به گزارش خبرگزاری ایمنا، سالها مردم ایران این صحنه را دیده بودند؛ مردی با قامتی استوار که در برابر تابوت یارانش میایستاد، تکبیر میگفت، اشک میریخت و در واپسین لحظات وداع، شهادت میداد: «اللهم إنا لا نعلم منه إلا خیراً.»
همین جمله کوتاه، پایانبخش بدرقه فرماندهان، شهیدان دفاع مقدس، مدافعان حرم، حاج قاسم سلیمانی، شهید آیتالله رئیسی و دهها مجاهد دیگری بود که رهبر انقلاب با قلبی آکنده از اندوه آنان را تا خانه ابدی بدرقه کرد.
اما صبح امروز، تاریخ ورق خورد.
در مصلای امام خمینی(ره)، آیتالله جعفر سبحانی بر پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی و خانواده شهید ایشان نماز اقامه کرد؛ نمازی که در آن، دیگر آیتالله خامنهای امام نماز نبود، بلکه خود در میان تابوتی آرام گرفته بود؛ همان عالمی که یک عمر برای دیگران دعا خواند، این بار خود مخاطب همان دعا شد.
«اللهم إنا لا نعلم منه إلا خیراً…»
چه جملهای رساتر از این میتوانست پایان زندگی عالمی باشد که دههها در سختترین روزهای این سرزمین، کنار مردم ایستاد؟
این عبارت در نماز میت، یک تعارف یا جمله تشریفاتی نیست؛ شهادت زندهها درباره کسی است که پرونده عمرش بسته شده است؛ گواهی صادقانهای که میگوید: «پروردگارا، ما از او جز خیر، پاکی، خدمت و مجاهدت ندیدیم.»
صبح امروز، این گواهی تنها از زبان امام جماعت شنیده نشد؛ از دل میلیونها ایرانی برخاست؛ مردمی که سالها او را در روزهای جنگ، تحریم، بحران، تشییع شهدا، اشکهای نیمهشب و لحظههای پیروزی دیده بودند.
رهبر شهید انقلاب، سالها نماز وداع یارانش را اقامه کرد؛ امروز اما همان دعا، بدرقه آخرین سفر او شد.
شاید هیچ بدرقهای گویاتر از این نبود؛ مردی که عمر خود را صرف شهادت دادن بر پاکی دیگران کرد، سرانجام با همان شهادت صادقانه یک ملت راهی خانه ابدی شد؛ شهادتی که از زمین برخاست و امید میرود در آسمان نیز پذیرفته شده باشد:
«اللهم… إنا لا نعلم منه إلا خیراً.»
نظر شما