به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
نسخه نوین شهرها برای فرار از گرمای شهری
با افزایش دمای زمین، شهرها بهدلیل سطوح تیره آسفالت، ساختمانهای متراکم و وسایل نقلیه، گرمای بیشتری را در خود نگه میدارند. این پدیده که به اثر جزیره گرمایی معروف است، موجب میشود دمای بعضی محلههای شهری تا حدود ۴.۵ درجه سانتیگراد بالاتر از مناطق اطراف باشد. این گرمای اضافی که از طریق تصاویر ماهوارهای قابل مشاهده است، تأثیر مستقیمی بر سلامت انسان دارد و با افزایش مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبی-عروقی، نارسایی تنفسی و بیماریهای کلیوی مرتبط است.
دانشمندان و برنامهریزان شهری معتقدند که برای مقابله با این پدیده نمیتوان از راهحلهای یکسان برای همه شهرها استفاده کرد. هر شهر بسته به موقعیت جغرافیایی، ساختار شهری و نوع منابع گرمایی خود، نیاز به راهکارهای متفاوتی دارد. بهعنوان مثال، شهرهایی همچون فینیکس و دبی که در مجاورت بیابان قرار دارند، میتوانند از سطوح بازتابنده برای دفع تابش خورشید بهره ببرند، در حالی که در آتن، اولویت با ایجاد تهویه طبیعی و خنکسازی بامها از طریق پوشش گیاهی و مواد بازتابنده است تا جریان هوا از سمت دریا به داخل شهر کشیده شود.
یکی از روشهای رایج مقابله با اثر جزیره گرمایی، استفاده از سطوح بازتابنده روی پیادهروها و بامها است. این سطوح با رنگ روشن یا مواد خاص، بخش بیشتری از نور خورشید را منعکس میکنند و دمای سطح را کاهش میدهند، با این حال برخی کارشناسان هشدار میدهند که بازتاب بیش از حد نور به سمت پیادهروها و فضاهای عمومی ممکن است برای عابران آزاردهنده باشد و دمای بدن افراد را به اندازه دمای محیط کاهش ندهد.

روش استفاده از سطوح بازتابنده یا پیادهروهای خنک شامل پوشش خیابانها و پیادهروها با مواد روشنرنگ، آسفالتهای بازتابنده یا بتنهای خنک است. این مواد با انعکاس بخش بیشتری از نور خورشید، از جذب گرما توسط سطح جلوگیری میکنند و دمای روسازی را بهطور قابلتوجهی کاهش میدهند. این رویکرد ساده و کمهزینه در بسیاری از شهرهای گرم و پرجمعیت بهعنوان راهحلی مؤثر برای مقابله با جزیره حرارتی شهری به کار گرفته میشود.
از مهمترین مزایای این روش میتوان به کاهش دمای محیط شهری، صرفهجویی در مصرف انرژی برای سرمایش ساختمانها و بهبود کیفیت هوا اشاره کرد. علاوه بر این، خنکتر شدن معابر موجب افزایش آسایش حرارتی شهروندان و گردشگران میشود و تجربه پیادهروی و حضور در فضاهای باز را در روزهای گرم بهبود میبخشد. این کار بهطور غیرمستقیم به رونق گردشگری، کاهش شکایات حرارتی و حتی کاهش هزینههای بهداشتی ناشی از گرما کمک میکند.

سنگاپور: پیشگام آسیا در پیادهروهای خنک
سنگاپور یکی از شهرهای پیشروی آسیا در مقابله با اثر جزیره گرمایی شهری از طریق سطوح بازتابنده است. این شهر در چارچوب پروژه ملی خنکسازی سنگاپور که از سال ۲۰۱۷ آغاز شد، آزمایشهای گستردهای روی پوششهای خنک و آسفالتهای بازتابنده انجام داده است. این پروژه با همکاری آژانس ملی محیطزیست، سازمان توسعه شهری و دانشگاه ملی سنگاپور اجرا میشود.
در چند محله آزمایشی از جمله توآ پایو و جورنگ پوششهای بازتابنده با آلبدوی حدود ۰.۳۵ تا ۰.۴۵ روی پیادهروها و بخشهایی از خیابانها اعمال شده است. اندازهگیریهای انجامشده توسط محققان دانشگاه ملی سنگاپور نشان داده که دمای سطح این پوششها در روزهای آفتابی تا ۷ درجه سانتیگراد کمتر از آسفالت معمولی بوده و دمای هوا در ارتفاع ۱.۵ متری حدود ۰.۸ تا ۱.۲ درجه سانتیگراد کاهش یافته است. این آزمایشها بیشتر در مناطق مسکونی با تراکم بالا انجام شدهاند.
نوع پوشش مورد استفاده در این پروژهها پوششهای آببند اکریلیک حاوی ذرات سرامیکی و مواد معدنی بازتابنده است که برای آبوهوای گرم و مرطوب سنگاپور طراحی شدهاند. این مواد نهتنها بازتاب نور خورشید را افزایش میدهند، بلکه در برابر رطوبت و بارانهای استوایی نیز دوام خوبی دارند. پایش دما با استفاده از سنسورهای ثابت و تصاویر حرارتی ماهوارهای انجام میشود.
یکی از اهداف اصلی این پروژهها، کاهش مصرف انرژی سرمایش ساختمانها و بهبود آسایش حرارتی در فضاهای عمومی است. نتایج اولیه نشان میدهد که استفاده از این سطوح میتواند مصرف انرژی تهویه مطبوع را در ساختمانهای مجاور ۵ تا ۸ درصد کاهش دهد، همچنین به کاهش تشکیل آلایندههای ثانویه همچون ازن کمک کند.

پاراماتا؛ پوششهای بازتابنده در قلب سیدنی
شهر پاراماتا در استرالیا یکی از نمونههای فعال در استفاده از سطوح بازتابنده برای کاهش دمای شهری است. این شهر با همکاری شورای شهر پاراماتا و مؤسسات تحقیقاتی همچون دانشگاه وسترن سیدنی، پروژههایی را برای پوشش خیابانها و پیادهروها با آسفالتهای خنک و پوششهای بازتابنده اجرا کرده است. این پوششها از مواد با ضریب بازتابندگی خورشیدی بالاتر از ۳۰ ساخته شدهاند و در پروژههای آزمایشی در مناطق مرکزی و تجاری شهر به کار رفتهاند. اندازهگیریهای محلی نشان میدهد که این سطوح توانستهاند دمای سطح آسفالت را در ساعات اوج گرما بین ۵ تا ۸ درجه سانتیگراد نسبت به آسفالت معمولی کاهش دهند.
یکی از ویژگیهای فنی این پروژه، استفاده از پوششهای پلیمریمعدنی است که علاوه بر بازتاب نور، دوام بالایی در برابر ترافیک سنگین دارند. این مواد شامل ذرات سرامیکی یا تیتانیوم دیاکسید هستند که با افزایش آلبدوی سطح، جذب حرارت را کاهش میدهند. این پوششها در پاراماتا در ضخامتهای دو تا چهار میلیمتر روی آسفالت موجود اعمال شده و در بعضی نقاط با بتن نفوذپذیر ترکیب شدهاند تا همزمان به مدیریت آبهای سطحی نیز کمک کنند. پایش دما با سنسورهای ثابت و تصاویر حرارتی ماهوارهای انجام شده و نتایج نشاندهنده کاهش دمای محیطی تا ۱.۲ درجه سانتیگراد در مقیاس محلی است.
خنکتر شدن خیابانهای مرکزی پاراماتا در ماههای تابستان، تجربه شهروندان و بازدیدکنندگان از حضور در فضاهای عمومی همچون پارک پاراماتا و مناطق تجاری را بهبود بخشیده است. مردم مدت زمان بیشتری را در فضای باز سپری میکنند و شکایات مربوط به گرمای شدید کاهش یافته است. این موضوع بهطور غیرمستقیم به افزایش رضایت بازدیدکنندگان و حمایت از کسبوکارهای محلی کمک میکند. ترکیب این روش با سایر راهکارهای خنکسازی شهری از جمله کاشت درختان بومی، اثربخشی آن را افزایش داده است.

مواد متامتریال خنککننده تابشی: فناوری پیشرفته خنکسازی غیرفعال
مواد متامتریال خنککننده تابشی، نسل جدیدی از مواد مهندسیشده هستند که با استفاده از ساختارهای میکرویی و نانویی، عملکردی فراتر از رنگهای ساده بازتابنده دارند. این مواد نهتنها بخش عمدهای از نور خورشید را بازتاب میدهند، بلکه با انتشار امواج مادون قرمز در محدوده پنجره جوی، گرما را بهطور مستقیم به فضای بیرون از جو زمین میفرستند و بدون نیاز به مصرف انرژی، دمای سطح را کاهش میدهند. این ویژگی موجب شده است که متامتریالها بهعنوان یکی از روشهای خنکسازی غیرفعال شناخته شوند و پتانسیل بالایی برای کاهش دمای شهری و مصرف انرژی ساختمانها داشته باشند.
از جمله مهمترین مزایای این مواد میتوان به بازتاب بسیار بالای نور خورشید (بالای ۹۵ درصد)، قابلیت خنک کردن سطح حتی پایینتر از دمای هوا، کاهش قابلتوجه مصرف انرژی سیستمهای تهویه مطبوع (بین ۲۰ تا ۶۰ درصد) و عملکرد بدون نیاز به برق اشاره کرد. این مواد میتوانند به کاهش اثر جزیره گرمایی شهری کمک کنند و در بلندمدت، هزینههای عملیاتی ساختمانها را کاهش دهند.
تاکنون چند پروژه آزمایشی و نیمهتجاری با استفاده از این مواد اجرا شده است. شرکت اسکایکول سیستم (SkyCool Systems) پنلهای متامتریال خود را روی بام چند ساختمان تجاری و انبار در کالیفرنیا نصب کرده که نتایج آن کاهش ۲۰ تا ۴۰ درصدی مصرف انرژی سیستمهای تهویه مطبوع را نشان داده است.

