جوانان در نگاه رهبر شهید انقلاب؛ از اعتماد تا مسئولیت

در میان انبوه روایت‌هایی که از محضر پرمهر رهبر شهید برجای مانده، آنچه دل‌ها را می‌نوازد، تصویر جوانانی است که در قامت مخاطبان مستقیم ایشان، جرقه‌های امید را در نگاهشان نشانه رفته‌اند، از این‌رو گفت‌وگویی داشتیم با یک جوان دانشجو که از حضور خود در دیدارهای رهبر شهید با جوانان روایت کند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، جوانان در اندیشه‌ رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای، نیروی محرکه‌ تمدن‌سازی و امید حقیقی آینده‌ ایران بودند. ایشان همواره جوانان را سرمایه‌ی ملی و موتور پیشرفت می‌خواندند و بر این باور استوار بودند که هر کجا اراده‌ جوان مؤمن و متخصص در میدان قرار گرفته، گره‌های بزرگ کشور گشوده شده است.

در بیانیه‌ گام دوم انقلاب نیز افق روشن فردا را مرهون همت و بصیرت نسل جوان دانستند و اعتماد به این نسل را راهبردی تغییرناپذیر در مسیر تعالی نظام خواندند؛ نگاه ایشان به جوانان، نگاهی سرشار از محبت بود.

در میان انبوه روایت‌هایی که از محضر پرمهر رهبر شهید برجای مانده، آنچه دل‌ها را می‌نوازد، تصویر جوانانی است که در قامت مخاطبان مستقیم ایشان، جرقه‌های امید را در نگاهشان نشانه رفته‌اند. دل‌های مشتاقی که در برابر قامت استوار رهبری ایستاده‌اند و از کلام ایشان، شور تازه‌ای برای ادامه‌ مسیر پیدا کرده‌اند؛ ازاین‌رو گفت‌وگویی داشتیم با فاطمه رضایی، جوان ۲۱ ساله‌ دانشجو رشته علوم تربیتی و فعال فرهنگی-رسانه‌ای که از حضور خود در دیدارهای رهبر شهید با جوانان روایت کند.

/ روایتی از دیدار با رهبر شهیدی که جوانان را محور اصلی رشد کشور میدانست //

ایمنا: نخستین دیدارتان با رهبر شهید چه زمانی بود و چه تصویری از ایشان در ذهن داشتید؟

رضایی: به لطف خدا، توفیق دو بار حضور در دیدار رهبر شهید را داشتم؛ نخستین دیدار مربوط به دوران تحصیل متوسطه دوم بود؛ زمانی که به‌عنوان دانش‌آموز المپیادی، فعال فرهنگی و نماینده دانش‌آموزان استان اصفهان برای حضور دعوت شدم که در اواخر دوران کرونا برگزار شد و به‌دلیل محدودیت‌های بهداشتی، تعداد مدعوین بسیار محدود بودند.

دعوت شدنم به دیدار رهبری برای خودم غیرمنتظره بود و حتی تا پیش از عزیمت برای این دیدار تصور می‌کردم قرار است تنها از طریق بلندگو سخنان رهبر انقلاب را بشنویم و فکر نمی‌کردم وارد حسینیه امام خمینی(ره) شویم. شب قبل از دیدار، فضای جالبی در خوابگاه شکل گرفته بود و بیشتر دانش‌آموزان مشغول نوشتن نامه برای رهبر انقلاب بودند و من نیز نامه‌ای نوشتم و تنها چیزی که درخواست کردم، دعای خیر ایشان بود.

روز دیدار، وقتی وارد حسینیه شدم، فضایی نورانی و معنوی را تجربه کردم که تا آن روز نمونه‌اش را ندیده بودم. با تپش قلب منتظر ماندیم و ناگهان پرده‌ها کنار رفت و رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای وارد شدند؛ بی‌اختیار اشک از چشمانم جاری شد و لحظه‌ای که هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم، رفتار ایشان در لحظه ورود بود؛ پیش از نشستن، با لبخندی صمیمانه و دستی بر سینه، به دانش‌آموزان ادای احترام کردند و همان لحظه حس پدرانه‌ای عمیق را تجربه کردم.

