به گزارش خبرگزاری ایمنا، در منظومه فکری اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی، کمتر موضوعی را میتوان پیدا کرد که تنها از یک زاویه مورد توجه قرار گرفته باشد. همانگونه که عدالت، تولید، پیشرفت، علم و استقلال در اندیشه ایشان حلقههای یک زنجیره به هم پیوستهاند، کشاورزی نیز جایگاهی فراتر از یک فعالیت اقتصادی پیدا میکند و به یکی از ارکان اصلی حکمرانی و اداره کشور تبدیل میشود. در این نگاه، کشاورزی تنها عرصه تولید محصولات غذایی نیست، بلکه بستری است که امنیت، استقلال، عدالت و حتی هویت اقتصادی یک ملت بر آن استوار میشود.
امام شهید انقلاب اسلامی، توسعه را از زاویهای متفاوت روایت میکند، در بسیاری از الگوهای اقتصادی، توسعه با گسترش صنایع بزرگ، افزایش تولید ناخالص داخلی یا رشد شاخصهای مالی سنجیده میشود، اما در منظومه فکری ایشان، نخستین پرسش این است که آیا مردم یک کشور میتوانند با اتکا به توان خود، نیازهای اساسیشان را تأمین کنند یا خیر؟ اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، هر میزان رشد اقتصادی نیز نمیتواند ضامن استقلال واقعی باشد. از همین رو، کشاورزی بهعنوان نخستین حلقه زنجیره استقلال اقتصادی اهمیت پیدا میکند، زیرا ملتی که در تأمین غذای خود وابسته باشد، ناگزیر بخشی از اراده اقتصادی و حتی سیاسی خود را نیز به بیرون از مرزهایش واگذار خواهد کرد.
کشاورزی؛ پیشران استقلال اقتصادی
این نگاه، امروز بیش از هر زمان دیگری قابل درک است، جهان معاصر نشان داده است که امنیت غذایی دیگر تنها یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه به یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی تبدیل شده است. بحرانهای جهانی، جنگها، تغییرات اقلیمی و اختلال در زنجیرههای تأمین، بارها ثابت کردهاند کشورهایی که تولید داخلی قدرتمندتری دارند، آسیبپذیری کمتری در برابر تکانههای بینالمللی تجربه میکنند، امام شهید انقلاب اسلامی سالها پیش از آنکه این تحولات به واقعیتی ملموس تبدیل شوند، بر همین حقیقت تأکید میکند که کشاورزی باید در مرکز سیاستگذاری اقتصادی قرار گیرد، نه در حاشیه آن؟
در منظومه فکری اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی، کشاورزی با مفهوم «اقتدار» گره خورده است، اقتدار از نگاه ایشان تنها به توان نظامی یا ظرفیتهای سیاسی محدود نمیشود؛ بلکه کشوری مقتدر است که بتواند نیازهای اساسی مردم خود را با اتکا به ظرفیتهای داخلی تأمین کند. از این نگاه، مزرعه و زمین کشاورزی همان اندازه در حفظ اقتدار ملی نقش دارند که کارخانه، دانشگاه یا مراکز علمی؛ این نگاه، ارزش کشاورزی را از یک فعالیت معیشتی فراتر میبرد و آن را به سرمایهای راهبردی برای آینده کشور تبدیل میکند.
نکته قابل توجه آن است که امام شهید انقلاب اسلامی هرگز کشاورزی را در تقابل با صنعت قرار نمیدهد، در منظومه فکری ایشان، این دو بخش مکمل یکدیگرند و توسعه متوازن زمانی شکل میگیرد که تولید صنعتی و تولید کشاورزی در کنار هم حرکت کنند. کشاورزی، مواد اولیه صنایع غذایی و تبدیلی را تأمین میکند و صنعت نیز با فناوری، ماشینآلات و دانش نوین، بهرهوری این بخش را افزایش میدهد، از همینرو نگاه ایشان به کشاورزی، نگاهی سنتی و ایستا نیست، بلکه توسعه این حوزه را در پیوند با علم، فناوری و نوآوری دنبال میکند.
اقتدار ملی در گرو تولید
یکی از مهمترین ابعاد این اندیشه، پیوند عمیق کشاورزی با عدالت اجتماعی است، امام شهید انقلاب اسلامی عدالت را تنها در توزیع درآمد یا حمایتهای اقتصادی خلاصه نمیکند، بلکه معتقد است عدالت از تولید آغاز میشود، زمانی که کشاورز از امنیت شغلی، درآمد پایدار، بازار مطمئن، دسترسی به فناوری و حمایتهای عادلانه برخوردار باشد، عدالت اقتصادی به تدریج در سراسر جامعه گسترش پیدا میکند، در مقابل اگر تولیدکننده نخستین حلقه زنجیره اقتصاد با ناامنی، بیثباتی و کمبود حمایت روبهرو باشد، شکافهای اقتصادی نیز عمیقتر خواهند شد.
