همسر شهیدی که نتوانست به دیدار رهبر شهیدش برود

بعضی حسرت‌ها هیچ‌گاه جبران نمی‌شوند، در میان خانواده‌های شهدای خراسان شمالی، همسر شهیدی هست که آرزوی دیدار رهبر شهیدش را سال‌ها در دل داشت، اما این آرزو هرگز به حقیقت نپیوست و اکنون او به جای دیدار، خود را برای آخرین وداع با «یار خراسانی» آماده می‌کند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از خراسان شمالی، گاهی تاریخ در چند روز خلاصه می‌شود؛ روزهایی که واژه‌ها از توصیف اندوه ناتوان می‌شوند و بغض پیش از هر جمله‌ای بر گلو می‌نشیند. این روزها ایران در یکی از سنگین‌ترین فصل‌های خود ایستاده است؛ فصلی که خیابان‌ها، میدان‌ها و دل‌ها رنگ وداع گرفته‌اند و مردمی که سال‌ها با نام و یاد رهبرشان زیسته‌اند، اکنون خود را برای بدرقه آخرین مسافر این سرزمین آماده می‌کنند.

در خراسان شمالی نیز حال و هوای دیگری برپاست؛ استانی که خاطره دیدار با «یار خراسانی» هنوز در ذهن بسیاری از خانواده‌های شهدا زنده است، دیداری که تا همین چند ماه پیش، تصویری از مهر پدرانه و دلگرمی بود و امروز به خاطره‌ای گران‌بها تبدیل شده است. بهمن سال گذشته خانواده‌های شهدای امنیت در حسینیه امام خمینی(ره) میهمان رهبر شهید شدند؛ دیداری که هیچ‌کس تصور نمی‌کرد آخرین دیدار باشد.

اکنون همان خانواده‌ها، با چشمانی اشکبار اما استوار، خود را برای وداعی آماده می‌کنند که آرزو می‌کردند هیچ‌گاه فرا نرسد. آن‌ها از خراسان شمالی راهی مشهدالرضا(ع) خواهند شد تا در میان خیل عاشقان، آخرین سلام را به مردی بدهند که برایشان تنها یک رهبر نبود؛ پناه دل‌ها، مرهم رنج‌ها و تکیه‌گاه روزهای سخت بود.

در میان هزاران دلداده‌ای که این روزها کوله‌بار خاطراتشان را برای آخرین وداع ورق می‌زنند، خانواده‌های شهدا بیش از دیگران داغی مضاعف را بر دوش می‌کشند. آنان که روزی از زبان رهبر شهید مرهم شنیدند و دست نوازش او را بر شانه‌های خود احساس کردند، امروز با همان خاطرات، راهی بدرقه‌ای می‌شوند که باورش هنوز هم دشوار است.

یکی از این روایت‌ها، به زینب حقانی، همسر سردار شهید علی‌اصغر حسن‌زاده، بازمی‌گردد؛ بانویی که آخرین دیدار با رهبر شهید را نه یک خاطره که سرمایه‌ای ماندگار برای زندگی خود می‌داند.

همسر شهیدی که نتوانست به دیدار رهبر شهیدش برود

زینب حقانی، همسر سردار شهید علی اصغر حسن‌زاده، جانشین فرماندهی انتظامی اسفراین به خبرنگار ایمنا می‌گوید: دیدار رهبر شهید اتفاق خیلی باور نکردنی و البته به یادماندنی بود، به‌ویژه لحظه ورود آقا به حسینیه را هرگز فراموش نمی‌کنم؛ انگار خواب می‌دیدم. آقا خیلی با ابهت و آرام بودند و در یک آن همه رنج‌هایمان را فراموش کردیم.

وی تاکید می‌کند: حتما در مراسم بدرقه آقای شهید ایران به اتفاق دخترانم شرکت می‌کنیم، خودمان را به مشهدالرضا می‌رسانیم و برای آخرین بار با رهبر عزیزمان وداع می‌کنیم.

آرزوی بر دل مانده

زهرا موذن، همسر شهید مظلوم دادستان اسفراین در اغتشاشات دی خونین نیز از آرزوی بر دل مانده‌اش می‌گوید، از اینکه همسرش به او قول دیدار «آقا» را داده است، اما توفیق نشد تا شهادت علی اکبر حسین‌زاده.

او می‌گوید: همسرم موقع خواستگاری درخواستی داشت که مهریه‌ام را ۱۴ سکه قرار دهم تا خطبه عقدمان را رهبر شهیدمان قرائت کند که رزقمان نشد.

این همسر شهید با حسرت ادامه می‌دهد: بعد از شهادت همسرم، مدیران دستگاه قضا به دیدارمان آمدند و گفتند دیدار با آقا را برایتان مهیا می‌کنیم که آن واقعه تلخ در اسفند رقم خورد.

او و فرزندانش این روزها خودشان را آماده مراسم بدرقه رهبرشهید می‌کنند « حال و روز ما با فراق رهبرمان بدتر از همیشه شده است و این غم دوباره داغ ما را تازه‌تر کرد، کاش هیچوقت این روزها را نمی‌دیدیم.»

همسر شهیدی که نتوانست به دیدار رهبر شهیدش برود

ارادت آرین به رهبر شهید

اما روایت وداع، تنها به خاطرات آخرین دیدار ختم نمی‌شود، در خانه‌های بسیاری نام رهبر شهید با نام شهدا گره خورده است؛ خانه‌هایی که هم داغ فرزند را بر سینه دارند و هم این روزها سوگ پدری را به دوش می‌کشند که سال‌ها تکیه‌گاه دل‌هایشان بود.

در یکی از همین خانه‌ها، پدری از ارادت فرزند شهیدش به رهبر شهید می‌گوید؛ ارادتی که حتی در واپسین روزهای زندگی نیز در سخنان او جاری بود. پژمان لنگری، پدر شهید «امیر آرین لنگری» از شهدای جنگ رمضان، روایت می‌کند که چگونه نام رهبر شهید، بخشی جدانشدنی از باور و دلبستگی فرزندش بود.

او که روز بیست‌وپنجم اسفند ناگاه زندگی‌اش را به یکباره از دست داد و و شهادت فرزند دلبندش، رفیق و همراه زندگیش را جلوی چشمانش نظاره‌گر بود، می‌گوید: امیر بعد از شنیدن خبر شهادت رهبر شهید گفت که بابا ابهت و شکوه رهبری را چه کسی دارد؟»

همسر شهیدی که نتوانست به دیدار رهبر شهیدش برود

پدرشهید لنگری از دیدارش در سال ۱۳۹۱ با رهبر شهید تعریف می‌کند « در سفر پرخیر رهبر شهید به خراسان شمالی یکبار توفیق دیدار داشتم، برخورد اول ایشان برایم جالب بود، از این نظر که ابهت و کاریزمای ایشان و جاذبه شخصیتی‌شان همیشه برای من مثال‌زدنی بود که همه جا از آن یاد می‌کردم.»

او از دلتنگی‌هایش گفت، از اینکه حسرت بزرگی به دلش مانده است «فقدان رهبر شهید در قلبم سنگینی می‌کند و در مراسم بدرقه باشکوه پدر شهید امت شرکت می‌کنم. همه ما می‌خواهیم نه‌تنها تکه‌ای از جان، بلکه همه وجود خود را به خاک بسپاریم؛ و چه سخت است نوشتن این لحظات.»

کد مطلب 984863

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.