به گزارش خبرگزاری ایمنا، «بیش از بیست تن از شهروندان پاکستانی، در پی حمله به کنسولگری آمریکا در کراچی، به شهادت رسیده و زخمی شدند.»
این خبر را، در ایران داغدار پدر، تنها چند ساعت پس از شنیدن خبر شهادت آقایمان، شنیدیم. هنوز زخم آن مصیبت تازه بود و دلها در تب سوگ میتپید که این پیام تازه از راه رسید.

در همان ساعات آغازین جنگ، سربازان امام شهید، با دستانی لرزان از سوگ و خشم، پاسخ کوبنده خود را بر پیکر پایگاههای آمریکایی و اسرائیلی کوبیدند. موشکها به آسمان میرفتند و زمین، زیر پای دشمن میلرزید؛ انگار که خون تازه شهید، به هر رزمندهای جان دوباره بخشیده بود تا قصاص را به انجام رساند. این، نخستین فریاد انتقام بود.
و چند ساعت بعد، در گوشهای دیگر از جهان اسلام، پاکستانیها نیز به خونخواهی همان امام، به پا خاسته بودند. آنها که هزاران کیلومتر از قتلگاه آقایمان فاصله داشتند، اما دلهایشان به همان اندازه نزدیک بود، به کنسولگری آمریکا حمله کردند. شور حسینی در سینههاشان میجوشید؛ چشمانی که از اشک تر شده بود، ناگهان به شعلههای خشم تبدیل شد؛ اما تیراندازی دشمن، این کاروان عاشق را در آغوش شهادت نشاند؛ جوانانی که با دستانی خالی و دلی سرشار از خشم و عشق، به استقبال مرگ سرخ رفتند و در راه پدر امت، جان را بر کف دست نهادند.
خوانخواه پدر، از پای لانچر موشک تا کوچههای کراچی
چه فرقی میتوان قائل شد میان آن پاسدار جوان ایرانی که پای لانچر، در گرمی آتش و در میان دود باروت، به انتقام خون آقایش برخاست و به شهادت رسید، با آن جوان پاکستانی که در کوچههای گرم کراچی، با پیشانی بسته از عشق، به خونخواهی امام شهید خود قیام کرد و گلولهها را چون تاجی بر سر خود پذیرفت؟
هر دو، داغدار فراق بودند؛ هر دو، بیتاب دوری پدر؛ فرقی نیست که زیر آسمان ایران باشد یا پاکستان؛ فرقی نیست که موشک به دست باشی یا سنگ؛ آنچه مهم است، عشق یکسان است به پدری که پدر همه ما بود، نه فقط پدر یک سرزمین. رهبر شهید ما، نه رهبر یک کشور که پدر یک امت بود. امتی که از نیل تا فرات، از سند تا مدیترانه، همهجا فرزندانش در سوگ او نوحهسرایند و در خونخواهیاش، یکدل و یکصدا علم عصیان برافراشتهاند. امتی که امروز، در کرانههای گوناگون این جهان پهناور، با زبانی واحد فریاد انتقام میزنند.
رهبری فراتر از یک سرزمین
شاید درباره بسیاری از رهبران سیاسی گفت که نفوذشان به مرزهای کشورشان محدود مانده است، اما درباره آیتالله شهید سیدعلی خامنهای، داستان فرق میکند.
نام او سالهاست که تنها در ایران شنیده نمیشود؛ این نام در بسیاری از کشورهای جهان با مقاومت، عزت و دفاع از مظلومان گره خورده است.

در پاکستان، گلزار احمد نعیمی، عالم برجسته اهل سنت و رئیس جماعت اهل حرم پاکستان، مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید را دمیدن روحی تازه در کالبد ملتهای مسلمان و همه عدالتخواهان جهان توصیف کرد.
در نیجریه، فرزند شیخ زکزاکی میگوید پدرش همیشه تأکید میکرد هرچه دارند از امام خمینی و رهبر انقلاب اسلامی است. بسیاری از شیعیان نیجریه، آیتالله خامنهای را مرجع دینی و رهبر خود میدانند و تصاویر امام خمینی، آیتالله خامنهای و شیخ زکزاکی در خانهها، تلفنهای همراه و حتی جیب مردم دیده میشود.

