به گزارش خبرگزاری ایمنا، پرونده هستهای ایران برای نزدیک به دو دهه، به یکی از پیچیدهترین چالشهای سیاست خارجی کشور تبدیل شده بود. در یک سو، غرب با محوریت آمریکا مدام ادعا میکند که ایران بهدنبال بمب اتم است و در سوی دیگر، رهبر شهید انقلاب اسلامی، امام خامنهای، با صراحتی کمنظیر نهتنها این ادعا را رد میکردند، بلکه با تمام توان بر پیشرفت برنامه هستهای کشور پای میفشردند. شاید در آن روزها، برخی این ایستادگی را درک نمیکردند، اما بررسی مواضع ایشان در یک بازه زمانی بیش از یک دههای، نشان میدهد که تحلیل ایشان از ماجرا، یک سر و گردن بالاتر از یک مناقشه فنی بر سر سانتریفیوژها بود. ایشان آیندهای را میدیدند که در آن، انرژی فسیلی تمام میشود، پیشرفت علمی معیار قدرت است و مهمتر از همه، «اتم» تنها یک بهانه است برای مهار کشوری که حاضر به پذیرش سلطه نیست.
ما احتیاجی به بمب هستهای نداریم؛ با بمب هستهای بر دشمن غلبه نکردهایم
رهبر شهید انقلاب در تیر سال ۱۳۸۳، درست در اوج فضای ملتهب پرونده هستهای، مرز میان فناوری و بمب را به روشنی ترسیم کردند. ایشان در دیدار با جمعی از مسئولان جهاد دانشگاهی گفتند: «سلاح هستهای بر غنای بالای نود درصد اورانیوم و با تکنولوژی پیچیده متوقف است و کسی دنبالش خواهد رفت که انگیزهاش را داشته باشد. ما انگیزهاش را نداریم، دنبالش هم نرفتهایم و نمیخواهیم برویم.» این جمله، فراتر از یک تکذیب ساده بود.
رهبر شهید در واقع پایههای فکری یک دکترین را میچیدند: ایران نه بهدنبال بمب که بهدنبال قدرت علمی و تأمین انرژی نسلهای آینده خود است.
ایشان خوب میدانستند که با تمام شدن سوختهای فسیلی، فرزندان این کشور به برق هستهای محتاجتر از همیشه خواهند بود. علاوهبر این، کاربردهای فناوری هستهای در پزشکی، صنعت و کشاورزی، آن را به یک ضرورت انکارناپذیر برای توسعه بدل کرده بود. از این منظر، عقبنشینی از چرخه سوخت، نه یک تصمیم سیاسی که خیانتی به آینده کشور محسوب میشد. ایشان با اشاره به قدرت بازدارندگی غیراتمی ایران یادآور شدند که رمز پیروزیهای ملت، نه در کلاهک، که در ایمان و ایستادگی است.

مسئله آنها این نیست؛ آنها از شکل گرفتن یک ایران قدرتمند نگرانند
اما شاید عمق نگاه راهبردی رهبر شهید، جایی بیشتر خودش را نشان داد که ایشان یک سال بعد، در فروردین ۱۳۸۴ در حرم مطهر رضوی، مستقیم به ماهیت پشتپرده اختلافات پرداختند.
ایشان فرمودند: «رئیسجمهور آمریکا و هم دولتمردان این کشور بارها... از خطر سلاح هستهای حرف زدهاند. خود آنها بهخوبی میدانند که ماجرای ساخت سلاح هستهای یک افسانه است... مسئله آنها این نیست؛ مسئله آنها این است که از شکل گرفتن یک ایران قدرتمند و پیشرفته نگرانند.»