دو نمونه کلیدی که با حمایت کمیسیون انرژی کالیفرنیا اجرا شده، نصب آرایههای پنل اسکایکول روی سقف دو سوپرمارکت در شهرهای رد بلاف و میلپیتاس است. این پروژهها روی سیستمهای تبرید تجاری یخچالها و فریزرهای فروشگاهی متمرکز بودهاند و پنلها بهصورت زیرسردکن و پیشسردکن در مدار کندانسورهای هوایی در مدار قرار گرفتهاند و آب یا سیال واسط را که سپس وارد مبدل حرارتی سیستم تبرید میشود، خنک میکنند.
در سایت رد بلاف یک آرایه شامل ۸۰ پنل روی بام نصب شد که حدود ۳۰ تا ۴۵ کیلووات ظرفیت دفع حرارت اضافی به سیستم کندانسور اضافه کرد. این افزایش ظرفیت موجب شد فشار تخلیه کمپرسورها حدود ۵۰ پاسکال کاهش یابد که نتیجه آن، ۱۵ درصد صرفهجویی در انرژی و کاهش پنج تا هفت کیلوواتی پیک توان مصرفی سیستم تبرید بود. نکته جالب این است که پیش از نصب پنلها، برای تقویت عملکرد کندانسور در تابستان از آبپاش روی بام استفاده میشد، اما بعد از نصب آرایه، این نیاز از بین رفت و در نتیجه، هزاران گالن آب در سال صرفهجویی شد.
در سایت میلپیتاس یک آرایه ۶۰ پنلی برای زیرسردکردن و پیشسردکردن سیستم تبرید نصب شد. وقتی دمای هوای محیط کمتر از حدود ۲۴ درجهی سانتیگراد بود، پنلها بهعنوان زیرسردکن عمل میکردند و ۶ تا ۱۴ درجه سانتیگراد زیرسردسازی اضافی در خروجی کندانسور فراهم میکردند که نتیجه آن کاهش ۱۵ تا ۲۰ درصدی مصرف انرژی بود. در حالت پیشسردکن، آرایه پنلها حدود ۲۵ تا ۳۰ کیلووات ظرفیت اضافی دفع حرارت برای کندانسور ایجاد کردند و توانستند در تابستان نزدیک به سه کیلووات از پیک توان سیستم بکاهند که در مجموع نزدیک به ۲۰ هزار کیلوواتساعت صرفهجویی سالانه به همراه داشت.

از ۲۰۲۲ به بعد اسکایکول شروع به گسترش نصبها در خارج از کالیفرنیا کرده است. برای مثال، در ژوئن ۲۰۲۲ پنلهای تابشی روی بام یک فروشگاه خواروبارفروشی در نورت مارکت در مینهسوتا نصب شد؛ این اولین نصب این فناوری در آن ایالت بود. در این پروژه، پنلها مستقیم با سیستم تبرید فروشگاه یکپارچه شدند تا دمای سیال خروجی کندانسور کاهش یابد و به این ترتیب، توان مصرفی کمپرسور کاهش و ظرفیت سرمایشی افزایش پیدا کند.
فناوری خنککاری تابشی اسکایکول طی چند سال اخیر از مرحله آزمایشگاهی و پایلوتهای محدود در کالیفرنیا، به یک راهحل نیمهتجاری در مقیاس انبارها، سردخانهها و فروشگاهها در چند ایالت آمریکا رسیده است؛ مسیری که همزمان با بهبود عملکرد متامتریالهای اپتیکی، بهینهسازی نحوه ادغام پنلها در مدار تبرید و گسترش جغرافیایی نصبها نشان میدهد این سامانه میتواند بهعنوان یک فناوری مکمل در کنار HVAC متعارف، در کاهش مصرف انرژی، کاهش بار پیک و کاهش وابستگی به خنککاری تبخیری نقش قابلتوجهی در گذار به ساختمانهای کمکربن ایفا کند.
راهکارها و راهبردهای نوین شهرهای جهان برای کاهش مصرف انرژی
در حالی که شهرها مسئول بیش از دوسوم مصرف انرژی جهانی و حدود ۷۰ درصد انتشار گازهای گلخانهای هستند، مدیریت شهری هوشمندانه و بهکارگیری راهبردهای نوین میتواند مصرف انرژی را بهطور چشمگیری کاهش دهد. با رشد سریع جمعیت شهری و افزایش تقاضا برای خدمات انرژی، فشار بر زیرساختهای موجود و منابع طبیعی بهطور فزایندهای بیشتر میشود. در این شرایط شهرها بهعنوان کانونهای اصلی مصرف، بزرگترین فرصت را برای تحول در الگوهای انرژی و کاهش اثرات زیستمحیطی در اختیار دارند. مطالعات نشان میدهد که اجرای راهبردهای مدیریتی هدفمند و استفاده از فناوریهای نوین میتواند تا ۴۰ درصد از مصرف انرژی در بخشهای مختلف شهری را بدون کاهش کیفیت خدمات، صرفهجویی کند.
شهرهای پیشرو در سراسر جهان با ترکیب فناوریهای دیجیتال، طراحی شهری هوشمند، استانداردهای سختگیرانه ساختمان و مشارکت شهروندی، الگوهایی عملی برای کاهش مصرف انرژی ارائه کردهاند که تابآوری شهری را افزایش و کیفیت زندگی را ارتقا میدهد. این شهرها با بهکارگیری سیستمهای پایش لحظهای، شبکههای هوشمند انرژی، ساختمانهای کممصرف و ناوگان حملونقل پاک، نهتنها وابستگی به سوختهای فسیلی را کاهش میدهند، بلکه امنیت انرژی و پایداری محیطزیستی خود را نیز تقویت میکنند. تجربه شهرها نشان میدهد که کاهش مصرف انرژی در گرو رویکردی یکپارچه است که در آن تکنولوژی، سیاستگذاری عمومی، طراحی فضایی و رفتار شهروندی بهصورت هماهنگ و مکمل یکدیگر عمل میکنند.

نقش هوش مصنوعی در پایش لحظهای و کاهش مصرف انرژی ساختمانها
هوش مصنوعی با تحول در نحوه پایش، تحلیل و مدیریت مصرف انرژی در ساختمانها به یکی از کلیدیترین فناوریهای کاهش مصرف انرژی در بخش ساختمان تبدیل شده است. سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی با استفاده از حسگرهای هوشمند، اینترنت اشیا و الگوریتمهای یادگیری ماشین، دادههای لحظهای مصرف برق، گرمایش، سرمایش، روشنایی و سایر دستگاههای انرژیبر را جمعآوری و تحلیل میکنند و با شناسایی الگوهای مصرف و ناهنجاریها، بهینهسازی خودکار یا پیشنهادی را ارائه میدهند.
این سامانهها با ادغام دادههای محیطی داخلی و خارجی ساختمان، از جمله دما، رطوبت، نور طبیعی، حضور افراد و حتی پیشبینیهای آبوهوایی میتوانند زمانبندی و شدت عملکرد تجهیزات را بهصورت پویا تنظیم کنند، بهعنوان مثال، ترموستاتهای هوشمند یادگیرنده با استفاده از هوش مصنوعی، دمای ساختمان را بر اساس عادتهای ساکنان و شرایط جوی بهینه تنظیم میکنند و تنها در مواقع ضروری سیستمهای گرمایش یا سرمایش را فعال میکنند. این رویکرد میتواند مصرف انرژی در سیستمهای گرمایش و تهویه مطبوع (HVAC) را به میزان قابلتوجهی کاهش دهد.

تحقیقات میدانی در ساختمانهای اداری و مسکونی نشان میدهد که بهکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت انرژی ساختمانها میتواند منجر به کاهش ۱۵ تا ۳۰ درصدی مصرف انرژی شود، بدون آنکه کیفیت خدمات یا آسایش ساکنان کاهش پیدا کند. هوش مصنوعی همچنین با پیشبینی الگوهای مصرف آینده و شناسایی نقاط هدررفت انرژی، به مدیران ساختمان گزارشهای دقیقی ارائه میدهد که امکان تصمیمگیری آگاهانه و مداخله بهموقع را فراهم میکند.
علاوه بر کاهش مصرف، این فناوریها موجب افزایش طول عمر تجهیزات، کاهش هزینههای نگهداری و بهبود بهرهوری کلی سیستمهای انرژی میشوند. موفقیت کامل این راهکارها نیازمند غلبه بر موانع فنی از جمله ضرورت وجود زیرساختهای دیجیتال قوی، امنیت دادهها و حفظ حریم خصوصی، همچنین آموزش نیروی انسانی و مدیریت مقاومت در برابر تغییرات است. هوش مصنوعی نهتنها ابزاری مکمل، بلکه یک عنصر ضروری در طراحی و مدیریت ساختمانهای پایدار آینده محسوب میشود.

