به گزارش خبرگزاری ایمنا، حجتالاسلام محمدمهدی فقیه بحرالعلوم، در کنگره بینالمللی حضرت بیبی حکیمه (س)؛ الگوی دیانت و عقلانیت که امروز _دوشنبه، پنجم مرداد_ در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، با اشاره به گستره زیارتگاههای جهان اسلام، اظهار کرد: در کشورهای اسلامی بیش از ۳۵ هزار زیارتگاه در ۳۸ کشور وجود دارد که حدود یکچهارم آنها، یعنی بقاع مربوط به امامزادگان، در ایران قرار گرفتهاند.
وی افزود: بیش از ۱۰۰ میلیون نفر از سادات در جهان به حدود ۲۵۰ مزار منسوب هستند و در ایران نیز حدود پنج میلیون نفر از سادات به چند مزار شاخص انتساب دارند که این موضوع، اهمیت پژوهشهای علمی در حوزه بقاع متبرکه و انساب را دوچندان میکند.
رئیس مؤسسه دانشنامه بقاع و اماکن متبرکه با اشاره به پژوهشهای تاریخی درباره بقعه حضرت بیبی حکیمه (س) گفت: مرحوم سید جعفر آل بحرالعلوم در کتاب تحفةالعالم با سفر به مناطق جبال، از جمله بهبهان، به مزاری در این منطقه اشاره میکند و آن را با عنوان «حکیمه» معرفی کرده است. با این حال، شهرت این بقعه به عنوان «حکیمه دختر امام موسی کاظم (ع)» عمدتاً از حدود سه قرن پیش و در سطح محلی شکل گرفته است.
لزوم استناد به منابع معتبر در شناسایی امامزادگان
بحرالعلوم با طرح این پرسش که آیا منابع معتبر تاریخی حضور دختران امام موسی کاظم (ع) در ایران را تأیید میکنند، تصریح کرد: تاکنون در منابع معتبر انساب، تذکرههای محلی، کتابهای روایی و آثار مزارشناسی، سندی که حضور حضرت حکیمه (س) در این منطقه را اثبات کند، یافت نشده است.
وی ادامه داد: تاکنون بیش از ۱۵۰ کتاب مزارشناسی و ۲۷۵ کتاب انساب مورد بررسی قرار گرفته است. در این منابع، حکیمه و راوی روایتهای مربوط به ایشان هر دو در مدینه حضور داشتهاند و هیچ گزارشی از ورود ایشان به مناطق جبال یا وفاتشان در این نواحی وجود ندارد.
رئیس مؤسسه دانشنامه بقاع و اماکن متبرکه تأکید کرد: در علم نسبشناسی، صرف تشابه اسمی نمیتواند دلیل بر انتساب یک بقعه به فرزندان ائمه اطهار (ع) باشد. گاهی با بررسی دقیق اسناد مشخص میشود شخصیتی با همان نام، از نسل امام سجاد (ع) یا دیگر سادات بوده و به مرور زمان، هویت واقعی او دستخوش تغییر شده است.
شهرت محلی برای اثبات انتساب کافی نیست
بحرالعلوم با بیان اینکه هر ادعای انتساب به خاندان اهلبیت (ع) نیازمند تأیید عالمان علم انساب است، خاطرنشان کرد: مردم از گذشته علاقه داشتهاند که فرزندان ائمه اطهار (ع) در شهر یا منطقه آنان مدفون باشند، اما این علاقه نمیتواند جایگزین اسناد تاریخی و نسبشناسی شود.
وی افزود: از قرن چهارم هجری تاکنون، در موارد متعددی بر سر انتساب برخی مزارات به شخصیتهای بزرگ اسلامی اختلافنظر وجود داشته است و همین مسئله نشان میدهد که پژوهشهای مزارشناسی باید بر پایه مدارک معتبر و روشهای علمی انجام شود.
رئیس مؤسسه دانشنامه بقاع و اماکن متبرکه با اشاره به استقرار گروههایی از سادات در مناطق مختلف ایران، از جمله نواحی ایلام و جبال، گفت: در این مناطق تیرههای مختلفی از سادات، از جمله سادات رضوی و حسینی، سکونت داشتهاند و بررسی دقیق شجرهنامهها و منابع تاریخی، تنها راه تشخیص هویت واقعی بقاع و امامزادگان است.
وی تأکید کرد: صیانت از جایگاه امامزادگان و بقاع متبرکه، مستلزم دقت علمی و استناد به منابع معتبر تاریخی و نسبشناسی است تا از هرگونه انتساب نادرست جلوگیری شود.
گسترش تشیع با مهاجرت سادات به شهرهای ایران
بحرالعلوم با اشاره به مهاجرت سادات در سدههای نخست اسلامی اظهار داشت: پس از فشارهایی که بر شیعیان و سادات وارد شد، بسیاری از آنان از شهرهایی همچون اصفهان، قزوین و قم به دیگر مناطق ایران مهاجرت کردند و همین مهاجرتها زمینه گسترش فرهنگ تشیع را در نقاط مختلف کشور فراهم کرد.
وی افزود: از زمان قیام زید بن علی تا دوره سلجوقیان، بیش از ۱۲۷ قیام علویان به وقوع پیوست. همچنین علویان برای حدود ۳۰ تا ۴۰ سال در گیلان و مازندران حکومت تشکیل دادند، اما پس از آن شرایط تغییر کرد و با حمایت آلبویه، بسیاری از سادات و عالمان شیعه به جای مبارزه نظامی، در عرصههای علمی، فرهنگی و حکومتی نقشآفرینی کردند.
