فقیهی در تراز تمدن‌سازی؛ بازخوانی منظومه فکری قائد شهید امت

رهبر شهید انقلاب چگونه توانست میان اصول ثابت فقهی و مقتضیات دنیای مدرن، پلی عقلانی بنا کند؟ دکتر سید حمدالله اکوانی، رئیس بنیاد نخبگان کهگیلویه و بویراحمد، معتقد است این «فقیه زمان‌شناس» با ترکیب سه‌گانه «قرآن و سنت»، «عقل» و «رویکرد انتخابی به مدرنیته»، الگویی از عمل‌گرایی انقلابی ارائه داد .

به گزارش خبرگزاری ایمنا از کهگیلویه و بویراحمد، در سپهر سیاسی و فکری جهان اسلام، بازخوانی و واکاوی میراث فکری رهبران جریان‌ساز نه یک کنش تاریخی، بلکه ضرورتی برای درک نسبت دین با تحولات تمدنی عصر حاضر است. شهید آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای (ره) به‌عنوان یکی از مهم‌ترین معماران گفتمان اسلام سیاسی شیعی پس از امام خمینی (ره)، اندیشه‌ای را پی‌ریزی کردند که برخلاف بسیاری از رویکردهای هم‌عصر، نه در حصار سنت‌های منفعل گرفتار ماند و نه تسلیم نسخه‌های وارداتی مدرنیته شد.

منظومه فکری ایشان، ترکیبی منسجم از باور راسخ به منابع اصیل وحیانی، به‌کارگیری عقلانیت پویا در مسائل مستحدثه و رویارویی هوشمندانه با دستاوردهای دنیای مدرن است. این اندیشه که در قالب نظریه «تمدن نوین اسلامی» و «مردم‌سالاری دینی» نمود پیدا کرده، اکنون به یک الگوی «عمل‌گرایی انقلابی» در حکمرانی بدل شده است.

برای بررسی دقیق این منظومه فکری و واکاوی ریشه‌های فقهی آن با دکتر سید حمدالله اکوانی، عضو هیئت علمی دانشگاه یاسوج و رئیس بنیاد نخبگان کهگیلویه و بویراحمد به گفت‌وگو نشسته‌ایم تا ابعاد پنهان و آشکار این میراث فکری را در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی تحلیل کنیم. با ما همراه باشید.

رهبر شهید فقیهی زمان‌شناس و نوگرا بود

ایمنا: به عنوان آغازگر بحث، جایگاه شهید آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای (ره) را در میان اندیشمندان معاصر جهان اسلام چگونه تبیین می‌کنید و چه ویژگی بنیادینی، اندیشه ایشان را از سایر فقیهان و متفکران هم‌عصرشان متمایز می‌کند؟

اکوانی: در میان اندیشمندان معاصر جهان اسلام، شهید آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای (ره) چهره‌ای است که شاید بتوان او را پس از امام خمینی (ره)، مهم‌ترین معمار گفتمان اسلام سیاسی شیعی در عصر حاضر دانست. آنچه اندیشه ایشان را از بسیاری از فقیهان هم‌عصر متمایز می‌سازد، تنها عمق دانش فقهی و اصولی نیست، بلکه نوع نگاه ایشان نسبت به دین با عرصه‌های عمومی زندگی بشر به‌ویژه سیاست، و نیز نحوه رویارویی ایشان با دستاوردها و چالش‌های دنیای مدرن است. ایشان را می‌توان به‌درستی مصداق بارز «فقیهی زمان‌شناس و نوگرا» دانست؛ فقیهی که نه در سنت‌گرایی منفعل و سیاست‌گریز فرو رفت و نه در برابر مدرنیته غربی سر تسلیم فرود آورد، بلکه کوشید تا با بازتعریف هوشمندانه منابع فقهی و به‌کارگیری عقل و اجتهاد پویا، منظومه‌ای فکری را بنیان نهد که در آن، دین به‌مثابه یک نظام جامع، هم در سیاست حضور فعال دارد و هم می‌تواند با دستاوردهای علمی و فناورانه روزگار سازگار باشد.

