به گزارش خبرگزاری ایمنا از اصفهان، هفت روز گذشته است؛ هفت روز از آن صبحی که تاریخ، ورقی دیگر خورد و مردمی که از دورترین روستاها تا شلوغترین خیابانهای شهر، خود را به وداع رسانده بودند، آخرین نگاه را بدرقه راه کردند.
میگویند زمان از سنگینی داغ کم میکند، اما بعضی روزها گذشت زمان تنها فاصله تقویم را بیشتر میکند، نه فاصله دلها را. هنوز هم در گوشهای از شهر پرچمی که آن روز به نشانه عزا برافراشته شد، آرام در باد تکان میخورد؛ هنوز هم عکسهایی که مردم در دست داشتند، روی دیوار خانهها، مغازهها و حسینیهها باقی مانده است؛ هنوز هم روایت آن وداع بزرگ، از زبان کسانی که حضور داشتند، دهانبهدهان میچرخد.
در این هفت روز، زندگی به جریان افتاده است؛ خیابانها دوباره شلوغ شدهاند، قطارها و اتوبوسها مسافرانشان را جابهجا میکنند، بازارها رونق همیشگی خود را گرفتهاند و ساعتها همچون همیشه میچرخند، اما در لایهای عمیقتر، چیزی تغییر کرده است. انگار هرکس، گوشهای از آن روز را با خود به خانه برده است، خاطره اشکی که بیاختیار جاری شد، دستی که برای آخرین سلام بالا رفت و سکوتی که میان انبوه جمعیت، از هزاران فریاد رساتر بود.
شاید راز ماندگاری بعضی بدرقهها همین باشد؛ اینکه پایان یک حضور، آغاز هزاران روایت میشود. روایت مادری که کیلومترها راه آمد تا تنها چند دقیقه در آن مراسم باشد؛ روایت نوجوانی که برای نخستینبار معنای یک وداع ملی را از نزدیک دید، روایت پیرمردی که با عصا خود را به جمعیت رساند و زیر لب گفت «باید میآمدم؛ این قرار را نمیشد از دست داد.»
اکنون بیشتر از یک هفته گذشته است، اما بعضی بدرقهها با پایان مراسم به پایان نمیرسند، آنها در حافظه یک ملت ادامه پیدا میکنند؛ در قاب عکسها، در خاطره خیابانهایی که روزی میزبان سیل جمعیت بودند، در دعاهایی که هنوز بر زبان جاری است و در عهدی که بسیاری باور دارند با رفتن یک انسان، پایان پیدا نمیکند.

شاید به همین دلیل است که تقویم میگوید هفت روز گذشته است، اما دلها هنوز همان روز را زندگی میکنند؛ روزی که میلیونها نفر هرکدام به زبان خود، یک جمله مشترک را زمزمه کردند «وداع پایان راه نیست؛ آغاز ماندن در حافظه یک ملت است.»
این روزها، مردم تنها تشییع و خاکسپاری را به یاد نمیآورند؛ به سفرهایی بازمیگردند که رد پای رهبر شهید را در شهرهایشان به یادگار گذاشت؛ مشهد اردهال یکی از همان ایستگاههای ماندگار است؛ سفری که هنوز در حافظه مردم این دیار زنده مانده است.
آن روز، آسمانِ اردهال رنگی متفاوت داشت، ابرها در تلاشی بودند تا بر فرازِ آن آرامگاهِ نورانی، سایهای از سکون و احترام بیابند؛ رهبر شهید با آن وقارِ همیشگی و نگاهی که گویا از دوردستها به آینده مینگریست و به سوی سلطان علی بن محمد باقر(ع) گام برداشت.
سفر شهید امام خامنهای به مشهد اردهال یک زیارتِ معمولی نبود؛ پیوندی بود میانِ دو مقام؛ مقامِ رهبری که مسئولیتِ سنگینِ امت را بر دوش داشت و مقامِ ولایتی که پناهگاهِ دلهای خسته بود.
او در پیشگاهِ حضرت سلطان علی(ع) نه بهعنوان یک حاکم بلکه بهعنوان یک بنده خاشع و پدری دلسوز ایستاده بود؛ پدری که میخواست در میانِ آن همه هیاهویِ دنیا از نورِ این آرامگاهِ مقدس، برای روحِ خود و برای ملت، آرامش و ثبات طلب کند.
