به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، بعضی شهرها به صحنه برگزاری رویدادهای جمعی با مقیاس ملی و جهانی تبدیل میشوند، از جشنهای مذهبی و فرهنگی تا تشییع و خاکسپاری چهرههای سیاسی و مذهبی. در چنین روزهایی، شهر نهفقط محل عبور جمعیت، بلکه موضوع اصلای روایت رسانهها و آزمون ظرفیت مدیریتی و امنیتی حاکمان محلی است. هر حرکت، هر صف و هر ازدحام، زیر ذرهبین دوربینها و شبکههای اجتماعی ثبت میشود و کوچکترین خطا میتواند تصویر شهر را برای سالها تحت تأثیر قرار دهد.
برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری چهرههای بزرگ، شهرهای میزبان را در معرض دو نوع فشار همزمان قرار میدهد: فشار امنیتی و فشار رسانهای. از یکسو حضور مقامات داخلی و خارجی، ضرورت تأمین امنیت سطح بالا را تحمیل میکند؛ از سوی دیگر حضور گسترده شهروندان و نگاه دهها شبکه خبری، شهر را حساس به هرگونه نمایش خشونت، نظامیگری افراطی یا اختلال شدید در زندگی روزمره میکند. در چنین شرایطی، الگوی «امنیت نرم» اهمیت پیدا میکند که بهجای تکیه صرف بر حضور پررنگ نیروهای مسلح و تجهیزات سخت، بر مدیریت هوشمند جمعیت، ارتباطات شفاف، طراحی مسیرها و مشارکت شهروندان در نظمبخشی به مراسم استوار است. این نوع امنیت، شهر را از تبدیل شدن به منطقه بسته دور میکند و اجازه میدهد حس تعلق و مشارکت عمومی در سوگ حفظ شود.

الگوهای امنیت نرم در تشییعهای بزرگ
در بسیاری از تشییعهای بزرگ جهان، از رم و لندن تا ژوهانسبورگ و قاهره، امنیت نرم در چند سطح همزمان عمل کرده است. سطح اول «طراحی فضا و مسیر» است؛ یعنی انتخاب مسیرهای مشخص برای عبور تابوت، تعیین نقاط تجمع، ایجاد فضاهای تخلیه جمعیت و استفاده از خیابانها و میدانهایی که امکان کنترل طبیعی بیشتری دارند. این طراحی بهگونهای انجام میشود که هم فرصت حضور عمومی فراهم بماند و هم نیروهای امنیتی بتوانند بهطور کامل بر فضا نظارت کنند. سطح دوم «رتبهبندی فضاهای امنیتی» است؛ هستههای نزدیک به محل برگزاری مراسم رسمی و حضور مسئولان رده بالا در حلقههای امنیتی سختتر قرار میگیرند، اما هرچه از مرکز فاصله میگیریم، حضور نیروهای مسلح کاهش و نقش راهنماها، داوطلبان و نیروهای خدمات شهری پررنگتر میشود. این درجهبندی موجب میشود شهروندان در همهجا با یک سطح از کنترل سخت روبهرو نشوند و احساس شهر محاصرهشده شکل نگیرد.
سطح سوم «ارتباطات و اطلاعرسانی» است؛ امنیت نرم بدون اعتماد عمومی شکل نمیگیرد. در بسیاری از این مراسم، شهرداریها و نهادهای مسئول، از پیش نقشههای مسیر، محدودیتهای ترافیکی، زمانبندی مراسم و توصیههای رفتوآمد را شفاف اعلام میکنند. این شفافیت، علاوه بر کاهش فشار لحظهای بر زیرساختها، حس پیشبینیپذیری و مشارکت را تقویت میکند. در کنار آن، استفاده از رسانهها، تابلوهای شهری، برنامههای کاربردی و حتی پیامک برای هدایت جمعیت، بخشی از امنیت نرم است که بهجای تکیه بر ترس، بر آگاهی و همراهی مردم بنا شده است.

