مینا جعفری در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه در آستانه ورود به عصر پساجنگ، صنعت فولاد کشور بیش از آنکه نیازمند توسعه خطوط ذوب و نورد باشد، نیازمند بازتعریف دکترین بازرگانی خود است، اظهار کرد: در دورانی به سر میبریم که بازرگانی فولاد از یک فعالیت خدماتی ساده، به یک رکن امنیتی و حاکمیتی تبدیل شده است.
وی با اشاره به اینکه نخستین گام در تحول بازرگانی فولاد، عبور از نگاه معاملهگرایانه به نگاه استراتژیک است، افزود: در بازرگانی سنتی، مبنای عمل، قیمت روز و تقاضای موجود است؛ اما در معماری نوین، مبنای عمل، سنجش تقاضا و تحلیل آیندهنگارانه است.
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت تصریح کرد: در جغرافیای پساجنگ، با نوسانات شدیدی در نیاز زیرساختها روبهرو هستیم، بازرگانی پیشرو، واحدی است که با استفاده از ابزارهای هوش تجاری (BI) و تحلیل کلاندادهها، بتواند نقشه راهسازی، مسکن و توسعه صنایع پاییندستی را پیشخوانی کند، باید بدانیم که شش ماه آینده، عطش بازار در کدام سگمنت ورقهای خاص، مقاطع ساختمانی یا محصولات آلیاژی خواهد بود.
جعفری با اشاره به اینکه بازرگانی نه بهعنوان یک واسطه، بلکه معمار زنجیره ارزش و ضامن تابآوری صنعتی عمل میکند، توضیح داد: بازرگانی هوشمند یعنی خرید زمان و پیشگیری از قفل شدن نقدینگی در محصولاتی که بازار به طور موقت به آنها نیاز ندارد و هدایت جریان تولید به سمت گلوگاههای نیاز ملی است.
وی یکی از بزرگترین اتلافهای سرمایه در زنجیره فولاد را فاصله میان تولید انبوه کارخانهای و مصرف خُردِ صنعتی دانست و گفت: بازرگانی مدرن باید این شکاف را با مدل (SSC) پر کند. در این مدل، دیگر فروشنده ورق یا شمش نیستیم؛ بلکه تأمینکننده قطعهی نهایی برای خط تولید مشتری هستیم.
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت افزود: فرآیندهایی نظیر برشکاری دقیق، فرمینگ، عملیات حرارتی و آمادهسازی نهایی، باید در قلب بازوهای بازرگانی انجام شود که این اقدام سه مزیت استراتژیک دارد.
جعفری ادامه داد: کاهش ضایعات ملی؛ وقتی فولاد با ابعاد دقیق مورد نیاز مشتری برش میخورد، ضایعات در کارگاههای کوچک حذف میشود، چسبندگی مشتری؛ مشتری که خدمات مهندسی و بازرگانی را یکجا دریافت میکند، به شریک استراتژیک تبدیل میشود و افزایش حاشیه سود؛ سود واقعی در عصر پساجنگ، در خدمات نهفته است، نه در کالا. از اینرو باید از اقتصاد مقیاس در تولید، به سمت اقتصاد تنوع در بازرگانی حرکت کنیم.
وی با تاکید بر اینکه در دوران بازسازی پساجنگ، بحران نقدینگی و تورم نهادهها، صنایع پاییندستی را به شدت آسیبپذیر میکند، توضیح داد: در این مقطع، لایه بازرگانی باید نقش یک ضربهگیر مالی را ایفا کند، چرا که بازرگانی استراتژیک یعنی استفاده از ابزارهای نوظهور برای تسهیل مبادلات است.
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت پیرامون اینکه طراحی مدلهای تأمین مالی زنجیره تأمین، از وظایف کلیدی تیمهای بازرگانی در تراز هیئتمدیره است، گفت: بهرهگیری از اوراق گام، السیهای داخلی و فروش اعتباری بر اساس سیستم رتبهبندی اعتباری، اجازه میدهد تا بدون فشار به منابع نقد شرکت مادر، چرخ تولید مصرفکنندگان بچرخد.
جعفری تاکید کرد: در این مسیر باید به نقطهای برسیم که بازرگانی ما، بهعنوان یک نهاد اعتبارسنجی معتبر، ریسک تولید را برای صنایع خرد پوشش دهد، این همان حکمرانی بر جریان نقدینگی صنعت است، پاشنه آشیل بازرگانی صنعتی در دهههای گذشته، فقدان شفافیت و وجود لایههای تاریک واسطهگری است که در دکترین پساجنگ، شفافیت نه یک شعار اخلاقی، بلکه یک مزیت رقابتی است.
