به گزارش خبرگزاری ایمنا، پایگاههای آمریکا دیگر فقط باند پرواز و آشیانه جنگنده نیستند؛ امروز بخشی از آنها در دل مراکز داده، سرورهای ابری و تراشههای هوش مصنوعی پنهان شدهاند. اگر روزی نامهایی مانند العدید، عینالاسد، الظفره یا علیالسالم نماد حضور نظامی واشنگتن در غرب آسیا بودند، اکنون نامهایی چون آمازون، مایکروسافت، اوراکل، انویدیا و پالانتیر نیز به همان اندازه در معماری قدرت آمریکا نقشآفرین شدهاند؛ شرکتهایی که با پردازش دادههای اطلاعاتی، تحلیل تصاویر ماهوارهای و تغذیه سامانههای هوش مصنوعی، بازوی دیجیتال ماشین جنگی آمریکا را تشکیل میدهند.
به همین دلیل بود که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، پس از حمله ارتش آمریکا به تأسیسات غیرنظامی دارخوین، در پاسخ متقابل، مرکز داده شرکت آمریکایی آمازون در بحرین را هدف قرار دادند؛ مرکزی که از نگاه تهران، صرفاً یک تأسیسات تجاری نبود، بلکه بخشی از زنجیره فرماندهی و پشتیبانی اطلاعاتی ارتش آمریکا محسوب میشد. سه روز بعد نیز در ادامه عملیات، ساختمان باقیمانده این مجموعه بار دیگر هدف قرار گرفت؛ اقدامی که نشان داد در جنگهای نوین، اتاقهای سرور میتوانند به اندازه پایگاههای هوایی اهمیت راهبردی داشته باشند.
سیلیکونولی؛ ستاد فرماندهی جنگهای آمریکا
دونالد ترامپ و تیم امنیتی او سالها تلاش کردند جنگهای آینده آمریکا را از میدانهای سنتی به میدان دادهها منتقل کنند. در این الگو، سرباز پیش از آنکه ماشه را بکشد، هوش مصنوعی باید هدف را انتخاب کند؛ ماهواره باید تصویر را ارسال کند؛ ابررایانه باید میلیونها داده را تحلیل کند و سامانههای نرمافزاری باید بهترین سناریوی حمله را روی میز فرماندهان بگذارند. در چنین ساختاری، غولهای فناوری دیگر شرکتهای خصوصی صرف نیستند؛ آنها به پیمانکاران دائمی پنتاگون تبدیل شدهاند.
آمازون با زیرساخت AWS، ستون اصلی پردازش اطلاعات ارتش آمریکا به شمار میرود. تصاویر پهپادها، دادههای ماهوارهای، اطلاعات شنود و رادارها در مراکز داده این شرکت تجمیع و با استفاده از هوش مصنوعی تحلیل میشوند. مرکز داده بحرین نیز نخستین منطقه ابری بزرگ AWS در خاورمیانه بود؛ مرکزی که امکان پردازش حجم عظیمی از اطلاعات نظامی را برای فرماندهان آمریکایی فراهم میکرد.
میلیاردها دلار برای جنگ، نه تجارت
شعار شرکتهای فناوری همواره «نوآوری برای زندگی بهتر» بوده است، اما صورتحسابهای چند میلیارد دلاری آنها چیز دیگری را روایت میکند. قرارداد ۱۰ میلیارد دلاری آمازون با آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) و حضور این شرکت در پروژه عظیم JWCC وزارت دفاع آمریکا نشان میدهد که میان سیلیکونولی و پنتاگون، دیوار بلندی وجود ندارد. آمازون، مایکروسافت، اوراکل و گوگل مأمور شدهاند ستون فقرات رایانش ابری ارتش آمریکا را بسازند؛ شبکهای که قرار است از اتاقهای فرماندهی تا خط مقدم نبرد را به یکدیگر متصل کند.
در این ساختار، دیگر هدف تنها ذخیره اطلاعات نیست؛ بلکه تصمیمسازی نظامی در لحظه انجام میشود. سامانههای هوش مصنوعی روی همین زیرساختها اجرا میشوند، هزاران تصویر را در چند ثانیه تحلیل میکنند، جابهجایی نیروها را تشخیص میدهند و حتی برای فرماندهان اولویتبندی اهداف را انجام میدهند.