در آن لحظات گویا زمان در اردهال متوقف شده بود و نسیمِ میانِ کوهها، پیامهایِ پنهانِ دعا را میانِ مردم و پیشوا جابهجا میکرد. او در آن سفر میانِ عطرِ خاکِ اردهال و شکوهِ حضورِ خود پیامی برای نسلها ساخت؛ اینکه قدرتِ واقعی در گروِ سجده بر خاکِ این آرامگاههایِ نورانی و در پیوندِ ناگسستنی با اصالتِ این دیارِ مقدس است، آن زیارت، در حافظه اردهال همچون قطرهای از نور، در دلِ سنگها نقش بست…
حجتالاسلام سید سعید حسینی، نماینده ولیفقیه در کاشان در تبیین دیدارهای خود با مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) و تشریح رویکردهای فرهنگی در ترویج فرهنگ ایثار، بر لزوم استفاده از شیوههای هنرمندانه در معرفی سیره شهدا تأکید میکند.
وی با اشاره به دستورات ابلاغی از سوی رهبر فرزانه انقلاب درباره ضرورت پیوند مستمر با خانوادههای معزز شهدا، جانبازان و آزادگان تاکید دارد و به خبرنگار ایمنا میگوید: در راستای اجرای این تکلیف، برنامهریزی منظمی برای دیدار با خانوادههای بیش از ۷۰۰ شهید منطقه کاشان صورت گرفته است و در این دیدارها، قرائت وصیتنامه شهدا در فضای خانه شهید بهعنوان یک اصل در دستور کار قرار دارد.
امام جمعه کاشان با نقل خاطرهای از یکی از این دیدارها در محضر رهبر معظم انقلاب میگوید: در دیداری که با خانواده یکی از شهدا داشتیم، مشاهده شد که شهید بزرگوار در وصیتنامهاش خطاب به همسر خود تأکید کرده بود که نخستین آموزه به فرزند خردسالشان، پیام «مرگ بر ضد ولایت» باشد.
حجتالاسلام حسینی ادامه میدهد: پس از نقل این روایت، مقام معظم رهبری با تأکید بر ظرافتهای انتقال پیامهای ارزشی فرمودند «این دست معارف با نامگذاری یک کوچه یا خیابان منتقل نمیشود، انتقال این مفاهیم عمیق، نیازمند یک کار هنری و خلاقانه است که شایسته ظرفیتهای فرهنگی و تمدنی مردم کاشان است.»
وی با اشاره به پیشینه درخشان مردم این دیار در عرصههای قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وفاداری به ولایتفقیه را شاخصه اصلی مردم کاشان میداند.

امام شهید (ره) شخصیتی فرامکانی و صاحب منظومه فکری جامع بودند
مصطفی معینی، نماینده مردم شهرستانهای کاشان و آران و بیدگل در مجلس شورای اسلامی نیز در اظهارنظری پیرامون جایگاه والای رهبر معظم انقلاب و امام فقید انقلاب اسلامی به خبرنگار ایمنا میگوید: ایشان شخصیتی بیبدیل و فراتر از مقولات معمول بودند.
وی با تأکید بر ضرورت بازشناسی ابعاد مختلف شخصیت امام شهید توسط نهادهای اجرایی و نهادهای علمی خاطرنشان میکند: مطالعه ابعاد مختلف زندگی ایشان باید در دستور کار استانداران و دانشگاهیان قرار گیرد.
این نماینده مجلس اظهار میکند: رهبر شهید صاحب یک منظومه فکری منحصربهفرد بودند که ریشه در توحید داشتند و تمام ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را در بر میگرفتند؛ اشراف ایشان به هنر از جمله شعر و نقد ادبی نشاندهنده عمق نگاه فرهنگی ایشان بود.
معینی بعد اخلاقی و سلوک فردی از جمله سادهزیستی، قناعت و پشتکار خستگیناپذیر در کنار تحمل سختیهای تبعید و زندان را از ویژگیهای بارز اخلاقی ایشان عنوان میکند و ادامه میدهد: بعد اخلاقی و سلوک فردی سادهزیستی، قناعت و پشتکار خستگیناپذیر در کنار تحمل سختیهای تبعید و زندان، از ویژگیهای بارز اخلاقی ایشان است.
به گزارش ایمنا، هر بار سخن از امام شهید (ره) به میان میآید، روایت تنها به یک مقطع تاریخی یا یک مسئولیت سیاسی محدود نمیشود؛ بلکه از منظومهای فکری، اخلاقی و مدیریتی سخن گفته میشود که همچنان در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی الهامبخش است.
از نگاه صاحبنظران، شناخت این ابعاد نهتنها ادای دینی به یک شخصیت تاریخی، بلکه ضرورتی برای فهم بهتر مسیر انقلاب اسلامی و بهرهگیری از میراث فکری و مدیریتی ایشان در رویارویی با مسائل امروز کشور به شمار میرود.
نظر شما