به گزارش خبرگزاری ایمنا از مرکزی، تعزیه، هنری پیوندخورده با روایت عاشورا در دوره قاجار به اوج شکوفایی رسید و به یکی از مهمترین گونههای نمایش آیینی ایران تبدیل شد؛ هنری که استان مرکزی با پرورش تعزیهخوانان و حفظ تکیههای تاریخی، نقشی مهم در ماندگاری آن داشته است.
این هنر آیینی به علت گره خوردن با نام مبارک حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و شهدای کربلا رویدادی کم نظیر در عرصه فرهنگ و هنر به شمار میرود. ترویج تعزیه و هنرهای نمایشی را باید به تراز مورد نظر جامعه دینی نزدیکتر کنیم، چراکه تعزیه هنری ملی و دینی و نمادی از همنشینی زیبای هنر و دین است.
شهر اراک یکی از کهنترین پایگاههای هنر آیینی تعزیه در ایران است. قدمت هنر در این خطه، همپای تاریخ تأسیس شهر سلطانآباد (اراک کنونی) و بیش از ۲۰۰ سال برآورد شده است. این شهر در گذشته تکیه یا حسینیهای بزرگ برای برگزاری مراسم نداشته است، از این رو «بازار سرپوشیده» اراک با آن سقفهای قوسی شکل و آکوستیک طبیعی، به حسینیه اصلی و صحنه نمایش این هنر مذهبی تبدیل شد.
تعزیه سیار بازار اراک نه تنها یک مراسم مذهبی، بلکه یک رویداد اجتماعی عظیم بود که در ایام محرم، تماشاگرانی را از نقاط مختلف کشور به خود جلب میکرد. نحوه اجرای آن نیز بینظیر بود و دستههای عظیم تعزیه با نظمی آیینی از ابتدای بازار تا میدان ارگ، مسافتی بیش از یک کیلومتر را طی میکردند.
در این مسیر، شتران و نقارهزنان جلودار دسته بودند و پس از آنها، گروههای سینهزنی و سپس شبیهخوانان، هرکدام گوشههایی از واقعه کربلا را روایت میکردند. رقابتی دیرینه میان هیئتهای عزاداری دو محله بزرگ اراک یعنی «قلعه» و «حصار» وجود داشت که به توافقی منجر شد؛ صبحها نوبت به هیئت قلعه میرسید و عصرها، نوبت هیئت حصار بود.

این روایت سیار، فضایی پویا و مردمی به این آیین بخشیده بود، تا جایی که آن را یکی از مدرنترین و حرفهایترین اشکال تعزیه در کشور خواندهاند؛ شهرت تعزیه اراک، بیشتر مرهون تعزیهخوانان چیرهدستی بوده که نامشان با این آیین گره خورده است.
در میان اساتید بنام، میتوان به مرحوم کربلایی غلامحسین کریمی اشاره کرد، موافقخوانی که به دلیل صدای دلنشین، به تکیه دولت تهران نیز دعوت میشد، همچنین چهرههای شاخصی همچون حاج علیاکبر ناطقی، عباس فارسی و رضا باستان، سالها طنینانداز تعزیه در بازار اراک بودند.
اراک خاستگاه نسخهنویسان بزرگی همچون خاندان «انجم» نیز بوده است که از نسخهنویسان دوران قاجار به شمار میروند و یکی از آخرین نسخههای تعزیهخوانی کشور، موسوم به نسخه انجم، از این خطه برخاسته است. تعزیه بازار اراک همچون بسیاری از آیینهای عاشورایی در طول تاریخ دستخوش فرازونشیبهای فراوانی شد.
این تعزیه تا سال ۱۳۴۲ به صورت جدی و مستمر برگزار میشد، اما با توجه به شرایط سیاسی و ممنوعیتهای عزاداری، اجرای آن متوقف شد؛ پس از انقلاب و در فاصله سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱، تلاشهایی برای احیای آن صورت گرفت، اما به دلیل اختلافاتی میان هیئتها و همچنین ایجاد مزاحمت برای کسبه بازار، بار دیگر به فراموشی سپرده شد.
