راز قدرت جمهوری اسلامی در یک کتاب؛ از توحید تا مقاومت در «طرح کلی اندیشه اسلامی»

رهبر شهید انقلاب، اسلام را نه مجموعه‌ای از آموزه‌های فردی، بلکه منظومه‌ای اجتماعی برای ساخت جامعه و تمدن اسلامی می‌دانست؛ در بخش دوم میزگرد ایمنا، کارشناسان با واکاوی کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، از مبانی این تفکر، ضرورت تبیین آن برای نسل جوان و نقش آن در تقویت مقاومت و اقتدار سخن گفتند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، معماری فکری و گفتمانی هر جامعه‌ ریشه‌ در اندیشه‌های رهبران و متفکران بنیادین آن دارد؛ اندیشه‌هایی که قطب‌نمای حرکت جمعی در طوفان بحران‌ها و گذرگاه‌های تاریخی هستند.

در این میان، شناخت دقیق و نظام‌مند تفکراتی که استمرار بخش مکتب پویای امام خمینی (ره) بوده‌اند، ضرورتی حیاتی برای ترسیم آینده و پاسخ به پرسش‌های نسل نو است. جریان فکری برخاسته از این مکتب، با اتکا به اصولی لایتغیر و هم‌زمان زمان‌آگاه، تبیین‌گر راهی روشن برای عبور از موانع سهمگین فراروی جامعه اسلامی بوده و چارچوبی سیستماتیک برای شناخت اسلام اجتماعی و نفی استبداد و سلطه فراهم آورده است.

به همین منظور، برای واکاوی این ابعاد عمیق و بررسی سازوکارهای تبیین اندیشه‌های رهبری، با حضور میلاد منصوری، کارشناس و فعال فرهنگی، احسان بصراوی، کارشناس سیاسی و علی مدح‌خوان، فعال سیاسی فرهنگی به گفت‌وگو نشستیم که بخش اول آن در روزهای گذشته منتشر شد.

در بخش اول این میزگرد (اینجا بخوانید)، با تمرکز بر اسناد راهبردی و بالادستی همچون بیانیه گام دوم انقلاب، به بررسی این حقیقت پرداختیم که میراث فکری رهبر شهید انقلاب چگونه از مقتضیات مقطعی فراتر رفته و به عنوان نقشه‌راهی زنده و هدایتگر برای نسل‌های مختلف عمل می‌کند؛ اما این پرسش اساسی مطرح شد که اگر یک جوان بخواهد فراتر از توصیه‌های کلان، گام در آستانه این منظومه فکری بگذارد، نقطه عزیمت کجاست و دروازه ورود به این نظام معرفتی کدام است؟

در ادامه آن بحث‌های فشرده، اکنون در این بخش از گفت‌وگو به سراغ ریشه‌های بنیادین اسلام اجتماعی رفته‌ایم تا با بازخوانی آثار ماندگاری همچون کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، ابعاد منظومه‌ای توحید، تقوا و ولایت را واکاوی کنیم. همچنین به این پرسش پاسخ داده‌ایم که چگونه می‌توان با تکیه بر سنت صبر فعال، در برابر هجمه‌های همه‌جانبه فرهنگی و جنگ روانی دشمن ایستادگی کرد و مؤلفه‌های قدرت و بازدارندگی را در حوزه‌های نرم و سخت تقویت کرد.

مشروح قسمت دوم این میزگرد را در ادامه می‌خوانید.

راز قدرت جمهوری اسلامی در یک کتاب؛ از توحید تا مقاومت در «طرح کلی اندیشه اسلامی»

ایمنا: با توجه به مباحثی که درباره بیانیه گام دوم انقلاب به‌عنوان نزدیک‌ترین متن به وصیت‌نامه رهبر شهید انقلاب مطرح شد، اگر یک جوان امروز بخواهد فراتر از توصیه‌های راهبردی، با منظومه فکری و مکتب اندیشه‌ای ایشان آشنا شود، مطالعه را از کجا باید آغاز کند؟ چه اثری می‌تواند دروازه ورود به نظام فکری رهبر شهید انقلاب باشد و چه ویژگی‌هایی این اثر را از دیگر آثار ایشان متمایز می‌کند؟

مدح‌خوان: نکته‌ای که اینجا باید به آن توجه کنیم، تفاوت میان سؤال نخست و پرسشی است که اکنون مطرح شد. در سؤال اول، موضوع «وصیت‌نامه» بود؛ یعنی اگر رهبر شهید انقلاب می‌خواستند آیندگان را به مجموعه‌ای از توصیه‌ها دعوت کنند، کدام متن بیش از همه این مأموریت را بر عهده دارد؟ من عرض کردم که به نظر من، بیانیه گام دوم انقلاب چنین جایگاهی دارد و حامل این پیام برای آینده انقلاب است.

اما سؤال فعلی متفاوت است. اکنون بحث این است که اگر یک جوان امروز بخواهد با اندیشه رهبر شهید انقلاب و مکتب فکری ایشان آشنا شود، از کجا باید آغاز کند؟

اگر اجازه بدهید، برای پاسخ به این سؤال، مقدمه‌ای را عرض کنم. تفکر رهبر شهید انقلاب، در حقیقت تفکر اسلام‌شناسانه است. ایشان پیش از آنکه یک رهبر سیاسی باشند، یک اسلام‌شناس بودند. از دوران نوجوانی وارد مسیر طلبگی و فراگیری علوم اسلامی شدند و شاکله فکری ایشان بر پایه شناخت اسلام شکل گرفت. البته نه هر نوع شناختی از اسلام، بلکه اسلامی که با مطالعه عمیق، کارشناسی‌شده و دقیق توسط اندیشمندان بزرگ اسلامی فهم شده است.

از یک منظر، اندیشمندان اسلامی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته نخست کسانی هستند که به این نتیجه رسیده‌اند مجموعه تعالیم اسلام، یک منظومه را تشکیل می‌دهد و دسته دوم کسانی هستند که هنوز به چنین نگاهی نرسیده‌اند.

