به گزارش خبرگزاری ایمنا، گاهی میراث یک رهبر را نه در خاطره یک نسل، بلکه باید در مسیر حرکت یک ملت جستوجو کرد؛ مسیری که حتی پس از فقدان او نیز ادامه مییابد، بنابراین شاید مهمترین پرسش پیش روی تاریخ این باشد که میراث واقعی او چیست؟ آیا تنها مجموعهای از مواضع سیاسی است یا منظومهای فکری که توانست علم، فناوری و خودباوری را به یکی از ستونهای اصلی پیشرفت کشور تبدیل کند؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان تنها در عرصه سیاست جستوجو کرد، بلکه باید آن را در دانشگاهها، آزمایشگاهها، پارکهای علم و فناوری، شرکتهای دانشبنیان، مراکز پژوهشی، صنایع پیشرفته صنعتی و نظامی و هزاران پژوهشگری دید که طی دهههای گذشته تلاش کردند علم را از مرز تولید مقاله عبور دهند و آن را به فناوری، صنعت و اقتدار ملی پیوند بزنند.
علم، سنگبنای تمدن
در منظومه فکری رهبر شهید ایران، علم هیچگاه یک موضوع صرفا دانشگاهی نبود؛ بلکه موتور محرک استقلال، پیشرفت و آینده کشور به شمار میرفت. ایشان سالها پیش، جهت این مسیر را با جملهای کوتاه اما راهبردی ترسیم کردند: «بدون شک علم پایه تمدّن است.» اندکی بعد، این نگاه را با عبارتی روشنتر تبیین کردند: «علم، پایهی پیشرفت همهجانبهی یک کشور است.» و در نهایت جایگاه علم را چنین تعریف کردند: «علم برای یک ملّت مهمترین ابزار آبرو و پیشرفت و اقتدار است.»
این گزارهها صرفا توصیههایی فرهنگی یا دانشگاهی نبودند، بلکه به مرور زمان به یکی از پایههای سیاستگذاری کلان کشور تبدیل شدند؛ نگاهی که علم را نه هدفی مستقل، بلکه زیربنای امنیت، اقتصاد، صنعت، سلامت، رفاه و استقلال ملی میدانست.

جهش علمی ایران در آینه آمار
ثمره این نگاه را میتوان در شاخصهای علمی کشور مشاهده کرد. بر اساس آمارهای مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC)، جمهوری اسلامی ایران طی دهههای پس از انقلاب، یکی از سریعترین روندهای رشد تولید علم در جهان را تجربه کرده است؛ بهگونهای که جایگاه کشور از رتبههای میانی جهان به جمع کشورهای برتر تولیدکننده علم ارتقا پیدا کرد و سهم ایران از تولید علم جهانی نسبت به سالهای نخست انقلاب، چندین برابر شد.
بررسی روند انتشار مقالات علمی در پایگاههای معتبر بینالمللی نیز نشان میدهد سهم ایران از تولید علم جهان از چند صدم درصد در سالهای ابتدایی انقلاب، به حدود دو درصد در دهه اخیر رسیده است؛ رشدی که حاصل توسعه دانشگاهها، افزایش شمار پژوهشگران، گسترش زیرساختهای پژوهشی و توجه به تربیت نیروی انسانی متخصص بوده است.
در این میان، علوم مهندسی و فناوری و همچنین علوم پایه، بیشترین سهم را در تولیدات علمی کشور به خود اختصاص دادهاند؛ حوزههایی که نقش مستقیمتری در توسعه فناوریهای نوین، صنایع پیشرفته و رفع نیازهای راهبردی کشور ایفا میکنند. در کنار آن، علوم پزشکی نیز یکی از بالاترین نرخهای رشد را تجربه کرده و ایران را به یکی از کشورهای فعال منطقه در تولید دانش پزشکی و سلامت تبدیل کرده است.

