به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهایی که فضای عمومی کشور همچنان زیر سایه داغ شهادت رهبر شهید ایران و التهاب ناشی از دو جنگ اخیر قرار دارد، سخنانی تازه از سوی رهبر معظم انقلاب درباره «انتقام» و ضرورت پیگیری خون شهدا، بار دیگر این موضوع را به صدر گفتوگوهای رسانهای و تحلیلی آورده است.
پیام اخیر بهمثابه یک «نقشه راه» و «بیانیهای چندلایه» برای جامعه و نهادهای تصمیمگیر است؛ تحلیلی که در آن، انتقام در دو ساحت «قصاص» و «انتقام راهبردی» معنا شد و بر این نکته تأکید شد که این مفهوم، محدود به یک شخص یا یک نهاد نیست، بلکه مطالبهای فراگیر و ملی است.

انتقام؛ فراتر از احساس، نزدیک به نقشه راه
پیام اخیر را نباید تنها از زاویه ادبیات عاطفی خواند، متن و لحن پیام چنان دقیق و منظم است که باید بارها خوانده شود تا همه لایههای آن روشن شود، فرازهای مربوط به انتقام، در کنار تعابیر احساسی، از منطق و نظم فکری عمیقی برخوردار است.
پیام رهبر معظم انقلاب از یک منظومه فکری منسجم بیرون آمده است؛ منظومهای که هم به «تکلیف شرعی و اخلاقی» اشاره دارد و هم به «ضرورتهای امنیتی و ملی». در این نگاه، خون شهدا نهتنها یک موضوع احساسی، بلکه یک پرونده باز و زنده است که باید در سطحی عاقلانه، حسابشده و مؤثر دنبال شود.
دو روایت از انتقام؛ قصاص و راهبرد
در فضای رسانهای و فکری، دو روایت اصلی درباره انتقام وجود داشته است: یک روایت که آن را تنها در قالب «قصاص» و پاسخ مستقیم به عاملان جنایت میفهمد و روایت دیگر که بر «انتقام راهبردی» و تداوم مسیر شهدا تأکید میکند.
پیام اخیر آیتالله سید مجتبی خامنهای مقام معظم رهبری نشان میدهد که هر دو سطح مورد توجه است: از یکسو، قصاص بهعنوان تکلیفی که از دوش جامعه برداشته نمیشود و از سوی دیگر، انتقام در سطح راهبردی، یعنی ادامه دادن مسیر شهدا، حفظ انسجام ملی و تبدیل خون شهید به سرمایهای برای آینده کشور، در این چارچوب، انتقام تنها یک کنش نظامی یا امنیتی نیست، بلکه نوعی بازآرایی اجتماعی و سیاسی نیز است.

مطالبه عمومی از روز وداع تا امروز
پرچمهای سرخ برافراشتهشده در مصلی تهران تا مراسم تشییع در قم، نجف، کربلا و مشهد، خیزش عمومی جامعه در سوگ شهدا است، این تصاویر، نشانهای روشن از شکلگیری یک مطالبه عمومی بود؛ مطالبهای که از همان روزهای نخست وداع با شهدا آغاز شد و بهتدریج در سراسر کشور و حتی فراتر از مرزها گسترش یافت.
در این نگاه، انتقام یک خواست اجتماعی است؛ خواستی که در رفتار جمعی مردم، در شعارها، در نمادها و در همدلی عمومی قابل مشاهده است. او تأکید کرد که پیام اخیر، در واقع تأییدی بر همین موج عمومی است و نشان میدهد مردم در تشخیص مسیر، بصیرت به خرج دادهاند.
تکیه بر مردم در روزهای بحران
در روزهای نخست جنگ و فضای سنگین امنیتی و تبلیغاتی، در حالی که برخی رسانههای معاند تلاش داشتند فضای جامعه را بهسمت آشوب و براندازی سوق دهند، حضور خودجوش مردم در صحنه، درعمل بسیاری از سناریوها را خنثی کرد، این حضور فراتر از یک حرکت احساسی بود و جلوهای از مسئولیتپذیری و بلوغ سیاسی بود که در آن مقطع، کشور در عمل بر دوش مردم ایستاد، این واقعیت در پیام اخیر نیز بازتاب یافته؛ جایی که بر نقش مردم و آزادگان در تحقق مأموریت الهی و ملی تأکید شده است.

