفقتر خواهد بود که بتواند استانداردهای فنی، پتنتهای کلیدی، زنجیره تأمین و اکوسیستم نوآوری را در اختیار بگیرد؛ اینها داراییهایی هستند که میتوانند برای سالها مزیت اقتصادی و فناورانه ایجاد کنند.
کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات تأکید کرد: آمریکا تلاش میکند با همراه کردن متحدان خود، فرایند استانداردسازی را همسو با منافعش پیش ببرد، اما تجربه صنعت فناوری نشان داده است که ائتلاف سیاسی بهتنهایی تضمینکننده برتری فناورانه نیست؛ این توان پژوهشی، ظرفیت تولید صنعتی، سرمایهگذاری مستمر و سرعت تجاریسازی فناوری است که نتیجه رقابت را مشخص میکند.
کاظمی تصریح کرد: چین در سالهای اخیر سرمایهگذاری بسیار گستردهای در حوزه مخابرات، نیمههادیها، هوش مصنوعی و ثبت اختراعات انجام داده و در بعضی شاخصها از جمله حجم پتنتها و سرعت توسعه زیرساختها جایگاه قابل توجهی دارد، بنابراین اگر این روند ادامه پیدا کند و بتواند تحقیقات را با تولید انبوه و حضور مؤثر در نهادهای استانداردگذاری بینالمللی پیوند بزند، ممکن است در برخی بخشهای کلیدی 6G دست بالا را به دست آورد، چرا که آمریکا بیش از اندازه بر محدودسازی رقبا تکیه کرده ، بنابراین این راهبرد بخشی از مزیت رقابتی ایالات متحده در دوره ریاست جمهوری ترامپ را کاهش داده است.
وی تاکید کرد: رقاب بر سر اینترنت 6G یک مسابقه کوتاهمدت نیست و شاید تا اواسط دهه ۲۰۳۰ ادامه داشته باشد؛ هنوز برای اعلام برنده نهایی زود است، اما یک نکته روشن به نظر میرسد؛ کشوری که بتواند میان دانشگاه، صنعت، سرمایهگذاری، تولید تراشه، هوش مصنوعی و استانداردسازی بینالمللی هماهنگی ایجاد کند، شانس بیشتری برای رهبری نسل آینده ارتباطات خواهد داشت، بنابراین، نتیجه این رقابت بیش از آنکه به تصمیمهای سیاسی وابسته باشد، به کیفیت نوآوری، توان صنعتی و استمرار سرمایهگذاری در فناوریهای راهبردی بستگی خواهد داشت.
کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات ادامه داد: نباید تصور کرد که تشکیل این ائتلاف به معنای برتری قطعی آمریکا است؛ تاریخ صنعت فناوری نشان داده هر زمان رقابت از نوآوری فاصله گرفته و بیش از حد رنگوبوی سیاسی به خود گرفته، سرعت پیشرفت فناوری نیز کاهش پیدا کرده است، زیرا اگر کشوری بخش زیادی از توان خود را صرف محدود کردن رقبا کند، ممکن است از سرمایهگذاری بر پژوهش، تربیت نیروی انسانی و توسعه فناوریهای پایه غافل بماند؛ موضوعی که در بلندمدت میتواند هزینهبر باشد.
کاظمی با اشاره به اینکه یکی از برگهای برنده چین، مدل توسعه صنعتی این کشور است، افزود: چین تنها روی توسعه شبکههای مخابراتی سرمایهگذاری نکرده، بلکه زنجیره ارزش را از استخراج مواد اولیه و تولید نیمههادیها تا ساخت تجهیزات، ثبت پتنت و تجاریسازی فناوری دنبال کرده است؛ همین یکپارچگی موجب شده فاصله میان آزمایشگاه و بازار در چین بسیار کوتاهتر از بسیاری از کشورهای دیگر باشد.
وی تصریح کرد: از سوی دیگر، آمریکا همچنان در طراحی تراشههای پیشرفته، توسعه نرمافزار، هوش مصنوعی، رایانش ابری و اکوسیستم شرکتهای نوآور مزیتهای مهمی دارد، بنابراین رقابت 6G را نباید یک مسابقه صفر و یک دانست، بلکه این رقابت، نبرد دو مدل متفاوت توسعه فناوری است؛ یک مدل مبتنی بر شبکه گسترده شرکتهای خصوصی و نوآوری و مدلی دیگر مبتنی بر برنامهریزی متمرکز، سرمایهگذاری سنگین و توسعه صنعتی.
کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات گفت: به اعتقاد من، یکی از حساسترین میدانهای این رقابت، هوش مصنوعی خواهد بود؛ در نسل ششم ارتباطات، شبکه دیگر فقط داده را جابهجا نمیکند، بلکه خودش تصمیم میگیرد، یاد میگیرد و بهینهسازی میکند؛ هر کشوری که بتواند مدلهای هوش مصنوعی قدرتمندتر، تراشههای کارآمدتر و زیرساخت پردازشی گستردهتری ایجاد کند، عملا کنترل بخش مهمی از اکوسیستم 6G را نیز در اختیار خواهد گرفت.
کاظمی خاطرنشان کرد: رقابت آینده حتی از حوزه شبکههای مخابراتی نیز فراتر خواهد رفت؛ امروز صحبت از خودروهای خودران، کارخانههای کاملا هوشمند، جراحی از راه دور، رباتهای خودمختار و اینترنت اشیای صنعتی است؛ همه این فناوریها به شبکهای نیاز دارند که بتواند در کسری از ثانیه میلیونها تصمیم را پردازش کند، بنابراین 6G ستون فقرات انقلاب صنعتی بعدی خواهد بود.

به گزارش ایمنا، جنگ فناوری میان آمریکا و چین اکنون به عرصهای چندوجهی تبدیل شده است؛ از تراشههای پیشرفته و هوش مصنوعی گرفته تا اینترنت 6G، زنجیره تأمین، رایانش کوانتومی و حکمرانی دیجیتال، همگی به میدان رقابت دو قدرت بزرگ جهان تبدیل شدهاند.
هرچند آمریکا با ایجاد ائتلافهای بینالمللی در پی حفظ برتری فناوری خود است و چین نیز با سرمایهگذاری گسترده در پژوهش و تولید صنعتی جایگاه خود را تقویت میکند، اما برنده نهایی این رقابت نه فقط با تصمیمهای سیاسی، بلکه با میزان نوآوری، توان صنعتی، سرمایهگذاری مستمر در تحقیق و توسعه و حضور مؤثر در فرایند استانداردسازی جهانی مشخص خواهد شد، به همین دلیل آینده را باید رقابتی بلندمدت و چندوجهی دانست که نتایج آن فراتر از صنعت مخابرات، بر اقتصاد، امنیت و موازنه قدرت فناوری جهان تأثیر خواهد گذاشت.
نظر شما