به گزارش خبرگزاری ایمنا، اندیشه اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی را نمیتوان تنها در قالب مجموعهای از سیاستهای پولی، مالی یا توصیههای اقتصادی خلاصه کرد، در این منظومه فکری، اقتصاد مفهومی فراتر از تولید، تجارت و توزیع ثروت است و بهعنوان بخشی از پروژه بزرگ تمدنسازی اسلامی تعریف میشود؛ پروژهای که از مدیریت نفس و خانواده آغاز شده و تا اداره جامعه، حکومت و حتی روابط بینالملل امتداد پیدا میکند، از همینرو مفاهیمی همچون عدالت، کرامت انسانی، مردمیسازی اقتصاد، استقلال اقتصادی و رشد پایدار، حلقههای بههمپیوسته یک نظام فکری واحد به شمار میروند.
در سالهای اخیر، با تشدید چالشهایی نظیر تورم، کاهش قدرت خرید، نابرابریهای اقتصادی و وابستگی به متغیرهای بیرونی، بازخوانی مبانی اقتصاد اسلامی و دیدگاههای امام شهید انقلاب اسلامی بیش از گذشته مورد توجه پژوهشگران و صاحبنظران قرار گرفته است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که بخش مهمی از مشکلات ساختاری اقتصاد کشور ناشی از فاصله گرفتن از اصولی است که بر تقویت تولید، حفظ ارزش پول ملی، هدایت سرمایهها به سمت فعالیتهای مولد و توزیع عادلانه فرصتهای اقتصادی تأکید دارد.
از سوی دیگر، اندیشه اقتصاد توحیدی با الهام از سیره پیامبر اکرم (ص)، حکومت امیرالمؤمنین علی (ع) و تجربه انقلاب اسلامی، اقتصاد را «تدبیر امور» میداند؛ تدبیری که هم بُعد مادی زندگی انسان را در بر میگیرد و هم بُعد معنوی، اخلاقی و اجتماعی آن را؛ در این نگاه، خانواده نخستین واحد مدیریت اقتصادی و اجتماعی است و سلامت آن زمینهساز شکلگیری جامعهای عادلانه و پایدار خواهد بود.

نسخه امام شهید برای نجات اقتصاد؛ عدالت، پول ملی و تولید
عبدالمجید شیخی استاد دانشگاه ومدرس اقتصاد اسلامی با تأکید بر جایگاه عدالت در منظومه اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی اظهار میکند: یکی دیگر از محورهای اساسی که همواره در بیانات ایشان مورد تأکید قرار داشته، تحقق رشد همراه با عدالت است. از نگاه امام شهید انقلاب اسلامی، توسعه اقتصادی زمانی ارزشمند و ماندگار خواهد بود که آثار آن بهصورت عادلانه در میان همه قشرهای جامعه توزیع شود و فرصتهای اقتصادی در اختیار عموم مردم قرار گیرد. بر همین اساس، رشد اقتصادی بدون عدالت اجتماعی نهتنها اهداف اقتصاد اسلامی را محقق نمیکند، بلکه در بلندمدت نیز نمیتواند پایداری لازم را داشته باشد. رشد بدون عدالت نقیض خود را همراه دارد یک نتیجه آن سرکوب استعدادهای اکثریت جامعه و فدا کردن آن پای یک اقلیت مترف است.
رشد اقتصادی بدون تحقق عدالت، معنای واقعی خود را از دست میدهد و دستیابی به توسعه پایدار بدون توجه همزمان به عدالت امکانپذیر نیست
وی میافزاید: امروز حتی در ادبیات اقتصاد متعارف نیز این واقعیت مورد پذیرش قرار گرفته است. در حالی که تا دو یا سه دهه گذشته بسیاری از نظریهپردازان اقتصاد غربی معتقد بودند که ابتدا باید رشد اقتصادی محقق شود و سپس عدالت بهصورت طبیعی ایجاد خواهد شد، اما تجربه کشورهای مختلف پیشرفته نشان داد که رشد بدون عدالت نهتنها بسیاری از مشکلات اقتصادی را برطرف نمیکند، بلکه موجب تعمیق شکافهای اجتماعی و افزایش نابرابری نیز میشود. به همین دلیل، اکنون حتی در همان ادبیات اقتصادی متعارف نیز بر ضرورت همراهی رشد با عدالت تأکید میشود. در واقع شکست اقتصاد سرمایهداری از همین تناقضگوییها و متناقض عمل کردن آنها آغاز شد.