وی با اشاره به اینکه نیازمند استقرار یک پلتفرم جامع B2B هستیم که در آن، تمامی فرآیندها از استعلام قیمت تا صدور حواله، تخصیص ظرفیت و پیگیری لوجستیکی، به صورت دیجیتال و بدون دخالت سلیقه انسانی انجام شود، یادآور شد: این پلتفرم باید به سیستم زنجیره بلوکی مجهز شود تا اصالت کالا و قابلیت ردیابی آن از مبدأ تا مقصد تضمین شود. شفافیت رادیکال، سبب جذب سرمایهگذاران و جلب اعتماد نهادهای نظارتی میشود و بازرگانی را به یک اتاق شیشهای مقتدر تبدیل میکند.
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت با اشاره به اینکه بازرگانی بدون لوجستیک نیرومند، تنها یک فعالیت کاغذی است، افزود: در دوران پساجنگ، دسترسی به شبکه ریلی و جادهای، حکم رگهای حیاتی را دارد، از اینرو بازرگانی مدرن باید مالکیت فکری و مدیریتی بر شبکه توزیع داشته باشد.
جعفری با تاکید بر اینکه ایجاد هابهای لوجستیکی در نقاط استراتژیک مرزی و تقاطعهای ترانزیتی این قدرت را میدهد که هزینه نهایی کالا را مدیریت کنیم، گفت: مدیریت انبارداری هوشمند با استفاده از سیستمهای مدیریت انبار اجازه میدهد که موجود استراتژیک کالا را در سراسر کشور به صورت یکپارچه رصد کنیم و در مواقع بحران یا نوسانات شدید، بهعنوان رگولاتور بازار عمل کنیم.
دیپلماسی تجاری و بازرگانی فرامرزی
وی اظهار کرد: نگاه ما در بازرگانی نباید به مرزهای داخلی محدود بماند، پساجنگ، فصل رقابت قدرتهای منطقهای برای تصاحب بازارهای بازسازی است، بازرگانی کشور باید در قامت یک دیپلمات اقتصادی ظاهر شود.
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت استفاده از مدلهای تجارت متقابل با کشورهای همسایه، ورود به بورسهای کالایی منطقهای و ایجاد برندهای مشترک صادراتی را از ضرورت مهم این مرحله اعلام کرد و افزود: باید بتوانیم مازاد تولید ملی را بهعنوان یک سلاح دیپلماتیک برای نفوذ در بازارهای هدف به کار بگیریم. بازرگانیِ موفق، بازرگانی است که بتواند تهدیدهای ژئوپلیتیک را به فرصتهای ارزی تبدیل کند.
جعفری تصریح کرد: پایداری تمام ارکان فوق، در گروی استقرار یک نظام حاکمیت شرکتی سالم است. در لایه بازرگانی، جایی که جریانهای مالی بزرگ جابجا میشود، وجود کمیتههای ریسک، امتثال و حسابرسی داخلی عملیاتی حیاتی است.
وی ادامه داد: مدیران بازرگانی در عصر نوین باید ژنرالهای انضباط مالی باشند و ثابت کنیم که میتوان در ابعاد میلیاردی تجارت کرد و در عین حال، بالاترین سطح سلامت اداری و پاسخگویی را به سهامداران و حاکمیت ارائه داد، این همان اعتبار برندی است که پارسفولادها را در صدر اعتماد ملی مینشاند.
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت توضیح داد: دوران فروش ساده محصول به پایان رسیده است، در جغرافیای پیچیده پساجنگ به معماران بازرگانی نیاز داریم؛ کسانی که بتوانند میان مهندسی متالورژی، مهندسی مالی و هوش دیجیتال، پیوند برقرار کنند.
جعفری با اشاره به اینکه نقشه راه ما روشن است، خاطرنشان کرد: با تکیه بر شفافیت، تکنولوژی و تفکر سیستمی، بازرگانی فولاد را از یک واح پشتیبانی به موتور پیشران رشد اقتصادی تبدیل خواهیم کرد، هدف ایجاد زنجیره تأمین است که نه تنها در برابر بحرانها تابآور باشد، بلکه خود بهعنوان بحرانزدا در اقتصاد ملی عمل کند.
نظر شما