شووار کریمزاده در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، درباره چگونگی پیوستن به سریال «سرخدار» اظهار کرد: من با کمی فاصله به پروژه اضافه شدم و نقش ترنج به من رسید. در ابتدا احساس میکردم فاصله زیادی با ترنج دارم. من تجربه مادر بودن نداشتم و همین بخش شخصیت، چالش مهمی برایم بود. از سوی دیگر، شغل ترنج نیز برایم ناآشنا بود و حتی نسبت به سوزن و فضای درمانی ترس داشتم.
وی افزود: کنار آمدن با مادر بودن شخصیت، شغل او، نوع پوشش و چادر سر کردنش زمان برد. بسیار تمرین کردم تا این ویژگیها در وجودم تثبیت شود و به جای اینکه صرفاً نقش ترنج را بازی کنم، بتوانم در مقابل دوربین خود این شخصیت باشم.
این بازیگر استقلال، قدرت و روحیه مبارزهجویانه ترنج را از جذابترین ویژگیهای او دانست و گفت: ترنج زنی مستقل است که برای زندگی و خانوادهاش میجنگد و همین حس ایستادگی برای من بسیار جذاب بود. دوست داشتم این قدرت را بدون اغراق و در کنار دیگر وجوه زنانه و عاطفی شخصیت نشان دهم.
کریمزاده با اشاره به شیوه همکاری مسعود فرخنده با بازیگران بیان کرد: از مقطعی به بعد، آقای فرخنده دست مرا در اجرای شخصیت باز گذاشتند. اگر احساس میکردم دیالوگی به زبان ترنج نزدیک نیست یا میتوان جملهای را به شکل طبیعیتری بیان کرد، این امکان وجود داشت که پیشنهاد خود را مطرح کنم.
وی ادامه داد: آقای فرخنده بازیگران را محدود نمیکرد و همین اعتماد به من کمک کرد تا شخصیت را در درون خودم زنده کنم و به اجرایی برسم که برایم باورپذیرتر باشد.
این بازیگر درباره فیلمبرداری در فضای واقعی جنگل و طبیعت شمال توضیح داد: شرایط آبوهوایی برای من نسبت به بازیگرانی که از تهران آمده بودند، طبیعیتر و آشناتر بود. هوا بسیار سرد میشد و بارندگیهای زیادی داشتیم، اما همین شرایط به واقعیتر شدن فضای سریال کمک میکرد.
کریمزاده افزود: سرما و باران کار را دشوار میکرد، اما از سوی دیگر، وقتی در همان محیط واقعی مقابل دوربین قرار میگرفتیم، احساس میکردیم همهچیز ملموستر و باورپذیرتر شده است و این موضوع به بازی ما کمک میکرد.
وی درباره سختترین سکانس خود در مجموعه گفت: صحنهای که ترنج، عادل را در سردخانه میبیند، برایم بسیار دشوار بود. میتوانم بگویم تا امروز و در تمام تجربههای بازیگریام، آن سکانس سختترین صحنهای بوده که اجرا کردهام.
این بازیگر ادامه داد: با اینکه فیلمبرداری «سرخدار» حدود دو سال قبل انجام شده است، هنوز وقتی آن صحنه را به یاد میآورم، حس عجیبی پیدا میکنم. برای رسیدن به وضعیت روحی ترنج، پیش از فیلمبرداری تحقیقات زیادی انجام دادم.
کریمزاده افزود: به دنبال زنانی میگشتم که شرایطی شبیه ترنج داشتند؛ افرادی که همسرشان را از دست داده بودند یا زندگیشان با کسانی گره خورده بود که برای حفاظت از طبیعت از جان خود گذشتهاند. تلاش کردم بفهمم همسران جنگلبانانی که جانشان را سپر طبیعت میکنند، با چنین فقدانی چگونه مواجه میشوند.
بازیگر نقش ترنج درباره شرایط ضبط این سکانس بیان کرد: پیش از ورود به محل فیلمبرداری، عوامل به من گفته بودند آن مکان سردخانه واقعی نیست. من نیز تلاش میکردم بدون تکیه بر فضای واقعی، حس صحنه را در وجود خودم ایجاد کنم. پس از پایان ضبط و زمانی که پیکری را به آن محل آوردند، متوجه شدم که لوکیشن واقعاً سردخانه بوده است.
کریمزاده تأکید کرد: اجرای این صحنه فقط به گریه کردن محدود نبود. باید فقدان زنی را درک میکردم که همسرش را از دست داده و در عین حال میداند او در مسیر حفاظت از جنگل و طبیعت ایستاده بوده است. رسیدن به این حس، فشار عاطفی زیادی برایم داشت.
وی درباره اهمیت موضوع محیطزیستی «سرخدار» نیز اظهار کرد: از همان ابتدا که متوجه شدم داستان درباره قاچاق چوب و جنگلهای هیرکانی است، انگیزه بیشتری برای حضور در پروژه پیدا کردم. این موضوع برای من یک دغدغه واقعی و شخصی بود و باعث شد با تمام توان پای کار بایستم.
این بازیگر ادامه داد: من و خانوادهام ارتباط نزدیکی با طبیعت شمال داریم. بسیاری از مسیرهای روزمره ما از میان همین طبیعت میگذرد و اوقات فراغت و تعطیلاتمان نیز در این فضا سپری میشود. به همین دلیل، از بین رفتن جنگلها یا آسیب دیدن آنها برای من مسئلهای دور و انتزاعی نیست.
کریمزاده افزود: بارها در خانواده درباره استفاده از طبیعت و مسئولیتی که در قبال آن داریم، صحبت کردهایم. وقتی هر روز از مواهب جنگل استفاده میکنیم، باید نسبت به حفظ آن نیز حساس باشیم. همین نگاه باعث شد قصه «سرخدار» را از صمیم قلب دنبال کنم.
بازیگر سریال «سرخدار» ادامه داد: به نظرم مخاطبان توانستهاند تعادل موجود در شخصیت ترنج را درک کنند. او هم احساسات و عواطف خود را دارد و هم در موقعیت لازم میایستد، تصمیم میگیرد و برای رسیدن به حقیقت تلاش میکند.
کریمزاده در پایان خاطرنشان کرد: تعدادی از سکانسهای سریال در فضای مجازی بازنشر شده و مخاطبان در پیامهایشان نوشتهاند که پیش از تماشای مجموعه، از ابعاد این موضوع و ساختار داستان اطلاع نداشتند. خوشحالم که «سرخدار» توانسته توجه مردم را به مسئله قاچاق چوب، زندگی جنگلبانان و اهمیت جنگلهای هیرکانی جلب کند؛ اتفاقی که برای تمام اعضای گروه ارزشمند است.
نظر شما