این تحلیل، کلیدیترین مفهوم را وارد ادبیات سیاسی ایران کرد: «هستهای بهانه است، مسئله اصلی قدرت است». رهبر شهید دریافته بودند که ایرانِ مستقل پس از انقلاب، با ایستادن در برابر هژمونی آمریکا در خاورمیانه، درعمل به یک مانع بزرگ در برابر منافع استکباری بدل شده است. به همین دلیل، غرب برای مهار این قدرتِ سربهشورش، نیازمند یک بهانه مشروعیتساز برای تحریم و فشار بود و چه بهانهای بهتر از «بمب اتم» که میتوانست دنیا را علیه ایران بسیج کند؟
ایشان با یک مثال روشن، این دورویی را افشا کردند: «به ما میگویند نیروگاه داشته باش، اما سوختش را از خودمان بخر! چرا پاکستان همسایه که بمب هم دارد، چنین پیشنهادی دریافت نمیکند؟ چون پاکستان آن جایگاه ویژه و منابع عظیم ایران را ندارد و تهدیدی برای نظام سلطه محسوب نمیشود، بنابراین برای ایران، قبول وابستگی در تأمین سوخت هستهای، به معنای واگذاری یک اهرم حیاتی قدرت بود.»
این هم که نباشد، بهانه دیگری مطرح میکنند
حلقه نهایی این منطق راهبردی را رهبر شهید در سال ۱۳۹۴ کامل کردند، جایی که نسبت به سادهاندیشی درباره پایان یافتن خصومتها هشدار دادند. ایشان در آن سال گفتند: «کسانیکه در گوشه و کنار نق میزنند... غافلانه به نفع دشمنان ملت حرف میزنند... کار آنها تهدید است و امروز بهانه تهدید آنها انرژی هستهای است. این هم که نباشد، بهانه دیگری مطرح میکنند.» این جمله، ژنوم واقعی سیاست غرب در قبال ایران را رو کرد: «تهدید بهانهمحور.»
رهبر شهید گوشزد کردند که یک قدرت زورگو برای پیشبرد سلطه خود، همیشه به یک «دشمن خطرناک» ساختگی نیاز دارد. اگر امروز مسئله، اتم است و فردا حل شود، پسفردا نوبت توان موشکی و دفاعی است. اگر موشکی محدود شود، روز دیگر مسئله، نفوذ منطقهای و گروههای مقاومت خواهد بود و در نهایت، هدف چیزی نیست جز خلعسلاح کامل یک ملت و تسلیم محض آن. به همین دلیل، ایشان هرگونه عقبنشینی در موضوع هستهای را نه یک معامله برد-برد، که یک عقبنشینی تاکتیکی میدانستند که تنها اشتهای دشمن را برای گرفتن امتیازات بزرگتر تحریک میکند. فتوا به حرمت سلاح هستهای نیز برگ برنده دیگری در این نبرد روایتها بود که نشان میداد منطق ایران، یک منطق شرعی و اخلاقی است، نه یک لجاجت سیاسی.

استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، حق ویژه و مسلم ملت ایران است
علیرضا خجستهپور در گفتوگو با خبرنگار ایمنا در این باره اظهار میکند: لازم میدانم به این نکته اشاره کنم که رهبر شهید ما در حوزه هستهای همواره دو دیدگاه را پیگیری میکردند.
وی میافزاید: دیدگاه نخست این بود که استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، حقی ویژه و مسلم برای ملت ایران است. ایشان بهعنوان یک مرجع عالیقدر شیعه، فتوای حرمت ساخت سلاح هستهای را صادر کرده بودند و بهعنوان یک مرجع شیعی، مخالف ساخت و استفاده از سلاح هستهای بودند. با این حال، کاربردهای غیرنظامی هستهای، از جمله در حوزه دارو، فناوریهای نوین، کشاورزی و درمان پزشکی را کامل حق جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران میدانستند.
کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به دیدگاه رهبر شهید انقلاب تصریح میکند: اگر قرار باشد مذاکرهای درباره موضوع هستهای صورت گیرد که بخشی از آن به این موضوعات نیز مرتبط خواهد شد و این بحثها انجام خواهد گرفت، شایسته است که مذاکرهکنندگان ارشد ما این دیدگاه امام شهیدمان را مدنظر و در دستور کار خود داشته باشند. امید است که تاکنون چنین بوده و همینگونه نیز در ادامه باشد که ما از استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای بهعنوان یک حق مسلم، بههیچعنوان عقبنشینی نخواهیم کرد.
خجستهپور میگوید: این نکته نیز قابل توجه است که ممکن است در مقاطعی، محدودیتهای موقتی مورد پذیرش قرار گیرد و پس از پایان آن دوره، مسیر دیگری در پیش گرفته شود. با این حال، به نظر میرسد غرب، بهویژه آمریکا به این واقعیت رسیده است که نمیتواند انتظار داشته باشد ملت ایران و رهبری آن از حق هستهای خود که آن را حقی ذاتی، مسلم و غیرقابلچشمپوشی میدانند، عقبنشینی کنند. از اینرو، این واقعیت باید بهعنوان یکی از مؤلفههای اصلی در تحلیل این موضوع مورد توجه قرار گیرد.
خط قرمز مذاکره؛ ممنوعیت ورود به توان دفاعی و سیاستهای منطقهای
خجستهپور ادامه میدهد: دیدگاه دوم رهبر شهید انقلاب این است که فرصت دادن به آمریکای جنایتکار و سپردن عرصه به این گرگهای درنده در مذاکرات هستهای، آنها را برای ورود به سایر موضوعات جری میکند؛ موضوعاتی همچون مسائل موشکی، مسائل منطقهای، رفتارهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه و حمایت از حزبالله، حماس و دیگر گروههای مقاومت.
وی میافزاید: به نظر میرسد آنچه باید بهعنوان خط قرمز در هر مذاکرهای مشخص شود، تفکیک کامل این موضوعات از یکدیگر است. بهعنوان یک فرد سیاسی عرض میکنم و پیشنهاد میدهم که نباید اجازه دهیم موضوعات به یکدیگر گره بخورند، بلکه هر موضوع باید بهصورت مستقل بررسی شود. اگر قرار است درباره موضوع اصلی مذاکره گفتوگو شود، خطوط قرمز باید بهگونهای شفاف و دقیق تبیین شوند که هیچ زمینهای برای ورود به مسائل دفاعی، نظامی، امنیتی یا سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ایران باقی نماند.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به ماهیت دشمن تصریح میکند: به نظر من، این خطوط قرمز باید بدون هیچ تعارفی برای دشمنی که خونخوار، عهدشکن و غیرقابل اعتماد است، تعیین شود، البته همه این سخنان را با این آگاهی مطرح میکنیم که حتی اگر این خطوط قرمز را مشخص کنیم و تعهداتی از دشمن بگیریم، باز هم دشمن بارها نشان داده است که بدعهد، عهدشکن و غیرقابل اعتماد است. این دشمن کسی نیست که بتوان به وعدههایش اتکا یا به او اعتماد کرد.
اعتماد به آمریکا پس از حمله در میانه مذاکرات، بیمعنا است
خجستهپور میگوید: آنها حتی در میانه مذاکرات نیز چندین بار به ما حمله میکنند. وقتی بالاترین مقام کشور و یک مرجع تقلید شیعه را ترور میکنند، دیگر هیچ زمینهای برای اعتماد باقی نمیماند، بنابراین هر گفتوگو یا توافقی که قرار است با آنها انجام شود، باید بر مبنای بیاعتمادی به تعهدات آمریکاییها استوار باشد؛ اصلی که دوستان مذاکرهکننده نیز بارها بر آن تأکید کردهاند و امیدواریم هیچگاه از آن غفلت نشود.
