به گزارش خبرگزاری ایمنا، قرآن کریم، تاریخ بشر را با روایت تقابل دو برادر آغاز میکند؛ روایتی که تنها شرح نخستین قتل تاریخ نیست، بلکه الگویی جاودانه برای فهم نسبت حق و باطل در همه اعصار است. خداوند در آیات ۲۷ تا ۳۱ سوره مائده، داستان هابیل و قابیل را نقل میکند؛ دو برادری که هر دو قربانی خود را به درگاه الهی تقدیم کردند، اما تنها قربانی هابیل پذیرفته شد. قرآن علت این پذیرش را در یک جمله کوتاه بیان میکند: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»؛ خداوند تنها از پرهیزکاران میپذیرد. (مائده: ۲۷)
همین جمله، مرز میان جبهه حق و باطل را ترسیم میکند. معیار الهی نه قدرت، نه ثروت و نه غلبه ظاهری، بلکه تقواست. قابیل، هنگامی که حقیقت را تاب نیاورد، به جای اصلاح خود، دست به حذف برادر زد و نخستین خون بیگناه بر زمین ریخته شد. از همان روز، تاریخ وارد میدان دائمی رویارویی خیر و شر شد؛ میدانی که در هر عصر، با چهرهها و نامهایی تازه تکرار میشود.
این نبرد، در طول تاریخ انبیا ادامه پیدا کرد و در عاشورا به روشنترین شکل خود رسید. هنگامی که امام حسین(ع) در برابر حکومت ظلم ایستاد، معیار حق و باطل دیگر با شمار سپاهیان یا قدرت ظاهری سنجیده نمیشد. قرآن پیشتر این حقیقت را یادآور شده بود که: «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ چه بسیار گروههای اندکی که به اذن خدا بر گروههای بسیار پیروز شدند. (بقره: ۲۴۹)
جمهوری اسلامی نیز از نخستین روزهای شکلگیری، خود را در امتداد همین سنت الهی تعریف کرد؛ سنتی که نفی سلطه را نهتنها یک انتخاب سیاسی بلکه دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر استکبار را یک وظیفه دینی میداند، در این منظومه فکری، رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز همواره بر همین منطق تأکید داشت که عزت، محصول ایستادگی است و تسلیم، آغاز زنجیرهای از عقبنشینیها.
جبهه استکبار در روزگار ما، دیگر با شمشیر و زره وارد میدان نمیشود. امروز واژههایی همچون «حقوق بشر»، «آزادی» و «دموکراسی» را بر زبان میآورد، اما در عمل، از جنگ، تحریم، ترور و اشغال برای پیشبرد اهداف خود بهره میگیرد. قرآن کریم چنین رفتاری را با تعبیر «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ» توصیف میکند؛ آنان میخواهند نور خدا را با دهانهای خود خاموش کنند، اما خدا نور خود را کامل خواهد کرد. (صف: ۸)
از همین منظر، شهادت پایان راه جبهه حق نیست. قرآن شهید را مرده نمیداند: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»؛ آنان که در راه خدا کشته شدند، زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میخورند. (آلعمران: ۱۶۹)
شاید به همین دلیل است که در فرهنگ اسلامی، شهادت نه شکست، بلکه نقطه اوج حیات یک مجاهد تلقی میشود. جسم از میان میرود، اما اندیشه، راه و آرمان باقی میماند. همان حقیقتی که علی شریعتی آن را در جمله مشهور خود چنین توصیف کرد: «شهید، قلب تاریخ است.»
حضور میلیونی مردم در آیین تشییع رهبر شهید نیز از همین منظر قابل تحلیل است. آنها تنها برای بدرقه یک شخصیت سیاسی به خیابان نیامده بودند، بلکه با حضور خود، بار دیگر وفاداری به مسیری را اعلام کردند که آن را ادامه راه انبیا، عاشورا و انقلاب اسلامی میدانند. پرچمهای سرخ، شعارها و اجتماع گسترده مردم، بیش از آنکه تنها جلوهای از سوگواری باشد، نمایش استمرار یک گفتمان بود؛ گفتمانی که معتقد است حق، حتی اگر هزینه بدهد، از میدان خارج نمیشود.
در کنار این حقیقت، قرآن داستان دیگری را نیز پیش روی انسان قرار میدهد؛ ماجرای حضرت موسی(ع) و حضرت خضر(ع) در سوره کهف. موسی(ع) در برابر برخی رخدادها، حکمت الهی را درنمییابد، اما در پایان متوجه میشود که بسیاری از وقایع، حقیقتی فراتر از ظاهر خود دارند. این روایت، به انسان میآموزد که همه نتایج را نمیتوان با محاسبات کوتاهمدت و مادی سنجید.
از این منظر، وظیفه جبهه حق، پیش از آنکه تضمین نتیجه باشد، عمل به تکلیف است. قرآن نیز وعده داده است: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»؛ اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را یاری خواهد کرد و گامهایتان را استوار میسازد. (محمد: ۷)
از هابیل تا عاشورا و از عاشورا تا امروز، یک حقیقت تغییر نکرده است؛ جبهه حق شاید شهید دهد، اما از میان نمیرود. تاریخ نشان داده است که باطل، هرچند گاه دست بالا را در ظاهر پیدا کند، سرانجام محکوم به شکست است، زیرا وعده الهی تغییرناپذیر است: «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»؛ سرانجام، از آنِ پرهیزکاران است. (اعراف: ۱۲۸)
نظر شما