رئیس مؤسسه دانشنامه بقاع و اماکن متبرکه ادامه داد: حضور سادات، محدثان و عالمان شیعه در شهرهای مختلف موجب شد از قرن چهارم و پنجم هجری، گرایش به تشیع در بسیاری از مناطق افزایش یابد و همین موضوع در شکلگیری و شهرت برخی بقاع متبرکه نیز تأثیرگذار بود.
شهرت برخی مزارات با انگیزههای مذهبی و اجتماعی شکل گرفت
بحرالعلوم با بیان اینکه در طول تاریخ گاه برای تقویت هویت مذهبی شهرها، انتسابهایی به برخی مزارات صورت گرفته است، گفت: در منابع تاریخی نمونههای متعددی وجود دارد که نشان میدهد برای افزایش جایگاه مذهبی یک شهر، تلاش شده است برخی شخصیتهای برجسته به آن منطقه منتسب شوند.
وی با اشاره به نمونههایی از قزوین و نیشابور اظهار کرد: درباره حضور امام رضا (ع) در برخی شهرها روایتهای مختلفی مطرح شده است، اما پژوهشهای تاریخی نشان میدهد باید میان واقعیتهای تاریخی و روایتهای متأخر تفاوت قائل شد و هر ادعایی را بر اساس اسناد معتبر سنجید.
بهرهبرداری سیاسی از بقاع و مزارات سابقه تاریخی دارد
رئیس مؤسسه دانشنامه بقاع و اماکن متبرکه با اشاره به نقش مزارات در تحولات سیاسی جهان اسلام گفت: در طول تاریخ، برخی حکومتها تلاش کردند از جایگاه معنوی قبور بزرگان دینی برای تقویت قدرت سیاسی و اقتصادی خود استفاده کنند.
وی با اشاره به برخی گزارشهای تاریخی درباره دوره خلافت عباسی و فاطمیان افزود: رقابت بر سر مراکز زیارتی و اماکن مقدس تنها جنبه اعتقادی نداشت، بلکه گاه با اهداف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیز دنبال میشد.
بحرالعلوم همچنین به برخی نقلهای تاریخی درباره دوره سلطان محمد خدابنده اشاره کرد و گفت: در مقاطعی حتی پیشنهاد انتقال قبور ائمه اطهار (ع) یا شخصیتهای بزرگ اسلامی برای تثبیت جایگاه پایتختهای جدید مطرح شده بود، اما این اقدامات هیچگاه به نتیجه نرسید و با مخالفت علما و اعتقادات مردم مواجه شد.
وی تأکید کرد: بررسی تاریخ بقاع متبرکه نیازمند پژوهشهای دقیق تاریخی، رجالی و نسبشناسی است و نباید صرف شهرتهای محلی یا روایتهای شفاهی را ملاک انتساب یک مزار به فرزندان ائمه اطهار (ع) قرار داد.
بهرهبرداری سیاسی از مزارات در طول تاریخ سابقه داشته است
بحرالعلوم با اشاره به برخی نمونههای تاریخی از بهرهبرداری سیاسی و فرهنگی از اماکن مقدس اظهار داشت: در دورههای مختلف، برخی حکومتها تلاش کردند با ایجاد یا توسعه بقاع و مزارات، جایگاه سیاسی و فرهنگی شهرهای خود را تقویت کنند.
وی با اشاره به شکلگیری روضه شریف در شهر مزارشریف افغانستان گفت: براساس برخی روایتهای تاریخی، حاکمان وقت با بهرهگیری از دیدگاه تعدادی از علما، بنای باشکوهی را در این منطقه احداث کردند و آن را به حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) منسوب دانستند تا جایگاه مذهبی و فرهنگی شهر را ارتقا دهند.
رئیس مؤسسه دانشنامه بقاع و اماکن متبرکه افزود: برای ساخت این مجموعه، از معمارانی که در احداث بناهای شاخص آن دوره نقش داشتند استفاده شد و مجموعهای وسیع با باغها و معماری فاخر شکل گرفت که به مرور زمان به یکی از مشهورترین زیارتگاههای منطقه تبدیل شد.
وی ادامه داد: این بنا به اندازهای شهرت یافت که بسیاری از شخصیتهای علمی و ادبی برای زیارت آن راهی بلخ شدند و حتی عبدالرحمن جامی نیز در اشعار خود به شهرت این مزار اشاره کرده است.
بحرالعلوم با تأکید بر اینکه این نمونهها نشاندهنده تأثیر مسائل سیاسی و اجتماعی در شکلگیری برخی شهرتهای تاریخی است، خاطرنشان کرد: در بررسی هویت بقاع متبرکه باید میان باورهای مردمی، شهرتهای محلی و اسناد معتبر تاریخی تفاوت قائل شد و انتساب هر مزار را بر پایه منابع مستند و پژوهشهای علمی ارزیابی کرد.
وی در پایان گفت: در طول تاریخ، حضور سادات، عالمان و مهاجرتهای مذهبی نقش مهمی در گسترش تشیع و شکلگیری هویت مذهبی شهرها داشته است، اما این موضوع نباید موجب شود که بدون پشتوانه مستند، مزاری به یکی از فرزندان یا نوادگان ائمه اطهار (ع) نسبت داده شود.
نظر شما