این کارشناس اقتصادی ادامه میدهد: بخش قابل توجهی از منابع آموزشی اقتصاد که سالهاست در دانشگاههای کشور تدریس میشود، برگرفته از همین ادبیات وارداتی منسوخ و مناسب زبالهدان تاریخ اقتصادی است و بسیاری از استادان اقتصاد خوانده مدعی نیز آموزشهای خود را بر همان مبانی منسوخ استوار کردهاند، در حالی که همان مکاتب اقتصادی نیز امروز ناچار شدهاند به این واقعیت اذعان کنند که رشد اقتصادی بدون تحقق عدالت، معنای واقعی خود را از دست میدهد و دستیابی به توسعه پایدار بدون توجه همزمان به عدالت امکانپذیر نیست. رشد بدون عدالت نقض اصول خودِ مبانی اقتصاد خُرد همچون اصول بیشینه سازی کارآیی و بهره وری است.
شیخی خاطرنشان میکند: در مقابل، اقتصاد اسلامی بیش از هزار و چهارصد سال پیش این حقیقت را در عمل به اثبات رسانده است. سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در دوران حکومت اسلامی در مدینه، حکومت امیرالمؤمنین علی (علیه آلاف التحیه و الثناء) و همچنین دوره کوتاه حاکمیت امام حسن مجتبی (علیه السلام الله)، همگی نمونههای عملی از تحقق رشد همراه با عدالت به شمار میروند. در مجال اندکی در زمان امیرالمومنین که فرصت اجرای بسیاری از احکام اسلامی فراهم شد، عدالت اقتصادی در کنار رشد و رونق جامعه محقق شد و این مسئله نشان میدهد که عدالت از ابتدا یکی از ارکان اصلی اقتصاد اسلامی بوده است.
هر جا جمهوری اسلامی بر اساس دستورات اسلام و اهداف اصیل انقلاب اسلامی حرکت کرده، موفقیتهای قابل توجهی به دست آورده است و هر زمان از این مسیر فاصله گرفته، با مشکلات و آسیبهای بیشتری روبهرو شده است
وی با اشاره به نمونهای از سیره اقتصادی امیرالمؤمنین (ع) تصریح میکند: در روایات تاریخی، از جمله کلام مشهور حضرت با عبارت «ما أصبح بالکوفة...» نقل شده است که در دوره حکومت ایشان، وضعیت اقتصادی مردم به اندازهای مطلوب بود که افراد اموال و کالاهای مازاد خود را در میدان شهر قرار میدادند، اما نیازمندی یافت نمیشد که آنها را بردارد. این روایت نشاندهنده آن است که عدالت اقتصادی در جامعه به سطحی رسیده بود که نیازهای اساسی مردم تأمین شده و فقر گستردهای وجود نداشت؛ موضوعی که یکی از مهمترین اهداف اقتصاد اسلامی به شمار میرود.
این کارشناس اقتصادی ادامه میدهد: باید توجه داشت که بخش عمده دوران حکومت امیرالمؤمنین (ع) صرف مقابله با فتنهها و جنگهای داخلی شد. جنگ جمل، صفین و نهروان بخش قابل توجهی از ظرفیت حکومت را به خود اختصاص داد و فرصت اجرای کامل برنامههای اقتصادی را محدود کرد، اما با وجود همین شرایط دشوار نیز عدالت اقتصادی بهعنوان یکی از شاخصهای اصلی حکومت علوی حفظ شد و آثار آن در زندگی مردم قابل مشاهده بود.
شیخی میگوید: همین نگاه را میتوان در بیانات امام شهید انقلاب اسلامی نیز مشاهده کرد. ایشان بارها تأکید داشتند که هر جا جمهوری اسلامی بر اساس دستورات اسلام و اهداف اصیل انقلاب اسلامی حرکت کرده، موفقیتهای قابل توجهی به دست آورده است و هر زمان از این مسیر فاصله گرفته، با مشکلات و آسیبهای بیشتری روبهرو شده است.
