به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میان میلیونها عزاداری که در مصلای امام خمینی(ره) تهران برای وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی گرد هم آمده بودند، یک نماد بیش از هر تصویر دیگری به چشم میآمد؛ پرچمهای سرخی که بر آن عبارت «یالثاراتالحسین(ع)» نقش بسته بود. پرچمهایی که تنها بخشی از آیین عزاداری نبودند، بلکه حامل پیامی روشن برای جهان بودند؛ اینکه خون رهبر شهید، همچون خون سیدالشهدا(ع)، مطالبهای فراتر از اندوه و اشک را در دل ملت ایران زنده کرده است.
در فرهنگ شیعه، پرچم سرخ تنها نماد ماتم نیست. اگر هدف تنها عزاداری باشد، رنگ سیاه زبان سوگواری است، اما سرخی پرچم، نشانه خون مظلومی است که هنوز دادخواهی آن پایان نیافته و صاحبان آن خون، خود را مسئول اجرای عدالت میدانند. از همین رو، برافراشته شدن پرچم سرخ بر فراز حرم مطهر امام حسین(ع) در آغاز محرم، قرنهاست این پیام را به جهان مخابره میکند که جنایت کربلا هنوز پروندهای بسته نیست و خون حسین(ع) همچنان الهامبخش مبارزه با ظلم است.
همین معنا دیروز در مصلای تهران نیز بازتولید شد. پرچمهای سرخ در کنار تابوت رهبر شهید انقلاب اسلامی، شهادت او را نه یک حادثه، بلکه حلقهای دیگر از زنجیره نبرد حق و باطل معرفی میکردند؛ نبردی که از عاشورا آغاز شده و تا برچیده شدن نظام سلطه ادامه خواهد داشت.
شعار «یالثاراتالحسین(ع)» نیز از همین منظومه فکری برمیخیزد. این شعار پس از واقعه عاشورا، رمز قیام خونخواهان امام حسین(ع) شد؛ شعاری که تنها بیان احساسات نبود، بلکه اعلام آغاز یک حرکت عملی برای مجازات عاملان جنایت به شمار میرفت. در اندیشه مقاومت نیز این شعار، فراخوانی برای استمرار مبارزه با مستکبران و طاغوتهای زمان است؛ شعاری که امروز در جبهه مقاومت، از فلسطین و لبنان تا عراق و یمن، بهعنوان نماد ایستادگی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی شناخته میشود.
رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در تمام دوران رهبری خود، مبارزه با استکبار جهانی را نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه یک اصل اعتقادی و برگرفته از مکتب عاشورا میدانست. او بارها تأکید کرده بود که سازش با ظلم، به معنای فاصله گرفتن از راه امام حسین(ع) است. از همین رو، شهادت او در حملهای که به دستور دشمنان جمهوری اسلامی انجام شد، برای افکار عمومی ایران ادامه همان مسیر تاریخی تلقی شد؛ مسیری که پایان آن تسلیم نیست، بلکه مقاومت و مطالبه عدالت است.
از این منظر، خونخواهی رهبر شهید تنها به معنای پاسخ احساسی یا واکنش مقطعی نیست. انتقام در ادبیات انقلاب اسلامی، مفهومی چندبعدی دارد؛ مفهومی که باید در میدانهای اطلاعاتی، امنیتی، نظامی، سیاسی، حقوقی و رسانهای دنبال شود.
نخستین ضلع این خونخواهی، افزایش هزینه جنایت برای عاملان آن است. تجربه دهههای گذشته نشان داده هرگاه آمریکا و رژیم صهیونیستی تصور کردهاند میتوانند بدون پرداخت هزینه، دست به ترور فرماندهان، دانشمندان و مسئولان جمهوری اسلامی بزنند، دامنه این جنایتها گستردهتر شده است. بازدارندگی زمانی شکل میگیرد که دشمن یقین کند هر اقدام او، پاسخی متناسب و پرهزینه در پی خواهد داشت.
ضلع دیگر این خونخواهی، عرصه دیپلماسی و حقوق بینالملل است. ترور رهبر یک کشور در محل اقامت و خارج از میدان نبرد، همراه با شهادت اعضای خانواده و دیگر غیرنظامیان، از منظر حقوق بینالملل مصداق آشکار نقض قواعد جنگ و اصول بنیادین حقوق بشردوستانه است. جمهوری اسلامی میتواند این پرونده را به یکی از مهمترین محورهای مطالبهگری حقوقی در مجامع بینالمللی تبدیل کند تا چهره واقعی دولتهایی که خود را مدافع حقوق بشر معرفی میکنند، بیشازپیش آشکار شود.
بعد رسانهای نیز کمتر از میدانهای دیگر اهمیت ندارد. دشمن تلاش خواهد کرد این جنایت را در گذر زمان به حاشیه ببرد، اما زنده نگه داشتن روایت شهادت رهبر انقلاب و هزاران شهید جنگ اخیر، میتواند افکار عمومی جهان را با واقعیت تروریسم دولتی آمریکا و رژیم صهیونیستی آشنا کند. هرچه این روایت گستردهتر و مستندتر بیان شود، مشروعیت ادعاهای حقوق بشری غرب بیش از گذشته زیر سؤال خواهد رفت.
در نهایت، مهمترین پیام پرچمهای سرخ مصلای تهران، استمرار راه مقاومت بود. ملتی که رهبر خود را با شعار «یالثاراتالحسین(ع)» بدرقه میکند، در حقیقت اعلام میکند که شهادت پایان راه نیست. همانگونه که خون امام حسین(ع) اسلام را زنده نگه داشت، خون رهبر شهید نیز به سرمایهای برای تقویت جبهه مقاومت و استمرار مبارزه با استکبار تبدیل خواهد شد.
پرچمهای سرخ آن روز، تنها پارچههایی برافراشته در باد نبودند؛ آنها بیانیه ملتی بودند که اعلام کرد خون شهیدانش فراموش نمیشود، عدالت مطالبهای تعطیلبردار نیست و راه مقاومت تا تحقق کامل خونخواهی و شکست نظام سلطه ادامه پیدا خواهد کرد.
نظر شما