عشق و ارادت مردم اراک به این هنر دینی، اجازه نداد که این آیین کهن به کلی از بین برود. سرانجام سال ۱۳۹۲ و پس از ۳۲ سال وقفه، با پیگیری پیشکسوتانی همچون امیرحسین پزشکیان و همکاری هیئتهای مذهبی، تعزیه سیار بازار اراک در روز هشتم محرم، احیا شد. در این دوره، مجالس تعزیه حضرت علیاکبر(ع)، حُر، مسلم بن عقیل و حضرت عباس(ع) توسط ۱۸ گروه تعزیهخوان، بازخوانی شد.

این بازگشت، نشان از پویایی و حیات دوباره هنری داشت که در بطن تاریخ این شهر جریان دارد؛ اسماعیل مجللی، پژوهشگر و شبیهخوان باسابقه در گفتوگو با خبرنگار ایمنا درباره شکلگیری تعزیه عنوان میکند: در مورد تاریخچه این هنر اظهارات زیادی شده است، برخی در یک جمله کوتاه گفتهاند که تاریخ پیدایش این هنر معلوم نیست و با این یک جمله بار سنگینی را از دوش خود برداشتهاند و خیال مخاطبان را به طور کامل از همه چیز راحت کردهاند و هیچ ترغیبی برای کندوکاو سایر پژوهشگران نگذاشتهاند.
وی ادامه میدهد: عدهای این پیدایش هنری را به افسانه و اسطورهها به ویژه سیاوش مرتبط کردهاند، برخی دیگر دوران معصومین و حتی دقایقی پس از شهادت امام حسین بیان کردهاند البته این نکته را نباید فراموش کرد که روایت شده است پس از شهادت امام، مرکب و اسب ایشان بدون سوار به سمت خیمهها آمده است و اهل بیت امام با دیدن این حیوان پی به شهادت امام بردهاند و به زاری و گریه پرداختند.
این پژوهشگر خاطرنشان میکند: پایههای سوگواری نمایشی برای معصومین به ویژه امام حسین (ع) لحظاتی پس از شهادت ایشان نهاده شده است، اما این موضوع هیچ ارتباطی به تعزیه و شبیهخوانی ندارد چراکه شبیهخوانی متفاوت است، برخی دیگر دوران صفویان را آغاز پیدایش شبیهخوانی اعلام کردهاند که البته این اظهارات بیشتر بر اساس تحقیقات میدانی و شنیدههایی است که بیشتر آنها از زبان شبیهخوانان بوده و هیچگونه پایه و اساس علمی برای اثبات این نظریات بیان نشده است.
در مناطق ترکنشین استان مرکزی از جمله کمیجان و خنداب تعزیههای ترکی اجرا میشود، در اراک به جز تعزیههای میدانی و اجرای در تکایا، نوع دیگری از تعزیهخوانی با عنوان تعزیه سیار اجرا میشود که منحصر به فرد و از بینظیرترین گونههای اجرای تعزیه است
مجللی اضافه میکند: در صورتی که طبق ادعای برخی پژوهشگران، تاریخچه پیدایش تعزیه را نامعلوم بدانیم، تاریخ و هنر و ادبیات ما معلوم است، بنابراین پیدایش هنر شبیهخوانی را با استناد به تاریخ هنر و ادبیات ایران به آسانی میتوان نتیجهگیری کرد.
وی تصریح میکند: همه ما بر این موضوع اتفاق نظر داریم که دوران طلایی و اوج هنر شبیهخوانی را باید در دوره قاجار جستوجو کرد، نه تنها قاجار دوره اوج و شکوفایی این هنر بود بلکه دوران قاجار دوران شکلگیری این هنر به حساب میآید، صفر تا صد تعزیه صحیح در این دوره شکل گرفت و در همین دوران به اوج و رونق و شکوفایی رسید.