ساختمانهای کممصرف و نوسازی هوشمند در توکیو
یکی از مؤثرترین راهکارها برای کاهش مصرف انرژی شهری، تمرکز بر بهینهسازی ساختمانهاست که بخش عمدهای از مصرف انرژی شهرها را به خود اختصاص میدهند. شهر توکیو در ژاپن با اجرای «برنامه گزارش کاهش کربن» و همراه با «طرح تعیین سقف و مبادله کربن» یکی از جامعترین و سختگیرانهترین نظامهای نظارتی بر مصرف انرژی در ساختمانهای بزرگ تجاری و اداری را در سطح جهان پیادهسازی کرده است.
این برنامه که از سال ۲۰۱۰ بهصورت رسمی آغاز به کار کرد، همه ساختمانهای بزرگ با مصرف انرژی بالا (معادل ۱۵۰۰ کیلولیتر نفت خام یا بیشتر در سال برای ساختمانهای اداری) را الزام میکند که مصرف انرژی سالانه خود را بهدقت پایش، اندازهگیری و به دولت شهری توکیو گزارش دهند. بر اساس این نظام هر ساختمان باید اهداف کاهش مصرف انرژی را در بازههای پنجساله تعیین کند و در صورت دست نیافتن به این اهداف، مشمول جریمههای مالی قابلتوجه، محدودیتهای عملیاتی و حتی در موارد شدید، تعلیق پروانه بهرهبرداری میشود. این برنامه نهتنها بر کاهش مصرف انرژی کل ساختمانها تمرکز دارد، بلکه بهصورت مشخص بر کاهش انتشار گازهای گلخانهای نیز نظارت میکند و ساختمانها را ملزم به تعریف سهمیههای کربنی و کاهش تدریجی آنها میسازد.

بر اساس گزارشهای رسمی توکیو، این برنامه از زمان آغاز تاکنون منجر به کاهش ۲۵ درصدی مصرف انرژی در ساختمانهای تحت پوشش شده است که رقمی چشمگیر در مقیاس شهری محسوب میشود. موفقیت این برنامه نتیجه ترکیبی از نظارت دقیق، الزامات قانونی شفاف، ارائه بازخوردهای منظم به مالکان و مدیران ساختمانها و وجود نظام جریمههای مؤثر است. علاوه بر این، توکیو با ارائه وامهای کمبهره، مشوقهای مالی و یارانههای مستقیم، مالکان ساختمانها را به نوسازی سیستمهای گرمایش، سرمایش، نورپردازی و عایقبندی تشویق میکند. این مشوقها شامل کمکهای هزینه برای نصب تجهیزات کارآمد انرژی، سیستمهای مدیریت انرژی هوشمند (BEMS)، ترموستاتهای هوشمند، پمپهای حرارتی با راندمان بالا، سیستمهای روشنایی پیشرفته و عایقبندی حرارتی دیوارها و پنجرهها است.
دولت توکیو با ارائه مشاورههای فنی رایگان و آموزشهای تخصصی به مدیران ساختمان، آنها را در شناسایی فرصتهای صرفهجویی انرژی و اجرای پروژههای بهینهسازی یاری میدهد. این رویکرد ترکیبی که شامل الزامات قانونی سختگیرانه، مشوقهای مالی جذاب و پشتیبانی فنی تخصصی است، مدل توکیو را به یکی از نمونههای موفق جهانی در مدیریت انرژی ساختمانهای بزرگ شهری تبدیل کرده است و بسیاری از کلانشهرهای دیگر در حال الگوبرداری از آن هستند.

نورپردازی هوشمند و مدیریت روشنایی عمومی در زوریخ
سیستمهای روشنایی هوشمند که با استفاده از حسگرها و فناوریهای اینترنت اشیا، شدت نور را بر اساس شرایط محیطی و ترافیکی تنظیم میکنند، میتوانند مصرف انرژی در بخش روشنایی عمومی را تا ۷۰ درصد کاهش دهند. شهر زوریخ در سوئیس با معرفی چراغهای خیابانی هوشمند که با استفاده از حسگرهای نوری و راداری با سطوح ترافیکی سازگار میشوند و بر این اساس روشنایی را افزایش یا کمنور میکنند، توانسته است مصرف انرژی در بخش روشنایی عمومی را بهطور چشمگیری کاهش دهد.
این پروژه که از سال ۲۰۱۰ با همکاری شرکت خدمات عمومی زوریخ و شرکت فناوری شریدر آغاز شد، در ابتدا در جاده اصلی یک کیلومتری اوردورف در زوریخ با نصب ۲۷ چراغ هوشمند ویژه آزمایشی اجرا شد. سیستم هوشمند نورپردازی با استفاده از حسگرهای نوری پیشرفته، سطح ترافیک لحظهای را اندازهگیری میکند و یک رایانه مرکزی با محاسبه مقدار نور مورد نیاز، فرمان را به هر یک از چراغها ارسال میکند تا سطح روشنایی را بهصورت تدریجی و پیوسته تنظیم کنند. این فناوری که در زمان خود بینظیر در اروپا محسوب میشد، توانسته است بسته به شرایط ترافیکی تا ۷۰ درصد در مصرف انرژی صرفهجویی کند و بهطور میانگین ۳۰ درصد کاهش مصرف انرژی در کل شبکه روشنایی شهری را محقق سازد.

پس از موفقیت پروژه آزمایشی، این سیستم در سراسر شهر زوریخ گسترش یافت و اکنون هزاران چراغ هوشمند در معابر، مناطق پیادهرو، پارکینگها و فضاهای عمومی شهر نصب شدهاند. این چراغها علاوه بر صرفهجویی در مصرف انرژی، آلودگی نوری را نیز کاهش میدهند و به حفظ زیستشب شبانه برای حیوانات و حشرات فعال در شب کمک میکنند. سیستم هوشمند نورپردازی زوریخ در سال ۲۰۱۸ برنده جایزه معتبر Watt d'Or در بخش فناوری انرژی از سوی دفتر فدرال انرژی سوئیس شد که نشاندهنده نوآوری و تأثیرگذاری قابلتوجه این پروژه است. هدف این پروژه، تأمین نور بهینه در همه مکانها و در همه زمانها با حداقل مصرف انرژی و حداقل تأثیر منفی بر محیطزیست است.
علاوه بر چراغهای هوشمند، زوریخ طیف وسیعتری از فناوریهای حسی شهری را ایجاد کرده است که میتواند دادههای محیطی متنوعی از جمله کیفیت هوا، دما، رطوبت، سطح صدا، شدت نور و جریان ترافیک را جمعآوری کند. این حسگرها در چراغهای خیابانی، تابلوهای اطلاعرسانی، ایستگاههای حملونقل عمومی و سایر زیرساختهای شهری نصب شدهاند و دادههای لحظهای را به مرکز کنترل شهری ارسال میکنند. بعضی از این حسگرها همچنین بهعنوان آنتن وایفای عمومی عمل میکنند و دسترسی رایگان به اینترنت را در مناطق مختلف شهر فراهم میسازند. این شبکه گسترده حسگری، دادههای غنی و دقیقی را برای تصمیمگیریهای مدیریت شهری، بهینهسازی ترافیک، پیشبینی آلودگی و مدیریت انرژی فراهم میکند و زوریخ را به یکی از پیشگامان شهر هوشمند در اروپا تبدیل کرده است.