ترامپ؛ رئیسجمهوری که جنگ را به شرکتهای فناوری سپرد
ترامپ بارها از «برتری فناوری آمریکا» سخن گفته بود، اما آنچه امروز دیده میشود، تبدیل همین برتری ادعایی به ابزار جنگ و مداخله در کشورهای دیگر است. دولت او مسیر وابستگی ارتش آمریکا به شرکتهای فناوری را با سرعت بیشتری هموار کرد؛ مسیری که اکنون هوش مصنوعی، رایانش ابری و کلاندادهها را به بخشی جداییناپذیر از عملیات نظامی آمریکا تبدیل کرده است.
مایکروسافت با Azure، اوراکل با مراکز داده فوقمحرمانه، انویدیا با تأمین پردازندههای هوش مصنوعی و پالانتیر با توسعه سامانه Maven، هر کدام قطعهای از پازل جنگ دیجیتال آمریکا را تکمیل کردهاند. این شرکتها دیگر صرفاً تولیدکننده نرمافزار یا سختافزار نیستند؛ آنها کارخانههای تولید تصمیم نظامی هستند.
پالانتیر؛ کارخانه تبدیل داده به هدف
در میان این شرکتها، پالانتیر نقش ویژهای دارد. این شرکت تصاویر ماهوارهای، دادههای پهپادی، اطلاعات راداری و شنود الکترونیکی را در کنار یکدیگر قرار میدهد و با کمک هوش مصنوعی، تصویری واحد از میدان نبرد میسازد. محصول نهایی پالانتیر، گزارش تحلیلی ساده نیست؛ بلکه فهرستی از اهدافی است که روی میز فرماندهان نظامی قرار میگیرد تا درباره حمله به آنها تصمیم بگیرند.
به بیان دیگر، اگر بمبی بر سر نقطهای فرود میآید، پیش از آن هزاران خط کد، میلیونها داده و صدها پردازنده در شرکتهایی مانند پالانتیر، آمازون و مایکروسافت فعال شدهاند. جنگ مدرن پیش از آنکه در آسمان آغاز شود، در مراکز داده کلید میخورد.
پایگاههایی که تابلو نظامی ندارند
جنگهای قرن بیستویکم دیگر فقط با ناو هواپیمابر و جنگنده اداره نمیشوند. امروز سرورها، تراشهها و الگوریتمها نیز به بخشی از زرادخانه آمریکا تبدیل شدهاند. از این منظر، مراکز داده و زیرساختهای پردازشی که مستقیماً در پشتیبانی عملیاتی و اطلاعاتی نیروهای نظامی بهکار گرفته میشوند، دیگر صرفاً تأسیسات تجاری نیستند؛ بلکه بخشی از شبکه لجستیکی و فرماندهی جنگ به شمار میروند.
ترامپ و سیاستمداران کاخ سفید سالها کوشیدند جنگ را از پادگانها به سیلیکونولی منتقل کنند، اما همین وابستگی، چهره واقعی ماشین جنگی و تروریستی آمریکا را آشکار کرده است؛ ماشینی که امروز نهتنها با موشک و بمب، بلکه با سرور، هوش مصنوعی و ابررایانه نیز عمل میکند. اگر روزی پایگاههای آمریکا با حصارهای سیمخاردار شناخته میشدند، اکنون بخشی از آنها در ساختمانهای شیشهای شرکتهای فناوری مستقر شدهاند؛ جایی که دادههای خام به تصمیم نظامی و تصمیم نظامی به آتش جنگ تبدیل میشود.

هر سروری که برای پنتاگون بجنگد، پایگاه نظامی آمریکاست
حامد یزدیان، نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به نقش شرکتهای بزرگ فناوری آمریکایی در پشتیبانی از عملیات نظامی ایالات متحده، اظهار کرد: آمریکا سالها تلاش کرد پایگاههای نظامی خود را پشت لوگوهای رنگارنگ شرکتهای فناوری پنهان کند؛ گمان میکرد اگر بهجای سیم خاردار، فیبر نوری بکشد و بهجای آشیانه جنگنده، مرکز داده بسازد، دیگر کسی این مراکز را جزئی از ماشین جنگی واشنگتن نخواهد دانست، اما واقعیت این است که امروز فاصله میان سیلیکونولی و پنتاگون به اندازه فاصله یک کابل فیبر نوری است.
وی افزود: روزگاری آمریکا برای اشغال کشورها ناو هواپیمابر اعزام میکرد، امروز ابررایانه، هوش مصنوعی و سرور اعزام میکند. تفاوت فقط در شکل جنگ است؛ ماهیت آن همان سلطهطلبی، مداخله و خونریزی است. وقتی یک مرکز داده، اطلاعات پهپادها، ماهوارهها و سامانههای جاسوسی را پردازش و به مختصات حمله تبدیل میکند، دیگر تابلو «شرکت خصوصی» نمیتواند آن را از مسئولیت اقداماتش جدا کند.
نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: ترامپ تصور میکرد میتواند با خصوصیسازی جنگ، هزینههای سیاسی آن را نیز خصوصی کند؛ یعنی ارتش شلیک کند، اما شرکتهای فناوری سود ببرند و هیچکس هم آنها را بخشی از جنگ نداند. این بزرگترین خطای محاسباتی کاخ سفید بود. اگر کارخانه تولید گلوله بخشی از زنجیره جنگ است، کارخانه تولید داده برای موشک نیز همان جایگاه را دارد.
یزدیان ادامه داد: امروز موشک، آخرین حلقه زنجیره است؛ اولین گلوله، در واقع یک بیت اطلاعات است که روی سرورهای همین شرکتها پردازش میشود. فرمان حمله، پیش از آنکه از دهانه موشک خارج شود، از دل الگوریتمها و پردازندههایی عبور میکند که شرکتهای آمریکایی در اختیار ارتش این کشور قرار دادهاند.
وی با بیان اینکه آمریکا سالها از فناوری بهعنوان نقاب استفاده کرده است، گفت: واشنگتن میخواهد جهان باور کند آمازون فقط فروشگاه اینترنتی است، مایکروسافت فقط ویندوز میفروشد، انویدیا فقط تراشه تولید میکند و پالانتیر فقط نرمافزار مینویسد؛ اما وقتی همین شرکتها قراردادهای چند میلیارد دلاری با پنتاگون و نهادهای اطلاعاتی آمریکا امضا میکنند، دیگر نمیتوان میان اتاق سرور و اتاق عملیات مرزی قائل شد.
نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: هر سروری که مختصات یک حمله را پردازش کند، هر پردازندهای که به انتخاب هدف کمک کند و هر الگوریتمی که تصمیم نظامی را تسریع کند، در حقیقت لباس نظامی بر تن کرده است؛ حتی اگر مدیرانش کتوشلوار بپوشند و روی ساختمانشان تابلوی یک شرکت فناوری نصب باشد.
یزدیان خاطرنشان کرد: آمریکای ترامپ میخواست جنگ را از بیابانها به مراکز داده منتقل کند تا هزینههای آن را از چشم افکار عمومی پنهان سازد، اما در جنگهای نوین، جغرافیای درگیری تغییر کرده است. امروز مرز میان «پایگاه نظامی» و «پایگاه داده» از همیشه باریکتر شده و هر زیرساختی که به ماشین جنگی آمریکا سوخت اطلاعاتی برساند، نمیتواند خود را از پیامدهای آن جدا بداند.
وی در پایان هشدار داد: واشنگتن باید این واقعیت را بپذیرد که دوران مصونیت زیرساختهای پشتیبان جنگ به پایان رسیده است. کسانی که جنگ را با هوش مصنوعی، کلانداده و رایانش ابری مدیریت میکنند، نباید تصور کنند پشت صفحهنمایشها امنیت دائمی دارند. فناوری، زمانی که در خدمت تجاوز قرار گیرد، دیگر ابزار توسعه نیست؛ بخشی از میدان نبرد است و قواعد میدان نبرد نیز بر آن حاکم خواهد بود.

به گزارش ایمنا، تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که ماهیت جنگهای مدرن از میدانهای سنتی به زیرساختهای دیجیتال گسترش یافته و هوش مصنوعی، رایانش ابری و کلاندادهها به اجزای جداییناپذیر چرخه تصمیمسازی و عملیات نظامی تبدیل شدهاند. از این منظر، هر زیرساخت فناوری که بهطور مستقیم در پشتیبانی اطلاعاتی، پردازش دادهها و هدایت عملیات نظامی نقش ایفا کند، دیگر صرفاً یک مرکز تجاری یا فناورانه تلقی نمیشود، بلکه بخشی از معماری قدرت و پشتیبانی جنگی به شمار میرود.
بر همین اساس، مرز میان «پایگاه نظامی» و «پایگاه داده» بیش از هر زمان دیگری کمرنگ شده و جنگهای آینده، علاوه بر میدانهای زمینی، دریایی و هوایی، در اتاقهای سرور و شبکههای هوشمند نیز رقم خواهند خورد.
نظر شما