ایمنا: منظور شما از یک «منظومه» بودن تعالیم اسلامی چیست؟ این نگاه منظومه‌ای چه تفاوتی با نگاه‌های غیرمنظومه‌ای به معارف اسلامی دارد؟

مدح‌خوان: ما مجموعه‌ها را می‌توانیم به سه دسته تقسیم کنیم. یک دسته، مجموعه‌های نامنظم هستند؛ مانند یک انبار مصالح ساختمانی که در آن آهن، میلگرد، آجر، سیمان و سایر مصالح بدون هیچ نظم و ترتیبی کنار هم ریخته شده‌اند.

دسته دوم، مجموعه‌های منظم هستند. همان انبار را تصور کنید که میلگردها بر اساس اندازه، آجرها، سیمان و سایر مصالح هرکدام در جای مشخص خود قرار گرفته‌اند. این یک مجموعه منظم است.

اما دسته سوم، منظومه است. یعنی هر یک از این اجزا مأموریت مشخصی پیدا کرده‌اند؛ معلوم است هر تیرآهن کجا قرار می‌گیرد، هر ستون چه نقشی دارد و همه این اجزا در کنار هم، ساختمانی را شکل داده‌اند که دارای آشپزخانه، اتاق، سالن و سایر بخش‌هاست. در اینجا ارتباط اجزا با یکدیگر روشن است و نقش هر بخش در کل مجموعه معنا پیدا می‌کند؛ در حالی که در دو حالت قبلی، چنین ارتباطی وجود نداشت.

بسیاری از اندیشمندانی که ما امروز به عنوان اسلام‌شناس می‌شناسیم، به طور معمول نگاه منظمی به اسلام دارند، اما نگاه منظومه‌ای بسیار کمتر دیده می‌شود. نکته جالب این است که این نوع نگاه به طور عمده در میان اندیشمندانی وجود دارد که حامل همان گفتمان اسلام ناب هستند؛ مفهومی که حضرت امام خمینی (ره) آن را در ادبیات انقلاب اسلامی برجسته کردند.

راز قدرت جمهوری اسلامی در یک کتاب؛ از توحید تا مقاومت در «طرح کلی اندیشه اسلامی»

اگر بخواهیم در تاریخ معاصر از صاحبان این نگاه نام ببریم، باید از حضرت امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب به‌عنوان دو نفر از برجسته‌ترین صاحبان تفکر منظومه‌ای یاد کنیم. همچنین علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید بهشتی و علامه مصباح یزدی نیز از جمله اندیشمندانی هستند که اسلام را با همین نگاه منظومه‌ای فهم و تبیین کرده‌اند.

مدح خوان: اسلام‌شناسی رهبر شهید، یک «اسلام‌شناسی منظومه‌ای و اجتماعی» است؛ دینی که ناظر به حیات جمعی انسان است نه فقط احکام فردی

بنابراین، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فکری رهبر شهید انقلاب این است که اسلام‌شناسی ایشان، یک اسلام‌شناسی منظومه‌ای است.

ویژگی دوم نظام فکری رهبر شهید انقلاب این است که اسلام را تنها مجموعه‌ای از احکام فردی نمی‌دانند، بلکه آن را یک نظام اجتماعی می‌شناسند؛ مجموعه‌ای که حامل پیام‌ها و دستورالعمل‌هایی برای سامان دادن به جامعه اسلامی و حتی جامعه بشری است.

به همین دلیل، در بیشتر آموزه‌های اسلامی، ایشان یک بُعد اجتماعی قائل هستند و اسلام را ناظر به حیات اجتماعی انسان می‌بینند.

حال اگر بخواهیم با این نگاه منظومه‌ای و اجتماعی آشنا شویم، باید به سراغ همان کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» برویم.

اسلام فراموش‌شده؛ پروژه‌ای که رهبر شهید انقلاب نیمه‌تمام می‌دانستند

اجازه بدهید برای روشن‌تر شدن اهمیت این کتاب، جمله‌ای از مقدمه آن را بخوانم. رهبر شهید انقلاب در آغاز کتاب می‌نویسند: «طرح اسلام به صورت مسلکی اجتماعی و دارای اصولی منسجم و یک‌آهنگ، یکی از فوری‌ترین ضرورت‌های تفکر مذهبی است.»

این عبارت، همان دو ویژگی‌ای را که عرض کردم، در خود جای داده است؛ هم نگاه منظومه‌ای و هم نگاه اجتماعی به اسلام.

رهبر شهید انقلاب این سلسله جلسات را در سال ۱۳۵۳ و در حدود ۳۵ سالگی خود برگزار کردند و هدفشان نیز پاسخ دادن به همین نیاز بود؛ اینکه اسلام به‌عنوان یک منظومه منسجم برای جامعه معرفی شود.

راز قدرت جمهوری اسلامی در یک کتاب؛ از توحید تا مقاومت در «طرح کلی اندیشه اسلامی»

بعدها نیز در بیانات مختلف، از جمله در جمع طلاب، تصریح کردند که آنچه تاکنون درباره معرفی صحیح اسلام انجام شده، در مقایسه با نیاز جامعه، آن‌قدر اندک است که می‌توان آن را حدود صفر به حساب آورد. یعنی حتی مجموعه تلاش‌هایی که خود ایشان، حضرت امام خمینی (ره)، علامه طباطبایی و دیگر بزرگان انجام داده‌اند، در برابر نیاز واقعی جامعه بسیار ناچیز است و هنوز باید سال‌های طولانی برای ارائه منظومه فکری اسلام کار و تولید محتوا صورت گیرد.

ایمنا: اگر کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» را شالوده منظومه فکری رهبر شهید انقلاب بدانیم، برای اینکه این اثر از یک کتاب صرف فراتر برود و به یک جریان فکری در جامعه، به‌ویژه میان نسل جوان، تبدیل شود، چه اقداماتی باید انجام داد؟

مدح‌خوان: این کتاب باید فرآوری شود؛ یعنی متناسب با زبان و نیاز نسل‌های جدید، در قالب‌های مختلف بازتولید و عرضه شود.