این شهر همچنین سیستم مدیریت ساختمان هوشمند (BEMS) را معرفی کرده است که گرمایش، برق، سرمایش، تهویه و روشنایی ساختمانهای عمومی از جمله شهرداری، مدارس، کتابخانهها و مراکز ورزشی را به هم متصل میکند و مصرف انرژی را بهصورت یکپارچه و خودکار بهینهسازی میکند. این سیستم با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، الگوهای مصرف انرژی را در هر ساختمان تحلیل میکند و بر اساس حضور افراد، برنامه زمانی استفاده از فضاها، شرایط آبوهوایی و قیمت لحظهای انرژی، تنظیمات بهینه را برای هر سیستم اعمال میکند.
بهعنوان مثال در ساعاتی که ساختمان خالی است یا نور طبیعی کافی وجود دارد، سیستم بهطور خودکار روشنایی و تهویه را کاهش میدهد و در زمانهای اوج مصرف، بار انرژی را بین ساختمانهای مختلف متعادل میکند. این رویکرد یکپارچه نهتنها مصرف انرژی را در ساختمانهای عمومی بهطور قابلتوجهی کاهش داده، بلکه هزینههای عملیاتی شهرداری را نیز بهطور چشمگیری کم کرده و الگویی برای ساختمانهای خصوصی و تجاری فراهم آورده است.
کشورهای جهان با بیشترین نسبت گردشگر به جمعیت
در فضای کنونی اقتصاد جهانی، پدیدهای رو به رشد در حال شکلگیری است که در آن مرز میان جمعیت بومی و گردشگران بینالمللی در بسیاری از نقاط جهان کمرنگ شده است. بر اساس آخرین دادههای استخراجشده از سازمان جهانی گردشگری و بانک جهانی، رتبهبندی جدید کشورهایی که تعداد گردشگران آنها از جمعیت بومیشان فراتر رفته است، ابعاد تازهای از وابستگی اقتصادی و قدرت جذب گردشگری را آشکار میکند. این گزارش که بر اساس آمارهای ژوئیه ۲۰۲۶ تدوین شده است، نشان میدهد که این پدیده تنها محدود به کشورهای بسیار کوچک نیست، بلکه طیف گستردهای از اقتصادها را در بر میگیرد.
در صدر این رتبهبندی، کشور آندورا با قدرتی خیرهکننده قرار دارد. آندورا که در میان کوههای پیرنه و در مرز میان فرانسه و اسپانیا واقع شده، با جذب ۵۱ گردشگر به ازای هر واحد جمعیت، جایگاهی متمایز از سایر کشورها دارد. این کشور با وجود نداشتن فرودگاه بینالمللی، از طریق تفرجگاههای اسکی، مراکز درمانی و تفریحی، همچنین برخورداری از وضعیت تجاری بدون تعرفه، توانسته است سالانه بیش از ۴ میلیون بازدیدکننده را به خود جذب کند، بهطوری که گردشگری اکنون حدود هشتدهم از ستونهای اصلی اقتصاد این کشور را تشکیل میدهد.

پس از آندورا، حضور قدرتمند کشورهای جزیرهای و ریزکشورها دیده میشود که در پهنههای مختلف اقیانوسها و دریاهای جهان پراکندهاند. کشورهایی همچون موناکو، مالت و ایسلند با نرخهای قابلتوجهی در صدر قرار دارند و نشان میدهند که چگونه موقعیت جغرافیایی میتواند عاملی تعیینکننده در جذب مسافر باشد. در دریای مدیترانه، مالت پیشتاز است و در دریای کارائیب نیز باهاما با نرخ ۴.۶۶، الگوی اصلی منطقه محسوب میشود. در اقیانوس هند، جزایر مالدیو و سیشل، وابستگی شدیدی به ورود سالانه گردشگران نشان میدهند که برای حفظ پایداری اقتصادی خود به این جریان بینالمللی متکی هستند.
نکته قابلتوجه در این تحلیل، حضور کشورهای بزرگتر با جمعیت میلیونی در این فهرست است که نشاندهنده قدرت جذب فراتر از ظرفیتهای دموگرافیک آنهاست. کشورهایی همچون کرواسی با نرخ حدود ۴ گردشگر به ازای هر ساکن و اتریش و پرتغال با نرخهایی نزدیک به ۳، اثبات میکنند که حتی با داشتن جمعیت قابلتوجه، میتوان از طریق میراث تاریخی، معماری اصیل و مناظر طبیعی، به مقاصد جهانی تبدیل شد. برای نمونه پرتغال با جذب گردشگران در شهرهایی همچون لیسبون و پورتو و کرواسی با سواحل خیرهکنندهاش، توانستهاند توازنی میان جمعیت بومی و حجم عظیم گردشگران برقرار کنند.

گزارش حاضر نشان میدهد که رتبهبندی کشورها بر اساس نسبت گردشگر به جمعیت بهطور الزامی با تعداد کل گردشگران همخوانی ندارد. در حالی که کشورهای بزرگتر ممکن است از نظر تعداد مطلق مسافر در صدر باشند، کشورهای کوچکتر و جزیرهای بهدلیل جمعیت محدود خود، نرخهای بسیار بالاتری را ثبت میکنند. این واقعیت، نشاندهنده تنوع ساختاری در مدلهای اقتصادی جهان است که در آن گردشگری میتواند هم بهعنوان یک صنعت مکمل و هم بهعنوان شریان حیاتی و اصلی بقای اقتصادی یک ملت عمل کند.
چرا مصر در ۲۰۲۶ بیش از همیشه گردشگر میپذیرد؟
برترین جاذبههای گردشگری مصر در سال ۲۰۲۶ تنها به اهرام و معابد باستانی محدود نمیشوند، بلکه مجموعهای از موزههای نوین، سواحل دریای سرخ، واحههای بیابانی و شهرهای تاریخی را نیز در بر میگیرند. این تنوع کمنظیر، مصر را به مقصدی تبدیل کرده است که هم دوستداران تاریخ و فرهنگ و هم علاقهمندان به طبیعت، ماجراجویی و گردشگری دریایی را جذب میکند.
گردشگری پایدار و حفاظت از محیط زیست در مصر
پایداری این روزها به یکی از پایههای اصلی سیاستهای گردشگری مصر تبدیل شده است. شهر شرمالشیخ بهتدریج به الگویی برای گردشگری سبز در چارچوب چشمانداز مصر ۲۰۳۰ تبدیل میشود. نتایج پژوهشهای سال ۲۰۲۶ نشان میدهد این شهر با بهرهگیری از مدیریت هوشمند پسماند، فناوری اینترنت اشیا، سامانههای پایش محیط زیست، انرژیهای تجدیدپذیر و برنامههای کاهش انتشار کربن، در مسیر تبدیل شدن به مقصدی گردشگری با کمترین اثر زیستمحیطی، گام برمیدارد. این تجربه میتواند الگویی برای دیگر شهرهای مصر باشد تا توسعه گردشگری را با حفاظت از محیط زیست همراه کند.

فرهنگ و میراث؛ پلی میان گذشته و آینده مصر
بخش فرهنگی مصر نیز در سال،۲۰۲۶ رونقی تازه یافته است. پروژههای گسترده مرمت آثار تاریخی، نوسازی موزهها، کشف محوطههای باستانی جدید و بهرهگیری از فناوریهای دیجیتالی، میراث چند هزار ساله این کشور را بیش از گذشته، در دسترس بازدیدکنندگان قرار داده است. در واقع مصر دیگر آثار تاریخی خود را تنها بهعنوان بناهایی کهن معرفی نمیکند، بلکه با بهرهگیری از نمایشگاههای فراگیر، تجربههای تعاملی و زیرساختهای فرهنگی نوین، تاریخ خود را به شکلی زنده و جذاب روایت میکند، همچنین صنایع دستی، روستاهای میراثی و هنرهای بومی در این سرزمین بیش از گذشته مورد حمایت قرار گرفتهاند و به بخشی مهم از توسعه پایدار و تقویت هویت فرهنگی جوامع محلی، تبدیل شدهاند.
آیندهای نو برای مصر
بزرگترین نقطه قوت مصر در توانایی آن برای پیوند دادن یکی از غنیترین تمدنهای جهان با فناوریهای نوین و توسعه پایدار شهری، نهفته است. هرچند این کشور همچنان با چالشهایی همچون گسترش صنایع پیشرفته و افزایش توان رقابتی روبهرو است، اما دستاوردهای سالهای اخیر نشان میدهد که مصر با سرعت در حال حرکت بهسوی اقتصادی دانشبنیان، متنوع و آیندهنگر است.

برترین جاذبههای گردشگری مصر در سال ۲۰۲۶
در کنار پیشرفتهای چشمگیر مصر در زمینه فناوری و توسعه شهری، این کشور همچنان یکی از شگفتانگیزترین مقصدهای گردشگری جهان بهشمار میرود؛ زیرا مجموعهای بیهمتا از جاذبههای تاریخی، فرهنگی و طبیعی را در خود جای داده است. اهرام جیزه و تندیس بزرگ ابوالهول همچنان مشهورترین نمادهای مصر هستند و هر سال میلیونها گردشگر را به سوی خود جذب میکنند. در نزدیکی این مجموعه، موزه بزرگ مصر که اکنون بهعنوان یکی از بزرگترین موزههای باستانشناسی جهان، فعالیت میکند، با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته نمایشگاهی، هزاران اثر ارزشمند را در معرض دید بازدیدکنندگان قرار داده است و تجربهای نوین از بازدید موزهای، فراهم آورده است.