شیخی با اشاره به مهمترین چالشهای امروز اقتصاد کشور تاکید میکند: یکی از بزرگترین آسیبهایی که اقتصاد ایران در شرایط کنونی با آن روبهرو است، فاصله گرفتن از منویات و سیاستهای اقتصادی مورد تأکید امام شهید انقلاب اسلامی است. از نگاه ایشان، اجرای هماهنگ اصول اقتصاد اسلامی میتواند بسیاری از مشکلات ساختاری کشور را برطرف کند، اما هر زمان این چارچوب مورد غفلت قرار گرفته، اقتصاد نیز با نارساییها و بیثباتیهای بیشتری روبهرو شده است.
وی میافزاید: اگر بخواهیم مهمترین مسئله امروز اقتصاد کشور را شناسایی کنیم، بدون تردید تورم در رأس مشکلات قرار دارد، البته تورم را نباید تنها یک شاخص اقتصادی دانست، بلکه این پدیده معلولی مرکب است که بخش قابل توجهی از آسیبهای اقتصادی که در بطن آن پنهان است. بسیاری از مشکلاتی که امروز کارشناسان از آن بهعنوان چالشهای اقتصادی یاد میکنند، در واقع آثار و پیامدهای مستقیم یا غیرمستقیم تورم هستند و به همین دلیل کنترل این متغیر، نقش تعیینکنندهای در اصلاح سایر شاخصهای اقتصادی خواهد داشت.
این کارشناس اقتصادی تصریح میکند: در ادبیات رایج اقتصاد بهطور معمول منشأ تورم را در قالب نظریههایی همچون فشار هزینه یا فشار تقاضا تحلیل میکنند، اما این دیدگاهها درباره شرایط کنونی اقتصاد ایران دیگر کارایی لازم را ندارند و نمیتوانند توضیح دقیقی از واقعیتهای موجود ارائه دهند و پرداختن به آنها آب در هاون کوفتن و رها کردن علت و چسبیدن به معلول است. از این رو، برای شناخت ریشههای اصلی تورم در کشور باید به عوامل بنیادیتری توجه کرد که در سالهای اخیر بیشترین تأثیر را بر سطح عمومی قیمتها داشتهاند.
اقتصاد زمانی به ثبات و پایداری خواهد رسید که سرمایهها به جای حرکت در مسیرهای غیرمولد، در خدمت افزایش تولید، اشتغال، نوآوری و توسعه کشور قرار گیرد و سیاستهای اقتصادی نیز با انسجام و هماهنگی کامل اجرا شود
شیخی تصریح میکند: از نگاه بنده، ریشه اصلی تورم در اقتصاد ایران به نوسانات ارزش پول ملی بازمیگردد؛ نوساناتی که بخش مهمی از آن از طریق افزایش نرخ ارز شکل میگیرد و آثار خود را به سرعت بر قیمت کالاها، خدمات، هزینههای تولید و معیشت مردم بر جای میگذارد. زمانی که ارزش پول ملی کاهش پیدا میکند، همه بخشهای اقتصاد تحت تأثیر قرار میگیرند و موج جدیدی از افزایش قیمتها ایجاد میشود که کنترل آن نیز به مراتب دشوارتر خواهد بود.
وی خاطرنشان میکند: در این میان، نقش سیاستهای پولی و ارزی دولت و بانک مرکزی بسیار تعیینکننده است. اگر مدیریت بازار پول و ارز بر پایه ثبات، انضباط و حفظ ارزش پول ملی انجام شود، زمینه مهار بخش قابل توجهی از تورم فراهم خواهد شد و تنها باید از کمبودسازی کالا و احتکار محتکران یا بیبرنامگی دولت و تنظیم نکردن بازار از جانب دولت جلوگیری شود، زیرا این دو عامل در برابر بازی با(افت) ارزش پول ملی، فنجانی در مقابل فیل هستند.هرگونه بیثباتی در حوزه ارزش پول ملی میتواند آثار خود را در همه بخشهای اقتصاد نمایان و فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان، فعالان اقتصادی و معیشت خانوارها وارد کند.