اگر تفکر کمونیسم توانست طی حدود ۷۰ سال، نزدیک به نیمی از جهان را تحت تأثیر خود قرار دهد، یکی از مهم‌ترین عوامل آن این بود که اندیشه خود را در قالب میلیون‌ها کتاب، مقاله و محصول فرهنگی در اختیار مخاطبان قرار داد.

ما نیز چنین گنجینه ارزشمندی را در اختیار داریم؛ کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» که می‌تواند منشأ تولید صدها و هزاران اثر علمی، فرهنگی و آموزشی باشد.

به اعتقاد من، هیچ‌یک از بیانات رهبر شهید انقلاب را نمی‌توان یافت مگر اینکه ریشه‌های فکری آن را بتوان در همین کتاب پیدا کرد. این کتاب در حقیقت شالوده و بنیان منظومه فکری ایشان است و هر کس بخواهد با مکتب فکری رهبر شهید انقلاب آشنا شود، باید مطالعه خود را از همین اثر آغاز کند.

ایمنا: اگر بخواهیم کمی وارد محتوای کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» شویم، این کتاب به‌عنوان اثری که منظومه‌ای منسجم از اسلام را ارائه می‌کند، امروز تا چه اندازه می‌تواند گره‌های فکری و اجتماعی جامعه ما را باز کند؟

منصوری: چندی پیش جمله‌ای از حضرت امام خمینی (ره) می‌خواندم که برای من بسیار قابل تأمل بود. ایشان می‌فرمودند: «ما قبل از انقلاب “لا اله الا الله” داشتیم، اما بعد از انقلاب “الله‌اکبر” پیدا کردیم.»

من این جمله را این‌گونه می‌فهمم که پیش از انقلاب، آنچه در جامعه وجود داشت، بیشتر یک اسلام فردی بود. اگر تاریخ آن دوره را مرور کنید، می‌بینید شاه به مکه می‌رفت، فرح به کربلا سفر می‌کرد، سازمان اوقاف وجود داشت، روحانیون درباری حضور داشتند و مردم نیز در هیئت‌ها و مساجد شرکت می‌کردند. بنابراین اصل دینداری فردی وجود داشت.

منصوری: امام خمینی‌ و شاگردانش اسلام را از یک اسلام فردی به اسلام اجتماعی تبدیل کردند

اتفاق بزرگی که حضرت امام (ره) رقم زدند و رهبر شهید انقلاب و دیگر شاگردان ایشان، از جمله شهید مطهری و شهید بهشتی، آن را ادامه دادند، این بود که اسلام را از یک اسلام فردی به اسلام اجتماعی تبدیل کردند.

حتی امروز نیز می‌بینیم که برخی از اساتید حوزه‌های علمیه، در درس‌های خارج فقه خود، باب جهاد را تدریس نمی‌کنند؛ یعنی همچنان همان نگاه فردی به اسلام را دنبال می‌کنند. اما حضرت امام (ره) و شاگردان مکتب ایشان، از جمله رهبر شهید انقلاب، اسلام اجتماعی را تبیین و ترویج کردند و به جامعه آموختند.

ایمنا: اگر کسی بپرسد اندیشه رهبر شهید انقلاب در عرصه عمل چه نتیجه‌ای برای جمهوری اسلامی داشته است، شما این پرسش را چگونه پاسخ می‌دهید؟

منصوری: اگر امروز شاهد هستیم که جمهوری اسلامی ایران به جایگاهی رسیده که قدرتمندترین و شریرترین قدرت‌های جهان در برابر آن صف‌آرایی می‌کنند، این نتیجه همان اسلام اجتماعی است.

اگر قرار بود اسلام فقط در حد عبادات فردی باقی بماند، امروز نمونه‌های آن را در کشورهای مختلف منطقه می‌بینیم؛ در عربستان سعودی، قطر، بحرین و دیگر کشورها نیز نماز، روزه، حج و مناسک دینی وجود دارد، اما آن چیزی که جمهوری اسلامی ایران را به یک قدرت اثرگذار در معادلات جهانی تبدیل کرده، همان نگاه اجتماعی به اسلام است که حضرت امام (ره) پایه‌گذاری کردند و رهبر شهید انقلاب آن را استمرار بخشیدند.

به همین دلیل است که شخصیت‌های بزرگی همچون مرحوم علامه مصباح یزدی، که رهبر معظم انقلاب از ایشان با عنوان «استاد فکر» یاد کردند، چنین جایگاهی برای رهبر شهید انقلاب قائل بودند.

راز قدرت جمهوری اسلامی در یک کتاب؛ از توحید تا مقاومت در «طرح کلی اندیشه اسلامی»

به یاد دارم مرحوم علامه مصباح در یکی از دیدارهای خود با اعضای خانواده رهبر شهید انقلاب در شهر قم، سخنی مطرح کردند که برای حاضران بسیار تأمل‌برانگیز بود. ایشان فرمودند: «از کسانی که محرم و نزدیک به حضرت آقا هستند، یک خواهش دارم.»

همه منتظر شدند ببینند این درخواست چیست. سپس گفتند: «هر وقت به تهران رفتید، از طرف من دست و پای ایشان را ببوسید. »

این سخن از زبان شخصیتی مانند علامه مصباح یزدی، تنها یک اظهار ارادت شخصی نبود، بلکه ناشی از شناخت عمیق ایشان از جایگاه فکری رهبر شهید انقلاب و نوع نگاه ایشان به اسلام بود؛ نگاهی که توانست به اسلام عزت، حیات اجتماعی و نقش تمدنی ببخشد.