ایمنا: شما به عنوان نخستین مؤلفه اندیشه ایشان به «باور راسخ به قرآن و سنت» اشاره کردید. ایشان چگونه از این منابع به عنوان ابزاری برای حکمرانی استفاده کردند؟

اکوانی: نخستین و بنیادین‌ترین مؤلفه، باور راسخ به قرآن و سنت نبوی و ائمه اطهار (ع) به‌عنوان منابع اصیل و الهام‌بخش برای تمام شئون زندگی از جمله سیاست و حکمرانی است. از منظر ایشان، قرآن کتابی تنها برای تلاوت و کسب ثواب اخروی نیست، بلکه «سند قطعی و غیرقابل‌تردید اسلام» و منشوری برای هدایت انسان در عرصه زندگی فردی و جمعی است.

ایشان به‌صراحت از اینکه در بسیاری از پژوهش‌های اسلامی پیش از انقلاب، قرآن سهم چندانی در روشنگری مسائل معاصر نداشته است، ابراز تأسف می‌کردند و بر ضرورت «پرداختن به اسلام به‌صورت اجتماعی با اصولی منسجم ناظر به زندگی دسته‌جمعی بشر» تأکید می‌ورزیدند. این نگاه، رویکرد سنت‌گرای محدودکننده دین به مناسک فردی را به چالش کشید و افقی نوین در برابر فقه سیاسی گشود. در این چارچوب، قرآن نه‌تنها منبع احکام فردی، بلکه الهام‌بخش سیاست‌گذاری‌های کلان در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است و ایشان با استناد به مفاهیم قرآنی همچون «بیعت نکردن با طاغوت»، هویت اسلامی را در تقابل با هویت سلطه‌گر غرب تعریف کردند.

رهبر شهید فقیهی زمان‌شناس و نوگرا بود

ایمنا: این رویکرد به وحدت امت اسلامی به عنوان یکی از تأکیدات اصلی ایشان، چگونه از متن قرآن استخراج شده و در سیاست خارجی ایشان متجلی شد؟

اکوانی: ایشان معتقد بودند مشکل اساسی جهان اسلام امروز، نبود «هویت اسلامی واحد» در جوامع مسلمان است؛ جوامعی که مردمانشان اگرچه ظاهراً مسلمان و اهل عبادت هستند، اما در برابر نفوذ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی غرب، هویتی جمعی و مقاوم ندارند. از این‌رو، بازگشت به قرآن و احیای مفاهیم قرآنی یک ضرورت برای بازیابی عزت است.

در همین راستا، ایشان وحدت را نه یک تاکتیک موقتی و مصلحتی، بلکه یک اصل قرآنی و پایدار معرفی می‌کنند. تجلی این باور در عمل‌گرایی انقلابی عرصه سیاست خارجی به‌روشنی قابل‌مشاهده است؛ باور به قرآن به‌عنوان فصل مشترک مسلمانان، ایشان را به سمت حمایت از جریان‌های مقاومت در سراسر جهان اسلام از لبنان و فلسطین گرفته تا یمن، عراق و افغانستان سوق داد.

ایشان همواره بر لزوم وحدت امت اسلامی در برابر دشمن مشترک (صهیونیسم و استکبار جهانی) تأکید کرده و با عمل به این مبنا، محور مقاومت را تقویت کردند. این رویکرد در عین حفظ استقلال و عزت ملی ایران، موجب شد جمهوری اسلامی به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای اثرگذار و حامی مظلومان جهان شناخته شود و نفوذ راهبردی خود را در معادلات پیچیده خاورمیانه افزایش دهد.

ایمنا: در منظومه فکری ایشان، جایگاه سنت و سیره معصومین (ع) چیست و آیا این نگاه تنها اخلاقی است یا حکومتی؟

اکوانی: سنت و سیره معصومان (ع) در اندیشه ایشان جایگاهی محوری دارد و «نظام علوی»، به‌عنوان الگوی کامل حکمرانی عادلانه، همواره مورد تأکید ایشان بوده است. در آثار ایشان، به‌ویژه در مجموعه سخنرانی‌های رمضان سال ۱۳۵۳ که بعدها تحت عنوان «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» منتشر شد، مباحث مربوط به امامت و ولایت به‌عنوان ستون‌های فکری نظام اسلامی ترسیم شد. از این منظر، سنت نبوی و اهل‌بیت (ع) نه روایاتی تنها اخلاقی و فردی، بلکه منبعی غنی برای استنباط احکام حکومتی و تعیین خط‌مشی‌های سیاسی و اجتماعی است.

