به گزارش خبرگزاری ایمنا، «میخ دیپلماسی با هر چکشی در سنگ سخت برخی موضوعات فرو نمیرود.»
نزدیک به ۹ سال از روزی که شهید سپهبد قاسم سلیمانی این جمله را بیان کرد میگذرد؛ جملهای که آن روز شاید برای برخی تنها یک تحلیل درباره نبرد با داعش و تروریسم منطقه بود، اما امروز با مرور رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی، بیش از گذشته معنا پیدا کرده است.
فرمانده شهید نیروی قدس سپاه همان زمان هشدار داده بود که همه مسائل را نمیتوان پشت میز مذاکره حل کرد. او تأکید میکرد اگر دیپلماسی در همه میدانها پاسخگو بود، امام علی(ع) و امام حسین(ع) بیش از هر کسی اهل دیپلماسی بودند، اما جایی که طرف مقابل منطقش حذف، اشغال و نابودی است، مقاومت تنها زبان قابل فهم خواهد بود.
امروز، پس از آنکه آمریکا حتی بعد از امضای تفاهمنامه نیز به اقدامات خصمانه خود ادامه داده، رژیم صهیونیستی همچنان تجاوزهایش را متوقف نکرده و همزمان تلاش میکند در لبنان نیز از مسیر توافقهای سیاسی و فشار نظامی همزمان، مقاومت را خلعسلاح کند، مرور این سخنان شهید سلیمانی هشداری برای فهم واقعیت میدان است.
در چنین فضایی، بیانیه اخیر جمع قابل توجهی از اعضای مجلس خبرگان رهبری اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ بیانیهای که نباید در هیاهوی اخبار روز گم شود، زیرا در امتداد پیام اخیر رهبر انقلاب پس از امضای تفاهمنامه پایان جنگ میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا، بار دیگر بر همان خطوط قرمز، همان شروط و همان ضرورت هوشیاری در برابر بدعهدی دشمن تأکید کرده است.
رهبر انقلاب در آن پیام تصریح کردند که «علیالاصول، نظر دیگری داشتم»، اما با توجه به تعهد رئیسجمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی درباره پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت، با پذیرش تفاهمنامه موافقت کردند. ایشان همزمان هشدار دادند که اگر طرف آمریکایی زیادهخواهی کند، جمهوری اسلامی زیر بار آن نخواهد رفت و تأکید کردند که مذاکرات آینده بههیچوجه به معنای پذیرش خواستههای دشمن نیست.
اکنون بیانیه خبرگان، همین چارچوب را با صراحت بیشتری یادآوری میکند؛ از جمله آنجا که اعلام میکند رعایت خطوط قرمز تعیینشده از سوی رهبر انقلاب «واجب شرعی» است و هیچ مسئولی حق تخطی از آن را ندارد. این تأکید، در واقع پاسخی روشن به هرگونه برداشت سلیقهای از روند مذاکرات و اختیارات مسئولان است.
تنگه هرمز؛ هشدار مهم خبرگان
یکی از مهمترین فرازهای این بیانیه، مربوط به تنگه هرمز است؛ جایی که خبرگان با اشاره به استمرار تجاوزهای رژیم صهیونیستی و نقض تفاهمنامه تصریح میکنند که بازگشایی کامل تنگه هرمز در چنین شرایطی «خطایی راهبردی» خواهد بود، زیرا او را برای ادامه نقض تعهدات گستاختر میکند.
این بخش از بیانیه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که طی روزهای اخیر، آمریکا با وجود امضای تفاهمنامه، دستکم دو بار اهدافی را در جنوب ایران و محدوده تنگه هرمز هدف حمله قرار داده است؛ حملاتی که هرچند با پاسخ نیروهای مسلح همراه شد، اما همچنان این پرسش را باقی گذاشته که آیا صرف واکنشهای محدود، برای تغییر محاسبات دشمن کافی است؟
تجربهای که نباید دوباره تکرار شود
در بند دیگری از بیانیه، خبرگان بر تجربه مذاکرات خسارتبار گذشته تأکید کرده و از مذاکرهکنندگان خواستهاند مراقب ترفندهای دشمن باشند.
این هشدار در حالی مطرح میشود که خود وزارت امور خارجه نیز در بیانیههای اخیر، بارها از نقض تفاهمنامه توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی سخن گفته است. با این حال، همچنان در فضای سیاسی کشور جریانی وجود دارد که گویی فارغ از رفتار طرف مقابل، مذاکره را تنها گزینه ممکن میداند و همچنان تفکر انفعالی «اگر مذاکره نکنیم چه کنیم؟» را مبنای سیاستهای خود قرار داده است.
این در حالی است که رهبر انقلاب از همان ابتدا، پذیرش تفاهمنامه را مشروط به اجرای تعهدات طرف مقابل دانسته بودند، تا دوباره تجربه تلخ برجام تکرار نشود و درحالی که طرف مقابل از میز مذاکره بهعنوان ابزاری برای فشار بیشتر بهره میبرد، ما همچنان به توافقی سست پایبند بمانیم.
برهم زدن محاسبات دشمن؛ یعنی خروج از رفتار قابل پیشبینی
شاید مهمترین کلیدواژهای که امروز باید دوباره به آن بازگشت، همان عبارتی باشد که رهبر شهید انقلاب پس از نخستین تجاوز رژیم صهیونیستی در پنجم آبان ۱۴۰۳ بر آن تأکید کردند؛ اینکه «باید خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی به هم بخورد.»
خطای محاسباتی دشمن تنها درباره توان نظامی ایران نیست، مهمتر از آن، برداشت او از اراده جمهوری اسلامی است. اگر دشمن به این جمعبندی برسد که ایران به هر قیمتی از گسترش درگیری و ورود دوباره به جنگ پرهیز میکند، حاضر نیست هزینهای بر او تحمیل کند و در نهایت، حتی پس از نقض توافقها نیز مسیر مذاکره را ادامه خواهد داد، طبیعی است که انگیزه بیشتری برای تکرار تجاوز پیدا میکند و از فرصت پیشآمده برای تجدید قوا بهره میبرد.
امروز نشانههای این محاسبه غلط را میتوان در رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی مشاهده کرد؛ از حملات دوباره به اهدافی در جنوب ایران پس از امضای تفاهمنامه گرفته تا استمرار تجاوزها در لبنان و تلاش برای تحمیل خلعسلاح حزبالله در چارچوب توافقی که بسیاری آن را به زیان محور مقاومت ارزیابی میکنند. مجموعه این اقدامات، این پیام را منتقل میکند که طرف مقابل همچنان بهدنبال تغییر موازنه به سود خود است و توافق را پایان تقابل نمیداند، بلکه فرصتی برای پیشبرد اهدافش تلقی میکند.
در چنین شرایطی، هشدار مجلس خبرگان درباره پاسخ به پیمانشکنیها و خطای راهبردی بودن برخی امتیازدهیها، در امتداد همان مطالبه رهبر انقلاب برای برهم زدن محاسبات دشمن قابل فهم است. برهم زدن این محاسبات به این معناست که دشمن هرگز نباید به این اطمینان برسد که میتواند با نقض تعهدات، ترور، حمله نظامی یا افزایش فشار، بدون پرداخت هزینه به اهداف خود برسد. تا زمانی که چنین برداشتی در ذهن او باقی بماند، خطر تکرار تجاوز همچنان پابرجا خواهد بود.

نظر شما