ایمنا: اشاره کردید که کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن تنها یک متن اعتقادی نیست، بلکه نقشه‌ای برای ساخت جامعه و حکمرانی اسلامی است. با این حال، بسیاری معتقدند مفاهیم این کتاب هنوز به گفتمان عمومی و سبک زندگی مردم تبدیل نشده است. به نظر شما مهم‌ترین مانع در مسیر تحقق این منظومه فکری چیست؟ آیا مسئله در ضعف تبیین و آموزش است، یا در مرحله اجرا و حکمرانی؟ همچنین برای نسل جوان امروز که با فضای مجازی، مسائل اقتصادی و هجمه‌های فرهنگی مواجه است، چگونه می‌توان این مفاهیم را به زبانی قابل فهم و اثرگذار منتقل کرد؟

منصوری: ما وقتی جامعه را تحلیل می‌کنیم؛ اقتصاد، نسل جوان، خیابان‌ها، کوچه‌ها و وضعیت اجتماعی را می‌بینیم، گاهی احساس می‌کنیم همه چیز از دست رفته است. بعد سراغ تحلیل‌های حضرت آقا می‌رویم و می‌بینیم ایشان می‌فرمایند: «نسل فعلی اگر برتر از نسل اول انقلاب نباشد، کمتر نیست.»

بعضی‌ها می‌گویند نکند به ایشان اطلاعات غلط می‌دهند، نکند جریان‌های تحمیل‌گر بر ایشان فشار آورده‌اند، نکند رهبری ایزوله شده است؛ همان جریانی که امروز هم تلاش می‌کند با این شبهات، رهبری سوم انقلاب اسلامی را تضعیف کند. حتی می‌گویند نکند در ماجرای تفاهم‌نامه‌ها، رهبری را دور زده‌اند یا ایشان را در گوشه‌ای محبوس کرده‌اند.

اگر یک فرد خودی چنین تحلیلی داشته باشد، ناشی از جهل اوست و اگر یک فرد غیرخودی چنین سخنی بگوید، ناشی از مأموریتی است که بر عهده دارد. باید خیلی مراقب باشیم. وقتی بین تحلیل ما و تحلیل رهبر انقلاب تضاد ایجاد می‌شود، قبل از اینکه رهبری را زیر سؤال ببریم، باید خودمان را زیر سؤال ببریم.

منصوری: وقتی بین تحلیل ما و تحلیل رهبر انقلاب تضاد ایجاد می‌شود، قبل از اینکه رهبری را زیر سؤال ببریم، باید خودمان را زیر سؤال ببریم

همان‌طور که اشاره شد، یک منظومه فکری وجود دارد. اگر من این منظومه را درک نکنم و نتوانم بر اساس آن زندگی کنم، خروجی آن را هم نخواهم فهمید. خروجی منظومه فکری حضرت آقا این است که این نسل، نسلی است که از نظر معنوی و اخلاقی رشد کرده است. در بیانیه گام دوم نیز یکی از برکات انقلاب را «رشد چشمگیر معنویت و اخلاق در فضای عمومی جامعه» معرفی می‌کنند.

بعضی‌ها فقط وضعیت امروز را می‌بینند و با گذشته مقایسه نمی‌کنند. قبل از انقلاب، طبق آمارهای رسمی و غیررسمی، حدود ۵۰ هزار کاباره در کشور وجود داشت. سؤال این است که چه کسانی از این کاباره‌ها استفاده می‌کردند؟ در فضای کسب‌وکار می‌گویند تا تقاضا نباشد، عرضه شکل نمی‌گیرد. یعنی جامعه آن روز چنین تقاضایی داشت و ساختار طاغوت هم آن را تقویت می‌کرد.

در چنین فضایی انقلاب اسلامی شکل گرفت، انسان‌هایی را تربیت کرد و شخصیت‌هایی مانند شاهرخ ضرغام را پرورش داد. بعد از انقلاب نیز با طوفان عظیم تهاجم فرهنگی روبه‌رو شدیم؛ هجومی که حتی خود اروپایی‌ها می‌گویند اگر شش ماه از این فشارها بر کشورهای اروپایی وارد می‌شد، از هم می‌پاشیدند.

نمونه آن سوریه است. سوریه عضو محور مقاومت بود، اما اسلام اجتماعی در آن نهادینه نشده بود. نماز خواندن محدود به مسجد بود، وضعیت پوشش، بانک‌ها، بازار و روابط اجتماعی اسلامی نبود. تهاجم فرهنگی کار خودش را کرده بود و به همین دلیل هم بشار اسد نتوانست مقاومت کند. محور مقاومت با او بود، اما خودش اهل مقاومت نبود.

رهبر شهید انقلاب این روند ۱۲۰ یا ۱۵۰ ساله را می‌دیدند و بارها به مردم توصیه کرده‌اند که تاریخ بخوانند؛ به ویژه تاریخ معاصر، از مشروطه به بعد. وقتی تاریخ را می‌خوانیم، می‌بینیم شیخ فضل‌الله نوری چه جایگاهی داشت و چگونه به شهادت رسید. می‌بینیم چه فضایی بر کشور حاکم بوده است و چگونه برخی از علما با استناد به گزارش‌های نادرست درباره ایشان قضاوت کردند و باعث شهادت ایشان شدند.

راز قدرت جمهوری اسلامی در یک کتاب؛ از توحید تا مقاومت در «طرح کلی اندیشه اسلامی»

منصوری: در حوزه نظامی، بودجه دفاعی آمریکا به همراه ناتو و متحدانش حدود هزار میلیارد دلار است. بودجه دفاعی ایران در خوش‌بینانه‌ترین حالت حدود ۱۰ میلیارد دلار است؛ یعنی حدود یک درصد

بعد وضعیت امروز را نگاه می‌کنیم؛ دشمن چه میزان سرمایه‌گذاری کرده است؟ شبکه‌هایی مانند فارسی‌وان، صدها شبکه ماهواره‌ای، هزاران و شاید صدها هزار صفحه در فضای مجازی که محتوای جنسی، رقص، شبهات تاریخی و تطهیر پهلوی تولید می‌کنند. در مقابل، اسناد افرادی مانند اسدالله علم را داریم که واقعیت حکومت پهلوی را روایت کرده‌اند.