توازن میان امنیت و آزادی حرکت
یکی از پیچیدهترین چالشها در روزهای تشییع، حفظ توازن میان امنیت و آزادی حرکت شهروندان است. اگر شهر بهطور کامل مسدود شود و شبکه حملونقل عمومی از کار بیفتد، زندگی روزمره شهروندان مختل و در نهایت منجر به نارضایتی میشود و مراسمی که باید لحظهای از وحدت و همبستگی باشد، میتواند به تجربهای از فشار و بیاعتمادی تبدیل شود. در الگوی امنیت نرم، تلاش میشود بعضی کریدورهای اصلی شهر از پیش تعریف شوند که یا بهطور کامل به پیادهراهها و مراسم اختصاص یابند یا در ساعات مشخصی بسته و باز شوند تا امکان تردد حداقلی حفظ شود. حملونقل عمومی نیز بهجای تعطیلی کامل، با تغییر مسیر و ظرفیت، در خدمت جابهجایی امن شرکتکنندگان و شهروندان قرار میگیرد.
در این میان مغازهها، مدارس، محل کار و خدمات شهری، هرکدام تا حد امکان با برنامهای تطبیقی عمل میکنند. در بعضی شهرها، بخشی از روز به مراسم اختصاص داده میشود و در باقی ساعات تلاش میشود شهر به حالت عادی بازگردد. این نوع برنامهریزی، شهر را از وضعیت استثنایی دائمی دور میکند و پیام غیرمستقیم آن این است که «امنیت، به قیمت نابودی زندگی روزمره تأمین نشده است». چنین پیامی برای اعتماد عمومی و تصویر شهر در رسانهها بسیار حیاتی است.

مراسم تشییع پاپها بهویژه ژان پل دوم و پاپ فرانسیس، نمونهای است که در آن شهرهای رم و واتیکان همزمان باید امنیت سطح بالای چهرههای سیاسی و مذهبی و حضور صدها هزار زائر را مدیریت میکردند. میدان سنتپیتر و خیابانهای پیرامون بهگونهای سازماندهی شده بود که حلقه نزدیک به محراب و محل اصلی مراسم با لایههای امنیتی سختتر پوشش داده شود، اما بیرون از این حلقهها، حضور نیروهای انتظامی، داوطلبان، نیروهای صلیب سرخ و راهنماهای شهری پررنگتر بود تا فضا بیشتر شبیه یک شهر در حال مراسم باشد تا یک منطقه نظامی.
بخش مهمی از امنیت نرم در اینجا بر طراحی فضا و مسیر، ایجاد نقاط تجمع مشخص، نصب نمایشگرهای بزرگ در نقاط مختلف شهر و اطلاعرسانی گسترده درباره مسیرها و محدودیتها تکیه داشت. بهجای آنکه همهچیز با زنجیرههای فلزی و حضور پررنگ سلاح تعریف شود، شهر با هدایت جمعیت و قاببندی فضای عمومی امن شده بود. رم تلاش کرده بود بخشهایی از شهر و شبکه حملونقل را در حد امکان فعال نگه دارد تا زندگی روزمره بهطور کامل متوقف نشود. این توازن میان حضور میلیونی افراد، امنیت بالا و استمرار نسبی حیات شهری، الگوی خوبی از امنیت نرم در یک مراسم تشییع جهانی بود.