تبدیل دانش به فناوری و ثروت
با این حال، آنچه این تجربه را از بسیاری از الگوهای رایج توسعه علمی متمایز میکند، نگاه به علم بهعنوان نقطه پایان نبود. در این منظومه فکری، افزایش تعداد مقالات یا ارتقای رتبههای علمی، زمانی ارزشمند تلقی میشود که بتواند به فناوری، تولید، صنعت، حل مسائل کشور و در نهایت بهبود کیفیت زندگی مردم منجر شود.
بر همین اساس طی سالهای بعد، توسعه شرکتهای دانشبنیان، پارکهای علم و فناوری، مراکز رشد، تجاریسازی دستاوردهای پژوهشی و حرکت به سمت اقتصاد دانشبنیان، به یکی از مهمترین محورهای سیاست علمی کشور تبدیل شد؛ مسیری که قرار بود فاصله میان دانشگاه و صنعت را کاهش دهد و علم را به ثروت، اشتغال و اقتدار ملی پیوند بزند.

گره خوردن علم به زندگی مردم
در منظومه فکری رهبر شهید ایران، پیشرفت علمی زمانی معنا پیدا میکرد که از مرز دانشگاه عبور کند و به حل مسائل کشور بینجامد. از همین رو، علم در نگاه ایشان هرگز به انتشار مقاله یا ارتقای رتبههای جهانی محدود نبود، بلکه باید به فناوری تبدیل میشد، فناوری در خدمت صنعت قرار میگرفت و صنعت، ثروت، اشتغال و رفاه عمومی را به همراه میآورد.
بر پایه همین رویکرد، مفهوم «اقتصاد دانشبنیان» به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری علمی کشور تبدیل شد. طی سالهای گذشته، توسعه شرکتهای دانشبنیان، ایجاد پارکهای علم و فناوری، گسترش مراکز رشد، حمایت از تجاریسازی دستاوردهای پژوهشی و شکلگیری زیستبوم نوآوری، بخشی از مسیری بود که با هدف کاهش فاصله میان دانشگاه و صنعت دنبال شد؛ مسیری که امروز هزاران شرکت فناور در آن نقشآفرینی میکنند و بخشی از نیازهای کشور را در حوزههایی همچون تجهیزات پزشکی، داروسازی، فناوری اطلاعات، انرژی، صنایع پیشرفته، کشاورزی و فناوریهای نوظهور تأمین میکنند.
اگر بخواهیم نمونهای عینی از پیوند میان سیاستگذاری علمی و فناوری را بررسی کنیم، فناوری نانو یکی از برجستهترین مثالهاست. ایران که در دهههای گذشته حضور محدودی در این حوزه داشت، امروز در جمع کشورهای پیشرو جهان از نظر تولید علم نانو قرار گرفته و توانسته است صدها محصول مبتنی بر این فناوری را به مرحله تجاریسازی برساند.
امروزه فناوری نانو تنها در آزمایشگاهها خلاصه نمیشود؛ از تجهیزات پزشکی، دارو و تشخیص بیماریها گرفته تا صنایع نفت، گاز، پتروشیمی، تصفیه آب، ساختمان، خودروسازی، نساجی و کشاورزی، همگی از دستاوردهای این فناوری بهره میبرند. این روند نشان میدهد که توسعه علمی زمانی به ثمر مینشیند که بتواند به تولید محصول و ایجاد ارزش افزوده اقتصادی منجر شود.

زیستفناوری؛ علمی که در خدمت سلامت قرار گرفت
یکی دیگر از عرصههایی که طی سالهای گذشته رشد قابل توجهی را تجربه کرده، زیستفناوری است. توسعه داروهای زیستی، پیشرفت در فناوری سلولهای بنیادی، پزشکی بازساختی، تولید واکسنها و تجهیزات پیشرفته پزشکی، ایران را به یکی از کشورهای اثرگذار منطقه در این حوزه تبدیل کرده است.
امروزه بخش قابل توجهی از داروهای پیشرفته مورد نیاز کشور در داخل تولید میشود و بسیاری از شرکتهای دانشبنیان فعال در حوزه سلامت، علاوه بر تأمین نیاز داخلی، در بازارهای بینالمللی نیز حضور یافتهاند. این دستاوردها، علاوه بر کاهش وابستگی به واردات فناوریهای پیشرفته، نقش مهمی در ارتقای امنیت سلامت و توسعه اقتصاد دانشبنیان ایفا کردهاند.

