۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۸

جشني به رنگ اصفهان

روزی روزگاری باغ تختی...

سه گل به غلامپور زدم کیف کردم!
روزی روزگاری باغ تختی...

خبرگزاری ایمنا: نوزده سال قبل درست در روزهایی که هنوز کلنگ به زمین زده شده ورزشگاه نقش جهان به خاطر خواب خرگوشی مسئولان ورزش ایران زنگ نزده بود و در سال‌هایی که چرثقیلی برای فرو افتادن بر روی سکوهای نیمه ساخته ورزشگاه افسانه‌ای اصفهان برپا نشده بود، در جمعه‌هایی که دوغ و گوشفیل فروش‌های چهارباغ تمام امیدشان را به بازی‌های سه تیم اصفهانی در ورزشگاه تختی دوخته بودند هیچکس این تصور را نداشت که نزدیک به بیست سال بعد گره کور ورزشگاه نقش چهان تبدیل به سوهانی برای کشیده شدن بر روی اعصاب و روان طرفداران فوتبال در اصفهان شده باشد.

باغ تختی ورزشگاهی که با وجود ظرفیت هفت -هشت هزار نفری در بازی‌های مهم لیگ آزادگان خجالت زده مردم اصفهان می‌شد تا ایستادن پشت توری‌های سیمانی تبدیل به چاره‌ای برای دیدن فوتبال در این ورزشگاه شود در آن روزها محلی بود برای تخلیه هیجان مردمی که ورزشگاه پیر و قدیمی شهرشان را با سکوهای فلزی و داغش آبروی فوتبال اصفهان می‌دانستند و مدیر کلی که هر روز صبح در پشت پنجره اتاقش می‌ایستاد و در دل آرزوی ساختن ورزشگاهی را مرور می‌کرد که سکوهایش تاب تحمل فشار جمعیت فوتبال‌دوست اصفهانی را داشته باشد.
روزهایی که هنوز پیست دوومیدانی باغ تختی تنش را به لاستیک اتومبیل‌های مدل بالا نسپرده بود و جایگاه خبرنگاران پنج متر مربعی‌اش هنوز خجالت زده رسانه‌های رنگارنگ ورزشی نشده بود. روزهایی که هنوز چمن باغ تختی بر و رویی داشت و زردی روزگار نقابی بر چهره پردرد آن نکشیده بود. مسافرانی که به شوق دیدن فوتبال در باغ تختی از مسئول پذیرش هتل آزادی درخواست اتاق‌هایی رو به چمن داشتند و راه‌رویی که در پشت سکوهای غربي ورزشگاه تبدیل به محلی برای گرم کردن فوتبالیست‌های بی ادعای آن دوران می‌شد و هوادارانی که برای دیدن ستاره‌های محبوبشان حتی خطر سقوط از ارتفاع را به جان می‌خریدند. سکوهایی کم ارتفاع در شمال استادیوم که در سرمای زمستان می‌توانست گرمای آخرین دقیقه‌های غروب خورشید را بر تن تماشاگرانش بریزد و پنجره کوچک تنها بوفه ورزشگاه که از میان سکوهای جنوبی پذیرای مردم می‌شد و و البته تماشاگرانی که همیشه به صورت قاچاقی از سمت جایگاه همیشگی ذوبی‌ها خودشان را مفت و مجانی به سکوها می‌رساندند.
سکوهایی آهنی و داغ که در تابستان بلای جان تماشاگران می‌شد و اتاق کوچک نگهبانی سالن هفده شهریور که با آن تلفن رنگ و رو رفته اش بعد از سوت پایان بازی جواب‌گوی هوادارانی بود که دور از دنیای اینترنت و تلفن همراه و حتی پخش تلویزیونی به دنبال اطلاع از نتیجه بازی‌های تیم محبوبشان بودند و پسرکی دوازده ساله که در فاصله آماده شدن گزارش بازی توسط پدر خبرنگارش با شوقی وصف ناپذیر خبر پیروزی تیم‌های اصفهانی را به همراه جزئیات دقیق آن بازی از پشت تلفن به اطلاع همه می‌رساند. باغ تختی یا همان باغ حجی سابق که با وقف پیرمرد رهنانی تبدیل به قدیمی ترین ورزشگاه اصفهان شد روزهایی را به چشم دید که اگر امروز سکوهای سیمانی‌اش زبان می‌گشودند شاید تاریخ فوتبال اصفهان را می‌شد از نو نوشت.
روزهایی که مهدی عرب و حسن سبیل با عشقی وصف ناشدنی شکوهای سیمانی دو سمت جایگاه را زیر پا می‌فشردند تا حنجره شان را تقدیم به این دو تیم کرده باشند. روزی که سید امین موسوی با درخششی غیرقابل پیش بینی مرحوم حجازی را بر روی نیمکت سپاهان سربلند کرد و با زدن سه گل به استقلال جشن پیروزی را در تمام چهارباغ جاری کرد. موسوی فردای آن پیروزی دلچسب بعد در مصاحبه با اولین روزنامه ورزشی ایران در آن روزها حرف‌هایی جذاب تحویل داد تا روز بعد این تیتر بر صفحه اول ابرار ورزشی خودنمایی کند: سه گل به غلامپور زدم، کیف کردم! کیفی که از زمین به سکوهای باغ تختی هم رسید و تا هفته ها بعد مردم از آن پیروزی به عنوان یکی از روزهای تاریخی اصفهان یاد می‌کردند. روزهایی که هیچ‌کس غم خشک شدن زاینده رود را نداشت و دیگر مادری در اضطراب طی کردن مسیر ورزشگاه فولادشهر برای فرزند نوجوانش غصه دار نبود. روزهایی که نه خبری از برنامه نود بود و نه از دستیارانی که برای یک امتیاز کمتر یا بیشتر لالایی تبانی در گوش بازیکنان تیم حریف بخوانند.
همه این روزها، روزهای اصفهان بودند حتی اگر همان روزی باشد که ذوب آهن در آفتاب سوزان تابستان با شش گل خورده از پرسپولیسی ها پذیرایی کرد. روزهایی که ذوبی ها فریاد کمال کمال، سریال تلویزیونی معروف آن دوران را تبدیل به سوژه ای برای تشویق ستاره تیمشان کرده بودند و سپاهانی‌ها با ستاره‌ای مثل حمید معماریان فخر فروشی می‌کردند. روز و هفته اصفهان سالهاست که می‌آید و می‌رود و این گرد پیری است که بر سر و صورت ورزشگاه قدیمی اصفهان نشسته که روزی روزگاری تنها دلخوشی فوتبال اصفهان بود و امروز در روزهای پایانی هفته اصفهان باید در آرزوی آن باشیم تا با یادآوری خاطرات خوش باغ تختی یک‌سال بعد در همین روزها تیتر بزنیم: قصه پرغصه نقش جهان به آخر رسید!
/مسعود افشاری/