جنوب مصر نیز جاذبههایی فراموشنشدنی دارد. شهر اقصر که از آن با عنوان بزرگترین موزه روباز جهان یاد میشود، معبد اقصر و دره پادشاهان را در خود جای داده است و آرامگاه بسیاری از فرعونهای مصر باستان محسوب میشود. در آن سوی رود نیل، شهر اسوان نیز گردشگران بسیاری را مجذوب خود میکند. جاذبههای طبیعی مصر نیز در سالهای اخیر بیش از گذشته مورد توجه جهانی قرار گرفتهاند. شهرهای ساحلی شرمالشیخ، غردقه و مرسی علم، در ساحل دریای سرخ، به دلیل آبهای زلال، صخرههای مرجانی رنگارنگ و امکان غواصی و شنا در میان زیباترین زیستبومهای دریایی جهان، شهرتی بینالمللی دارند.
گردشگران ماجراجو نیز بیش از گذشته به بیابان سفید، چشماندازهای کوهستانی شبهجزیره سینا و واحه سیوا سفر میکنند؛ مناطقی که با طبیعت منحصربهفرد، آثار تاریخی و اقامتگاههای سازگار با محیط زیست، تجربهای متفاوت از سفر به مصر را ارائه میدهند. مجموعه جاذبههای تاریخی، طبیعی و فرهنگی، نشان میدهد که مصر در سال ۲۰۲۶ تنها مقصدی برای علاقهمندان به تمدن باستان نیست، بلکه سرزمینی است که تاریخ، طبیعت، فرهنگ و گردشگری نوین را در کنار یکدیگر به بازدیدکنندگان عرضه میکند.
اروپا در صدر نرخ بیکاری
بر اساس آخرین دادههای منتشرشده در ژوئیه ۲۰۲۶، میانگین نرخ بیکاری در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در ماه مه سال جاری میلادی به ۴.۹ درصد رسیده است. شرایط اشتغال میان کشورهای مختلف عضو، تفاوتهای معناداری را نشان میدهد.
پیشتازی فنلاند در نرخ بیکاری و چالشهای ساختاری اروپا
در صدر این رتبهبندی، فنلاند با نرخ بیکاری ۱۰.۸ درصد، بالاترین میزان بیکاری را در میان کشورهای OECD به خود اختصاص داده است. چالشهای بازار کار در این کشور بهویژه در میان نسل جوان بیشتری نمایان است، بهطوری که نرخ بیکاری برای افراد زیر ۲۵ سال در فنلاند به ۲۳ درصد رسیده است. پس از فنلاند، اسپانیا با ۱۰.۳ درصد در جایگاه دوم قرار دارد؛ کشوری که بهدلیل چالشهای ساختاری دیرینه در بازار کار، دهههاست با نرخهای بالای بیکاری دستوپنجه نرم میکند.
کشورهای اروپایی بهطور کلی بخش بزرگی از فهرست نرخهای بالای بیکاری را تشکیل میدهند. کشورهایی همچون سوئد، فرانسه، ترکیه، یونان، لیتوانی، دانمارک و کشورهای حوزه بالتیک، همه نرخ بیکاری بالاتر از میانگین ۴.۹ درصدی OECD را تجربه میکنند. ضعف در رشد اقتصادی در سطح اروپا از جمله عوامل اصلی کاهش تقاضا برای نیروی کار و تداوم فشارهای اقتصادی در این منطقه ارزیابی میشود.
در سوی دیگر اقیانوس اطلس، ایالات متحده آمریکا با نرخ بیکاری ۴.۲ درصد، عملکردی بهتر از میانگین OECD داشته است. در مقابل کانادا با ثبت نرخ ۶.۶ درصد، شرایطی ضعیفتر از همسایه جنوبی خود را در بازار کار تجربه میکند.

تداوم رونق بازار کار در شرق آسیا و اقتصادهای نوظهور
در انتهای این رتبهبندی، کشورهایی قرار دارند که همچنان از بازارهای کار پویا و کمتنش بهره میبرند. ژاپن با نرخ ۲.۵ درصد، پایینترین میزان بیکاری را در میان اعضای OECD به ثبت رسانده است. پس از آن مکزیک (۲.۷ درصد)، کرهجنوبی (۲.۸ درصد) و جمهوری چک (۲.۹ درصد) قرار دارند. پایداری این نرخهای پایین در کشورهای یادشده، بهطور عمده ناشی از روندهای جمعیتی خاص، تقاضای ثابت برای نیروی کار یا وجود کمبودهای ساختاری در تامین نیروی انسانی است.
تحلیل دادههای مه ۲۰۲۶ حاکی از آن است که اگرچه اقتصاد جهانی با نبود قطعیت و کاهش رشد دستوپنج نرم میکند، بازارهای کار در مقیاس کلی OECD همچنان تابآوری خود را حفظ کردهاند، با این حال شکاف میان کشورهایی که با معضل بیکاری جوانان و فشارهای ساختاری روبهرو هستند و کشورهایی که از کمبود نیروی کار و بازارهای فشرده رنج میبرند، همچنان یکی از اصلیترین دغدغههای سیاستگذاران اقتصادی در ماههای پیشرو خواهد بود.

شهرهای هوشمند انرژی چگونه ضایعات را به سوخت و برق تبدیل میکنند؟
بازیافت انرژی در شهرها را میتوان مجموعهای از راهبردهای بر پایه فناوری و فضا دانست که هدف آنها بازیابی انرژی از جریانهایی است که در حالت معمول دور ریخته میشوند و تزریق آن به سامانههای گرمایش، سرمایش، تولید برق یا حملونقل شهری است. یکی از مهمترین مسیرها تبدیل زباله به انرژی است که در آن زبالههای جامد شهری و بعضی پسماندهای صنعتی از طریق سوزاندن کنترلشده، گازیسازی، هضم بیهوازی یا روشهای دیگر به برق، حرارت و سوخت تبدیل میشوند و با شبکههای گرمایش منطقهای تلفیق میشوند.
مسیر دیگر، بازیافت حرارت اتلافی از فرایندهای صنعتی، نیروگاهها، مراکز داده و سامانههای فاضلاب است که میتواند برای گرمایش فضا، آب گرم مصرفی و تأمین حرارت فرایندی در کاربریهای مختلف استفاده شود، همچنین هضم بیهوازی پسماندهای آلی شهری، همچون ضایعات غذایی، لجن فاضلاب و بقایای کشاورزی در حومه، بیوگاز تولید میکند که میتواند در تولید برق، گرمایش یا سوخت وسایل نقلیه کاربرد داشته باشد.
بخش دیگری از مسیر بازیافت انرژی به بازیافت گازهای متان حاصل از محلهای دفن زباله مربوط است که با جمعآوری و سوزاندن کنترلشده آنها در موتور یا توربین، هم از انتشار مستقیم متان در جو جلوگیری میکند و هم انرژی قابل استفاده تولید میکند. پیشرفتهای فناورانه در زمینه ارتقای بازده تبدیل همچون گازیسازی و پیرولیز، بهبود سیستمهای تصفیه هوا و کنترل آلودگی و همچنین استفاده از سامانههای دیجیتال برای کنترل و بهینهسازی شبکههای انرژی به توسعه این مسیرها در مقیاس شهری کمک میکند.

مزایا و چالشهای شهری بازیافت انرژی
پیادهسازی مناسب سامانههای بازیافت انرژی میتواند مزایای متعددی برای شهرها بههمراه داشته باشد که از جمله مهمترین آنها کاهش دفن زباله و مسائل مرتبط با آن همچون انتشار متان، آلودگی آبهای زیرزمینی و اشغال اراضی ارزشمند است. این سامانهها میتوانند بخشی از تأمین انرژی حرارتی و الکتریکی را بهصورت محلی و تا حدی قابل کنترل در اختیار شهر قرار دهند و به این ترتیب امنیت انرژی و تابآوری شهری در برابر شوکهای خارجی را افزایش دهند، بهویژه در شهرهای سردسیر که بار گرمایش زمستانی بالاست.
علاوه بر این، زمانی که انرژی حاصل از زباله یا حرارت بازیافتی جایگزین سوختهای فسیلی میشود، انتشار خالص دیاکسیدکربن در سیستم انرژی کاهش مییابد و اگر این فرایندها با فناوریهایی همچون جذب و ذخیرهسازی کربن ترکیب شوند، حتی امکان کاهش بیشتر انتشار نیز وجود دارد. با این حال، چالشهای جدی نیز مطرح است که مهمترین آنها نگرانیهای عمومی درباره آلودگی هوا و پیامدهای بهداشتی تأسیسات تبدیل زباله به انرژی است و نیازمند اعمال استانداردهای سختگیرانه زیستمحیطی، پایش شفاف و طراحی و استقرار سنجیده در بافت شهری است.
از سوی دیگر، اتکای بیش از حد به سوزاندن زباله میتواند به قفلشدگی ساختاری در یک اقتصاد پرزباله منجر شود، بهطوری که انگیزه و امکان کاهش تولید زباله و افزایش بازیافت مواد تضعیف شود؛ به همین دلیل در رویکردهای پیشرو تأکید میشود که پیشگیری از تولید زباله و بازیافت مواد در سلسلهمراتب مدیریت پسماند در اولویت قرار دارد و بازیافت انرژی باید برای جریانهای غیرقابل بازیافت باقی بماند. هزینههای اولیه بالای این زیرساختها و نیاز به هماهنگی بلندمدت میان نهادهای مسئول انرژی، مدیریت پسماند و برنامهریزی شهری نیز از دیگر چالشهایی است که باید در طراحی سیاستها و پروژهها مورد توجه قرار گیرد.