فناوری هستهای؛ فراتر از یک پرونده سیاسی
شاید هیچ فناوری به اندازه فناوری هستهای در سالهای گذشته با مباحث سیاسی گره نخورده باشد، اما در ورای این مناقشات، واقعیتی فناورانه وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. دستیابی به چرخه سوخت هستهای، تولید سوخت مورد نیاز، توسعه زیرساختهای تخصصی و تربیت نیروی انسانی، تنها بخشی از ظرفیتهایی است که در این حوزه شکل گرفته است.
در کنار این دستاوردها، توسعه کاربردهای صلحآمیز فناوری هستهای نیز جایگاه ویژهای پیدا کرده است؛ از تولید رادیوداروها و گسترش پزشکی هستهای گرفته تا پرتودهی محصولات کشاورزی، کاربردهای صنعتی و فناوریهای نوین تشخیصی و درمانی. مجموعه این ظرفیتها نشان میدهد فناوری هستهای، علاوه بر ابعاد راهبردی، نقش مهمی در ارتقای کیفیت خدمات درمانی، افزایش بهرهوری صنعتی و توسعه فناوریهای پیشرفته کشور ایفا کرده است.

از فناوریهای منفرد تا همگرایی فناوریهای آینده
جهان امروز، عصر رقابت میان فناوریهای منفرد نیست، بلکه دوران همگرایی فناوریهاست. نانو، زیستفناوری، فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی، چهار فناوریای هستند که در تعامل با یکدیگر، نسل جدیدی از محصولات، صنایع و خدمات را شکل میدهند.
در سالهای اخیر نیز حرکت به سمت این فناوریهای همگرا در کشور شتاب گرفته است؛ مسیری که هدف آن تنها تولید دانش نیست، بلکه خلق فناوریهای نو، افزایش بهرهوری، توسعه صنایع پیشرفته و ارتقای جایگاه ایران در رقابتهای علمی و فناورانه جهان است. بسیاری از کارشناسان معتقدند آینده اقتصاد جهانی بیش از هر زمان دیگری به این فناوریها وابسته خواهد بود و هر کشوری که زودتر بتواند میان دانشگاه، صنعت و نوآوری پیوند برقرار کند، سهم بیشتری از اقتصاد آینده را در اختیار خواهد گرفت.
در چنین چارچوبی، توسعه علم دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ استقلال، افزایش قدرت رقابت و تضمین آینده کشور بهشمار میرود؛ راهبردی که طی سالهای گذشته، یکی از مهمترین محورهای سیاست علمی جمهوری اسلامی ایران بوده است.

فناوری بومی؛ ستون اقتدار ملی
در منظومه فکری رهبر شهید ایران، اقتدار دفاعی هرگز مفهومی جدا از پیشرفت علمی نبود. ایشان بارها تأکید کرده بودند: «علم و دست برتر علمی، راز پیشرفت هر کشوری در اقتدار اقتصادی، سیاسی، نظامی و روحیهای است.» بر همین اساس، توسعه توان دفاعی کشور نه بر پایه خرید تجهیزات، بلکه بر پایه تولید دانش، تربیت نیروی انسانی متخصص و بومیسازی فناوریهای پیشرفته دنبال شد؛ مسیری که امروز بخش مهمی از توان بازدارندگی ایران بر آن استوار است.
آنچه امروز در حوزههای موشکی، پدافندی، پهپادی و هوافضا مشاهده میشود، تنها محصول صنایع دفاعی نیست، بلکه حاصل دههها سرمایهگذاری در دانشگاهها، پژوهشگاهها، مراکز تحقیقاتی و شرکتهای فناور است. فناوریهایی همچون پیشرانش، آیرودینامیک، مهندسی مواد، الکترونیک، اپتیک، سامانههای کنترل، هوش مصنوعی، پردازش سیگنال، مخابرات و رایانش پیشرفته، در کنار یکدیگر زیربنای شکلگیری این توانمندیها را فراهم کردهاند.