رهبر شهید، زبانی ساده و شیوا برای انتقال مفاهیم عمیق داشتند

سخنانشان ساده، روان و عمیق بود و برخلاف تصور، نصیحت‌گونه نبود و وقتی دانش‌آموزان شعار «رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده» سر دادند، فرمودند: «اگر واقعاً آماده هستید و می‌خواهید از من حمایت کنید، با دقت به سخنانم گوش دهید.» این جمله درس بزرگی برای من بود که همراهی واقعی در عمل و فهم است، نه‌تنها در شعار.

دو سال بعد از این دیدار، زمانی که به هجده سالگی رسیدم و در شمار رأی‌اولی‌ها قرار گرفتم، بار دیگر برای حضور در دیدار با رأی‌اولی‌ها و خانواده‌های معظم شهدا برای دیدار رهبری دعوت شدیم. ابتدا حتی فکر انصراف کردم تا فرد دیگری این تجربه را داشته باشد، اما این امکان وجود نداشت. تفاوت اصلی این دیدار، پایان یافتن محدودیت‌های کرونایی و حضور جمعیت بسیار گسترده‌تر بود و در میان جمعیت، مرا به بخش خانواده‌های شهدا بردند و در نزدیک‌ترین فاصله به جایگاه نشاندند که این اتفاق برایم حس شکرگزاری عمیقی ایجاد کرد؛ رهبر شهید نیز در این دیدار بر اهمیت انتخابات و نقش رأی‌اولی‌ها تأکید و با همان زبان ساده و شیوا، مفاهیم عمیق را بیان کردند.

/ روایتی از دیدار با رهبر شهیدی که جوانان را محور اصلی رشد کشور میدانست //

ایمنا: لحظه‌ای که رهبر شهید انقلاب را از نزدیک می‌دیدید، نخستین احساسی که تجربه کردید، چگونه بود و آن دیدار را چطور توصیف می‌کنید؟

رضایی: لحظه ورود ایشان به حسینیه، یکی از عمیق‌ترین لحظات زندگی‌ام بود؛ از همان زمانی که روی صندلی روبه‌روی جایگاه نشستم، تپش قلب عجیبی داشتم و باورم نمی‌شد که این لحظه فرا رسیده است. مدام از خودم می‌پرسیدم وقتی ایشان را ببینم، باید چه واکنشی نشان بدهم.

وقتی برنامه آغاز شد و ناگهان پرده‌ها کنار رفت و رهبر شهید وارد شدند، همه به احترام برخاستند و من بی‌اختیار و به‌طور ناخودآگاه اشک ریختم؛ نحوه ورود ایشان، با احترام به دانش‌آموزان و لبخند صمیمانه، نشان می‌داد که ایشان خود را پدر امت می‌دانند و هیچ فاصله‌ای میان رهبر و مردم حس نمی‌شد.

ایمنا: با توجه به دیداری که رهبر شهید با جوانان رأی‌اولی داشتند، به نظر شما مهم‌ترین پیام ایشان برای جوانان و نوجوانان چه بود؟

رضایی: در هر دو دیدار، یکی از مهم‌ترین نکاتی که برایم برجسته بود، شیوه سخن گفتن رهبر شهید با نوجوانان و جوانان بود؛ ایشان همواره در ابتدای سخنان خود، متناسب با فضای زمانی، به مسائل معنوی و توصیه‌های دینی و معرفتی اشاره می‌کردند و پس از آن، به موضوعات اجتماعی و سیاسی می‌پرداختند. بارها از حضور نوجوانان ابراز خوشحالی و قدردانی کردند و همین موضوع، فضای جلسه را بسیار صمیمی کرده بود.

برخلاف آنچه که شاید از یک دیدار رسمی انتظار می‌رفت، سخنان ایشان حالت نصیحت‌گونه نداشت و بیشتر، جملاتی عمیق، دقیق و در عین حال بسیار ساده و روان را بیان می‌کردند؛ جملاتی که ذهن یک نوجوان را به فکر وادار می‌کرد، بدون آنکه از واژه‌های پیچیده استفاده شود. همیشه این موضوع برایم عجیب بوده است که چگونه می‌توان در نهایت سادگی، چنین عمیق سخن گفت.

