چرا جنوب ایران هدف اصلی شده است؟ روایت یک فشار چندوجهی

همزمانی حملات شبانه به استان‌های جنوبی، گزارش‌هایی از وقوع انفجار در کبودآهنگ و وارد آمدن خسارت به بخشی از فرودگاه سمنان، و کاهش محسوس تردد در کریدور جنوبی تنگه هرمز، از شکل‌گیری الگویی چندلایه از فشار نظامی و دریایی حکایت دارد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، چهار استان هرمزگان، خوزستان، بوشهر و سیستان‌وبلوچستان شب گذشته بار دیگر شاهد حملات و تحرکات نظامی بودند؛ حملاتی که بر اساس گزارش‌های اولیه، بخش عمده آن در مناطق جنوبی کشور متمرکز بوده است، در این میان، اهواز یکی از سنگین‌ترین شب‌های خود را پشت سر گذاشت و گزارش‌های محلی از وقوع ضربات متعدد در این شهر و اطراف آن حکایت داشت.

اطلاعات موجود هنوز برای ارائه تصویری قطعی از ابعاد حملات کافی نیست، بااین‌حال، بررسی داده‌های منتشرشده در منابع آشکار نشان می‌دهد که دست‌کم بخش بزرگی از ضربات واردشده به اهواز احتمالاً با استفاده از مهمات زمین‌پایه یا تسلیحات دورایستا انجام شده است، شواهد علنی و قابل اتکایی که انجام حمله مستقیم هوایی به اهواز را تأیید کند، منتشر نشده است.

این مسئله البته به معنای رد کامل سناریوی حمله هوایی نیست؛ بلکه تنها نشان می‌دهد داده‌های در دسترس، برای انتساب قطعی حملات به یک سکوی مشخص کفایت نمی‌کند، در شرایط جنگی، تصاویر شبکه‌های اجتماعی، داده‌های ردیابی پرواز، فیلم‌های ثبت‌شده از مسیر پرتاب و اطلاعیه‌های رسمی، هرکدام تنها بخشی از واقعیت میدان را منعکس می‌کنند و امکان خطا یا عملیات فریب نیز وجود دارد.

فشار ترکیبی بر جنوب و تنگه هرمز؛ از گسترش حملات دورایستا تا تشدید محدودیت‌های دریایی

ابهام درباره مبدأ شلیک‌ها

برخی ارزیابی‌های منتشرشده در فضای رسانه‌ای، از احتمال شلیک موشک‌های زمین به زمین از خاک کویت سخن گفته‌اند، همچنین تصاویری از پرتاب یا عبور اجسام نورانی در مناطق جنوبی عراق منتشر شده که به دلیل فاصله اندک این مناطق با کویت و مرزهای جنوب غربی ایران، مورد توجه تحلیلگران منابع آشکار قرار گرفته است.

در مورد بحرین نیز برخلاف برخی گمانه‌زنی‌ها، تاکنون تصویر روشنی از شلیک موشک‌های زمین به زمین در شب گذشته منتشر نشده است، فقدان تصویر البته الزاماً به معنای عدم وقوع عملیات نیست، اما نمی‌توان بدون شواهد تکمیلی، نقش عملیاتی یک کشور را تأیید کرد.

در مجموع، الگوی حملات نشان می‌دهد که جنوب ایران، به‌ویژه خوزستان و محدوده اهواز، همچنان در کانون فشار قرار دارد. موقعیت جغرافیایی، ظرفیت‌های نفتی و صنعتی، زیرساخت‌های انتقال انرژی و اهمیت لجستیکی این منطقه، آن را به یکی از حساس‌ترین پهنه‌های کشور در شرایط درگیری تبدیل کرده است.

امتداد ضربات تا همدان و سمنان

در کنار فشار بر استان‌های جنوبی، گزارش‌هایی نیز از شنیده شدن صدای انفجار در کبودرآهنگ همدان منتشر شد. هنوز هدف احتمالی، نقطه اصابت و میزان خسارت این حادثه به‌صورت رسمی مشخص نشده است. نبود تصاویر واضح و اطلاعات محلی قابل راستی‌آزمایی نیز سبب شده نتوان درباره ماهیت این رویداد قضاوت دقیقی ارائه کرد.

هم‌زمان، بخشی از مجموعه فرودگاهی سمنان هدف قرار گرفت. بر اساس اطلاعات اولیه، یک سوله، انبار یا محل نگهداری تجهیزات دچار خسارت مادی شده است، مقام‌های محلی اعلام کرده‌اند که این حمله تلفات جانی نداشته و فردی نیز مجروح نشده است.