این کارشناس اقتصادی تاکید میکند: امام شهید انقلاب اسلامی همواره و بهطور خاص بر ضرورت تقویت پول ملی و تثبیت و تقلیل نرخ ارز تاکید کردند و نیز بر اصلاح سیاستهای پولی، هدایت منابع مالی به سمت تولید، جلوگیری از فعالیتهای غیرمولد و حمایت از بخشهای مولد اقتصاد تأکید داشتند. از منظر ایشان، اقتصاد زمانی به ثبات و پایداری خواهد رسید که سرمایهها به جای حرکت در مسیرهای غیرمولد، در خدمت افزایش تولید، اشتغال، نوآوری و توسعه کشور قرار گیرد و سیاستهای اقتصادی نیز با انسجام و هماهنگی کامل اجرا شود. سیاست اقتصادی استفاده حداکثری از توان علمی، مردمی و تولیدی کشور است تا زمینه رشد پایدار، افزایش رفاه عمومی، عدالت اقتصادی و اقتدار اقتصادی جمهوری اسلامی بیشازپیش فراهم شود.
شیخی میگوید: بازخوانی اندیشههای اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی نشان میدهد که اقتصاد مقاومتی، رشد همراه با عدالت، مشارکت حداکثری در تولید و کسب درآمد، مردمیسازی اقتصاد، اتکا به ظرفیتهای داخلی، حفظ استقلال اقتصادی، تقویت تولید، ثبات پول ملی و مقابله با عوامل ایجادکننده تورم، اجزای یک منظومه واحد هستند و اجرای همزمان آنها میتواند مسیر اصلاح اقتصاد کشور را هموار کند. تحقق این اهداف نیازمند پایبندی عملی به مبانی اقتصاد اسلامی، هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، اصلاح ساختارهای رکن رکین الگوی اقتصاد مقاومتی مورد نظر امام شهید جلب حداکثری مشارکت مردمی، توزیع عادلانه فرصت ها و منافع درونزایی و اتکا به خلق دانش بومی و رشد مستمر پیکر اقتصاد با قوه حداکثری آسیبزدایی و کسب حداکثری قدرت چانهزنی در بازارهای جهانی و خوداتکایی در تولید محصولات اساسی است.

اقتصاد از خانه شروع میشود؛ روایتی از اندیشه اقتصادی امام شهید
حمید کاشانی مولف کتاب اقتصاد توحیدی و پژوهشگر اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به ابعاد گسترده اندیشههای اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی میگوید: مباحث مربوط به اندیشههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی امام شهید انقلاب اسلامی، دارای گستره بسیار وسیعی است و نمیتوان اقتصاد را در منظومه فکری ایشان تنها به مسائل پولی، مالی، تولید یا تجارت محدود کرد. در نگاه امام شهید، اقتصاد مفهومی تمدنی است که از مدیریت انسان و خانواده آغاز میشود و تا اداره جامعه، حکومت و حتی نظام بینالملل امتداد پیدا میکند و به همین دلیل برای شناخت دقیق این اندیشه، باید همه این سطوح را به صورت همزمان مورد مطالعه قرار داد.
وی میافزاید: در اندیشه حکمای بزرگ اسلامی، بهویژه شیخالرئیس ابنسینا که از برجستهترین متفکران جهان اسلام و حتی جهان پیش از رنسانس به شمار میرود، اقتصاد به معنای «تدبیر امور» تعریف شده است. از نگاه ابنسینا، اقتصاد تنها ساماندهی مسائل مالی نیست، بلکه تدبیر همه امور مادی و معنوی انسان را شامل میشود؛ تدبیری که از اداره صحیح فرد و خانواده آغاز شده و تا مدیریت جامعه و حتی ساماندهی روابط جهانی امتداد پیدا میکند. این نگاه تفاوت اساسی با برخی مکاتب جدید دارد که اقتصاد را تنها در چارچوب شاخصهای مادی و سودآوری تعریف میکنند.