در دیدار دیگری که با حضور رأی‌اولی‌ها و خانواده‌های معظم شهدا برگزار شد، محور اصلی سخنان رهبر شهید درباره اهمیت انتخابات و نقش رأی‌اولی‌ها در آینده کشور بود که درباره اهمیت حضور در انتخابات سخن گفتند و برای یک رأی‌اولی هیچ‌کس بهتر از رهبر شهید نمی‌توانست اهمیت انتخابات و رأی دادن را این‌گونه تبیین کند؛ ویژگی سخنان ایشان این بود که در نهایت سادگی، مفاهیم را کامل و دقیق منتقل می‌کردند و هیچ‌گاه از واژه‌های پیچیده استفاده نمی‌کردند، اما هر جمله‌ای از نظر معنا و دقت، کامل بود و از نظر منطقی و کلامی نیز استوار.

رهبر شهید برای شخصیت، کرامت و جایگاه شخص جوان ارزش قائل بودند و همواره تأکید می‌کردند جوانان باید خودشان را بزرگ ببینند، برای خود ارزش قائل باشند و به توانایی‌هایشان ایمان داشته باشند

ایمنا: تعامل و برخورد رهبر شهید با جوانان را چطور می‌بینید؟ چرا رهبر شهید تا این حد بر نقش جوانان در پیشرفت کشور تأکید داشتند؟

رضایی: به نظرم در میان مسئولان جمهوری اسلامی ایران، کسی به اندازه رهبر شهید به توانایی، نقش‌آفرینی و ظرفیت جوانان باور و اعتماد نداشت و این اعتماد، یک باور عمیق بود و ایشان اعتقاد داشتند اگر مسئولیتی به یک جوان متخصص، متعهد، پرتلاش و بااراده سپرده شود، هم برای کشور ثمربخش خواهد بود و هم موجب رشد و شکوفایی همان جوان می‌شود.

رهبر شهید همواره تأکید می‌کردند جوانان باید خودشان را بزرگ ببینند، برای خود ارزش قائل باشند و به توانایی‌هایشان ایمان داشته باشند و هیچ‌گاه نمی‌گفتند چون جوان هستید، بعدها می‌توانید کاری انجام دهید، بلکه بر ارزش خودِ جوانی، انرژی، انگیزه، اراده و ظرفیت این دوران تأکید می‌کردند و معتقد بودند این نعمت الهی باید در مسیر رشد فرد و پیشرفت کشور به کار گرفته شود.

نکته مهم اینکه ایشان هرگز نگاه ابزاری به جوانان نداشتند؛ میان اعتماد به جوان و استفاده ابزاری از جوان تفاوت زیادی وجود دارد. رهبر شهید چنین نگاهی نداشتند که جوان تنها وسیله‌ای برای تحقق اهداف باشد، بلکه برای شخصیت، کرامت و جایگاه شخص جوان ارزش قائل بودند و به‌یقین، هیچ‌کس به اندازه ایشان به جوانان اعتماد نداشت و شاید بسیاری هنوز ارزش واقعی جوان را درک نکرده‌اند.

/ روایتی از دیدار با رهبر شهیدی که جوانان را محور اصلی رشد کشور میدانست //

ایمنا: پس از تجربه دیدار رهبر شهید، چه تغییر محسوسی در نگرش یا مسیر زندگی شما ایجاد شد؟

رضایی: این دیدارها تأثیر بسیار عمیقی بر نگرشم گذاشت و می‌توانم بگویم نگاهم به اصل جایگاه رهبری در جمهوری اسلامی ایران و شیوه تعامل رهبر اسلامی با مردم، پیش و پس از این دیدارها به‌طور کامل متفاوت شد؛ در همان چند ساعت حضور در حسینیه، رفتارهایی را مشاهده کردم که شاید در همان لحظه متوجه عمق آن‌ها نمی‌شدم و زمانی که دیدار به پایان رسید و بعد از آن بارها آن صحنه‌ها را در ذهنم مرور کردم، تازه متوجه شدم که چه اتفاقاتی را از نزدیک دیده‌ام و هر رفتار و هر جمله چه معنا و پیامی در خود داشته است.