در کشمیر، محبوبیت آیتالله خامنهای سالهاست تنها به جامعه شیعی محدود نمانده و در میان مسلمانان اهل سنت نیز گسترش یافته است. در روزهای پس از انتشار خبر شهادت رهبر انقلاب، خیابانهای کشمیر، لکنهو، جونپور، میرارود و شهرهای دیگر هند، صحنه تجمعهای سوگواری شد.
هزاران کیلومتر دورتر، در شرق آفریقا، خانوادهای در شهر لاموی کنیا سالها پیش نام فرزندان خود را با الهام از شخصیتهای انقلاب اسلامی انتخاب کردند؛ روحالله خمینی، علی خامنهای، مرتضی مطهری و حسین بهشتی.
پدر این خانواده، که اخبار انقلاب اسلامی ایران را از رسانهها دنبال کرده بود، آنچنان شیفته آرمانهای امام خمینی شد که نام فرزند نخست خود را روحالله گذاشت و پس از آن نیز نام آیتالله خامنهای را برای دومین فرزندش برگزید.
امروز همان خانواده در آفریقا مدرسهای برای تربیت نسل جوان اداره میکنند؛ روایتی که نشان میدهد اندیشه انقلاب اسلامی، بدون عبور از مرزهای جغرافیایی، در دل مردمانی در قارهای دیگر خانه کرده است.

در یمن، میلیونها نفر در میدان سبعین صنعا گرد هم آمدند؛ جایی که پرچمهای ایران، فلسطین، لبنان، عراق و یمن در کنار تصاویر رهبر شهید دیده میشد. این حضور گسترده، اعلام همبستگی مردمی بود که خود را در غم ملت ایران شریک میدانستند.
در عراق نیز تنها ساعاتی پس از انتشار خبر شهادت، خیابانهای بغداد شاهد موجی از اعتراض و اندوه بود.
گروههای مردمی با حضور در اطراف منطقه سبز و مسیرهای منتهی به سفارت آمریکا، خشم خود را نسبت به این حادثه ابراز کردند؛ تصاویری که نشان میداد شهادت رهبر انقلاب، تنها یک رخداد داخلی برای ایران تلقی نشده است.
پدری که فرزندانش را در بوسنی پیدا کرد
اگر بخواهیم دلیل این دلبستگی عمیق را پیدا کنیم، شاید باید به سالها پیش بازگردیم؛ زمانی که آیتالله خامنهای در قامت رئیسجمهور، در بحبوحه جنگ بوسنی به سارایوو سفر کرد. مردم با شنیدن خبر حضور رئیسجمهور جمهوری اسلامی، دسته دسته به خیابانها آمدند، اشک ریختند و با شور اسلامی از او استقبال کردند.
در مسجد تاریخی غازی خسروبیگ، او خطاب به مردم گفت: «ما مثل برادران دورافتاده، همدیگر را پیدا کردیم.»
شاید همین جمله، خلاصه نگاه او به جهان اسلام بود؛ نگاهی که مسلمانان را اعضای یک خانواده بزرگ میدید، نه مردمانی جدا از هم با مرزهای سیاسی.

از نامه به جوانان غرب تا دیدار با ماندلا
اما دایره نگاه او حتی به جهان اسلام نیز محدود نبود. دیدار با نلسون ماندلا در سالهای مبارزه مردم آفریقای جنوبی علیه تبعیض نژادی، نمونهای از همین نگاه انسانی بود؛ نگاهی که عدالت را متعلق به همه انسانها میدانست.
نامه تاریخی او به جوانان اروپا و آمریکای شمالی نیز نشان داد که مخاطب سخنانش تنها مسلمانان نبودند. او نسل جوان غرب را به مطالعه مستقیم اسلام، دوری از قضاوتهای رسانهای و جستوجوی حقیقت دعوت کرد؛ نامهای که تلاشی برای گفتوگوی مستقیم با وجدانهای بیدار جهان بود.
نگاه رهبر شهید به اسلام ناب؛ پیامی فراتر از قوم، نژاد و جغرافیا
محمدحسن ربانی، کارشناس سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به پدری رهبر شهید انقلاب برای امت مسلمان اظهار کرد: انقلاب اسلامی، اسلام ناب محمدی، قرآن مجید، اهلبیت عصمت و طهارت و حضرت مهدی (عج) را به دنیا معرفی و شناساند. طبیعی است که رهبران انقلاب که تربیتشده اسلام هستند، چه امام راحل و چه رهبر شهید، مورد توجه و عنایت جهانیان قرار گیرند و اسلام ناب را در کلام و گفتار آنان بیابند.
وی افزود: امام (ره) و رهبر شهید، تجسم اسلام ناب بودند؛ اسلامی که مرز ندارد و منحصر به قوم، نژاد، زبان، کشور یا منطقه خاصی نیست. پیام این اسلام، پیام فطرت الهی است که در سرشت هر انسان قرار دارد و به همین دلیل برای همه انسانها جذاب است. این پیام، پیام معنویت، عدالت، برابری، آزادگی و نجات از مادیت و حصارهای آن است.
این کارشناس سیاسی ادامه داد: این بزرگواران شخصیتی انسانی، الهی و جهانی داشتند و با زبان فطرت و انسانیت شکوفا با مردم سخن میگفتند. از همین رو، هر انسان حقیقتطلب و انساندوستی را به خود جذب میکردند؛ چه عرب و چه آفریقایی، چه زن و چه مرد، چه مسیحی، چه سنی، چه شیعه، چه غربی، چه شرقی، چه جوان و چه پیر.