فناوری موشکی؛ از بازدارندگی تا خوداتکایی فناورانه
شاید هیچ حوزهای به اندازه فناوری موشکی، پیوند میان علم و امنیت ملی را آشکار نکرده باشد. ایران طی سالهای گذشته با تکیه بر توان داخلی، مسیر طراحی و تولید انواع موتورهای سوخت جامد و مایع، سامانههای هدایت و ناوبری، کلاهکهای هدایتپذیر، مواد مرکب پیشرفته و سامانههای کنترل پرواز را دنبال کرده است؛ فناوریهایی که دستیابی به هر یک از آنها مستلزم سالها پژوهش و فعالیت میانرشتهای است.
در کنار افزایش برد و دقت، توسعه این فناوریها موجب شد وابستگی کشور به خارج در یکی از پیچیدهترین صنایع جهان کاهش یابد و توان بازدارندگی ایران بر پایه ظرفیتهای بومی شکل گیرد. از این منظر، توان موشکی را نمیتوان صرفا مجموعهای از تجهیزات نظامی دانست، بلکه باید آن را محصول زنجیرهای از علم، مهندسی، نوآوری و خودباوری علمی تلقی کرد.

از زمین تا مدار؛ وقتی فناوری فضایی بومی شد
یکی دیگر از جلوههای این مسیر، توسعه صنعت فضایی کشور است؛ حوزهای که تنها تعداد محدودی از کشورهای جهان به فناوریهای اصلی آن دست یافتهاند. ایران طی سالهای گذشته با طراحی و ساخت ماهوارههای بومی و توسعه ماهوارهبرها، گامهای مهمی در تثبیت زیرساختهای فضایی خود برداشت.
پرتاب ماهوارههایی که هر یک بخشی از روند تکامل صنعت فضایی کشور را به نمایش گذاشتند. در کنار آن، توسعه ماهوارهبرهای بومی نیز نشان داد که دستیابی به مدار، تنها به ساخت یک ماهواره محدود نیست، بلکه مستلزم تسلط بر زنجیرهای پیچیده از فناوریهای پیشرانش، هدایت، کنترل، مخابرات، طراحی سازه و مهندسی مواد است.
دستاوردهای فضایی ایران تنها جنبه نمادین ندارند؛ توسعه سامانههای سنجش از دور، پایش منابع طبیعی، مدیریت بحران، کشاورزی هوشمند، ارتباطات و خدمات فضایی، بخشی از ظرفیتهایی است که این فناوری در اختیار کشور قرار داده و اهمیت آن را فراتر از یک موفقیت فناورانه صرف نشان میدهد.

