به گزارش خبرگزاری ایمنا از مازندران، پس از چهار ماه، مراسمهای وداع و تشییع آقاجان از سوی ستاد بزرگداشت ایشان اعلام میشود، سه روز در تهران، یک روز قم، یک روز در نجف و کربلا و روز آخر در مشهدالرضا(ع) و آغاز آن از روز شنبه سیزدهم و پایانش پنجشنبه هجدهم تیر تعیین و در رسانههای رسمی اعلام میشود.
آمادهسازی مصلی بزرگ امام خمینی(ره) تهران که از خیلی زمان پیش جهت جانمایی پیکر آقاجان و خانواده شهیدشان دستور کار قرار گرفته بود، حالا قرار بود میزبانی ورود رهبری را برعهده بگیرد که مدتها برای مناسبتهای متعدد فرهنگی، مذهبی، تکنولوژی، فناوری، صنعتی و معنوی حضور مییافت.
دو روز آخرین وداع، آخرین دیدار به ظاهر سهم تهرانیها میشود اما مگر آن غیورمردان جنوبیها از تبار تنگسیری و رئیسعلی دلواری و یا آن گیلانیهای با غیرت از نسل میرزاکوچک خان جنگلی تا علویتباران مازندرانی، کردهای باصلابت غرب و جنوب غرب ایران، قبایل و عشایر خوزستانی، قشقایی و بختیاری دلشان طاقت میآورد این دیدار و وداع فقط سهم مردم پایتخت باشد.
وداعی که بهظاهر بیش از ۱۲۰ شب و روز از آن میگذرد اما برای هر یک از عاشقان و دلدادگان قائد شهید امت انگار قرنی گذشت.
شش روز در سه استان و یک کشور تمام یک فرصت ناب برای دیدن ایشان بود برای هر یک از این دلدادگان و چه سعادتی از رسیدن و دیدن پیکرهای رهبر عزیز و خانوادههایشان برای دوستداران نصیب میشد.
شنبه سیزدهم تیر فرارسید و لحظهشماری برای رفتن و دیدن یار انتظاری کشنده شد برای آن کسی که دلش خواستن بسیار میخواست و نشد برود و نطلبید انگار.
اما امید در دلش همچنان هست تا در روز تشییع آقاجان حضور یابد و آن روسری، تسبیح یا چفیه آماده شده برای نیت به رفتن پیادهروی اربعین حسینی به تبرکی از تابوپ آقاجان مشرف کند که این نیز نشد؛ انگار گرهای شد با دست باز نمیشد تا قسمتش به رفتن شود.

دلتنگیهایم بیشتر شد
خانمی حسرت به دل از حضور نیافتنش در این دو روز وداع و یک روز تشییع تهران با ابراز ناراحتی حسش را دلتنگی بیان میکند و میگوید: دلم میخواست حضور داشته باشم اما نداشتن شرایط، نشد که این سه روز را بروم.
وی اظهار میکند: وقتی آن جمعیت میلیونی را برای رهبر شهید میدیدم بغض میکردم و گریهام میگرفت و میگفتم: "کاش منم بود"؛ اگر میرفتم مطمئنا دلتنگیهایم نسبت به آقاجان کمتر میشد.
تهران تمام شد و امیدها برای آنهایی که میخواستند آخرین وداع را از آقای شهید ایران داشته باشند یا چند قدیمی در خیابان آزادی برای پیکرهای پاک و مطهر بردارند، کمرنگ شد اما خاموش نشده بود و رفتن به قم را به ذهن آوردند و کمکم آماده به رفتن شدند.
اما این چه حکمتی هست و مصلحتی که این هم نشود و در آن نماز باشکوه مفسر علیقدر قران کریم، علامه حضرت عبدالله جوادی آملی قرار نگیرند و آن دعای بامعنی معنوی «اللهم إنه نزل مجاهداً مبالغا ورعاً موحداً متألهاً» با بغض، اشک و آه زمزمه کنند.
و یا آن جماعتی که از مسجد جمکران تا حرم حضرت فاطمه معصومه(س) و از خیابانهای فرعی و اصلی منتهی به سمت حرم جزو آن قرار گیرند.
بماند در پنجمین روز از این مراسم امام شهید، سید و سالار کربلا هم قسمتشان نشد تا آنجا که عراق و ایران یکی شدند، سهیم شوند و در آن خانه پدری سلامی دهند و آقاجان را پس از ۶۹ سال رخصت برای عرض ادب فرزندانشان ببرند؛ عراقیها که برای مهمان سنگ تمام میزبانی کردند و آن نوجوان ریزنقش دوان دوان به سمت خودروی حامل پیکرهای مطهر و درآوردن لباسش برای تبرک کردن تا حضور آن قبائل و عشایر مسیر نجف به کربلا که باعث شد، مشتاقان منتظر در کربلا و بینالحرمین ساعتی چشمانتظار قرار دهند.

جاماندهام از تشییع آقای شهید ایران
بانوی دیار حماسهآفرین شهر هزارسنگر خود را از جامانده در راه تشییع رهبر شهید میخواند و میگوید: همانند اربعین، طی این پنج روز برای مراسمهای آقای شهید جا ماندم و خیلی احساس تنهایی و ناراحتی میکنم.
آقایی هم اظهار میکند: این شرایط پیچیده زندگی نگذاشت تا در یکی از این شهرها حضور بیابیم؛ دلمان تنگ برای یک عزاداری خوب رهبرمان بودیم اما این سعادت نصیبمان نشد.
آقا واقعا مظلوم بودند
پسر جوان از تلاشش برای رفتن به تهران و قم میگوید و بیان میکند: ناراحت از این نرفتنم بودم اما بهدلیل پر شدن خودروهای اعزام زائران قسمتم نشد؛ آقا رو خیلی دوست داشتم و اگر قسمتم میشد از ایشان حلالیت میطلبیدم چون قبل این جنگ و شهادت آقا فقط به حرف های مردم توجه میکردم اما بعد آن اتفاق و چنین حملهای فهمیدم واقعا مظلوم بودند.
امروز در این ساعات پایانی از تشییع آقای شهید ایران در مشهدالرضا و در خیابانهای پر اذحام و شلوغ مسیر بارگاه ملکوتی امام رئوف(ع)، ثامن الحجج، شمس الشموس، در آن جاماندگان قرار گرفتیم و قسمت نشد تا آن آخرین نماز را برای شما به جا آوریم، چفیه یا تسبیح متبرک حتی بر آن پیکر کوچک زهرای ۱۴ ماهه تان شود، دلمان میشکند اما آرام میشویم از اینکه پیکرتان به همراه خانوادهتان در جوار بارگاه امام هشتم، علی بن موسی الرضا(ع) به خاک سپرده میشود و روزانه در ساعت هشت صبح و هشت شب بعد از سلام امام رئوف، سلامی هم به شما دهیم و چهارشنبههای امام رضایی به یادتان بیافتیم.
گزارش از کبریا مقدس، خبرنگار ایمنا مازندران
نظر شما