به گزارش خبرگزاری ایمنا از ایلام، دهم تیر برای ساکنان مرزهای غربی ایران، تنها یک تاریخ ساده در تقویم نیست؛ این روز فصلی متمایز و پرافتخار در کتاب حماسه ملی ایران است.
دهم تیر، یادآور لحظهای است که شهر کوچک اما استراتژیک مهران، پس از دوران تلخ و سیاه اشغال، دوباره با آغوش میهن بازگشت، این روز روایتگر پیروزی اراده یک ملت بر ماشین جنگی دشمن است، روایتی که از غبار باروت آغاز شد و امروز به عطر زیارت ختم میشود.
در سالهای نخست جنگ تحمیلی، مهران تنها یک شهر مرزی ساده نبود، بلکه حکم یک سنگر کلیدی را داشت که تعیینکننده سرنوشت جبهههای عملیاتی غرب کشور بود. موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد مهران، آن را به هدف اصلی برای ارتش عراق تبدیل کرده بود.
مستندات نظامی و روایتهای شفاهی رزمندگان، حکایت از دوران سیاهی دارد که در آن مهران تحت بمبارانهای بیوقفه توپخانه و حملات هوایی قرار داشت. هدف دشمن تنها تصرف خاک نبود، بلکه هدف نهایی، حذف کامل حیات شهری و از میان برداشتن بافت اجتماعی مهران بود.

در آن سالها، مهران که روزگاری شهری با بازار شلوغ و زندگی پویا بود، به منطقهای اشغالشده تبدیل گشت؛ جایی که در آن صدای انفجار و لرزش زمین بر صدای بازار و خندهی کودکان غلبه کرده بود. دشمن میخواست با تبدیل مهران به یک منطقه ویران و بیجان، راه خود را به قلب جغرافیایی ایران بگشاید، اما نمیدانست که همین خاکِ سوخته، بذر مقاومت و ایستادگی را در دل رزمندگان میکارد.
دهم تیر، سالروز عملیات خونین و غرورآفرین کربلای یک است؛ لحظهای که در آن حصارهای دفاعی اشغالگران زیر ضربات ارادهی رزمندگان ایرانی فرو ریخت، از نظر استراتژیک، عملیات بازپسگیری مهران یکی از پیچیدهترین و حساسترین نبردهای جبهه غرب بود.
میدان نبرد فضایی بسیار وسیع و دشوار را در بر میگرفت؛ از ارتفاعات قلاویزان در جنوب گرفته تا ارتفاعات نمه کلان کوچک در شمال، از امتداد غربی ارتفاعات قلاویزان و پاسگاه مرزی بهرامآباد در غرب تا جاده حیاتی مهران به دهلران در شرق؛ دشمن بعثی پس از اشغال و با تمام توان استحکامات سنگین، موانع مینگذاری شده و سنگرهای دفاعی در سراسر منطقه ایجاد کرده بود تا مانع بازگشت و پیروزی نیروهای ایرانی شود.
ساعت ۲۳:۳۰ روز نهم تیر ۱۳۶۵ با رمزگشایی از نام مقدس «یا اباالفضل العباس»، عملیات آغاز شد، در روز نخست نیروهای عراقی که تصور میکردند در حصار خود امن هستند، با هجوم برقآسای نیروهای ایرانی غافلگیر شدند و در روز دوم، مهران آزاد شد.
با ادامه نبردها در نهایت نوزدهم تیر و پس از ۱۰ روز نبرد خونین و سنگین، عملیات با موفقیت کامل به پایان رسید و پرچم ایران بر فراز این خاک دوباره برافراشته شد.

از ویرانههای جنگ تا گلوگاه زیارت
امروز وقتی به مهران مینگریم، تصویری متفاوت از آن دوران سیاه پیش رویمان قرار دارد؛ نیروهای مردمی، بسیج، سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر ایمان قلبی، مهران را از چنگال اشغالگران بیرون کشیدند.
این پیروزی، فراتر از بازگشت یک قلمرو جغرافیایی بود؛ این بازگشتِ اعتبار ملی و پیروزیِ حق بر باطل در یکی از حساسترین گرههای مرزی ایران محسوب میشد.
مهران پس از آزادی، شهری بود که از نظر زیرساختی به صفر رسیده بود، شهری که باید از میان خاکستر دوباره ساخته میشد اما این بار هدف ساختن برای جنگ نبود، بلکه ساختن برای حیات و عشق بود. اگر در دهه ۶۰ مهران مرز جنگ و خط مقدم نبرد بود، امروز شهر مهران به مرز عشق و دروازه معنویت تبدیل شده است.
با وجود تمام چالشها و محدودیتهای زیرساختی که میراث سنگین آن دوران بوده است و در بسیاری از بخشها حس میشود، مهران توانسته است یکی از بزرگترین گلوگاههای زیارتی جهان را رقم بزند و جادههایی که روزگاری شاهد عبور تانکها و خودروهای زرهی بودند، امروز شاهد عبور سیل میلیونی زائران اربعین هستند.
مهران اکنون دروازهای است که میلیونها قلب تپنده از سراسر جهان برای رسیدن به عتبات عالیات از آن عبور میکنند و این تغییر ماهیت بزرگترین پیروزی تمدنی است؛ دشمن میخواست مهران را ساکت و ویران کند، اما مهران با طنین صدای «لبیک یا حسین»، هر روز از نو متولد میشود.
شهر مهران از دوران دفاع مقدس تا امروز، پیامی روشن برای جهان دارد، پیامی به این مضمون که میتوان از میان خاکستر جنگ و با وجود تمام تنگناهای اقتصادی و زیرساختی، مسیری برای عشق و معنویت گشود.
دهم تیر، روزی است که مهران با خون شهیدان بازپس گرفته شد تا امروز بتواند با اشک و دعای زائران، راهی به سوی کربلا باز کند؛ مهران تنها یک شهر مرزی نیست بلکه یک روایت است؛ روایتی از گذار تاریکی به نور و از آتش به عشق.
نظر شما