آنچه در این میان حائز اهمیت است، رویکرد پویا و اجتهادی ایشان به این منابع است؛ ایشان فقه را یک نظام زنده و در حال تکامل می‌داند که باید بتواند با روش‌های اصولی و اجتهادی، پاسخگوی نیازهای حکومتی و مسائل نوپدید جامعه اسلامی باشد. این رویکرد، به‌وضوح ایشان را از فقیهان سنت‌گرایی که فقه را محدود به مناسک فردی و عبادات صرف می‌دانند، جدا می‌سازد.

رهبر شهید فقیهی زمان‌شناس و نوگرا بود

ایمنا: این نگاه فقهی به سیره اهل‌بیت(ع)، در عرصه سیاست داخلی و موضوع مردم‌سالاری چه خروجی عملی داشت؟

اکوانی: تجلی این مؤلفه در عرصه سیاست داخلی به‌ویژه در مسئله مشارکت سیاسی و رقابت‌های انتخاباتی به‌خوبی نمایان است. باور به سیره علوی که بر شورا، مشورت و مشارکت مردم در امور تأکید داشته، ایشان را به سمت حمایت از برگزاری منظم و قانونمند انتخابات در ایران سوق داد. در طول سال‌های رهبری تا آنجا که امنیت ملی و مبانی اساسی نظام آسیب نمی‌بیند، از رقابت سالم گروه‌ها و جناح‌های سیاسی مختلف حمایت کرده و مشارکت حداکثری مردم را مایه عزت و امنیت ملی دانسته‌اند.

ایشان بارها تأکید کرده‌اند که «مردم‌سالاری دینی» سرمایه گران‌بهای نظام است و برای حفظ آن، باید میدان برای سلایق مختلف سیاسی در چارچوب قانون باز باشد. این رویکرد موجب شد تا ایران با وجود همه فشارهای خارجی، یکی از باثبات‌ترین نظام‌های سیاسی منطقه را تجربه کند.

ایمنا: دومین مؤلفه کلیدی اندیشه ایشان، «عقلانیت» است. در اصول فقه، عقل یکی از ادله اربعه است، اما ایشان چگونه آن را در مسائل مستحدثه و حکمرانی به کار بستند؟

اکوانی: در اصول فقه شیعه، عقل به‌عنوان یکی از ادله اربعه شناخته می‌شود، اما آنچه اندیشه ایشان را متمایز می‌کند، گستره و نحوه به‌کارگیری عقل در عرصه سیاست و حکمرانی است. ایشان عقل را نه تنها ابزاری برای فهم نصوص، بلکه قوه‌ای الهی و حجتی درونی می‌دانند که می‌تواند در کنار کتاب و سنت، به کشف احکام و تدبیر امور جامعه بپردازد.

یکی از بارزترین مصادیق کاربست عقل در اندیشه ایشان، تأکید بر «عقلانیت انقلابی» و توجه به مصالح کلان در عرصه حکمرانی است. از منظر ایشان، انقلاب اسلامی یک حرکت عمیقاً عقلانی بود. این عقلانیت خود را در قاعده مهم «مصلحت» نشان می‌دهد؛ قاعده‌ای که به حکمران اسلامی اجازه می‌دهد در شرایط تزاحم میان احکام و مصالح، با اولویت‌بندی و محاسبه دقیق منافع و مفاسد، به‌گونه‌ای عمل کند که کمترین هزینه و بیشترین سود عاید نظام اسلامی شود.

این رویکرد عقلانی، ایشان را به استفاده از روش‌های کارآمد و حتی مدرن در چارچوب نظام جمهوری اسلامی، همچون برگزاری انتخابات و نهادهای مردم‌سالار، رهنمون ساخت.

رهبر شهید فقیهی زمان‌شناس و نوگرا بود

ایمنا: آیا این عقلانیت در عرصه سیاست خارجی نیز به الگوی مشخصی منجر شد؟

اکوانی: بله، تجلی این عقلانیت در نحوه تعامل هوشمندانه ایشان با قدرت‌های جهانی و کشورهای مختلف به‌وضوح دیده می‌شد.. باور به عقل و مصلحت، موجب شد تا ضمن حفظ اصول اساسی همچون نفی سلطه‌پذیری و حمایت از جبهه مقاومت از تعامل دیپلماتیک با تقریباً تمام کشورهای جهان (به‌جز رژیم صهیونیستی که ایشان آن را رژیمی نامشروع و غاصب می‌دانستند) حمایت کنند.

