به گزارش خبرگزاری ایمنا، امروز امتی بر پیکرت نماز خواند که روزگاری پشت سرت نماز را اقامه کردند، امروز ملتی برای اقامه نماز بر پیکر پاکت خود را از جای جای کشور به مصلای امام خمینی (ره) رساندند، ملتی که سالیانی برای اقامه نماز به امامت سید علی خامنهای، از جای جای ایران اسلامی خود را به مصلی امام خمینی میرساندند؛ این مردم همه عمر تلاش کردند تا خودشان را به شما برسانند، آنان که میتوانستند در حسینیه امام خمینی و آنان که روزیشان نمیشد، خود را به مصلی میرساندند، برای نماز جمعههایی که امامش شما بودید، برای نماز عید فطر و نماز بر پیکر شهدا.
اما شما خودتان برای رسیدن به کسان دیگری آرزو میکردید، برای رسیدن به شهدا، برای ملحق شدن به شهدا، همانطور که در نماز بر پیکر حاج قاسم اشک ریختید و پس از دعا برای حاج قاسم و همراهانش برای خودتان دعا کردید: «وألحقنا بهم، وارزقنا الشهادة فی سبیلک یا مولای».
آقاجان یادمان نمیرود آن شعر را از زبانتان که گفتید: «ما سینه زدیم، بی صدا باریدند، از هرچه که دم زدیم آنها دیدند، ما مدعیان صف اول بودیم» و مصرع آخر را با بغض خواندید: «از آخر مجلس شهدا را چیدند»، این بار از اول مجلس شهدا را چیدند؛ فیلمهای نماز حاج قاسم را که مرور میکنم، از صف اول خیلیهایشان شهید شدهاند، شهید سید ابراهیم رئیسی، شهید حسین سلامی، شهید علی لاریجانی و شهید سید علی حسینی خامنهای.
آقاجان بغضهایتان جواب داد، خدا خریدشان، همه اشکها و بغضها و دعاهایتان را خرید، دعاهایتان مستجاب شد، اما استجابت این دعا زود بود، برای ما زود بود، ما رسیدن به قله را با شما آرزو داشتیم، قلهای که شما برایمان ترسیم کردید، ما به پرچمداری شما در این مسیر عادت داشتیم؛ این رفتن برای ما زود بود، ما جوانان پس از انقلاب که از زمانی که یادمان میآید شما را پیش روی خود دیدیدم، اکنون چگونه باور کنیم نمازی که خواندیم بر پیکر آن سرو خوش قامت و آن کوه استوار سالهای زندگیمان است.
شاید سختترین بخش وداع همین باشد؛ اینکه باور کنیم دیگر صدایی نیست که در لحظههای حساس، امید را در دلهایمان زنده کند. دیگر آن دستهای آرام که در قنوت نماز دعا میکرد، در میان ما نیست. دیگر آن نگاه نافذ که در سختترین روزها دلها را آرام میکرد، دیده نمیشود، اما مگر میتوان مردانی را که عمرشان را وقف آرمان کردهاند، تنها با رفتن جسمشان غایب دانست؟ آنان سالها پیش از آنکه از میان مردم بروند، در دل مردم خانه کردهاند.

آقاجان امروز میلیونها نفر با اشک بر شما نماز اقامه کردند، میلیونها نفر برای وداع با پدری آمدند که چند نسل با رجزها و اقتدارش بزرگ شدند، با توصیههایش امید گرفتند، با صبرش صبوری آموختند و در روزهای سخت، به استقامتش دلگرم شدند. امروز در نماز شما هر کس خاطرهای از شما داشت؛ یکی از نماز جمعهای که پشت سرتان خوانده بود، یکی از دیداری که سالها پیش نصیبش شده بود و دیگری تنها از قاب تلویزیون، اما همه احساس یتیمی میکردند.
شما به آرزوی دیرینهتان رسیدید و به قافله شهدا ملحق شدید، اما برای ما، داغ نبودنتان سالها بر دل خواهد ماند و هر بار که صفوف نماز شکل بگیرد، جای قامت استوارتان را با حسرت به یاد خواهیم آورد.
نظر شما