وی ادامه میدهد: آنها به هیچ تعهدی پایبند نیستند و ما باید این واقعیت را همواره مدنظر داشته باشیم. وقتی این واقعیت را میدانیم، باید در قبال آنچه میدهیم و آنچه دریافت میکنیم، با نهایت دقت عمل کنیم. باید ارزش سبد امتیازاتی که جمهوری اسلامی ایران ارائه میدهد، با امتیازاتی که در مقابل دریافت میکند، بهطور دقیق سنجیده شود. در برابر دشمنی بدعهد، نخستین اصل، اقدام متقابل است؛ یعنی هر اقدام باید در برابر اقدام متقابل طرف مقابل انجام شود. برای مثال، اگر آنها تعهدی همچون آزادسازی منابع مالی را اجرا نکنند، جمهوری اسلامی ایران نیز نباید گام بعدی را بردارد.

تکیه رهبر معظم انقلاب اسلامی بر فناوری هستهای بهعنوان حق مسلم ملت ایران است
حمیدرضا ترقی، کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار میکند: تکیه رهبر معظم انقلاب اسلامی بر فناوری هستهای بهعنوان حق مسلم ملت ایران، بر مبنای عقبنماندن از پیشرفت علم در جهان و بهرهبرداری کامل صلحآمیز از این فناوری در تمام زمینههای علمی، کشاورزی، درمانی و صنعتی است.
وی میافزاید: کشوری که از چنین صنعتی برخوردار باشد، در آینده میتواند با کمترین هزینه، بیشترین دستاوردها را در حوزههای انرژی، درمان، کشاورزی و تولید کالاهای راهبردی داشته باشد. بهطور قطع برخورداری ملت ایران از این حق، بر اساس قرارداد مربوط به NPT، حق مسلم کشور ما است و نمیتوان از آن چشمپوشی کرد.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به هزینههای انرژی تصریح میکند: استفاده از انرژیهای فسیلی برای تأمین انرژی مورد نیاز کشور، نخست مقرونبهصرفه نیست و دوم، با توجه به نیازهای روزافزون، تولید برق و انرژی تنها از طریق انرژی هستهای کمهزینه است. در غیر این صورت، هزینههای سنگینی بر دوش مردم گذاشته میشود و قیمت تمامشده انرژی افزایش پیدا میکند.
ترقی میگوید: در سایر صنایع نیز بالغبر ۹۰ نوع محصول و صنعت وجود دارد که میتوان از این فناوری برای پیشرفت کشور در تمام زمینهها بهره برد، بنابراین تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بر این است که در آینده مجبور به درخواست این صنعت از کشورهای سلطهگر جهان نشویم، استقلال و خودکفایی کشورمان زیر سؤال نرود و ناچار به پذیرش خواستههای نامشروع آنها برای دستیابی به چنین صنعتی نباشیم.
وی ادامه میدهد: این نکته مهمی است که همواره بر آن تأکید دارند و ملت نیز این باور را پیدا کرده است؛ به این معنا که ملت در تمام ابعاد، طی این سالها که ایستادگی و مقاومت کرده است، این باور رهبر معظم انقلاب اسلامی را قبول دارد و آن را بهخوبی لمس میکند. ازاینرو، ملت تاکنون تمام هزینههای آن را نیز پرداخته است تا این حق مسلم را بههیچوجه از دست ندهد.
به گزارش ایمنا، نگاه رهبر شهید انقلاب به ماجرای هستهای، یک تحلیل چندلایه و آیندهنگرانه بود. ایشان از یک سو به ضرورت تکنولوژیک آن برای نسلهای بعدی میاندیشیدند و از سوی دیگر، ماهیت بهانهجویانه غرب را به درستی تشخیص داده بودند.
میراث فکری ایشان به ما میگوید که در میدان سیاست بینالملل، به رسمیت شناختن خطقرمزهای قدرتهای بزرگ، نه امنیت میآورد و نه توسعه؛ این تنها قدرت است که معادلات را تغییر میدهد و راز ایستادگی او بر سرِ «اتم»، چیزی جز همین فهم عمیق نبود.
نظر شما