ایشان همواره بر سیاست «نگاه به شرق و غرب» با حفظ استقلال تأکید داشته و مذاکرات هسته‌ای، عضویت در سازمان‌های بین‌المللی همچون شانگهای و بریکس، گسترش روابط با همسایگان (به‌ویژه کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز و حاشیه خلیج‌فارس) و همچنین تعامل با اتحادیه اروپا و سایر قدرت‌های غیر متخاصم را در چارچوب حفظ عزت و مصالح ملی تأیید و هدایت کردند. این عمل‌گرایی هوشمندانه سبب شد تا ایران در عین پایبندی به آرمان‌های انقلابی، هرگز به انزوا کشیده نشود.

ایمنا: سومین مؤلفه، رویارویی با «دنیای مدرن» است؛ پیچیده‌ترین بخش اندیشه ایشان. ایشان چگونه تعادل بین دین و دستاوردهای مدرن را برقرار کردند؟

اکوانی: آنچه ایشان دنبال می‌کردند، چنانچه خود به‌صراحت گفتند، «تمدن نوین اسلامی» است؛ تمدنی که در آن، دستاوردهای مدرن در خدمت اهداف دینی، ملی، عدالت، استقلال و معنویت قرار می‌گیرد و جامعه اسلامی ضمن حفظ هویت اصیل خود، در عرصه علم‌وفناوری نیز در زمره پیشتازان باشد.

ایشان راه سومی را انتخاب کردند؛ نه سنت‌گرایی منفعل که مدرنیته را یک کل فاسد می‌داند، و نه غرب‌گرایی که تقلید کورکورانه را راه ترقی می‌پندارد. در این رویکرد «انتخابی و هوشمندانه»، مبانی فکری مدرنیته غربی نظیر سکولاریسم، اومانیسم افراطی و لیبرالیسم فردگرا رد می‌شود، زیرا با جهان‌بینی توحیدی تعارض دارند. اما رد این مبانی به معنای رد تمام دستاوردهای علمی نیست؛ علم و تکنولوژی ذاتاً گناهی مرتکب نشده‌اند و استفاده از آن‌ها برای رفاه عمومی، تقویت بنیه دفاعی و پیشرفت کشور، نه تنها مجاز، بلکه یک «وظیفه ملی» است.

ایمنا: شعار «ما می‌توانیم» و پیشرفت‌های فناورانه اخیر، چقدر با این نگاه توسعه‌گرایانه منطبق است؟

اکوانی: شعار «ما می‌توانیم» و سیاست‌های «اقتصاد مقاومتی» دقیقاً ریشه در همین نگاه دارد. باور به‌ضرورت تجهیز دنیای اسلام به دستاوردهای مدرن، ایشان را به سمت حمایت قاطع از برنامه‌های علمی از جمله صنعت هسته‌ای صلح‌آمیز، نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، هوافضا و صنایع دفاعی پیشرفته سوق داد.

ایشان با تأکید بر بومی‌سازی علوم، زمینه‌ساز جهش علمی ایران شد به‌گونه‌ای که ایران به باشگاه کشورهای صاحب فناوری‌های حساس پیوست. در این مسیر، حفظ «هویت اسلامی-ایرانی» به‌عنوان خط قرمز عمل می‌کرد. از منظر ایشان، انقلاب اسلامی آغازگر «بازگرداندن عزت و کرامت به ایرانی مسلمان» است و این عزت، بدون برخورداری از علم‌وفناوری روز ممکن نیست. در واقع، کنش شهید آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (ره) حاصل تلفیق «قرآن و سنت»، «عقل» و «رویکرد انتخابی به مدرنیته» بود که به «عمل‌گرایی انقلابی» در عرصه داخلی و خارجی انجامید؛ مسیری که می‌تواند الگوی پیشرفت برای سایر جوامع اسلامی باشد.

کد مطلب 985216

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.