قرار گرفتن نقاطی در همدان و سمنان در معرض حمله، نشان می‌دهد که دامنه ضربات به نوار جنوبی محدود نمانده است. بااین‌حال، تفاوتی اساسی میان «توانایی اجرای ضربه در عمق» و «تغییر مرکز ثقل عملیات به عمق کشور» وجود دارد. داده‌های فعلی همچنان از تمرکز فشار اصلی بر جنوب حکایت دارد و حملات ثبت‌شده در مناطق مرکزی‌تر را می‌توان فعلاً اقداماتی محدود برای گسترش نااطمینانی جغرافیایی، آزمون پدافند یا هدف قرار دادن تأسیسات مشخص ارزیابی کرد.

موشک کروز یا نفوذ جنگنده‌ها؟

از منظر فنی، برای حملات گزارش‌شده در کبودرآهنگ و سمنان می‌توان چند سناریو را در نظر گرفت. نخستین احتمال، استفاده از موشک‌های کروز یا مهمات دورایستایی است که از خارج مرزهای ایران، از جمله از روی شناورهای نظامی یا سکوهای هوایی، شلیک شده‌اند. احتمال دوم، نفوذ جنگنده‌ها و اجرای حمله مستقیم است؛ هرچند چنین عملیاتی در عمق خاک ایران با خطر عملیاتی بیشتری همراه خواهد بود.

نفوذ یک جنگنده برای اجرای ضربه‌ای منفرد، بدون پشتیبانی گسترده جنگ الکترونیک، سوخت‌رسانی، شناسایی و سرکوب پدافند هوایی، از نظر نظامی اقدامی پرهزینه و پرریسک محسوب می‌شود. معمولاً حملات هوایی عمیق زمانی صورت می‌گیرد که مهاجم از تضعیف نسبی شبکه پدافندی، ایجاد دالان امن و برخورداری از پشتیبانی اطلاعاتی کافی اطمینان داشته باشد.

بر همین اساس، اگر حمله به سمنان محدود به یک یا چند اصابت مشخص بوده باشد، استفاده از موشک کروز دریایی یا مهمات دورایستای هواپرتاب، نسبت به ورود مستقیم جنگنده به عمق کشور، سناریوی محتمل‌تری به نظر می‌رسد، البته این ارزیابی تا زمان انتشار اطلاعات مربوط به بقایای مهمات، مسیر پرواز، داده‌های راداری و گزارش رسمی نهادهای مسئول، قطعی نیست.

در برخی گزارش‌ها از اصابت احتمالی موشک «تاماهاوک» به سمنان سخن گفته شده است؛ ادعایی که هنوز به تأیید منابع رسمی نرسیده است، تاماهاوک می‌تواند از ناوشکن‌ها، رزم‌ناوها یا زیردریایی‌های مجهز شلیک شود، بااین‌حال، صرف وقوع انفجار یا مشاهده یک پرتابه در ارتفاع پایین برای شناسایی این موشک کافی نیست.

آرایش دریایی و منطق فشار ترکیبی

افزایش حضور شناورهای نظامی آمریکا و متحدان آن در اقیانوس هند، دریای عمان و آب‌های پیرامونی، از دو منظر قابل بررسی است. کارکرد نخست این استقرار، ایجاد ظرفیت برای دفاع هوایی، شناسایی، حملات دورایستا و پشتیبانی از عملیات نظامی است، کارکرد دوم، اعمال فشار بر خطوط کشتیرانی و تقویت حلقه کنترل دریایی محسوب می‌شود.

در برخی روایت‌ها از حضور چند ناوگروه هواپیمابر و آبی‌ـ‌خاکی در منطقه سخن گفته شده است، اما نام و موقعیت دقیق همه این شناورها باید با داده‌های رسمی و اطلاعات به‌روز تطبیق داده شود. ناوگروه‌های آبی‌ـ‌خاکی نیز علاوه بر بالگرد و هواگردهای رزمی، از شناورهای اسکورت مجهز به موشک‌های پدافندی و کروز برخوردارند. این مجموعه می‌تواند هم در عملیات نظامی و هم در کنترل دریایی نقش‌آفرینی کند.

از این منظر، حملات به زیرساخت‌های زمینی و تشدید محدودیت برای نفتکش‌ها را می‌توان اجزای جداگانه یک فشار ترکیبی دانست؛ الگویی که هدف آن تنها وارد کردن خسارت مستقیم نیست، بلکه افزایش هزینه حمل‌ونقل، مختل کردن صادرات انرژی، بالا بردن حق بیمه شناورها و ایجاد نااطمینانی در مسیرهای تجاری را نیز دنبال می‌کند.