استکهلم؛ مراکز داده گرمای خود را به شریانهای شهر هدیه میکنند
شهر استکهلم با پروژه «گرمایش منطقهای باز» گرمای هدررفته مراکز داده را مستقیم به شبکه گرمایش شهری تزریق میکند. این رویکرد نهتنها مصرف سوخت فسیلی را کاهش میدهد، بلکه با کاهش دمای آب برگشتی شبکه، راندمان کلی سیستم را افزایش میدهد.
پروژه گرمایش منطقهای باز استکهلم توسط شرکت Stockholm Exergi راهاندازی شده و یکی از موفقترین مدلهای بازچرخانی گرمای هدررفته از مراکز داده در مقیاس شهری است. شرکت Stockholm Exergi یکی از بزرگترین شرکتهای انرژی سوئد است که مالکیت آن بهصورت مشترک میان شهرداری استکهلم و شرکت Fortum قرار دارد. این شرکت مسئولیت اصلی شبکه گرمایش منطقهای استکهلم را بر عهده دارد و بیش از ۸۰۰ هزار واحد مسکونی و تجاری را از طریق شبکهای با طول بیش از سه هزار کیلومتر پوشش میدهد.
این پروژه از سال ۲۰۱۶ بهصورت آزمایشی آغاز شد و در سال ۲۰۱۸ بهطور رسمی گسترش پیدا کرد. ایده اصلی پروژه این است که مراکز داده و سایر منابع حرارتی کمدما بتوانند گرمای مازاد خود را مستقیم به شبکه گرمایش منطقهای بفروشند. گرمای خروجی سرورها که بهطور معمول بین ۲۵ تا ۴۰ درجه سانتیگراد است، از طریق مبدلهای حرارتی و پمپهای حرارتی صنعتی با ضریب عملکرد حدود ۳.۸ تا ۴.۲ به دمای ۷۵ تا ۸۵ درجه سانتیگراد میرسد و سپس به شبکه اصلی تزریق میشود. این سیستم از زیرساخت شبکه موجود استکهلم استفاده میکند که بیش از سه هزار کیلومتر لوله دارد و حدود ۸۰۰ هزار واحد مسکونی و تجاری را پوشش میدهد. تا سال ۲۰۲۶ بیش از ۱۵ مرکز داده بزرگ به این شبکه متصل شدهاند و سالانه حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ گیگاواتساعت گرما از این طریق بازیابی و به شبکه تزریق میشود.
پروژه از نظر فنی از مدل «Open» بهره میبرد که به معنای امکان اتصال آسان و استانداردشده برای تولیدکنندگان حرارت جدید است. تولیدکنندگان گرما از طریق قراردادهای بلندمدت، حرارت خود را به قیمت رقابتی به Stockholm Exergi میفروشند و این شرکت نیز آن را در شبکه توزیع میکند. این رویکرد نهتنها هزینه سرمایهگذاری برای گسترش شبکه را کاهش داده، بلکه راندمان کلی سیستم را با کاهش دمای آب برگشتی افزایش داده است.
در برنامههای آینده استکهلم قصد دارد دمای شبکه را به زیر ۷۰ درجه سانتیگراد برساند تا امکان اتصال منابع حرارتی با دمای پایینتر همچون مراکز داده نسل جدید و حتی گرمای فاضلاب را گسترش دهد، همچنین پروژههایی برای ادغام سرمایش منطقهای با استفاده از گرمای هدررفته مراکز داده در حال مطالعه است. هدف بلندمدت این است که تا سال ۲۰۳۵، حداقل ۲۵ درصد از انرژی حرارتی شبکه بهطور مستقیم از گرمای هدررفته مراکز داده و صنایع تأمین شود.

مادرید: الگویی از تبدیل پسماند به طلای سبز در حومه شهر
شهر مادرید در اسپانیا با راهاندازی مجتمع بیومتانسازی در پارک فناوری والدمینگوم در حومه جنوبشرقی خود، یکی از موفقترین نمونههای اروپایی در هضم بیهوازی پسماندهای آلی شهری است. این تأسیسات ذیل پروژه اروپایی اسکالیبر (SCALIBUR) و با هدف توسعه فناوریهای نوین مدیریت پسماندهای زیستی طراحی و اجرا شد و اکنون بهعنوان الگویی برای سایر شهرها در مدیریت یکپارچه ضایعات غذایی، لجن فاضلاب و سایر پسماندهای آلی مطرح است.
مجتمع والدمینگوم از دو نیروگاه بیومتانسازی به نامهای لاس دهساس و لا پالوما تشکیل شده است که هر دو بر پایه فرایند هضم بیهوازی عمل میکنند. در این فرایند، پسماندهای آلی در غیاب اکسیژن توسط میکروارگانیسمها تجزیه و به دو محصول اصلی بیوگاز و دیژست (کود آلی) تبدیل میشوند. نیروگاه لاس دهساس سالانه حدود ۲۱۸ هزار تن مواد آلی را پردازش میکند که ۱۶۱ هزار تن آن مستقیم به تولید بیومتان اختصاص دارد. نیروگاه لا پالوما نیز با ظرفیت متوسط ۱۵۱ هزار تن در سال بیش از ۱۰۸ هزار تن بیومتان تولید میکند.
بیوگاز خام تولیدشده در این دو نیروگاه که بهصورت عمده از متان و دیاکسید کربن تشکیل شده است، به واحد تصفیه و غنیسازی منتقل میشود. در این واحد با استفاده از فرایندهای شستشوی گاز و حذف ناخالصیها همچون دیاکسید کربن، اکسیژن، رطوبت و ترکیبات گوگردی، بیوگاز به بیومتانی با کیفیت بالاتر از میانگین گاز طبیعی شبکه اسپانیا تبدیل میشود. غلظت متان در بیومتان نهایی بیش از ۹۶ درصد، دیاکسید کربن کمتر از یک درصد و اکسیژن کمتر از ۰.۴درصد است. این بیومتان با ظرفیت تزریق ۶۵۰۰ مترمکعب در ساعت، مستقیم به شبکه سراسری گاز طبیعی تزریق میشود، چرا که یکی از خطوط لوله اصلی گاز از مجاورت سایت عبور میکند.

خوراک ورودی به این تأسیسات از دو مسیر اصلی تأمین میشود: نخست، پسماندهای غذایی که بهصورت جداگانه در سطلهای قهوهای رنگ در سطح شهر جمعآوری میشوند و دوم، بخش آلی بازیافتشده از پسماندهای عمومی که در مراکز پردازش پسماند والدمینگوم جداسازی میشوند. این پسماندها پس از دریافت در سالنهای بسته، پیشتصفیه مکانیکی شامل سرند کردن، جداسازی مواد سنگین و سبک و حذف فلزات با آهنربا را طی میکنند و سپس به هاضمهای بزرگ بیهوازی وارد میشوند. هر نیروگاه دارای چندین هاضم بزرگ با حجم هزاران مترمکعب است که فرایند تخمیر بیهوازی در دمای کنترلشده و زمان ماند مشخص در آنها انجام میشود.
پس از هضم بیهوازی، مواد جامد باقیمانده یا دیژست که غنی از مواد آلی و مواد مغذی است به واحد کمپوستسازی منتقل و تحت فرایند هوادهی کنترلشده به کمپوست با کیفیت تبدیل میشود که میتواند بهعنوان اصلاحکننده خاک در کشاورزی و فضای سبز استفاده شود. پسابهای تولیدی از جمله شیرابهها و آبهای بارانی آلوده نیز در یک تصفیهخانه ویژه شامل فرایندهای بیولوژیکی، اولترافیلتراسیون و اسمز معکوس تصفیه میشوند تا کیفیت لازم برای استفاده مجدد در فرایندهای صنعتی یا تخلیه ایمن به محیط را کسب کنند.

انرژی تولیدی در این مجتمع چندمنظوره است و کاربردهای متنوعی دارد. بخش عمده بیومتان تولیدی به شبکه گاز شهری تزریق میشود و میتواند برای گرمایش ساختمانها، مصارف خانگی، دیگهای بخار صنعتی و نیز بهعنوان سوخت وسایل نقلیه گازسوز همچون اتوبوسها، کامیونها و خودروهای سبک مورد استفاده قرار گیرد. پیش از توسعه ظرفیت، سالانه حدود ۱۰۰ گیگاواتساعت انرژی حرارتی تولید میشد که با تکمیل خطوط جدید تصفیه بیوگاز در سال ۲۰۲۲، این مقدار به حدود ۱۸۰ گیگاواتساعت در سال افزایش پیدا کرد. این افزایش ۸۰ درصدی ظرفیت معادل مصرف سالانه گاز طبیعی حدود ۳۵ هزار و ۳۱۵ خانوار اسپانیایی یا سوخترسانی به حدود ۵۵۰ اتوبوس شهری مادرید است.
علاوه بر تزریق به شبکه گاز، بخشی از بیوگاز تولیدی نیز در موتورهای تولید همزمان برق و حرارت در سایت استفاده میشود تا برق مورد نیاز تأسیسات و حتی شبکههای محلی همچون دوچرخههای برقی را تأمین کند. این رویکرد چندمنظوره بازده انرژی کل سیستم را به حداکثر رسانده است و پایداری عملیات را تضمین میکند. از منظر زیستمحیطی، این تأسیسات سالانه منجر به کاهش بیش از ۴۳ هزار و ۵۰۰ تن معادل دیاکسید کربن میشود، چرا که هم از دفن پسماندهای آلی و تولید متان در محل دفن جلوگیری میکند و هم سوخت فسیلی را با یک سوخت تجدیدپذیر جایگزین میکند.