فضای نخستین دیدار رهبری که تجربه کردم، دانش‌آموزی بود و دانش‌آموزان دوست داشتند شعار بدهند و احساس علاقه خود نسبت به ولی‌فقیه را ابراز کنند، اما یکی از نکاتی که برایم بسیار ماندگار شد، همان تذکری بود که رهبر شهید در پاسخ به شعارهای دانش‌آموزان بیان کردند که فرمودند اگر واقعاً آماده هستید، باید با دقت به سخنان من گوش دهید و عمل کنید.

ایمنا: بارزترین ویژگی شخصیتی یا رفتاری رهبر شهید برای شما کدام است؟

رضایی: اگر بخواهم تنها یک ویژگی را به عنوان برجسته‌ترین ویژگی رهبر شهید بیان کنم، آن ویژگی، نگاه پدرانه و محبت عمیقی بود که نسبت به مردم به‌ویژه نوجوانان و جوانان داشتند؛ این احساس را تنها از سخنان ایشان دریافت نکردم، بلکه در رفتار، نگاه، لبخند و نحوه برخوردشان نیز به‌وضوح قابل مشاهده بود.

از همان لحظه‌ای که وارد حسینیه شدند، پیش از آنکه روی جایگاه بنشینند، به احترام نوجوانان و جوانان جلو آمدند، دست خود را به نشانه احترام بالا بردند، دست دیگر را بر سینه گذاشتند و با لبخند به حاضران ادای احترام کردند؛ همان لحظه احساس کردم که ایشان تلاش می‌کنند پیش از هر سخنی، خود را به جوانان نزدیک کنند و در تمام مدتی که ایشان را از نزدیک مشاهده کردم، هیچ‌گاه این احساس به من منتقل نشد که رهبر کشور با نگاهی از بالا به پایین با مردم سخن می‌گوید و تمام رفتارشان این پیام را منتقل می‌کرد که خود را پدر امت می‌دانند.

ویژگی دیگری که برایم بسیار برجسته بود، تسلط علمی و به‌روز بودن ایشان بود که با وجود سن بالایی که داشتند، نگاهشان نسبت به مسائل روز، آینده کشور، نقش جوانان و تحولات جامعه به‌روز بود و شیوه بیان ایشان نیز بسیار قابل توجه بود؛ مفاهیم عمیق را با زبانی ساده، روان و قابل فهم بیان می‌کردند، بدون آنکه از اصطلاحات پیچیده استفاده کنند، به‌علاوه یکی از ویژگی‌هایی که همواره در رفتار و سخنان ایشان مشاهده کردم، توجه به علم، تخصص و رشد جوانان بود که همواره جوانان را به درس خواندن، کسب مهارت، تخصص و پیشرفت علمی تشویق می‌کردند و معتقد بودند آینده کشور در گرو جوانان متخصص، متعهد و پرتلاش است.

همواره جوانان را به درس خواندن، کسب مهارت، تخصص و پیشرفت علمی تشویق می‌کردند و معتقد بودند آینده کشور در گرو جوانان متخصص، متعهد و پرتلاش است

ایمنا: بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که رهبر شهید برای جوانان برجای گذاشتند، چیست؟

رضایی: شاید بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که رهبر شهید برای جوانان بر جای گذاشتند، پیش از هر چیز به احساس محبتی اشاره می‌کنم که از ایشان به یادگار مانده است، چه در زمان دیدارها و چه به‌ویژه پس از شهادت ایشان، همواره این احساس محبت را از جانب ایشان در وجود خود حس کرده‌ام و امروز نیز که دیگر حضور جسمانی ایشان در میان ما نیست، هر زمان به شهادتشان فکر می‌کنم یا تصویرشان را می‌بینم، همان حس پدرانه برایم زنده می‌شود؛ حسی که به انسان می‌گوید نگران نباش، کسی مراقب توست، تو عزیز و ارزشمندی و باید با امید مسیرت را ادامه دهی. این حس، به انسان انگیزه می‌دهد، روحیه می‌بخشد و اجازه نمی‌دهد ناامیدی بر او غلبه کند.

این موضوع را تنها در خودم ندیدم، بلکه در میان دوستانم نیز بارها شنیده‌ام. بسیاری از دوستان من پیش از این، ارتباط یا توجه چندانی به این فضا نداشتند، اما پس از شهادت رهبر شهید، وقتی بیشتر درباره شخصیت و رفتارشان تأمل کردند، بارها به همین ویژگی اشاره می‌کردند که چقدر حس پدرانه در رفتار ایشان وجود داشت و عنوان «پدر امت» تا چه اندازه برازنده شخصیت ایشان بود.