فشار ترکیبی بر جنوب و تنگه هرمز؛ از گسترش حملات دورایستا تا تشدید محدودیت‌های دریایی

کریدور جنوبی تنگه در وضعیت شبه‌انسداد

بر اساس آمار نقل‌شده از داده‌های ردیابی دریایی در ۱۵ جولای، ۱۸ مورد ورود و ۱۱ مورد خروج شناورها ثبت شده است، از میان ورودی‌ها، ۱۳ شناور از مسیر شمالی عبور کرده‌اند و تنها یک مورد به‌صورت مشخص در مسیر جنوبی ثبت شده است، در بخش خروجی نیز هشت مورد از مسیر شمالی و یک مورد از مسیر جنوبی گزارش شده است.

اختلاف میان تعداد کل شناورها و مواردی که مسیر آنها به‌طور روشن مشخص شده، ممکن است به خاموش بودن سامانه شناسایی خودکار، نقص پوشش داده، تأخیر در ثبت اطلاعات یا حرکت شناورها خارج از الگوی معمول مربوط باشد، بنابراین، نمی‌توان همه موارد ثبت‌نشده را لزوماً «تردد چراغ خاموش» یا عملیات پنهانی تلقی کرد.

بااین‌حال، کاهش شدید تردد در مسیر جنوبی یک نشانه مهم است، اگر داده‌های اولیه دقیق باشند، می‌توان گفت این کریدور دست‌کم با یک وضعیت شبه‌انسداد یا محدودیت عملیاتی جدی مواجه شده است. تفاوت میان «انسداد کامل» و «کاهش شدید تردد» از نظر حقوقی، نظامی و اقتصادی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در انسداد کامل، عبور عملاً ناممکن است، اما در وضعیت فعلی ممکن است برخی شناورها همچنان با هماهنگی، اسکورت یا پذیرش خطر بیشتر تردد کنند.

نفتکش‌ها زیر فشار فزاینده

گزارشی نیز درباره هدف قرار گرفتن یک نفتکش خالی در مسیر ورود به خلیج فارس منتشر شده است، جزئیات این حادثه، از جمله عامل حمله، موقعیت دقیق شناور، نوع مهمات و میزان خسارت، هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده است، بااین‌حال، اگر اصل این رویداد تأیید شود، حمله به یک نفتکش خالی می‌تواند بیش از آنکه با هدف نابودی محموله انجام شده باشد، حامل پیام بازدارنده برای شرکت‌های کشتیرانی، مالکان شناورها و بیمه‌گران باشد.

در مقابل، گزارش‌هایی از عبور محدود تعدادی از کشتی‌های ایرانی از پهنه تحت کنترل یا خط ادعایی محاصره منتشر شده است، وقوع چنین عبورهایی به معنای شکست کامل محاصره نیست؛ همان‌طور که توقف یا هدف قرار گرفتن یک نفتکش نیز به‌تنهایی اثبات‌کننده انسداد کامل مسیر محسوب نمی‌شود، ارزیابی واقعی به استمرار تردد، تعداد عبورها، حجم محموله‌های جابه‌جاشده و توان طرف‌ها برای تکرار عملیات بستگی دارد.

جنگ بر سر دسترسی و استمرار جریان انرژی

صحنه درگیری از تبادل صرف آتش فراتر رفته و به رقابت بر سر «دسترسی» تبدیل شده است؛ دسترسی به آسمان، مسیرهای دریایی، بنادر، زیرساخت‌های انرژی و کانال‌های صادراتی. در این چارچوب، فشار بر جنوب ایران و کنترل تنگه هرمز دو روند جدا از یکدیگر نیستند، بلکه می‌توانند بخشی از یک طراحی واحد برای فرسایش ظرفیت اقتصادی و عملیاتی کشور باشند.

باوجوداین، بخش قابل توجهی از اطلاعات موجود همچنان مبتنی بر گزارش‌های اولیه، داده‌های منابع آشکار و روایت‌های طرف‌های درگیر است. تعیین مبدأ حملات به اهواز، نوع مهمات استفاده‌شده در سمنان، ماهیت انفجار کبودرآهنگ و سطح واقعی محاصره دریایی، به انتشار مستندات دقیق‌تر نیاز دارد.

در روزهای آینده، سه شاخص می‌تواند برای ارزیابی روند تحولات تعیین‌کننده باشد: استمرار یا کاهش حملات به استان‌های جنوبی، افزایش ضربات در عمق کشور و تغییر حجم عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز و دریای عمان، حرکت هم‌زمان این شاخص‌ها در مسیر تشدید، به معنای ورود بحران به مرحله‌ای گسترده‌تر خواهد بود؛ اما کاهش آنها می‌تواند نشان‌دهنده محدود ماندن اهداف عملیاتی یا شکل‌گیری نوعی موازنه موقت در میدان باشد.

کد مطلب 988970

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.