اقتصاد تنها ساماندهی مسائل مالی نیست، بلکه تدبیر همه امور مادی و معنوی انسان را شامل میشود؛ تدبیری که از اداره صحیح فرد و خانواده آغاز شده و تا مدیریت جامعه و حتی ساماندهی روابط جهانی امتداد پیدا میکند
این پژوهشگر مسائل اقتصادی ادامه میدهد: اگر سیره پیامبر اکرم (ص) را مورد بررسی قرار دهیم، مشاهده میکنیم که نخستین جلوههای اقتصاد اسلامی در مدیریت خانواده شکل میگیرد. شیوه تربیت حضرت فاطمه زهرا (س)، که به الگوی همه زنان در طول تاریخ تبدیل شدند، نمونهای روشن از همین تدبیر الهی است. همچنین نحوه پرورش امیرالمؤمنین علی (ع)، امام حسن مجتبی (ع)، امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) در همان محیط خانوادگی نشان میدهد که مدیریت خانواده در اسلام تنها به اداره معیشت محدود نمیشود، بلکه تربیت انسانهای کامل، متعهد، مسئولیتپذیر و اثرگذار را نیز در بر میگیرد.
کاشانی میکند: این الگو در طول تاریخ اسلام استمرار پیدا کرده و در سیره امام خمینی (ره) نیز بهروشنی قابل مشاهده است. اگر زندگی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را مورد مطالعه قرار دهیم، مشاهده خواهیم کرد که ایشان توجه ویژهای به بنیان خانواده داشتند و در همین فضای خانوادگی، شخصیتهایی همچون شهید آیتالله سیدمصطفی خمینی، مرحوم حجتالاسلام سیداحمد خمینی و دیگر اعضای خاندان امام تربیت شدند. نقش همسر مکرمه امام خمینی (ره) نیز در استحکام این بنیان خانوادگی، از موضوعاتی است که میتواند از منظر مدیریت اسلامی و اقتصاد خانواده مورد بررسی قرار گیرد.
وی میگوید: همینرویکرد را میتوان در زندگی امام شهید انقلاب اسلامی نیز مشاهده کرد. از نگاه ایشان، خانواده نخستین مدرسه تربیت انسان و نخستین واحد مدیریت اجتماعی است و اگر این بنیان بهدرستی ساماندهی شود، آثار آن در همه عرصههای جامعه نمایان خواهد شد. شیوه مدیریت خانواده، تربیت فرزندان، توجه به اخلاق، مسئولیتپذیری، علمآموزی و دینداری، همگی بخشی از همان مفهوم اقتصاد به معنای تدبیر امور است که حکمای اسلامی بر آن تأکید کردهاند.
این کارشناس مسائل اقتصادی ادامه میدهد: در همین چارچوب میتوان به جایگاه فرزندان و خاندان امام شهید انقلاب اسلامی نیز توجه کرد. تربیت شخصیتهایی که در عرصههای علمی، فرهنگی و دینی نقشآفرین باشند، نتیجه همان نگاه تمدنی به اقتصاد و مدیریت خانواده است. از این منظر، اقتصاد اسلامی از اداره صحیح انسان آغاز میشود، سپس به مدیریت خانواده میرسد و پس از آن در سطح جامعه، حکومت و نظام اسلامی استمرار پیدا میکند.
کاشانی تصریح میکند: وقتی این نگاه از سطح خانواده فراتر میرود، به مدیریت جامعه و سپس مدیریت جهان میرسد؛ همان نگاهی که در اندیشه امام خمینی (ره) نیز بهخوبی قابل مشاهده بود. نامه تاریخی ایشان به میخائیل گورباچف تنها یک پیام سیاسی نبود، بلکه بیانگر یک منظومه فکری بود که در آن، هر دو الگوی اقتصادی و فکری حاکم بر جهان آن روز، یعنی لیبرالیسم و کمونیسم، مورد نقد قرار گرفت و در مقابل، جمهوری اسلامی به عنوان الگویی برپایه مردم، معنویت، عدالت و آموزههای اسلامی معرفی شد.
