به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، تنوع زبانی در جهان پیوندی ناگسستنی با جغرافیا، تاریخ، مهاجرت و میزان انزوای جوامع دارد. بر اساس دادههای سال ۲۰۲۵ که توسط مؤسسه بینالمللی زبانشناسی (SIL) و از طریق دنیای ما در دادهها (Our World in Data) منتشر شده است، شاهد شکافی عمیق میان کشورهایی هستیم که مهد صدها زبان زنده هستند و کشورهایی که به دلایل تاریخی و سیاسی، تنها تعداد انگشتشماری زبان در آنها باقی مانده است.
صدرنشینان تنوع زبانی در جهان
پاپوآ گینه نو با ۸۴۳ زبان زنده، در صدر فهرست جهانی تنوع زبانی قرار دارد. نکته قابل تأمل این است که این کشور با جمعیتی کمتر از ۱۲ میلیون نفر، به لطف عوارض طبیعی ناهموار و جزایر متعدد که بستری برای شکلگیری و حفظ جوامع ایزوله فراهم کرده، میزبان تعداد زبانی نزدیک به دو برابر هند است؛ کشوری که از جمعیتی به مراتب وسیعتر برخوردار است.
در رتبههای بعدی، اندونزی با تکیه بر ساختار مجمعالجزایری خود (متشکل از حدود ۱۷ هزار جزیره) با ۷۰۹ زبان زنده، جایگاه دوم را به خود اختصاص داده است و کشورهای نیجریه، هند و چین در ردههای بعدی قرار دارند. بهطور کلی، تنها ۲۰ کشور در جهان میزبان دستکم ۱۰۰ زبان زنده هستند که همین کشورها بخش بزرگی از میراث زبانی جهان را در خود جای دادهاند.
ایالات متحده آمریکا با ۲۳۹ زبان زنده در رتبه هشتم جهان قرار دارد که بخش عمدهای از این تنوع مرهون زبانهای بومی است؛ هرچند متأسفانه بهدلیل دههها سیاستهای همسانسازی و جابهجاییهای اجباری، نزدیک به ۵۰ مورد از این زبانها از میان رفته است و بسیاری دیگر در معرض خطر قرار دارند.

کشورهای جهان با کمترین تنوع زبانی
در سوی دیگر این طیف، کشورهایی قرار دارند که با کمترین تنوع زبانی روبهرو هستند. کرهشمالی با تنها دو زبان زنده (کرهای و زبان اشاره کرهای)، در انتهای این فهرست قرار دارد که این وضعیت تا حد زیادی نتیجه انزوای شدید سیاسی و اجتماعی این کشور پس از جنگ جهانی دوم است.
در بسیاری از کشورهای دیگر بهویژه در آمریکای مرکزی و کارائیب همچون کوبا و جمهوری دومینیکن، کاهش تنوع زبانی پیامد مستقیم دوران استعمار است. در این مناطق، تحمیل زبان استعمارگر منجر به فروپاشی و زوال زبانهای بومی شده و بهمرور، سایر تأثیرات زبانی وارداتی نیز در زبان حاکم مستحیل شدند.
تنوع زبانی جهان تنها یک پدیده آماری نیست، بلکه آیینه تمامنمای تاریخ بشریت است. در حالی که جغرافیای بکر و انزوای طبیعی موجب حفظ هزاران زبان در مناطقی همچون پاپوآ گینه نو شده، فرایندهای تاریخی تحمیلی ازجمله استعمار و همسانسازی، تنوع زبانی را در بسیاری از نقاط دیگر بهشدت کاهش داده است. آنچه از این دادهها برمیآید، ضرورت توجه به حفظ میراث زبانی رو به زوالی است که بهعنوان بخشی از هویت فرهنگی بشری، در آستانه فراموشی قرار دارند.
نظر شما