کد خبر 98725

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 13
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حبيب IR ۱۲:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۷
    متن بسيار نوستالژيك و زيبايي بود و ما رو برد به روزهاي فوتبالي دلچسب دهه 60 و 70 يادش بخير تماشاگراي سپاهان بعد از بازي تا ساعتها روي نيمكتهاي وسط چهارباغ جمع مي شدن و در مورد بازي بحث ميكردن! ماشيهاي عبوري از تماشاگرايي كه سربالايي در خروجي را بالا ميومدن و وارد چهارباغ مي شدن نتيجه را مي پرسيدن و . . . فقط چند تا نكته خدمت نگارنده محترم جناب افشاري 1- بازيكنان ذخيره پشت سكوهاي غربي (درب سمت مسجد سيد) گرم ميكردن 2-آوردن برنامه 90 در كنار اتفاقات ناخوشايند زمان حال مثل خشك شدن زاينده رود و خطرات جاده فولاد شهر سوال برانگيزه. ديگه خود شما بايد بدونين كه 90 چقدر جلوي زد و بند هايي كه با داوران و ... انجام ميشد را گرفت هرچند فساد اين فوتبال به اين راحتي ها ريشه كن نخواهد شد به هر حال خدا قوت و آفرين به خاطره بازيتون با باغ تختي

    پاسخ سایت: 0

  • محمد ۱۹:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۷
    1
    حسن سبیل نه و حسن ریش.یادش بخیر.خدا رحمت کند مسئول ورزشگاه حاج رضا استکی را.خدا رحمت کند علی شیرانی(علی جون)را.با اون سن و سال چقدر میدوید.بالای 70 سال داشت اما از پایان نیمه اول بازی تا اخر بازی میدوید و نیم دور اخر را هم با قدمهایی بلند تر.یادش بخیر وقتی بهش میگفتند علی جون باغ رضوان چه حرکتی از خودش نشون میداد.باغ تختی نوجانی و جوانی خیلی از ماهاست.یادش بخیر