یک جهان، مجذوب ایستادگی رهبر شهید در برابر ظلم
ربانی تصریح کرد: امام راحل و رهبر شهید در عمل نیز زیر بار ظلم نمیرفتند، به مردم بها میدادند و برای خردورزی صحیح احترام قائل بودند. انقلاب اسلامی نیز از ابتدا انقلابی جهانی بوده و هست؛ انقلابی که به دنبال نجات مستضعفان و نابودی مستکبران است.
وی خاطرنشان کرد: انقلاب اسلامی، تخصص را در کنار تعهد و علم را در کنار ایمان میخواهد. رهبر انقلاب جلوهای از علم، زهد، ایمان، مردمی بودن، عدالتگرایی و دیگر فضائل بودند و طبیعی است که چنین شخصیتی مورد توجه جهانیان قرار گیرد. هر کس این ویژگیها را بشناسد، شیفته و مجذوب چنین شخصیتی خواهد شد و در غم رحلت و شهادت ایشان به سوگ خواهد نشست.
ربانی با اشاره به ماهیت انقلاب اسلامی اظهار کرد: انقلاب اسلامی در واقع احیاکننده دین و عینیتیافتن مجدد آیات قرآن، جهادها، مقاومتها، بدرها، خیبرها، تجلی ایمان، هجرت، شهادت و دیگر مفاهیم اصیل اسلامی است. گویی آیات قرآن بار دیگر نازل شده و ابوذرها، سلمانها، عمارها و دیگر یاران راستین اسلام، بار دیگر حیات یافتهاند.
وی افزود: از همین رو، آنجا که قرآن کریم در وصف مؤمنان میفرماید: «أشداء علی الکفار، رحماء بینهم»، تجلی دوباره آن را در وجود امام خمینی (ره)، رهبر شهید انقلاب و یاران ایشان میبینیم؛ کسانی که در برابر فرعونیان زمان، آمریکای سلطهگر و مستکبر، صهیونیسم جهانخوار و ایادی مزدور آنان به قیام برخاستند.
این کارشناس سیاسی ادامه داد: امتی که همگام با امام خود حرکت میکند، فریاد «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدهد، لانه جاسوسی را تسخیر میکند و همچون سالار و سرور خود، حضرت حسین بن علی (ع)، ندای «هیهات منا الذله» را سر میدهد و هرگز تسلیم نمیشود.
مشت گرهکرده در مسیر حق؛ تا شهادت
ربانی خاطرنشان کرد: اوج این روحیه را در کلام رهبر شهید انقلاب مشاهده میکنیم؛ آنجا که تأکید میکنند «همچون منی با کسی چون یزید این زمانه بیعت نمیکند». ایشان با مشت گرهکرده، سرافراز، استوار و راستقامت به شهادت رسیدند و به شهدای کربلا پیوستند و ملت برانگیخته ایران نیز بر این عهد پای فشرد و در صحنه نبرد حق علیه باطل، استوار ایستاد و مقاومت کرد.

امت در سوگ پدر؛ قرار عاشقی در مصلی
به گزارش ایمنا، از کوچههای گرم کراچی تا خیابانهای سرد بغداد، از میادین صنعا تا شهرهای کشمیر و نیجریه، از لبنان تا آفریقا، مردمی که هرگز ایران را ندیدهاند، اما عشق به این مرد بزرگ را در سینهها جای دادهاند، ماهها است که با چشمانی اشکبار و دلهایی لبریز از اندوه، به سوگ پدر از دسترفته خود نشستهاند.
حالا امروز، مصلی تهران، میزبان اشکها و دلهای شکستهای است که از کرانههای دور و نزدیک جهان اسلام، به سوگ پدری آمدهاند که تنها رهبر یک کشور نبود؛ او پدر یک امت بود. فردا نیز درهای وداع به روی عموم مردم گشوده خواهد شد تا این کاروان عظیم عشق، یک بار دیگر، وفاداری خود را به مردی نشان دهند که عمری را در راه بیداری اسلام و ایستادگی در برابر ظلم، سپری کرد.
نظر شما