رهبر شهید از ارتفاع بالا به صحنه نگاه می‌کردند. ممکن است جهان‌بینی من محدود باشد، اما ایشان حجم تهاجم دشمن و توان داخلی را هم‌زمان می‌بینند و به همین دلیل می‌گویند: «جوانی که در این شرایط ایستاده‌ای، خدا قوت.»

اگر بخواهیم وضعیت جوان، اقتصاد، خانواده و جامعه را تحلیل کنیم، باید این منظومه را بشناسیم. بله، آسیب‌هایی مانند ازدواج سفید وجود دارد، اما باید دید در مقابل چه حجم از تهاجم فرهنگی قرار داریم.

در حوزه نظامی، بودجه دفاعی آمریکا به همراه ناتو و متحدانش حدود هزار میلیارد دلار است. بودجه دفاعی ایران در خوش‌بینانه‌ترین حالت حدود ۱۰ میلیارد دلار است؛ یعنی حدود یک درصد. با همین یک درصد در مقابل آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای حامی آن ایستاده‌ایم. در حوزه فرهنگ نیز همین نسبت برقرار است. وقتی حضرت آقا تحلیل می‌کنند، همه این مؤلفه‌ها را کنار هم می‌بینند.

ایمنا: اگر بپذیریم که این منظومه فکری برای نسل امروز هم ظرفیت راهگشایی دارد، سؤال این است که با چه ادبیات، روش و ابزارهایی باید آن را به نوجوان و جوان امروز منتقل کرد تا بتواند با آن ارتباط برقرار کند؟

منصوری: نوجوان و جوان امروز ممکن است به دلیل مشکلات اقتصادی، ناتوانی در ازدواج یا ضعف نظام آموزشی، سرشار از خشم باشد. در کمال تاسف آموزش‌وپرورش ما بیشتر برای تست‌زدن و پر کردن گزینه‌های کنکور نیرو تربیت می‌کند تا برای نقش‌آفرینی اجتماعی.

غرب امروز به این نتیجه رسیده که باید مهارت‌های نرم را آموزش دهد، اما ما هنوز مدیریت زمان را فقط برای کنکور آموزش می‌دهیم. در حالی که رهبر شهید ما یک کتاب‌خوان حرفه‌ای، ورزشکار حرفه‌ای و اهل کوهنوردی بودند. امام خمینی نیز اهل ورزش، شعر، ادب و سیاست بودند، بی‌آنکه در دانشکده علوم سیاسی تحصیل کرده باشند.

منصوری: ما گاهی فکر می‌کنیم با برگزاری یک مسابقه کتاب‌خوانی و تعیین جایزه می‌توانیم جوان را جذب کنیم، در حالی که ابتدا باید تشنگی ایجاد شود

شهید تهرانی‌مقدم مدرک هوافضا نداشت، اما پدر صنعت موشکی ایران شد. اگر در حوزه رسانه فعالیت می‌کرد، شاید آوینی دیگری می‌شد. شهید چمران نیز همین‌گونه بود. وجه مشترک همه این افراد، تربیت شدن بر اساس همین نگاه دینی بود؛ دینی که انسان را نسبت به دردهای جامعه حساس می‌کند.

مشکل این است که هنوز نتوانسته‌ایم این محتوا را به زبان امروز ارائه کنیم. وقتی غرب می‌خواهد نوجوان را در اینستاگرام نگه دارد، ده‌ها متخصص علوم اعصاب، روان‌شناسی و طراحی تجربه کاربری را به کار می‌گیرد تا بداند چگونه او را در پلتفرم نگه دارد. اما ما گاهی فکر می‌کنیم با برگزاری یک مسابقه کتاب‌خوانی و تعیین جایزه می‌توانیم جوان را جذب کنیم، در حالی که ابتدا باید تشنگی ایجاد شود.

حضرت آقا هم فرمودند اگر می‌خواهید درباره ولایت فقیه صحبت کنید، لزومی ندارد ابتدا اسم آن را بیاورید؛ حرفش را بزنید. ابتدا باید جاذبه ایجاد کرد. باید از روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، متخصصان رسانه، طراحان آموزشی و کارشناسان علوم روز کمک گرفت و این محتوا را فرآوری کرد؛ همان کاری که دشمن برای ترویج اندیشه‌های خودش انجام می‌دهد.

ایمنا: یکی از نکات مهم درباره کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، فضایی است که این مباحث در آن شکل گرفت. این جلسات با چه مسئله و نیازی آغاز شد و رهبر شهید انقلاب در این کتاب چه قرائت متفاوتی از مفاهیم بنیادین اسلام مانند توحید، تقوا، ایمان و ولایت ارائه می‌کنند؟

منصوری: این مباحث در سال ۱۳۵۳ و طی ۲۸ جلسه در مسجد امام حسن مجتبی(ع) مشهد ارائه شد. چرا حضرت آقا آن زمان سراغ این بحث رفتند؟ چون جوانان نزد ایشان می‌آمدند و می‌گفتند اعضای سازمان مجاهدین خلق ما را مسخره می‌کنند و می‌گویند اسلام شما حرفی برای جامعه ندارد.

رهبر شهید انقلاب وقتی دیدند عطش برای شناخت اسلام واقعی ایجاد شده است، این جلسات را آغاز کردند. مردم با اشتیاق، حتی با اتوبوس، برای حضور در این جلسات می‌آمدند؛ نه با امکانات دولتی، بلکه از روی نیاز.

در این جلسات، ایشان اسلام اجتماعی را تبیین کردند؛ اسلامی که در خانواده، بازار، دانشگاه، روابط اجتماعی، اقتصاد، سیاست و روابط بین‌الملل حضور دارد. از نگاه ایشان، هیچ عرصه‌ای از زندگی بیرون از دایره اسلام نیست.

 منصوری: اینکه فقط بگوییم «خدا یکی است»، برداشت حداقلی از توحید است. توحید یعنی نفی عبودیت طاغوت!