در همین چارچوب، روستا در اندیشه امام شهید انقلاب اسلامی تنها یک محدوده جغرافیایی نیست، بلکه کانون تولید و حیات اقتصادی کشور است. آبادانی روستاها، ایجاد زیرساختهای مناسب، حمایت از کشاورزان و جلوگیری از مهاجرت بیرویه، تنها سیاستهایی برای توسعه منطقهای نیستند، بلکه راهبردهایی برای حفظ تعادل اجتماعی و اقتصادی کشور به شمار میروند، ایشان بر این باور است که اگر روستا تضعیف شود، شهر نیز از پیامدهای آن در امان نخواهد ماند، زیرا کاهش تولید، افزایش وابستگی، گسترش حاشیهنشینی و فشار بر زیرساختهای شهری، همگی زنجیرهای از پیامدهای بیتوجهی به بخش کشاورزی هستند.
در منظومه فکری اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی، کشاورز نیز تنها یک تولیدکننده نیست، او نگهبان امنیت غذایی کشور و یکی از بازیگران اصلی اقتصاد ملی است، این نگاه شأن کشاورز را از یک فعال اقتصادی فراتر میبرد و برای فعالیت او نقشی ملی و راهبردی قائل میشود، از همینرو حمایت از کشاورز، در حقیقت حمایت از استقلال کشور، امنیت جامعه و آینده اقتصاد ملی تلقی میشود.

البته این حمایت، از نگاه امام شهید انقلاب اسلامی، به معنای تداوم روشهای سنتی یا افزایش هزینههای بدون بازده نیست. ایشان بر بهرهوری، مدیریت علمی، استفاده از فناوریهای نوین، اصلاح الگوی کشت، مدیریت منابع آب و توسعه تحقیقات کشاورزی تأکید دارد، در این نگاه افزایش تولید زمانی ارزشمند است که همراه با حفظ منابع طبیعی، کاهش اتلاف و ارتقای بهرهوری باشد. کشاورزی آینده، کشاورزی دانشبنیان است؛ کشاورزیای که علم را به مزرعه میبرد و فناوری را در خدمت امنیت غذایی قرار میدهد.
از سوی دیگر، امام شهید انقلاب اسلامی توسعه کشاورزی را بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی ممکن نمیداند، تولید زمانی شکوفا میشود که زنجیره ارزش آن کامل باشد، اگر محصول کشاورز با صنایع تبدیلی، شبکه توزیع، بازارهای صادراتی و نظام مالی کارآمد پیوند نخورد، بخش مهمی از ارزش اقتصادی آن از بین خواهد رفت، از اینرو توسعه کشاورزی تنها به افزایش سطح زیر کشت یا رشد تولید محدود نمیشود، بلکه مستلزم ایجاد ساختاری است که از مزرعه تا بازار، ارزشافزوده ایجاد کند و سهم تولیدکننده را از اقتصاد ملی افزایش دهد.
در این منظومه فکری، دولت نیز مسئولیتی اساسی بر عهده دارد، سیاستگذاری پایدار، جلوگیری از تصمیمهای مقطعی، حمایت هدفمند از تولید، ایجاد زیرساختهای آبی و حملونقل، تسهیل دسترسی کشاورزان به سرمایه و فناوری و تضمین امنیت سرمایهگذاری، از جمله وظایفی است که میتواند کشاورزی را به جایگاه واقعی خود در اقتصاد کشور برساند، در کنار آن حضور بخش خصوصی، تعاونیها و شرکتهای دانشبنیان نیز بهعنوان مکمل سیاستهای دولت، ضرورتی انکارناپذیر به شمار میرود.
آنچه کشاورزی را در اندیشه امام شهید انقلاب اسلامی به «محور اصلی اداره کشور» تبدیل میکند، نگاه جامع و تمدنی ایشان به این بخش است. کشاورزی در این منظومه،تنها تولید گندم، برنج یا محصولات باغی نیست، بلکه نقطه اتصال اقتصاد، عدالت، امنیت، استقلال، فرهنگ و آینده کشور است. هر مزرعهای که آباد میشود، گامی در مسیر خودکفایی برداشته میشود؛ هر کشاورزی که با انگیزه به تولید ادامه میدهد، بخشی از امنیت ملی تقویت میشود و هر سیاستی که به افزایش بهرهوری این بخش بینجامد، بنیانهای اقتصاد کشور را مستحکمتر میکند.
پس میتوان نتیجه گرفت که نگاه اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی، تنها دعوت به حمایت از کشاورزی نیست، بلکه تأکید بر تغییری در نوع نگاه به این حوزه است. کشاورزی باید از حاشیه سیاستگذاری اقتصادی به متن برنامهریزی ملی بازگردد، زیرا آینده اقتصادی کشور، پیش از آنکه در بازارهای جهانی رقم بخورد، در حاصلخیزی خاک، پایداری آب، توان کشاورز و اراده ملی برای حفظ استقلال غذایی شکل میگیرد. این همان نگاهی است که کشاورزی را نه یک بخش اقتصادی، بلکه ستون استوار استقلال، عدالت و پیشرفت ایران میداند.
نظر شما