این پروژه نهتنها از نظر فنی و ظرفیت پردازش یکی از بزرگترین تأسیسات اروپایی در این حوزه است، بلکه بهدلیل کیفیت بالای بیومتان تولیدی، یکپارچگی فرایندها و تنوع کاربردهای انرژی، بهعنوان مرجعی برای سایر دولتها و شهرهایی شناخته میشود که بهدنبال توسعه پروژههای مشابه هستند. سایت والدمینگوم همچنین شامل بخشهای تحقیق و توسعه، آزمایشگاههای آنالیز و فضاهای آموزشی است که در آن پروژههای نوآورانه در زمینه مدیریت پسماند و انرژیهای تجدیدپذیر آزمایش و ارزیابی میشوند.
آینده صنعت الکترونیک جهان در تایپه
در سال ۲۰۲۶، تایپه جایگاه خود را بهعنوان مهمترین مرکز جهانی نوآوری در صنعت نیمهرساناها و فناوریهای هوش مصنوعی، تثبیت کرده است. این شهر تنها بر برتری دیرینه خود در تولید تراشه، تکیه ندارد، بلکه با تمرکز بر یکپارچهسازی سامانهها، بستهبندی پیشرفته تراشهها و رایانش پردازشسنگین، در حال ترسیم آینده صنعت الکترونیک جهان است. رشد شتابان فناوریهای هوش مصنوعی نیز این روند را بیشازپیش در تایپه، سرعت بخشیده است.
پیشگامی تایپه در بستهبندی پیشرفته تراشهها
یکی از مهمترین عوامل موفقیت تایپه، سرمایهگذاری گسترده در فناوریهای نوین بستهبندی تراشه است؛ حوزهای که امروزه یکی از کلیدهای اصلی افزایش توان پردازشی سامانههای هوش مصنوعی بهشمار میرود. مؤسسه ملی پژوهشهای کاربردی تایوان که در تایپه مستقر است، در سال ۲۰۲۶، فناوری نوآورانهای با نام «تراشه روی تراشه روی برد» (Chip-on-Chip-on-Board)، معرفی کرد. این فناوری نسبت به روشهای رایج، ساختاری سادهتر و کمهزینهتر دارد و بدون نیاز به لایههای واسط پیچیده، تراشه را بهطور مستقیم به برد الکترونیکی متصل میکند. این روش ضمن کوتاهتر کردن مسیر انتقال دادهها، سرعت پردازش، تراکم اجزا و بازده سامانه را افزایش میدهد و هزینه تولید را نیز کاهش میبخشد. ویژگی مهم این بستر پژوهشی آن است که بهصورت آزاد در اختیار دانشگاهها و شرکتهای نوپا قرار گرفته است تا بتوانند با هزینه کمتر، سامانههای پیشرفته و ترکیبی نسل آینده را توسعه دهند.

نقش شرکتهای پیشرو در آینده صنعت تراشه تایپه
شتاب نوآوری در تایپه با برنامههای بلندپروازانه شرکتهای بزرگ این صنعت، تقویت شده است. این شرکتها پیشبینی میکنند که درآمد حاصل از فناوریهای بستهبندی پیشرفته تا پایان سال ۲۰۲۶ بیش از ۱۰ درصد درآمد کل آن را تشکیل دهد؛ رشدی که ناشی از افزایش تقاضای جهانی برای سامانههای هوش مصنوعی است، همچنین ظرفیت تولید این فناوریها تا سال ۲۰۲۷ سالانه بیش از ۸۰ درصد افزایش خواهد یافت و نسلهای آینده آن امکان یکپارچهسازی تعداد بسیار بیشتری از تراشههای حافظه پرسرعت را فراهم خواهند کرد.

تایپه؛ مرکز گردهمایی رهبران صنعت نیمهرسانا
تایپه به یکی از مهمترین محلهای گردهمایی فعالان صنعت تراشه جهان تبدیل شده است. اهمیت راهبردی تایپه زمانی آشکار شد که شرکتهای مهم فناوری، این شهر را برای ایجاد دفتر مرکزی فعالیتهای بینالمللی خود انتخاب کردند؛ تصمیمی که به گفته مسئولان شهری، تأثیر چشمگیری بر اقتصاد نوآوری تایپه خواهد داشت. حضور شرکتهای بزرگ جهانی در رویدادهای مهم تکنولوژی نیز جایگاه این شهر را بهعنوان نقطه تلاقی طراحی تراشههای هوش مصنوعی، تولید نیمهرساناها و مونتاژ پیشرفته سرورها، بیش از پیش تثبیت کرده است. تایپه اکنون نهتنها قلب صنعت نیمهرسانا، بلکه یکی از مهمترین مراکز شکلدهنده آینده فناوری جهان بهشمار میرود. در واقع این شهر با گردهم آوردن بزرگترین شرکتهای فناوری، پژوهشگران و سرمایهگذاران به یکی از مهمترین مراکز تعیینکننده مسیر فناوریهای نسل آینده، تبدیل شده است.
راهکار شهر صدمناره برای مقابله با گرمای هوا
طرح شهر پراگ که با عنوان «انرژی پاک ۲۰۲۷-۲۰۲۶» از ابتدای ماه ژوئیه آغاز به کار کرده است، با بودجهای معادل ۵۰ میلیون کرون چک (حدود دو میلیون یورو) اجرا میشود و علاوه بر حمایت از نصب پمپهای حرارتی و سامانههای خورشیدی حرارتی، برای نخستینبار یارانههایی را برای اجرای بامهای سبز، سامانههای ذخیره آب باران، توسعه پوششهای گیاهی رونده و حذف سطوح غیرقابل نفوذ در نظر گرفته است.
مقامهای شهری اعلام کردهاند این برنامه بخشی از راهبرد بلندمدت پراگ برای افزایش تابآوری اقلیمی، کاهش اثر جزیره گرمایی شهری و بهبود مدیریت منابع آب باران است. در سالهای اخیر افزایش دمای هوا، کاهش نفوذپذیری سطوح شهری و تشدید بارشهای ناگهانی، شهرهای اروپایی را به سمت سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای سبز سوق داده است و پراگ نیز اکنون تلاش دارد با مشارکت مستقیم شهروندان، دامنه این اقدامات را از پروژههای عمومی به املاک خصوصی گسترش دهد.
«یانا کومرسکووا» معاون شهردار پراگ در امور محیط زیست و برنامه اقلیمی، با اشاره به اهمیت مشارکت شهروندان در مقابله با تغییرات آبوهوایی تأکید کرد که گرمایش بیش از حد شهر به یکی از چالشهای جدی پراگ تبدیل شده است. به گفته وی، شهرداری تاکنون پروژههای متعددی برای سازگاری با تغییرات اقلیمی اجرا کرده و از مناطق مختلف شهر نیز در این زمینه حمایت کرده است، اما اکنون قصد دارد این حمایت را به مالکان خصوصی نیز گسترش دهد تا بتوانند با ایجاد فضاهای سبز، ذخیره آب باران و اجرای دیگر راهکارهای سازگار با اقلیم، در خنکتر شدن شهر و افزایش کیفیت محیط زندگی نقش ایفا کنند.
«بوهوسلاو اسوبودا» شهردار پراگ نیز با تأکید بر اهمیت اقدامات محلی در مقابله با بحران اقلیمی اظهار کرد هر درخت، هر بام سبز و هر قطره آب بارانی که در شهر حفظ شود، به افزایش کیفیت زندگی و تابآوری پراگ کمک میکند. وی افزود که حمایت از شهروندانی که مایل به مشارکت در این روند هستند، زمینه ایجاد شهری سالمتر و پایدارتر را برای نسلهای آینده فراهم خواهد کرد.