میراث ماندگار رهبر شهید ایران تغییر ذهنیت ملت از مصرفکننده به تولیدکننده علم بود
محمدعلی کاظمی، کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: در تحلیل سیاستهای علمی کشور، معمولا یک اشتباه تکرار میشود؛ بسیاری گمان میکنند حمایت از علم یعنی افزایش بودجه پژوهش یا ساخت دانشگاه؛ اینها لازم است، اما کافی نیست.
وی افزود: آنچه یک کشور را به قدرت علمی تبدیل میکند، قبل از هر چیز «نوع نگاه رهبر آن کشور به علم» است؛ زیرا رهبر، افق را تعیین میکند و دستگاههای اجرایی صرفا در همان افق باید حرکت کنند.
کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات گفت: به اعتقاد من، تفاوت اصلی رهبر شهید انقلاب اسلامی با بسیاری از رهبران جهان در همین نقطه بود؛ ایشان علم را یک موضوع بخشی نمیدانستند، بلکه آن را زبان مشترک همه حوزههای حکمرانی میدیدند؛ در منظومه فکری ایشان، اقتصاد بدون علم پایدار نیست، امنیت بدون علم حفظ شدنی نیست، سلامت بدون علم وابسته میشود و حتی فرهنگ نیز بدون پشتوانه علمی توان رقابت در جهان امروز را از دست میدهد.
کاظمی خاطرنشان کرد: وقتی بیانات ایشان در سه دهه گذشته را کنار هم قرار میدهیم با مجموعهای از توصیههای پراکنده روبرو نیستیم، بلکه با یک نظریه منسجم حکمرانی روبهرو هستیم؛ نظریهای که از «تولید عالم» آغاز میشود، به «تولید علم» میرسد، سپس «تولید فناوری» را مطالبه میکند و در نهایت علم را وارد چرخه صنعت، امنیت و زندگی مردم میکند؛ این همان حلقه مفقودهای است که بسیاری از کشورهای در حال توسعه هنوز نتوانستهاند آن را کامل کنند.
وی تصریح کرد: نکته مهم دیگر این است که رهبر شهید ایران، هیچگاه علم را صرفا با شاخص مقاله یا رتبه دانشگاه اندازهگیری نکردند؛ از نگاه ایشان، مقاله زمانی ارزشمند است که مسئلهای از کشور را حل کند، فناوری زمانی موفق است که وابستگی را کاهش دهد و دانشگاه زمانی مأموریت خود را انجام داده که بتواند قدرت ملی تولید کند؛ این نوع نگاه، تفاوت میان «رشد علمی» و «قدرت علمی» را روشن میکند.
آنچه یک کشور را به قدرت علمی تبدیل میکند قبل از هر چیز نوع نگاه رهبر آن کشور به علم است
کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات گفت: امروز در ادبیات سیاستگذاری فناوری، مفهومی به نام «حاکمیت فناورانه» یا Technological Sovereignty مطرح است؛ یعنی کشوری در فناوریهای حیاتی به دیگران وابسته نباشد. نکته قابل توجه این است که رهبر شهید سالها پیش دقیقا همین مفهوم را در سیاستهای کلان کشور دنبال میکردند.
کاظمی ادامه داد: تأکید مکرر ایشان بر خودکفایی علمی، شرکتهای دانشبنیان، فناوریهای راهبردی و اعتماد به جوانان در حقیقت اجزای همین الگوی حاکمیت فناورانه بود.
وی تصریح کرد: از منظر علم و فناوری، ارزش یک رهبر را باید در این سنجید که آیا پس از او، کشور همچنان قادر به تولید دانش و فناوری خواهد بود یا خیر؛ اگر پاسخ مثبت باشد، یعنی آن رهبر صرفا پروژه اجرا نکرده، بلکه نهاد ساخته، فرهنگ ساخته و مسیر ساخته است؛ این همان تفاوت میان مدیریت روزمره و رهبری راهبردی است.
کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات عنوان کرد: به باور من، یکی از مهمترین میراثهای رهبر شهید تغییر ذهنیت ملت بود؛ ایشان این باور را در جامعه علمی ایران ایجاد کردند که میتوان از مصرفکننده علم به تولیدکننده علم تبدیل شد، میتوان از واردکننده فناوری به طراح فناوری رسید و میتوان در سختترین شرایط نیز آینده را با اتکا به سرمایه انسانی خود ساخت. این تغییر ذهنیت، از هر زیرساخت فیزیکی ماندگارتر است، زیرا زیرساختها ممکن است فرسوده شوند، بمباران شوند، اما ملتی که به توان علمی خود ایمان پیدا کند، بارها میتواند زیرساختهای جدید خلق کند.
آنچه مانع تبدیل شدن یک کشور به میدان ویرانی میشود قدرتی است که از دل علم و فناوری متولد میشود
کاظمی تاکید کرد: اگر بخواهم یک مثال عینی و قابل لمس برای همه مردم بزنم، به همین جنگ اخیر اشاره میکنم؛ شاید تا پیش از وقوع جنگ، برخی مردم علم و فناوری را مفاهیمی دانشگاهی میدانستند و شاید تصور میکردند تأکید چند دههای رهبر شهید بر پیشرفت علمی، بیشتر یک آرمان یا شعار است، اما در روزهای جنگ، معنای واقعی آن آشکار شد.
وی اضافه کرد: باید از خود بپرسیم اگر نگاه راهبردی ایشان به توسعه فناوریهای راهبردی، صنایع دفاعی، توان موشکی و خودکفایی علمی وجود نداشت، آیا امروز ایران سرنوشتی متفاوت از غزه پیدا میکرد؟ از منظر بازدارندگی، پاسخ روشن است؛ هیچ تضمینی وجود نداشت.
کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات عنوان کرد: در محیط سخت و نظام بیرحم بینالملل، آنچه مانع تبدیل شدن یک کشور به میدان ویرانی میشود، صرفا بیانیههای سیاسی نیست؛ قدرتی است که از دل علم، فناوری و نوآوری متولد میشود.
کاظمی تاکید کرد: در همین جنگ بود که بسیاری دریافتند سالها سرمایهگذاری بر دانش بومی، تربیت نیروی انسانی، توسعه صنایع پیشرفته و اعتماد به دانشمندان ایرانی، صرفا برای ثبت یک دستاورد علمی یا انتشار یک مقاله نبود؛ اینها بخشی از معماری امنیت ملی کشور بود.
وی تصریح کرد: رهبری یک ملت در چنین شرایطی، تنها به معنای اداره امور روزمره نیست، بلکه یعنی دههها پیش از وقوع بحران، آینده را دیدن، تهدیدها را پیشبینی کردن، زیرساختهای علمی و فناورانه را ساختن و کشور را به نقطهای رساندن که بتواند در سختترین آزمونها روی پای خود بایستد.
کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات گفت: این سطح از آیندهنگری، برنامهریزی و هدایت، فرآیندی بهشدت پیچیده است؛ پیچیده در شناخت، پیچیده در تصمیمگیری، پیچیده در سیاستگذاری و پیچیده در اجرا.