بعد وارد بحث توحید می‌شوند و می‌گویند اینکه فقط بگوییم «خدا یکی است»، برداشت حداقلی از توحید است. توحید یعنی نفی عبودیت طاغوت؛ هم طاغوت درونی و هم طاغوت بیرونی. طاغوت درونی همان ضعف‌ها و هواهای نفس است و طاغوت بیرونی همان قدرت‌های سلطه‌گر. انسان باید هر دو را بشناسد و متناسب با توان خود با آنها مبارزه کند.

اگر فقط بگوییم «خدا یکی است»، همه جامعه موحد خواهند بود؛ از بازاری تا استاد دانشگاه. اما آیا بانک ما توحیدی است؟ آیا دانشگاه ما توحیدی است؟ مشکل از تعریف حداقلی توحید است.

حضرت آقا همین نگاه را درباره ایمان، تقوا و ولایت نیز مطرح می‌کنند. تقوا را فقط ترک گناه نمی‌دانند، بلکه آن را به معنای پوشیدن زره و آمادگی برای حضور در میدان می‌دانند. نمی‌شود گفت چون در فضای مجازی گناه وجود دارد، پس وارد آن نشویم؛ باید خود را قوی کنیم و اصول حضور در این فضا را بیاموزیم.

در موضوع آسیب‌های اجتماعی، دختران فراری، زنان بی‌سرپرست و سایر مشکلات نیز همین نگاه جاری است. بعد به بحث ولایت می‌رسند و تأکید می‌کنند که ولایت صرفاً یک مفهوم فردی نیست، بلکه بدون شکل‌گیری شبکه‌ای از روابط ولایی در جامعه، از اساس ولایت تحقق پیدا نمی‌کند. این همان نگاهی است که در سراسر کتاب دنبال می‌شود.

راز قدرت جمهوری اسلامی در یک کتاب؛ از توحید تا مقاومت در «طرح کلی اندیشه اسلامی»

ایمنا: به نظر شما برای اینکه این منظومه فکری از سطح کتاب و جلسات تخصصی فراتر برود و در ذهن و زندگی نوجوانان و دانشجویان امروز اثر بگذارد، چه الزامات و تغییراتی در نظام آموزشی و فعالیت‌های فرهنگی کشور لازم است؟

منصوری: اگر این کتاب در مدارس و دانشگاه‌های ما محور قرار بگیرد، اثرگذاری متفاوتی خواهد داشت. اجازه بدهید یک نقد هم به فضای دانشگاه داشته باشم. هر دانشجو در دوران تحصیل خود حدود بیست و چند واحد معارف می‌گذراند، اما واقعاً این واحدها تا چه اندازه بر روحیه و نگرش دانشجویان اثر گذاشته است؟ شما که خودتان هم دانشجو هستید، بهتر این موضوع را درک می‌کنید.

دلیلش این است که همان اسلامی که در مدرسه به ما آموزش داده می‌شد، در دانشگاه هم با ادبیاتی سنگین‌تر و اصطلاحات پیچیده‌تر تکرار می‌شود؛ طبیعی است که دانشجو آن را پس بزند. اما وقتی همین محتوا به او بگوید اگر دردی در جامعه می‌بینی، برای حل آن کاری انجام بده، نگاهش تغییر می‌کند.

امروز روان‌شناسی غرب و مباحث کوچینگ از مفاهیمی مانند «جرئت‌ورزی» سخن می‌گویند. موضوع پایان‌نامه من هم «ذهن‌آگاه کوچینگ» بود و برای آن با ۲۹ نفر از کارآفرینان بزرگ کشور مصاحبه کردم. دو سال درگیر این پژوهش بودم. وقتی پایان‌نامه تمام شد، برگشتم به ابتدای آن و نوشتم: «تقدیم به امیرالمؤمنین(ع)»؛ چون دیدم آنچه امروز غرب با ادبیات جدید مطرح می‌کند، امیرالمؤمنین(ع) ۱۴۰۰ سال پیش بیان کرده است.

پس ما این محتوا را در اختیار داریم، اما ابتدا باید در مخاطب احساس نیاز ایجاد کنیم. بعد باید کارشناسان حرفه‌ای، نه فقط همان افراد همیشگی، دور هم جمع شوند؛ افرادی از دانشگاه، متخصصان آکادمیک، کسانی که در میدان با نوجوانان کار کرده‌اند و حتی خود نوجوانان را پای کار بیاورند تا درباره این کتاب گفت‌وگو کنند و بپرسند این کتاب چیست و چه حرفی برای زندگی امروز دارد.

این کار باید کامل تخصصی و حرفه‌ای انجام شود. در کمال تاسف بخشی از بودجه‌های فرهنگی کشور در جاهایی هزینه می‌شود که درعمل اثربخش نیست. گاهی کار فرهنگی ما به نصب بنر، پرچم و اقدامات ظاهری محدود می‌شود، در حالی که باید کار فرهنگی مؤثر انجام داد.

برخی می‌گویند مردم از دین گریزان شده‌اند؛ من این را قبول ندارم. مردم ما دین دارند. اگر چنین نبود، این حضور گسترده در مراسم تشییع را چگونه باید تحلیل کرد؟ باید از همان خانمی که در مراسم تشییع شرکت می‌کند اما به مسجد نمی‌آید، پرسید چرا؟ شاید او می‌خواهد ورزش کند، علم بیاموزد، در کنکور موفق شود یا مشکلات خانوادگی‌اش را حل کند.

اگر این کتاب فراگیر شود، محتوای آن باید متناسب با نیازهای گروه‌های مختلف پالایش و بازتولید شود و به زبان قابل فهم در اختیار مردم قرار گیرد.