وی بیان میکند: از این منظر، اقتصاد اسلامی از مدیریت نفس انسان آغاز میشود؛ یعنی انسان پیش از آنکه بخواهد جامعه را اداره کند، باید بر خواستهها، تمایلات و رفتارهای خود مدیریت داشته باشد. پس از آن، این مدیریت به خانواده، جامعه، حکومت و در نهایت به عرصه روابط بینالملل گسترش پیدا میکند و همین جامعنگری یکی از مهمترین ویژگیهای اندیشه اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی به شمار میرود.
کاشانی با مقایسه الگوی اقتصاد اسلامی و نظام اقتصادی لیبرالی اظهار میکند: هنگامی که اقتصاد از معنویت، اخلاق و آموزههای الهی جدا شود، نتیجه آن شکلگیری الگویی خواهد بود که محور اصلی آن قدرت، منفعت و لذتگرایی است. در چنین نظامی، به جای آنکه روابط انسانی بر پایه عدالت، کرامت و مسئولیتپذیری استوار باشد، معیار اصلی، قدرت و منافع مادی خواهد بود و طبیعی است که این رویکرد آثار خود را از کوچکترین واحد اجتماعی، یعنی خانواده، تا بالاترین سطح روابط بینالملل بر جای بگذارد.
وی تاکید میکند: از نگاه امام شهید انقلاب اسلامی، مدیریت صحیح جامعه از مدیریت صحیح خانواده آغاز میشود و هرگاه بنیان خانواده بر پایه ارزشهای الهی شکل بگیرد، جامعه نیز از سلامت بیشتری برخوردار خواهد بود، اما در مقابل، اگر مبانی اقتصاد و سیاست بر پایه نگاه تنها مادی و سکولار استوار شود، آثار آن ابتدا در خانواده و سپس در همه لایههای اجتماعی نمایان خواهد شد.
این پژوهشگر مسائل اقتصادی ادامه میدهد: در الگوهای اقتصادی سکولار و لیبرالی، دین و اخلاق جایگاه مؤثری در تصمیمگیریهای اقتصادی ندارند و اقتصاد بیشتر بر مبنای سود، منفعت و لذت تعریف میشود. از نگاه این مکاتب، موفقیت اقتصادی عمدتاً با شاخصهای مادی سنجیده میشود، در حالی که در اقتصاد اسلامی، رشد اقتصادی همواره باید در کنار عدالت، اخلاق، کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعی معنا پیدا کند.
اژدری تصریح میکند: به اعتقاد بنده، بسیاری از آسیبهای اجتماعی که امروز در برخی جوامع غربی مشاهده میشود، ریشه در همین نوع نگاه دارد؛ نگاهی که در آن، روابط انسانی نیز تحت تأثیر منطق قدرت و منفعت قرار میگیرد. وقتی اقتصاد، سیاست و فرهنگ بر اساس اصالت سود و قدرت ساماندهی شوند، طبیعی است که این منطق از محیط خانواده آغاز شده و به تدریج در سطح جامعه و روابط بینالمللی نیز گسترش پیدا کند.
وی ادامه میدهد: در چنین الگویی، هر فرد یا جریانی که قدرت بیشتری در اختیار داشته باشد، امکان تحمیل اراده خود بر دیگران را پیدا میکند. این مسئله تنها به عرصه سیاست محدود نمیشود، بلکه در مناسبات اجتماعی، اقتصادی و حتی خانوادگی نیز آثار خود را بر جای میگذارد. در مقابل، اقتصاد اسلامی بر پایه عدالت، رعایت حقوق انسانها، کرامت انسانی و مسئولیتپذیری متقابل بنا شده و تلاش میکند از شکلگیری چنین مناسباتی جلوگیری کند.
امام شهید اقتصاد تراز تمدن اسلامی را بر پایه قرآن و سیره اهلبیت(ع) دنبال میکرد
وی تصریح میکند: امام شهید انقلاب اسلامی همواره تأکید داشتند که الگوی مطلوب اداره جامعه، همان اقتصادی است که ریشه در قرآن کریم، سیره پیامبر اکرم (ص) و حکومت امیرالمؤمنین علی (ع) دارد. این الگو در دوران معاصر نیز با نهضت حضرت امام خمینی (ره) بار دیگر احیا شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در قالب سیاستهای کلان نظام و بهویژه راهبرد اقتصاد مقاومتی از سوی امام شهید انقلاب اسلامی استمرار یافت.