پیام برای مسئولان؛ پرهیز از دوگانهسازی و تنازع
نباید این پیام، به میدان نزاع و تسویهحساب میان جریانهای داخلی تبدیل شود، برخی ممکن است پیام اخیر را دستاویز قرار دهند تا نشان دهند چه کسی «تندرو» بوده و چه کسی «کندرو»، اما چنین رویکردی، هم با روح پیام در تضاد است و هم به انسجام ملی آسیب میزند.
اکنون زمان آن نیست که مسئولان و جریانهای مختلف، بهجای تمرکز بر اجرای یک پیام روشن و مشترک، یکدیگر را خطا کار بدانند آنچه اهمیت دارد، پرهیز از هرگونه حرف یا موضعی است که خلاف این مسیر باشد. به بیان او، اگرچه ممکن است درباره شیوههای اجرا اختلافنظرهایی وجود داشته باشد، اما اصل مسیر باید واحد بماند.
وقتی دشمن احساس کند که پرونده محدود به چند نام شناختهشده نیست، بلکه یک فهرست گسترده و دقیق در کار است، محاسباتش تغییر میکند و همین تغییر، بخشی از اثر انتقام است
از فهرست جنایتکاران تا اضطراب دشمن
در بخش دیگری از پیام از «فهرستی از صدر تا ذیل» نام برده شده بود، این تعبیر نشانه آن است که موضوع تنها متوجه چند چهره مشهور نیست، بلکه ساختاری گسترده از آمران، عاملان و پشتیبانان مورد نظر است، همین ادبیات، خود نوعی پیام بازدارنده برای دشمن دارد؛ پیامی که میتواند اضطراب و تردید را در اردوگاه مقابل افزایش دهد، وقتی دشمن احساس کند که پرونده محدود به چند نام شناختهشده نیست، بلکه یک فهرست گسترده و دقیق در کار است، محاسباتش تغییر میکند و همین تغییر، بخشی از اثر انتقام است.
«آحادی از آزادگان»؛ مأموریتی جهانی
یکی از جذابترین بخشهای این پیام، از نظر این تحلیلگر، عبارت «آحادی از آزادگان در سراسر دنیا» بود، این تعبیر نشانهای است از اینکه این مأموریت، به یک ملت یا یک گروه خاص محدود نیست، بلکه بهنوعی فراخوانی جهانی برای آزادگان است، این بخش از پیام، هم بعد معنوی دارد و هم بعد سیاسی؛ یعنی نشان میدهد که این مسیر، تنها یک عملیات یا پروژه محدود نیست، بلکه بخشی از یک حرکت تاریخی و الهی است.
این مأموریت «تکهتکه» و قابل تقسیم میان افراد مختلف است؛ هر کسی بخشی از آن را بر عهده میگیرد، اما مسئولیت اصلی همچنان پابرجاست، در این تفسیر، انتقام به معنای مشارکت عمومی در یک پروژه بزرگتر است؛ پروژهای که هم عدالتخواهی را در بر میگیرد و هم بازدارندگی را.
درواقع پیام اخیر رهبر انقلاب سندی چندوجهی ارزیابی شد که در آن، احساس، عقلانیت، تکلیف شرعی، بازدارندگی امنیتی، انسجام ملی و نقش مردم بههم گره خوردهاند، از این منظر، انتقام، آغاز مرحلهای تازه در فهم نسبت جامعه با خون شهدا و با آینده کشور است.
در افق خوانشهای رسمی و نیمهرسمی، انتقام نهتنها پاسخ به یک جنایت، بلکه بخشی از یک «ماموریت الهی» تلقی میشود؛ مأموریتی که بناست هم در سطح سیاست و امنیت و هم در سطح فرهنگ و وجدان جمعی دنبال شود.
نظر شما