پژوهشگر و شبیهخوان باسابقه خاطرنشان میکند: گامهای اولیه این هنر در دربار و طهران قدیم بود، حاکمان دیگر قاجار که شهرهای دیگر حکومت میکردند این پدیده را در طهران دیدند و کپی آن را در مناطق خود اجرا کردند و حتی نسخههای تعزیه را از طهران به سایر شهرها بردند.
مجللی می گوید: این نکته نیز حائز اهمیت است که نسخههای تعزیه که در دربار قاجار سروده میشد و بسیاری از آنها در اختیار نیز قرار گرفته است از نظر شعری و حتی مذهبی و تحریفات تاریخی بسیار قوی است چراکه علمای آن دوران بر این اشعار نظارت میکردند.

وی با اشاره به علل شکلگیری تعزیه در دوران قاجار میگوید: نخستین دلیل آن تبلیغ مذهب تشیُع بود زیرا رسمی شدن مذهب شیعه که در عهد صفویان صورت گرفت تا اواسط دوره قاجار ادامه داشت و این هنر ابزار مناسبی برای تبلیغ مذهب زیبای تشیع بود، دیگر اینکه در همین دوران مذهب تشیع با تهدیداتی روبهرو شده بود که استفاده از ابزار هنر برای مقابله با این تهدیدات باید صورت می گرفت.
این پژوهشگر ادامه میدهد: دلیل مهمتری که این هنر توسط قاجاریان، در آن برهه شکل گرفت و برای اجرای آن فضایی همچون تکیه دولت را بنا نهادند، کارکرد رسانهای این هنر بود.
مجللی اظهار میکند: ابزار رسانههای گروهی در آن دوره در حد صفر بود، اگر روزنامهای وجود داشت این ابزار در اختیار حاکمان و افراد باسواد بود و با اقبال عموم چندان روبهرو نبود، سایر رسانهها نیز هنوز ظهور نکرده بودند بنابراین تعزیه بهترین ابزار رسانهای برای عموم مردم محسوب میشد به نحوی که تمام اتفاقات، زیباییها و زشتیها را از طریق این ابزار برای مردم تبیین میکردند که تاثیرگذار بود.
چهار تکیه تاریخی زاغرم (تفرش)، آقاخان محلاتی (محلات)، باغ شیخ (ساوه) و تکیه شهر فرمهین از تکایای به جای مانده از دوران قاجاریان و فضاهای اختصاصی اجرای تعزیه در استان مرکزی است که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیدهاند
وی تاکید میکند: با نگاهی به متون تعزیه آن زمان، میتوان هرگونه اتفاقی که در آن دوران رخ میداد و سبک زندگی مردمان را مشاهده کرد که دلیل قانع کنندهای برای شکلگیری این هنر در عصر قاجار بود، نمیدانم چرا برخی علاقه دارند برای آن قدمتی کهن در نظر بگیرند و تاریخی چند هزار ساله را برای این هنر اعلام کنند.
پژوهشگر و شبیهخوان باسابقه با اشاره به نحوه شکلگیری هنر تعزیه اظهار میکند: نخستین نمود این هنر نخلگردانی است؛ نخل نمادی مخصوص برای عزاداری و عید در کشورهای اساطیری به شمار میآید و در ایران باستان به دلیل زیبایی، مقاومت و برکت درخت زندگی لقب داشته و مورد توجه و تکریم ایرانیان بوده است.
مجللی میافزاید: نخل به مفهوم درخت خرماست اما نخلی که امروزه در عزاداریها به کار میرود، شباهتی به درخت خرما ندارد و تا به حال نیز نخلی که به شکل درخت خرما ساخته شده باشد، دیده نشده است.
وی خاطرنشان میکند: نخل در عزاداریها به منزله نمادی از تابوت امام حسین (ع) تلقی و هنگام عزاداری به وسیله صدها نفر حمل میشود، به علاوه پیش از حمل به وسیله آیینه، پارچههای قیمتی، قالیهای نفیس و حتی ابزارهای جنگی از جمله شمشیر و سپر تزئین میشود.