نقش فضاهای عمومی و شهروندان در امنیت نرم
فضاهای عمومی در تشییعهای بزرگ فقط محل تجمع نیستند، بلکه بخشی از ابزار امنیت نرم نیز بهشمار میآیند. میدانها، پارکها و خیابانهای گسترده که امکان مشاهده، حرکت و تهویه جمعیت را میدهند، به مدیریت بهتر ازدحام کمک میکنند و نیاز به مداخلههای خشونتآمیز را کاهش میدهند. هرچه دیدپذیری فضا بیشتر باشد، امنیت از طریق حضور جمعی و نظارت طبیعی نیز تقویت میشود. علاوه بر این، مشارکت سازمانیافته شهروندان برای مثال از طریق داوطلبان، گروههای راهنما، نیروهای امدادی مردمی، بخشی از امنیت نرم است. این نیروها علاوه بر اینکه به هدایت و آرامسازی جمعیت کمک میکنند، فاصله میان مردم و دستگاههای رسمی را کم میکنند و حس تعلق را در میان شهروندان افزایش میدهند.
امنیت نرم با نظم خودخواسته گره خورده است؛ هنگامی که مردم احساس میکنند مراسم متعلق به آنهاست، بیشتر به قواعد رسمی احترام میگذارند. احترام به حریم فضا، رعایت صفها، پذیرفتن محدودیتهای موقت و همراهی با راهنماییها، همه محصول نوعی رابطه عاطفی و سیاسی با شهر و مراسم است. اینجاست که سیاستگذاران شهری باید هشدار دهند که امنیت بدون اعتماد، ناچار به نظامیسازی فضاست، اما امنیت مبتنی بر اعتماد میتواند با حضور حداقلی نیروهای مسلح و حداکثری نظم شهروندی برقرار شود.
نحوه مدیریت امنیت در مراسم بزرگ از جمله تشییعها و خاکسپاریها، بخشی از تصویر جهانی شهر را شکل میدهد. تصاویر فضای فوقنظامی، صفهای طولانی با حضور سنگین نیروهای مسلح یا برخوردهای خشن، میتواند شهر را در نگاه جهانی به مکانی ناامن یا سرکوبگر بدل کند؛ حتی اگر مراسم بدون حادثه جدی به پایان برسد. در مقابل، تصاویری از شهرهایی که توانستهاند با آرامش، انضباط جمعی و حضور حداقلی تسلیحات سنگین مراسمی میلیونی را برگزار کنند، برند شهری را بهعنوان شهر قابلاعتماد، مدنی و بالغ تقویت میکند. این تصویر در گردشگری، سرمایهگذاری و حتی دیپلماسی شهری اثر میگذارد.
از این منظر، تشییع چهرههای بزرگ نهفقط آزمونی برای ظرفیت زیرساختی شهر، بلکه آزمونی برای مدل امنیتی و سیاسی آن است. شهری که بتواند نشان دهد در عین تأمین امنیت، آزادی حرکت شهروندان و حدی از زندگی روزمره را حفظ کرده است، پیام روشنی به جهان ارسال میکند: اینجا امنیت و شهروندی در مقابل هم تعریف نشدهاند. چنین پیامی یک سرمایه نمادین برای شهر است که شاید به اندازه بناها و میدانها، در شکلدهی به برند جهانی آن نقش داشته باشد.

تشییع نلسون ماندلا؛ ژوهانسبورگ تا کونـو
در مراسم وداع و خاکسپاری نلسون ماندلا، ژوهانسبورگ و سپس روستای خانوادگی او در کونـو میزبان موج عظیمی از شهروندان و چهرههای جهان بودند. در ژوهانسبورگ مراسم یادبود در ورزشگاه بزرگ شهر برگزار شد و همزمان شهر باید امنیت چهرههای سیاسی و حضور دهها هزار نفر در ورزشگاه و فضای پیرامون را مدیریت میکرد. ساختار امنیتی این مراسم چندلایه بود: حلقههای نزدیک به استادیوم و مسیر ورود مسئولان با تدابیر سختتر و کنترلهای شدیدتر همراه بود، اما در لایههای بیرونی، نقش نیروهای راهنمای شهری، داوطلبان، رسانهها و زیرساخت حملونقل عمومی برجستهتر میشد.
به این ترتیب، شهر در سطحی وسیع قفل نشد، بلکه بیشتر مسیرها و فضاهای عمومی با درجهبندی متفاوت کنترل اداره شدند و در نتیجه، حس حضور عمومی و مشارکت مردم در سوگ حفظ شد، در حالی که امنیت مقامات نیز تأمین شده بود. هنگامی که تابوت ماندلا به کونـو منتقل شد، این ترکیب امنیت نرم و سخت در مقیاس کوچکتری تکرار شد: دسترسی عمومی به روستا محدود و هدایتشده بود، اما مراسم همچنان در قاب یک رویداد ملی-مردمی باقی ماند، نه یک مراسم نظامی.

نظر شما