به گزارش خبرگزاری ایمنا، امروز که ایران میزبان پیکر رهبر شهید خود است، مرور اندیشههای او درباره نخبگان، تنها بازخوانی چند توصیه به جامعه علمی نیست، بلکه مرور یکی از مهمترین راهبردهایی است که برای آینده کشور ترسیم کرده بود.
در نگاه او، نخبه تنها فردی با ضریب هوشی بالا یا صاحب مدرک و رتبه علمی نبود، بلکه انسانی مسئول، اثرگذار و متعهد به حل مسائل کشور بهشمار میرفت؛ کسی که علم را از محیط دانشگاه فراتر میبرد و آن را به موتور پیشرفت، استقلال و اقتدار ملی تبدیل میکرد.
رهبر شهید ایران، توسعه کشور را در گرو عبور از اقتصاد متکی به منابع طبیعی و حرکت به سمت اقتصاد دانشبنیان میدانست؛ مسیری که در آن جایگاه نخبگان از یک امتیاز فردی به یک ضرورت ملی ارتقا پیدا میکند؛ ایشان در سال ۱۳۹۳ با تبیین همین نگاه تصریح کرد: «در کشوری و اقتصادی که متّکی به منابع زیرزمینی است و ثروت باد آورده در آن کشور حاکم است، نخبه، نه شناسایی میشود، نه جذب میشود، نه اصلاً احتیاج به نخبه احساس میشود.»
این بیان، تنها نقد یک الگوی اقتصادی نبود، بلکه ترسیم مسیری بود که آینده ایران باید در آن بر پایه اندیشه، نوآوری و سرمایه انسانی شکل بگیرد؛ آیندهای که در آن بزرگترین سرمایه کشور نه منابع زیرزمینی، بلکه نخبگان آن هستند.

رسالت نخبگان، فراتر از فعالیتهای علمی
از نگاه رهبر شهید، نخبگی زمانی معنا پیدا میکند که دانش در خدمت جامعه قرار گیرد؛ او علم را سرمایهای الهی میدانست که ارزش آن در اثرگذاری اجتماعی و ملی آشکار میشود، نه در انباشت فردی دانش، بر همین اساس تأکید میکرد: «انفاق رزقِ دانش این است که آن را در خدمت جامعه قرار بدهید؛ در خدمت تاریختان، در خدمت آیندهتان، در خدمت ملّتتان قرار بدهید.»
در این نگاه نخبه تنها تولیدکننده علم نیست، بلکه مسئولیت دارد دانش خود را به راهحل، پیشرفت، امید و قدرت ملی تبدیل کند، به همین دلیل مسئولیت اجتماعی بخشی جداییناپذیر از مفهوم نخبگی در منظومه فکری او بهشمار میآید.
رهبر شهید برای نخبگان نقشی فراتر از فعالیتهای علمی قائل بود؛ از منظر ایشان آینده ملتها پیش از آنکه در میدان اقتصاد یا سیاست رقم بخورد در میدان اندیشه شکل میگیرد و این نخبگان هستند که میتوانند مسیر فکری یک جامعه را تعیین کنند؛ ایشان در سال ۱۳۹۱در دیدار شرکتکنندگان در اجلاس جهانی استادان دانشگاههای جهان اسلام و بیداری اسلامی اظهار کرد: «ایجاد یک فکر، یک گفتمان، یک جریان فکری در جامعه، به دست خواص جوامع است؛ به دست اندیشمندان جامعه است، آنها هستند که میتوانند فکر ملتها را به یک سمتی هدایت کنند که مایه نجات ملتها شود؛ همچنان که خدای نخواسته میتوانند به سمتی ببرند که مایه بدبختی و اسارت و تیرهروزی ملتها شود. این دومی متأسفانه در طول هفتاد هشتاد سال اخیر در برخی از کشورها، از جمله در کشور خود ما اتفاق افتاد.
روایتی است از رسول مکرم اسلام، حضرت محمدبنعبداللّه(ص) که میفرماید: «لا تصلح عوامّ هذه الأمّة الاّ بخواصّها قیل یا رسولاللّه و من خواصّها قال العلماء»؛ اول علما را ذکر کرد، بعد چند دسته دیگر را. بنابراین اساتید دانشگاه، فرزانگان و نخبگان علمی در هر کشوری میتوانند سررشتهدار حرکت مردم شوند، البته به شرط اخلاص، به شرط شجاعت، به شرط نترسیدن از دشمنان. اگر ترس آمد، اگر طمع آمد، اگر غفلت آمد، اگر تنبلی آمد، کار خراب خواهد شد. اگر ترس نبود، شجاعت بود، اگر طمع نبود، اگر غفلت نبود، هوشیاری و بیداری بود، آن وقت کار درست خواهد شد.»
این سخنان نشان میدهد که در اندیشه او، نخبگی تنها با توان علمی تعریف نمیشود، بلکه اخلاص، شجاعت، مسئولیتپذیری و استقلال فکری نیز از ارکان اصلی آن است. نخبه مطلوب کسی است که بتواند با قدرت تحلیل خود جامعه را در مسیر درست هدایت کند و در برابر فشارها و تهدیدها عقبنشینی نکند.

نخبگان؛ افسران خط مقدم نبرد نرم
همین نگاه سبب میشد که رهبر شهید، نخبگان را در میدان رویاروییهای فکری و فرهنگی نیز دارای مسئولیتی ویژه بداند؛ ایشان در دیدار دانشجویان و نخبگان علمی در سال ۱۳۸۸ تصریح کرد: «در جنگ نرم، قدر مسلّم نخبگان فکریاند که باید به میدان بیایند. یعنی شما افسران جوانِ جبههی مقابلهی با جنگ نرم هستید.»
در این چارچوب نخبگی به معنای کنارهگیری از مسائل جامعه نیست، بلکه به معنای حضور فعال در میدانهای تعیینکننده کشور است؛ حضوری که از آزمایشگاه و دانشگاه آغاز میشود، اما به عرصه فرهنگ، رسانه، اقتصاد، سیاست و آیندهسازی کشور امتداد پیدا میکند.
مرور این بیانات در روز تشییع رهبر شهید ایران، تصویری روشن از نگاه ایشان به نخبگان ارائه میدهد؛ نگاهی که در آن، نخبه سرمایهای ملی است، علم باید در خدمت مردم قرار گیرد، اندیشه باید به جریانسازی منتهی شود و شجاعت و مسئولیتپذیری، مکمل دانش باشند؛ در چنین منظومهای، نخبگی نه یک عنوان افتخاری، بلکه مسئولیتی برای ساختن آینده این کشور است.
نظر شما