    پاسخ سایت: 0

  • امير شريفيان ۲۲:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۷
    گل ثانيه ٣٠ اصغر مهدى پور را يادت نيست ولى ٦ تا پرسپوليس يادته

    پاسخ سایت: 0

  • قهرمان ۰۳:۴۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۹
    محمد جون علی شیروانی بود نه علی شیرانی

    پاسخ سایت: 0

  • حبيب IR ۱۴:۰۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۹
    آقا محمد اتفاقا همون حسن سبيل صحيحه ، ليدر ذوبيها بود

    پاسخ سایت: 0

  • محمد LV ۲۲:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۱
    1
    سلام به اقا قهرمان وحبیب اقا.خوشحالم از قدیمیها هم هنوز فوتبال را دنبال میکنند.اقا قهرمان حق با شماست علی شیروانی بود خدا رحمتش کنه.اما در مورد لیدر ذوبی ها تردید دارم.حتما اقا حبیب بهتر میدونه.هر چه بود یه باغ حجی بود و یه فوتبال داغ و بعدش دوغ وگوشفیلی که وقتی از ورزشگاه می اومدیم بیرون.بخصوص وقتی بازیها هیجان داشت اون دوغ و گوشفیل هم خیلی بیشتر میچسبید.یادش بخیر.

    پاسخ سایت: 0

  • سجاد ۰۰:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۳
    برنامه نود زدو بندو بیشتر کرده که کم تر نکرده.

    پاسخ سایت: 0

  • سجاد ۰۰:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۳
    برنامه نود زدو بندو بیشتر کرده که کم تر نکرده.

    پاسخ سایت: 0

  • حبيب IR ۱۰:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۴
    سلام بر آقا محمد ، واقعا يادش بخير ،‌ هيجان بازيهاي باغ تختي و حتي 22بهمن را ديگه هيچ گاه حتي در نقش جهان تجربه نكردم و علتش نزديكي سكوها به چمن بود آقا سجاد خود فوتبالي ها متفقا معتقدند كه 90 به سالم سازي فوتبال كمك كرده اما برخي دوستان حاشيه نشين معتقدند كه نه!

    پاسخ سایت: 0

  • محمد ۲۰:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۰
    1
    برنامه 90 اگه دنبال سالم سازی بود یه برنامه میذاشت که چطور میشه توی یه فصل 23 امتیاز به سود یه تیم داورها اشتباه کنند.بازیهای سپاهان با نفت ابادان0الومینیوم-صبا-مس-فولاد-فجر ورفت وبرگشت استقلال وامروز هم که کارت قرمز حاج صفی را همه دیدند.از طرفی هم بازیهای استقلال در مقابل نفت تهران-سایپا-مس-فولاد ورفت وبرگشت پرسپولیس و همینطور رفت وبرگشت سپاهان.واقعا یعنی هنوز نفهمیدن ترکی و قهرمانی استقلالین و مظفری زاده پرسپولیسی.بخدا گاهی اینقدر تابلو قضاوت میکنن که ادم خجالت میکشه بگه اینجا لیگ ایرانه.هر وقت مظفری زاده برای تیمهای اصفهان قضاوت کرده قضاوتهاش مشکل داشته.در هر حال استقلال جام گرفت اما قهرمان نشد.خدارا شکر که هفته اخر هم باخت تا نشون بده هروقت قضاوت درست بوده این تیم مشکل داشته.به اقا حبیب هم سلام عرض میکنم.اینقدر ادم حرص میخوره که...

    پاسخ سایت: 0

  • ۰۲:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۰
    يادش به خير . سيمكانى استكى پورداي. أصغر ٣٠ ثانيه

    پاسخ سایت: 0

  • ۰۲:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۰
    يادش به خير . سيمكانى استكى پورداي. أصغر ٣٠ ثانيه

    پاسخ سایت: 0

  • عجب IR ۱۳:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۱/۳۱
    چه عجب ایمنا پیام ها را منتشر کرد

    پاسخ سایت: 0