به گزارش ایمنا، شاید ماندگارترین میراث یک رهبر را نه در آنچه بنا کرده، بلکه در افقی بتوان دید که پیش روی یک ملت گشوده است؛ سرمایههای مادی ممکن است فرسوده شوند، زیرساختها دگرگون شوند و نسلها جای یکدیگر را بگیرند، اما اندیشهای که باور «میتوانیم» را در ذهن جامعه نهادینه کند، میتواند بارها خود را در قالب دانشگاه، آزمایشگاه، فناوری، صنعت و نوآوری بازآفرینی کند؛ از این منظر، ارزش یک راهبرد علمی تنها با تعداد مقالات یا فناوریها سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی آن در ساختن نسلی که آینده را خود طراحی میکند معنا مییابد.
امروز نیز در جهانی که رقابت کشورها بیش از هر زمان دیگری بر مدار دانش و فناوری میچرخد، تداوم این مسیر بیش از هر چیز به حفظ فرهنگ علمباوری، تقویت سرمایه انسانی و پیوند مستمر میان پژوهش، نوآوری و نیازهای واقعی جامعه وابسته است.
هر اندازه این زنجیره منسجمتر باشد، ظرفیت کشور برای خلق ثروت، ارتقای کیفیت زندگی، افزایش قدرت رقابت و صیانت از استقلال ملی نیز پایدارتر خواهد ماند؛ مسیری که آینده آن بیش از هر چیز به کیفیت سرمایهگذاری بر اندیشه و انسان گره خورده است.
نظر شما