بر اساس جزئیات این برنامه، مالکان خانههای ویلایی و واحدهای مسکونی میتوانند برای نصب پمپ حرارتی تا سقف ۱۵۰ هزار کرون، برای احداث بام سبز تا ۲۰۰ هزار کرون و برای ایجاد مخازن ذخیره آب باران تا ۱۵۰ هزار کرون کمکهزینه دریافت کنند، همچنین نصب سامانههای خورشیدی حرارتی نیز مشمول حمایت مالی این طرح است.
در مقابل، تعاونیهای مسکن و انجمنهای مالکان ساختمانهای چندواحدی از سقف حمایت مالی بیشتری برخوردار خواهند بود. این گروهها میتوانند تا ۴۰۰ هزار کرون برای نصب پمپهای حرارتی و اجرای بامهای سبز، تا ۲۵۰ هزار کرون برای سامانههای ذخیره آب باران، تا ۲۰۰ هزار کرون برای ایجاد پوششهای گیاهی رونده و تا ۴۰۰ هزار کرون برای جایگزینی سطوح نفوذناپذیر با مصالح نفوذپذیر در حیاطها و فضاهای پیرامونی مجتمعهای مسکونی دریافت کنند؛ اقدامی که علاوه بر کاهش روانابهای سطحی، به تغذیه سفرههای آب زیرزمینی و کاهش دمای محیط نیز کمک میکند.
شهرداری پراگ اعلام کرده است متقاضیان میتوانند درخواست خود را پیش از آغاز پروژه، همزمان با اجرای آن یا پس از پایان عملیات ثبت کنند. فرایند دریافت کمکهزینه در دو مرحله انجام میشود و تخصیص اعتبارات بر اساس ترتیب ثبت الکترونیکی درخواستها و تا زمان تمام شدن بودجه ادامه خواهد داشت، از همینرو، مسئولان شهری از شهروندان خواستهاند برای افزایش شانس دریافت حمایت مالی، ثبتنام خود را در سریعترین زمان ممکن انجام دهند.
کارشناسان معتقدند این برنامه نشاندهنده تغییر رویکرد مدیریت شهری پراگ از تمرکز صرف بر پروژههای زیرساختی به سمت مشارکت فعال شهروندان در تحقق اهداف اقلیمی است. استفاده همزمان از فناوریهای کمکربن همچون پمپهای حرارتی و راهکارهای بر پایه طبیعت نظیر بامهای سبز و ذخیره آب باران، میتواند علاوه بر کاهش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای، به کنترل دمای شهر، افزایش تنوع زیستی، مدیریت بهتر منابع آب و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان نیز کمک کند.
دوستانهترین کشورهای جهان برای گردشگران کدامند؟
هر مسافری که به کشورهای گوناگون سفر کرده باشد، تجربهای منحصربهفرد از برخورد با مردمان بومی دارد و شاید بهسختی بتوان دو نفر را پیدا کرد که صددرصد یکسان از احساس راحتی در میان غریبهها سخن بگویند، چراکه عواملی همچون آبوهوا، کیفیت خوراک و حتی شانس در دیدار با افراد، همه در شکلگیری این حس تأثیرگذارند. با این وجود هر سال در نظرسنجیهای معتبر مسافرتی، نام چند کشور ویژه تکرار میشود، کشورهایی که نه بهواسطه تبلیغات پرزرقوبرق، بلکه بر پایه آنچه گردشگران در عمل تجربه کردهاند، جایگاه خود را تثبیت میکنند.
در تازهترین نظرسنجی خوانندگان برگزیده نشریه سرشناس «کند نست تراولر Condé Nast Traveller» در سال ۲۰۲۵ که بر مبنای آرای افرادی تدوین شده است که خود به این مقاصد سفر کرده بودند، پنج کشور بهعنوان دوستانهترین ملل جهان معرفی شدهاند. رقابت در این دوره بسیار فشرده بود و تمام ۱۰ کشور نخست، امتیازی بالای ۹۶ درصد کسب کردند و فاصله امتیازی میان صدر و انتهای جدول تنها حدود ۲ درصد بود.

کنیا، پیشتاز با میهماننوازی بینظیر
کنیا با کسب امتیاز چشمگیر ۹۸.۴۶ درصد در صدر جدول جهانی قرار گرفته و بهعنوان دوستانهترین کشور جهان در سال ۲۰۲۵ معرفی شده است. عاملی که کنیا را از سایر رقبا متمایز کرد، تنها چشماندازهای طبیعی شگفتانگیز آن نیست، بلکه از راهنمایان دلسوز و آگاه در تورهای سافاری گرفته تا فضای پرجنبوجوش شبانه نایروبی و آرامش اقامتگاههای ساحلی، بازدیدکنندگان بر نقش محوری مردم این کشور تأکید داشتند. میهماننوازی کنیاییها در لحظاتی حساس همچون زمانی که گردشگر در فاصلهای اندک از یک شیر ایستاده و راهنما با خونسردی او را راهنمایی میکند، بهخوبی نمایان است و تجربهای بهیادماندنی خلق میکند.

باربادوس، ضربآهنگ فرهنگ و جشنهای تاریخی
جزیره باربادوس با امتیاز ۹۸.۱۸ درصد در جایگاه دوم ایستاده است. آنچه این مقصد کارائیبی را متمایز میکند، تلفیق پویای میراث آفریقایی-کارائیبی و بریتانیایی در موسیقی، خوراک و نحوه برخورد ساکنان با بازدیدکنندگان است، بهنحوی که گویی میهمان و میزبان از پیش یکدیگر را میشناختهاند.
این جزیره میزبان رویدادی برجسته است که ریشه در آیینهای برداشت نیشکر در سده هجدهم دارد. در این ایام، باربادوس با پرهای رنگینکمانی و موسیقی کالیپسو جان میگیرد و هزاران گردشگر بینالمللی برای تماشای این جشن شگفتانگیز به آنجا میشتابند، ضمن آنکه با میهماننوازی فوقالعادهای روبهرو میشوند. چنین رویدادهایی مسافر عادی را به عضوی موقت از جمعیت محلی تبدیل میکند.

مکزیک، گرمای صمیمانه در بازارها و سفرههای خانگی
مکزیک با امتیاز ۹۸ درصد، فاصلهای اندک با دو کشور بالادست دارد و در جایگاه سوم قرار گرفته است. با توجه به نزدیکی بسیار این اعداد، میتوان گفت انتخاب میان سه مقصد نخست، بیشتر به سلیقه شخصی مسافران بستگی دارد تا تفاوت کیفی آشکار. نکته جالبتوجه درباره مکزیک، یکنواختی تجربه مثبت گردشگران در مناطق گوناگون آن است. بازارهای پرجنبوجوش، غذاهای لذیذ و فرهنگ غنی این کشور، همه در کنار رفتار مهماننوازانه مردم محلی قرار میگیرند، مردمی که نهتنها راهنمایی گرم و صمیمی به گردشگر ارائه میدهند، بلکه در میهمانیها و وعدههای غذایی نیز او را همچون عضوی از خانواده میپذیرند. این سخاوت روزمره، ماندگارترین خاطره برای بازدیدکنندگان است.

بوتان، فلسفه ملی در خدمت میهماننوازی
حضور بوتان در جمع پنج کشور برتر، برای آگاهان از سیاستهای گردشگری این کشور چندان دور از انتظار نبود. بوتان با تکیه بر سیاستهای مردممحور، تأکید بر شادی ناخالص ملی و تعهد به گردشگری پایدار، موفق شده فلسفه حکمرانی خود را با تجربه مسافران پیوند بزند.
این فلسفه در عمل به میهماننوازی بالایی تبدیل میشود که بازدیدکنندگان در مسیرهای کوهپیمایی میان جنگلهای کهن، گردنههای بلند و روستاهای دوردست با آن روبهرو میشوند. محدودیتهای دقیق ورود گردشگر نیز مانع از ازدحام میشود و این احساس را به مسافر القا میکند که نه یک مشتری، بلکه یک میهمان واقعی است. قرار گرفتن بوتان در این رتبه، گواهی بر تجربه ارزشمند کسانی است که توفیق دیدار از این سرزمین را داشتهاند.

کامبوج، پیروزی فرهنگ بر زیرساختها
کامبوج با امتیاز ۹۷.۳۳ درصد، پنجمین کشور دوستانه جهان لقب گرفته و موفق شده است از دو غول بزرگ گردشگری منطقه، یعنی ویتنام (۹۷.۲۷) و تایلند (۹۶.۳۶)، پیشی بگیرد. این موفقیت برای کشوری که صنعت گردشگری خود را بهطور عمده در دو دهه اخیر بازسازی کرده است، دستاوردی چشمگیر محسوب میشود.
دلیل اصلی این جایگاه، نه زیرساختهای مدرن، بلکه فرهنگ غنی کامبوجیهاست. مفاهیمی همچون شفقت و همبستگی اجتماعی، سنتهای اقامت در خانههای روستایی و برخورد محترمانه مردم در مکانهایی همچون معابد آنگکور، همه دستبهدست هم دادهاند تا کامبوج در ردهبندی دوستانهترین کشورها جایگاهی بالا پیدا کند. از فضای پرنشاط کنار رودخانه در پنومپن تا روستاهای آرام ابریشمبافی، وجه مشترک تمام روایتها، استقبالی صمیمانه و بهدور از عجله است که هر مسافری را غرق در آرامش میکند.

قابلتوجه اینکه نظرسنجی کند نست تراولر بر اساس تجمیع آرای خوانندگان در حوزههای گوناگون و محاسبه درصد رضایت کلی تدوین میشود. سال ۲۰۲۵، امتیازها بهطور غیرمنتظرهای بالا و شکاف میان کشورها بسیار اندک بوده است. این فهرست، نظر کارشناسان یا چند تأثیرگذار شبکههای اجتماعی نیست، بلکه حاصل نظرات انبوهی از مسافرانی است که به این مقاصد سفر و قضاوت خود را ثبت کردهاند. اهمیت این موضوع در صنعت گردشگری نیز رو به افزایش است، بهگونهای که تحقیقات پلتفرمی همچون booking.com نشان میدهد ۴۵ درصد از گردشگران، وجود مردم محلی خونگرم را عامل مهمی در انتخاب مقصد سفر خود میدانند.
آنچه کنیا، باربادوس، مکزیک، بوتان و کامبوج را به نمادهای میهماننوازی تبدیل کرده، نه تجمل یا آسانی، بلکه تجربه تکراری و سادهای است که در آن مسافر همچون یک میهمان پذیرفته میشود. از راهنمایان سافاری در کنیا تا طبلنوازان کالیپسو در باربادوس، از سفرههای خانگی در مکزیک تا میزبانان کوهستانی بوتان و اقامتگاههای آرام کامبوج، همه بر یک اصل مشترک تأکید دارند: کرامت انسانی و مهربانی بیریا که هیچ زبانی برای ترجمهاش نیاز نیست.

نظر شما