ایمنا: جمهوری اسلامی ایران امروز بار دیگر درگیر تقابل و جنگی با قدرت‌های بزرگ جهان شده است؛ آن هم در شرایطی که رهبر شهید انقلاب دیگر در میان ما حضور ندارند. با این حال، منظومه فکری و میراث معرفتی ایشان همچنان در اختیار جامعه قرار دارد. به نظر شما این نظام فکری چگونه می‌تواند در شرایط کنونی، روحیه مقاومت، ایستادگی و امید را در جامعه تقویت کند؟ اگر بخواهیم بر اساس اندیشه‌های رهبر شهید برای وضعیت امروز ایران نسخه‌ای ارائه دهیم، مهم‌ترین راهبردها و توصیه‌های ایشان برای عبور از این مقطع چیست؟

بصراوی: لازم می‌دانم ابتدا اشاره‌ای به اوضاع اسفبار تاریخ ایران در سده گذشته داشته باشم؛ بخشی از این وضعیت در فیلم سینمایی یتیم‌خانه ایران نیز به تصویر کشیده شده است. در آن مقطع، جامعه ایران دچار سرخوردگی عمیقی شد و به عالمان دین خود رجوع کرد. یکی از این عالمان، مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی، استاد و مراد حضرت امام(ره) بودند.

در مطالعات محدودی که داشته‌ام، دیده‌ام حضرت امام پس از نام مبارک امام زمان(عج)، بیش از همه از مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی با عظمت یاد می‌کردند. ایشان در پاسخ به این پرسش که «چرا جامعه ما به چنین وضعیتی دچار شد؟» به نکات مهمی اشاره می‌کردند.

آن روزگار، صحنه‌های بسیار دردناکی در کشور وجود داشت؛ تا جایی که گاهی اجساد انسان‌ها به دلیل شدت فقر و قحطی، خوراک دیگران می‌شد. درباره علل این وضعیت تحلیل‌های مختلفی ارائه شده است. برخی کمبود نیرو و منابع انسانی را عامل اصلی می‌دانستند و برخی دیگر بر ضعف امکانات تأکید داشتند.

راز قدرت جمهوری اسلامی در یک کتاب؛ از توحید تا مقاومت در «طرح کلی اندیشه اسلامی»

اما آنچه بیش از همه مورد توجه مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی قرار داشت، جهل نسبت به معارف اسلام بود. ایشان معتقد بودند مردم اسلام را به‌درستی نمی‌شناسند. برای نمونه، مفهومی مانند شفاعت به‌درستی فهم نشده بود و همین برداشت نادرست موجب نوعی غرور کاذب در جامعه شده بود؛ به‌گونه‌ای که برخی تصور می‌کردند صرف برخورداری از شفاعت، آنان را از دیگر جوامع برتر می‌کند و دیگر نیازی به تلاش، مجاهدت و اصلاح خود ندارند.

این مقدمه را از آن جهت عرض کردم که مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی، که از علمای اصفهان بودند و بعدها به تهران تبعید شدند، نقشی جدی در تربیت شاگردانی همچون حضرت امام داشتند.

انقلاب از کتاب و اندیشه شروع شد، نه از سلاح

حرکت معرفتی‌ای که در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ توسط رهبر شهید انقلاب، شهید مطهری، شهید بهشتی و مرحوم علامه مصباح دنبال شد، یک اتفاق مقطعی و تصادفی نبود؛ بلکه امتداد همان خط فکری‌ای بود که حضرت امام از دهه ۴۰ ترسیم کرده بودند.

حضرت امام معتقد بودند اگر قرار است انقلاب اسلامی شکل بگیرد، این انقلاب بیش از آنکه به اسلحه نیاز داشته باشد، به شناخت صحیح اسلام نیازمند است. باید کاری می‌شد که مردم اسلام را بشناسند.

در همین راستا، می‌بینیم هر یک از این بزرگان از مسیری وارد شدند. حضرت امام در همان سال ۱۳۴۲ هیئت‌های مختلف را پایه‌گذاری کردند و بعدها هیئت‌های مؤتلفه به مراکزی تبدیل شدند که تغذیه فکری خود را از امام و شاگردان ایشان دریافت می‌کردند.

در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب نیز جلسات گسترده کتاب‌خوانی، حلقه‌های مطالعه و نشست‌های معرفتی در سراسر کشور شکل گرفته بود که هنوز هم نمونه‌هایی از آن‌ها وجود دارد.

اما یکی از اتفاقاتی که پس از پیروزی انقلاب رخ داد این بود که عده‌ای تصور کردند انقلاب به پیروزی رسیده و دیگر آن حرکت‌های عمیق فرهنگی و معرفتی ضرورتی ندارد. به‌تدریج این فعالیت‌ها به حاشیه رفت و امور روزمره و اجرایی جای آن را گرفت.

در حالی که حضرت امام تصریح کرده بودند: «عامل ایجاد انقلاب، همان عامل بقای انقلاب است.»

بنابراین، اگر می‌خواهیم بدانیم امروز چگونه باید این مسیر را ادامه دهیم، ابتدا باید ببینیم انقلاب اسلامی با چه عاملی به پیروزی رسید و همان عامل را دوباره در جامعه احیا کنیم.

بصراوی: وقتی از صبر صحبت می‌شود، این واژه به معنای تحمل، سکوت یا انفعال ترجمه می‌شود؛ اما صبر از نگاه رهبر شهید یعنی دست از تلاش برنداشتن، دست از فعالیت نکشیدن و مبارزه را رها نکردن؛ یعنی صبرِ فعال.

یکی از مفاهیمی که در طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن به‌درستی تبیین می‌شود، مفهوم صبر است. به‌طور معمول وقتی از صبر صحبت می‌شود، این واژه به معنای تحمل، سکوت یا انفعال ترجمه می‌شود؛ یعنی اینکه فرد تنها سختی‌ها را تحمل کند. اما صبری که رهبر شهید در این کتاب آموزش می‌دهند، چنین معنایی ندارد.

از نگاه ایشان، صبر یعنی دست از تلاش برنداشتن، دست از فعالیت نکشیدن و مبارزه را رها نکردن؛ یعنی صبرِ فعال.

