به گزارش خبرگزاری ایمنا، در عصر ارتباطات، رسانهها علاوهبر برعهده داشتن وظیفه انتقال اخبار، با انتخاب زاویه روایت، تصویر، تیتر و حتی اطلاعاتی که برجسته یا حذف میکنند، در شکلگیری برداشت مخاطبان از یک رویداد نقش بسزایی دارند و از همینرو، در شرایطی که جنگ رسانهای و عملیات شناختی به یکی از ابزارهای مهم اثرگذاری بر افکار عمومی تبدیل شده است، برخورداری از سواد رسانهای و توانایی تحلیل محتوای منتشرشده، ضرورتی انکارناپذیر بهشمار میرود.
یکی از نمونههایی که میتواند از این منظر مورد توجه قرار گیرد، نحوه انتشار خبری از سوی شبکه بیبیسی درباره جانباختن بیش از ۴۷۰۰ نفر در اثر گرمای هوا در دو ماه مه و ژوئن در انگلیس و فرانسه است؛ خبری که بر اساس گزارش منتشرشده، متوسط دمای ثبتشده در این دوره را حدود ۳۷.۵ درجه اعلام کرده است.

اهمیت روایت در کنار اصل خبر
اصل خبر، به خودی خود، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ جانباختن هزاران نفر بر اثر گرمای شدید موضوعی است که میتواند نگرانیهای جدی درباره پیامدهای تغییرات اقلیمی و افزایش دمای زمین ایجاد کند. با این حال، در رویارویی با چنین اخباری، تنها دانستن اصل ماجرا کافی نیست و مخاطب باید بتواند به نحوه روایت و چارچوببندی آن نیز توجه داشته باشد.
رسانهها در فرایند اطلاعرسانی با انتخاب عکس و ویدئو، نوع تیتر، ترتیب ارائه اطلاعات و میزان برجستهسازی عوامل مختلف، تصویری خاص از یک رویداد در ذهن مخاطب ایجاد میکنند، بنابراین سواد رسانهای به مخاطب کمک میکند میان «خبر» و «نحوه روایت خبر» تفاوت قائل شود و بپرسد که آیا آنچه مشاهده میکند، تمام ابعاد یک واقعیت را دربرمیگیرد یا تنها بخشی از آن را برجسته میکند.
تصویر؛ بخش مهمی از پیام رسانه
در نمونه خبر بالا، تصویری که برای انتشار خبر جانباختن هزاران نفر در اثر گرمای هوا مورد استفاده قرار گرفته، بدون در نظر گرفتن تیتر خبر، بیش از آنکه تداعیکننده یک بحران انسانی یا پیامدهای مرگبار گرمای شدید باشد، میتواند با تصاویری از تفریحات تابستانی و حضور مردم در فضای عمومی تناسب داشته باشد و این در حالی است که در چنین خبری، استفاده از تصاویری مرتبط با پیامدهای گرما، از جمله حضور بیماران در مراکز درمانی، فعالیت نیروهای امدادی یا شرایط دشوار ناشی از گرمای شدید، میتوانست ابعاد دیگری از واقعیت را برای مخاطب به نمایش بگذارد.
در واقع در این عکس، هیچ خبری از مرگ و تصویر جنازههای جانباختگان نیست و نه حتی تصویری از بیمارستان و آمبولانس؛ گویی مردم از سر افراط در خوشگذرانی جان باختهاند! در متن خبر بیبیسی نیز متهم اصلی افزایش ۲ تا ۳ درجهای گرمای کره زمین است که آن هم تقصیر غربیها نیست.
چه چیزی گفته میشود و چه چیزی ناگفته میماند؟
یکی دیگر از موضوعاتی که در تحلیل رسانهای این خبر میتواند مورد توجه قرار گیرد، مسئله انتخاب عوامل و زمینههای مؤثر بر یک بحران است. در روایت منتشرشده، افزایش دو تا سه درجهای دمای کره زمین به عنوان عامل اصلی افزایش گرما و پیامدهای آن مطرح شده است؛ موضوعی که ارتباط مستقیمی با بحث تغییرات اقلیمی دارد.
با این حال، یک مخاطب برخوردار از سواد رسانهای، این پرسش را نیز مطرح میکند که آیا به تمام ابعاد یک مسئله در روایت رسانهای اشاره شده است یا خیر.
طرح این پرسشها به معنای نپذیرفتن نقش تغییرات اقلیمی در افزایش دمای زمین نیست، بلکه تأکید بر ضرورت نگاه چندبعدی به یک مسئله دارد.

جنگ رسانهای و ضرورت نگاه نقادانه
در دنیای امروز که مخاطبان با حجم گستردهای از اخبار و اطلاعات روبهرو هستند، رسانهها برای شکلدهی به افکار عمومی رقابت میکنند و جنگ روایتها به بخش مهمی از این رقابت تبدیل شده است. در چنین شرایطی، مخاطب منفعل بهسادگی میتواند تحت تأثیر روایتهای جهتدار قرار گیرد، اما مخاطب آگاه، خبر را میخواند، تصویر را میبیند، منابع را بررسی میکند و سپس درباره آن قضاوت میکند.
سواد رسانهای؛ سپر مخاطبان در برابر روایتهای ناقص
بررسی نمونه اخباری از این دست نشان میدهد سواد رسانهای ضرورتی برای زندگی در جهان امروزی است و مخاطب باید بداند که رسانهها تنها آنچه را که اتفاق افتاده است بازتاب نمیدهند و با انتخاب و چینش اطلاعات، در ساختن تصویری که مخاطب از یک رویداد دریافت میکند نیز نقش دارد.
آنچه در برابر جنگ رسانهای و عملیات روایتسازی اهمیت دارد، نه بیاعتمادی مطلق به رسانهها، بلکه تقویت قدرت تحلیل مخاطب است؛ قدرتی که به او اجازه میدهد میان واقعیت و روایت، خبر و تفسیر، و اطلاعرسانی و جهتدهی تمایز قائل شود و در این میان، سواد رسانهای میتواند مهمترین ابزار مخاطب برای عبور از لایههای آشکار و پنهان پیامهای رسانهای و رسیدن به تصویری دقیقتر و جامعتر از واقعیت باشد.
نظر شما