اقتصاد اسلامی را باید بخشی از پروژه بزرگ تمدنسازی اسلامی دانست؛ پروژهای که همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی را در بر میگیرد
این کارشناس مسائل اقتصادی میگوید: از نگاه ایشان، اقتصاد تراز تمدن اسلامی تنها به افزایش تولید یا رشد درآمدهای ملی محدود نمیشود، بلکه هدف آن ساختن جامعهای است که در آن عدالت، معنویت، علم، عقلانیت، استقلال و عزت ملی به صورت همزمان تحقق پیدا کند. به همین دلیل، اقتصاد اسلامی را باید بخشی از پروژه بزرگ تمدنسازی اسلامی دانست؛ پروژهای که همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی را در بر میگیرد.
کاشانی تاکیدمیکند: امام شهید انقلاب اسلامی در سالهای مختلف، بهویژه در سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، تلاش کردند این مبانی را از مرحله نظری به عرصه اجرا وارد کنند. ایشان علاوه بر تبیین مبانی نظری، در حوزههای دفاعی، مدیریتی، فرهنگی، اقتصادی و حتی در دوران دفاع مقدس و مسئولیت ریاست جمهوری نیز این نگاه را در عمل دنبال کردند و تلاش داشتند الگوی اداره کشور بر اساس همین مبانی شکل بگیرد.
وی میافزاید: از همینرو، بررسی اندیشه اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی نباید تنها به مطالعه چند سیاست اقتصادی محدود شود، بلکه لازم است مجموعه اقدامات، تصمیمات، شیوه مدیریت و راهبردهای ایشان در حوزههای مختلف مورد تحلیل قرار گیرد؛ زیرا هر یک از این عرصهها بخشی از منظومه اقتصاد اسلامی و اقتصاد تراز تمدن اسلامی را تشکیل میدهد و میتواند برای مدیران، سیاستگذاران و حتی سایر کشورهای اسلامی، الگویی قابل مطالعه و بهرهبرداری باشد.

به گزارش ایمنا، آنچه از مجموعه دیدگاههای مطرحشده درباره اندیشه اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی برمیآید، ارائه الگویی جامع از اقتصاد اسلامی است که در آن، عدالت، معنویت، تولید، استقلال و کرامت انسانی اجزای جداییناپذیر یک منظومه واحد به شمار میروند. در این نگاه، اقتصاد صرفاً ابزاری برای افزایش ثروت یا رشد شاخصهای مادی نیست، بلکه وسیلهای برای تحقق عدالت اجتماعی، ارتقای رفاه عمومی، تربیت انسان و حرکت جامعه در مسیر تمدن نوین اسلامی محسوب میشود.
کارشناسان این گزارش نیز بر این باورند که بسیاری از چالشهای امروز اقتصاد ایران، از جمله تورم، کاهش ارزش پول ملی، گسترش فعالیتهای غیرمولد و نابرابریهای اقتصادی، با بازگشت به اصول بنیادین اقتصاد اسلامی و اجرای منسجم سیاستهای برپایه تولید، مردمیسازی اقتصاد، حمایت از سرمایهگذاری مولد و توزیع عادلانه فرصتها قابل اصلاح است. همچنین تأکید بر نقش خانواده، اخلاق، مسئولیتپذیری و مدیریت صحیح در همه سطوح، نشان میدهد که اقتصاد اسلامی نگاهی تمدنی و انسانمحور دارد و توسعه را تنها در رشد مادی خلاصه نمیکند.
بر این اساس، بازخوانی و بهرهگیری از اندیشههای اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی، افزون بر تبیین مبانی نظری اقتصاد اسلامی، میتواند افقهای تازهای برای سیاستگذاری، اصلاح ساختارهای اقتصادی و تحقق رشد پایدار همراه با عدالت در کشور ترسیم کند.
نظر شما