تجلی این نگاه را در بیانات سال‌های اخیر ایشان نیز می‌توان دید. اگر اشتباه نکنم، در سال‌های ۱۳۹۸ یا ۱۳۹۹، کلیدواژه «مقاومت» را به‌طور ویژه مطرح کردند. همان‌گونه که در برخی سال‌ها بر تحول یا موضوعات دیگر تأکید داشتند، در آن مقطع نیز محور اصلی، مقاومت بود.

خلاصه این بحث آن است که ما باید به درجه‌ای از قدرت برسیم که بازدارندگی ایجاد کند.

گاهی این سؤال مطرح می‌شود که چرا رهبر شهید انقلاب اجازه مذاکره با آمریکا را نمی‌دادند. به نظر من، این موضوع از مباحثی است که امروز بیش از هر زمان دیگری باید درباره آن گفت‌وگو شود. جدا از اینکه خود رهبر شهید انقلاب بارها درباره چرایی این موضوع توضیح داده‌اند، ما نیز باید بیشتر به همین چرایی بپردازیم.

ایشان می‌فرمودند اگر قرار باشد با آمریکا مذاکره کنیم، ابتدا باید به حد نصابی از اقتدار اقتصادی و اقتدار فرهنگی برسیم.

این نکته بسیار مهم است. به طور معمول تصور می‌شود مسئله فقط قدرت نظامی است، اما رهبر شهید انقلاب تأکید می‌کنند زمانی می‌توان وارد مذاکره شد که اقتصاد کشور آن‌قدر قوی باشد که بتواند خواسته‌های خود را بر طرف مقابل تحمیل کند و جامعه نیز از نظر فرهنگی آن‌قدر رشد کرده باشد که در جریان مذاکرات، اسیر فضاسازی‌ها، جنگ روانی و دستگاه‌های رسانه‌ای چند میلیارد دلاری طرف مقابل نشود.

چون مذاکره فقط به چند نفر که پشت میز می‌نشینند محدود نیست؛ مذاکره یک پیوست رسانه‌ای، فرهنگی و روانی گسترده دارد. بنابراین، راهبرد اصلی، قوی شدن است.

راز قدرت جمهوری اسلامی در یک کتاب؛ از توحید تا مقاومت در «طرح کلی اندیشه اسلامی»

ایمنا: اگر بخواهیم این منظومه فکری را به مسائل امروز کشور تعمیم دهیم، از نگاه رهبر شهید انقلاب مهم‌ترین مؤلفه‌های اقتدار و قوی شدن جمهوری اسلامی چیست و این قدرت چگونه باید ایجاد شود؟

بصراوی: در حوزه امنیت، ما با ارتشی روبه‌رو هستیم که بیش از صد برابر ما بودجه دارد، اما با وجود این، نمی‌تواند بر جمهوری اسلامی غلبه کند.

دلیل آن این است که ما در یک جنگ نامتقارن قرار داریم. خود مفهوم جنگ نامتقارن می‌تواند موضوع یک جلسه مستقل باشد؛ اینکه چه امکاناتی طرف مقابل دارد که ما نداریم و در مقابل، چه ظرفیت‌هایی ما داریم که او از آن محروم است.

یکی از مهم‌ترین این ظرفیت‌ها، پشتوانه مردمی است. در جمهوری اسلامی، مردم حاضرند هزینه بدهند، وقت بگذارند و این نظام را متعلق به خود بدانند.

اگر در عرصه اقتصاد نیز فضایی فراهم شود که مردم بتوانند سرمایه‌ها و دارایی‌های خود را وارد میدان کنند، همان اتفاقی رخ می‌دهد که در حوزه امنیت در دهه ۶۰ رخ داد؛ یعنی مردم کار را پیش می‌برند.

نمونه آن را در دوران کرونا دیدیم. اگر قرار بود برای تولید ماسک منتظر صدور مجوزها، تأمین بودجه و طی شدن همه مراحل اداری بمانیم، هیچ‌وقت تولید میلیونی ماسک شکل نمی‌گرفت. این مردم بودند که به میدان آمدند و مسئله را حل کردند.

انفاق فقط به معنای صدقه دادن یا کمک مالی مستحب نیست؛ انفاق یعنی پر کردن یک خلأ و برطرف کردن یک نیاز

برخی می‌گویند پول در کشور وجود ندارد، در حالی که کافی است به حجم نقدینگی در اختیار مردم نگاه کنیم؛ صدها میلیارد دلار سرمایه در اختیار مردم است که مسیر مناسبی برای ورود آن به عرصه تولید فراهم نشده است.

در پایان، دوباره به همین کتاب ارجاع می‌دهم. یکی از مفاهیم کلیدی که رهبر شهید در طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن تبیین می‌کنند، انفاق است.

انفاق فقط به معنای صدقه دادن یا کمک مالی مستحب نیست؛ انفاق یعنی پر کردن یک خلأ و برطرف کردن یک نیاز.

به تعبیر امروزی، اگر کسی سرمایه و دارایی خود را در مسیر تولید، رفع مشکلات جامعه و حل نیازهای مردم به کار بگیرد ـ البته با فراهم بودن سازوکارهای صحیح ـ این نیز مصداق انفاق است.

ادبیات قرآن نیز همین معنا را تأیید می‌کند. همان‌گونه که در مقاطعی برخی می‌گفتند رأی ندهید یا فشار اقتصادی ایجاد کنید تا نظام آسیب ببیند، در قرآن نیز درباره منافقان آمده است که به اطرافیان پیامبر(ص) می‌گفتند: «انفاق نکنید تا کسانی که گرد پیامبر هستند، از اطراف او پراکنده شوند.»

خواستم به‌صورت کارگاهی و با تکیه بر همین کتاب نشان دهم که چگونه می‌توان از مفاهیم آن برای تحلیل مسائل امروز استفاده کرد. در این منظومه فکری، مقاومت تنها یک شعار نیست، بلکه راهبردی برای رسیدن به اقتدار، بازدارندگی و حل مسائل کشور است.

کد مطلب 991059

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.