سرمایه دیگر رهبر شهید برای جوانان و نوجوانان، تأکید بر تخصص‌گرایی و پیشرفت علمی بود و اگر سخنان و توصیه‌های ایشان به جوانان را مرور کنیم، خواهیم دید که همواره بر پیشرفت، علم‌آموزی، درس خواندن، کسب مهارت و متخصص شدن تأکید داشتند و همین موضوع نشان می‌دهد که خود ایشان چه جایگاه علمی والایی داشتند و انتظارشان از جوانان نیز این بود که تمام توان خود را برای رسیدن به مراتب بالای علمی و حرفه‌ای به کار بگیرند.

/ روایتی از دیدار با رهبر شهیدی که جوانان را محور اصلی رشد کشور میدانست //

ایمنا: از لحظه شنیدن خبر شهادت رهبر شهید بگویید؛ چه احساس و واکنشی داشتید؟

رضایی: در زمان سحر ماه مبارک رمضان بود که خانواده‌ صدایم کردند و از اتاق شخصی‌ام بیرون آمدم تا وضو بگیرم و سر سفره بروم؛ مادرم کنترل را برداشت تا کانال دعای سحر را پیدا کند و همین حین که کانال را جابه‌جا می‌کرد، به شبکه خبر رسیدند و زیرنویسی بسیار قرمز دیدند که موجب لحظه‌ای مکث ایشان شد. مجری اعلام کرد: «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون» و زیرنویس نوشته بود: «قائد امت به شهادت رسید.»

در لحظه‌ای فراموش کردم که می‌خواستم چه کار کنم و بی‌درنگ به اتاقم برگشتم و برای اینکه صدایم بیرون نرود، پتو را روی صورتم گرفتم و برای نخستین بار در زندگی با صدای بلند گریه کردم؛ در آن لحظه، تمام ثانیه‌های دیدارهایی که داشتم، از جلوی چشمانم عبور می‌کرد. توفیق داشتم که در دیدارهای رهبری حضور فیزیکی ایشان را درک کنم و می‌دانستم که چقدر وجود و حضورشان برای ما نعمت و برکت بود، از این‌رو در آن لحظه فروپاشی روحی داشتم و زانوهایم سست شده بود و نمی‌توانستم روی پا بایستم و در ثانیه‌ای احساس کردم جان از تمام وجودم گرفته شد.

دقایقی نگذشت که متوجه شدیم اول روز در ساعت هفت صبح، اجتماع مردم اصفهان در میدان نقش جهان برگزار می‌شد؛ بدون سحری روزه گرفتیم، نماز خواندیم و به سمت میدان حرکت کردیم. آن روز تصویر عجیبی در میدان نقش جهان دیدم که بعضی‌ها توان ایستادن نداشتند؛ تمام مردم شخص عزیزی از دست داده بودند و با بغض آمده بودند. هر وقت سخنرانی یا صحبتی از آقا پخش می‌شد، صدای گریه کل جمعیت بلند می‌شد و تنها جایی بود که اگر با صدای بلند گریه می‌کردی، صدایت در میان سایر صداها گم می‌شد.

ایمنا: جمله یا سخنی را که دوست داشتید به رهبر شهید بگویید، اما فرصت نشد؛ از این فرصت استفاده کنید و بفرمایید.

رضایی: سخن بسیار زیاد است، اما اگر بخواهم از این تنها فرصت استفاده کنم، می‌گویم: به واقع شرمنده‌ایم که جوان ولایی و همه‌چیزتمام مورد انتظار ایشان نبوده و نیستیم. بسیار بسیار التماس دعا داریم. این حسرت به دلم مانده است و با یقین می‌دانم که رهبر شهید بسیار دعاگو بودند؛ به‌ویژه خودشان بارها بر این نکته تأکید کرده‌اند که دعاگوی جوانان هستند، پس اگر بخواهم از این فرصت استفاده کنم، جز طلب دعای خیر برای عاقبت‌به‌خیری، چیزی از ایشان نمی‌خواهم.

کد مطلب 990120

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.