به گزارش خبرگزاری ایمنا، ایران اسلامی این روزها نفسهایش را حبس کرده است و هوای مصلای امام خمینی (ره) بوی بهشت میدهد؛ بوی سیبهای بهشتی که یکی از کوچکترینشان، بر دوش ملائک، میهمان خاکیان شده بود.
پیکر مطهر شهید زهرا محمدی گلپایگانی، نوه دلبند رهبر شهید انقلاب اسلامی، با کاروان نورانی شهیدان، وارد مصلی شد؛ کودکی که ۱۴ ماه بیشتر از طلوع خورشید زندگیاش نگذشته بود، اما آسمانیترین وداع را رقم زد.
دردانهای که در آغوش شهادت آرام گرفت
زهرا که متولد ۲۸ آذر ۱۴۰۳ بود، در روزهایی که هنوز لبخندش پنجره امید به روی خانوادهاش بود، نهم اسفند ۱۴۰۴ کنار جد بزرگوارش، رهبر شهید انقلاب، به کاروان عاشوراییان پیوست.
او کوچکترین پروانهای بود که از شمع وجود خاندان ولایت پر کشید و در ماه مبارک رمضان، همزمان با شهادت حضرت آیتالله خامنهای (مدظلهالعالی)، بالهایش را به افلاک گشود.
این روزها مصلای تهران فقط یک مکان نیست، بلکه حسینیهای به وسعت تمام ایران است و همه با چشمانی بارانی و دلهایی سوخته، گرداگرد تابوتهای نورانی حلقه خواهند زد، تابوتهایی که یکی از آنها، کوچکترین تابوت تاریخ این مراسم را در خود جای داده بود.
حضرت رقیه (س)؛ همسفر آسمانی این کودک معصوم
در میان هقهقهای مادرانه و نالههای پدرانه، ناخودآگاه به یاد حضرت رقیه (س)، کودک سهساله کربلا میافتیم؛ آن طفل معصومی که در خرابههای شام برای پدرش اشک ریخت و اینجا زهرای چهاردهماهه در آغوش خاک برای جد شهیدش اشک میریزد.
گویی کاروان کربلا پس از قرنها شکوه خود را در قامت یک کودک شیرخواره، در این وداع تاریخی بازآفرینی میکند و اینک نوه رهبر شهید کنار جدش به عروج عاشورایی نائل آمده است.
در ماهی که قرآن نازل شد، فرشتگان بر زمین فرود آمدند تا اینبار پیکر یک کودک معصوم را تا عرش ببرند.
شور حسینی و غم زینبی؛ امت در سوگ رهبر و نوه معصومش
مصلای تهران امروز صحنه تلفیق شور و عزا است؛ از یکسو، مشتهای گرهکرده مردم، بیعت با آرمانهای رهبر شهید را فریاد میزند و از سوی دیگر، اشکهایی که بر گونهها جاریست، حکایت از قلبهایی دارد که برای این کودک معصوم همچون مادران کربلا، میسوزد.
گویی امت ایران در این وداع هم نقش حضرت زینب (س) را در سوگ برادر و هم نقش حضرت امالبنین (س) را در عزای فرزند، ایفا میکنند.
زهرای کوچک، در این سفر آسمانی همراه با جد شهیدش پر کشید تا ثابت کند که عشق به ولایت، مرز سن و سال نمیشناسد و حتی شیرخوارگان هم میتوانند، پرچمداران راه عشق شوند.
شهید زهرا محمدی گلپایگانی، نهتنها نوه دلبند رهبر شهید، بلکه نوه پسری حجتالاسلام محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز بود، خانوادهای که تمام هستی خود را در طبق اخلاص نهادند و این کودک، ثمره همان ایمان راسخ بود که زود چیده شد، اما عطرش تا ابد در تاریخ انقلاب ماندگار خواهد ماند.

وداع با فرشتهای که نامش زهرا است
نام زهرا، یادآور حضرت فاطمه زهرا (س)، بانوی دو عالم است و این کودک معصوم، با این نام آسمانی، انگار میخواست به ملت ایران بگوید که او نیز چون مادرش زهرا (س)، در راه ولایت مظلومانه از دنیا چشم میبندد.
وداع امروز با پیکر این طفل، وداع با قطعهای از بهشت است؛ بهشتی که در قالب یک کودک چهاردهماهه، به زمین آمده بود تا ما را به یاد عظمت فداکاری بیندازد.
گریههای مادرانه و پدرانه در سوگ عزیز ایران
صحنههای امروز مادرانی را به تصویر میکشد که کودک خود را در آغوش میفشارند و برای زهرای کوچک، اشک میریزند و پدرانی که با چشمانی خیس، تابوت کوچک او را نظاره میکنند و جمعیت، در سکوت سنگینی که تنها با صدای گریه شکسته میشود، با این فرشته و خانوادهاش وداع میکنند.
مصلای تهران یا خرابههای شام
آنچه امروز در مصلای تهران میگذرد، تداعیگر خرابههای شام است؛ جایی که حضرت رقیه (س) در آن، برای پدرش گریست و اینجا نیز زهرای کوچک، میان اشک و اندوه عزاداران، از فراق جدش، دلسوخته است.
گویی زمان، گردش کرده و کربلا در قلب تهران تولدی دوباره یافته است؛ تولدی که در آن، یک کودک چهاردهماهه، راوی بزرگترین حماسه عشق میشود.
عاشوراییترین وداع در گرمای تیر
تیر سال جاری برای ایران گرمای دیگری دارد؛ گرمای اشکهای سوزان و دلهای سوخته و در این گرما، نسیم بهشت از تابوت کوچک این فرشته میوزد و مردم با مشتهای گرهکرده و سینههای کوبیده، با رهبر شهید و نوهاش وداع میکنند؛ وداعی که در آن، عاشوراگونه، شور و شعور، در هم آمیخته میشود.
وداع این روزها آغاز ماندگاری نام شهید زهرا محمدی گلپایگانی در دلهای تاریخ است که با ۱۴ ماه زندگی کوتاه خود، به ما آموخت که عشق به ولایت، تا عرش خداوند راه دارد.
او رفت تا ثابت کند فریاد خونخواهی مظلومان هیچگاه از حنجرههای آزادگان، خاموش نخواهد شد و خاک ایران تا همیشه مرقد او را با اشکهای عاشقان، آبیاری خواهد کرد.
نظر شما