این پژوهشگر میگوید: امروزه نخلگردانی، به یکی از مراسم عزاداری با مفهوم تشییع پیکر مقدس سیدالشهدا (ع) در روز عاشورا و با وسعت زیاد در نقاط مختلف ایران تبدیل شده است و با تأثیر از شرایط فرهنگی و اقلیمی خاص آن مناطق، به اجرا درمیآید.

مجللی عنوان میکند: مقتل معروف «محرق القلوب» صورت نثر مجالس تعزیه است که در قرن ۱۲ و در دوران قاجار به رشته تحریر درآمد و به عنوان منبعی برای نگارش نسخ تعزیه قلمداد میشود که اثر ملامهدی نراقی، از علمای خطه استان مرکزی است.
وی میگوید: شعبانعلی طفرشی، سیدیوسف طفرشی، برزوبیگ کزازی، میرزا حبیب طفرشی، آقاجان ساوهای، رضا محلاتی، بلال صمغ آبادی، میرزا محمد محلاتی، میرزا بابا (شاکر طفرشی)، سیداحمدخان ساوهای، احمد طفرشی و حسینعلی نکیسا از تعزیهخوانان تکیه دولت در دوران ناصری و مظفری، همه از اهالی این خطه بودند.
این پژوهشگر خاطرنشان میکند: تعزیهنویس دوران قاجار که هماکنون نیز نسخ آن مورد استفاده قرار میگیرد اهل استان مرکزی بود و در روستای قدمگاه شازند زندگی میکرد. ملا اسدالله آمرهای با تخلص «مخلص» از شعرای قرن سیزدهم هجری و شاعر تعزیههای ترکی، اهل روستای آمره از توابع کمیجان در استان مرکزی بود.
مجللی ادامه میدهد: چهار تکیه تاریخی زاغرم (تفرش)، آقاخان محلاتی (محلات)، باغ شیخ (ساوه) و تکیه شهر فرمهین از تکایای به جای مانده از دوران قاجاریان و فضاهای اختصاصی اجرای تعزیه در استان مرکزی است که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیدهاند.
وی خاطرنشان میکند: در مناطق ترکنشین استان مرکزی از جمله کمیجان و خنداب تعزیههای ترکی اجرا میشود، در اراک به جز تعزیههای میدانی و اجرای در تکایا، نوع دیگری از تعزیهخوانی با عنوان تعزیه سیار اجرا میشود که منحصر به فرد و از بینظیرترین گونههای اجرای تعزیه است بنابراین پیشینه قابل توجهی از تعزیه در این منطقه را میتوان سراغ گرفت.
پژوهشگر و شبیهخوان باسابقه با بیان اینکه تعزیهخوانی در همه شهرها و روستاهای استان مرکزی رایج و مرسوم است میگوید: در این منطقه مجالسی همچون سهل بن علی، محمد عابد، شاهسواران و شاهزاده عبدالله از جمله مجالسی است که بر اساس زندگی امامزادگان مدفون در این استان سروده شدهاند و مردم استان مرکزی، برخی از نقشهای این مجالس را تشکیل میدهند.
به گزارش ایمنا، بررسی پیشینه تعزیه در استان مرکزی نشان میدهد این خطه تنها میزبان آیینهای شبیهخوانی نبوده، بلکه در شکلگیری، گسترش و ماندگاری این هنر آیینی نیز نقشی مؤثر ایفا کرده است. وجود تعزیهنویسان و شبیهخوانان نامدار، تکایای تاریخی ثبتشده، نسخههای معتبر تعزیه و تداوم اجرای این آیین در شهرها و روستاهای استان، گواه آن است که استان مرکزی یکی از خاستگاههای مهم تعزیه در ایران به شمار میرود؛ ظرفیتی فرهنگی که حفظ، پژوهش و معرفی آن میتواند به صیانت از یکی از ارزشمندترین میراثهای ناملموس کشور کمک کند.
نظر شما