علی محمدی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه عمان، اعلام کرده که با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی، امکان استفاده از یک مسیر دریایی موقت را برای تمام کشتیها فراهم کرده است، اظهار کرد: کاملا روشن است که آمریکا با فشار بر عمان تلاش میکند از فضای مذاکرات و ترتیبات جدید، برای تثبیت چارچوبهای حقوقی مطلوب خود بهره ببرد و مدیریت تنگه را از ترتیبات ایرانی تصریح شده در تفاهم نامه، به سمت الگوهای بینالمللی مورد نظر واشنگتن سوق دهد.
وی با اشاره به اینکه صحبت بر سر شکل و مسیر ورود و خروج به خلیج فارس یعنی اینکه نظم قبل از جنگ رمضان برهم خورده است، افزود: ایران یک گام به جلو رفته است، درواقع رقابت اصلی دیگر بر سر باز یا بسته بودن تنگه نیست، بلکه بر سر این است که چه کسی مدیریت عبور کشتیها و خدمات مرتبط با آن را در اختیار خواهد داشت. تحلیل گزارش PGSA نشان میدهد که کشور ایران چند گام در این ترتیبات جلوتر است.
پژوهشگر و کارشناس مسایل اقتصادی تصریح کرد: بیانیه عمان نیز نشان میدهد که دو الگوی متفاوت برای آینده این آبراه در حال شکلگیری است. الگوی نخست، کریدوری است که عمان معرفی کرده؛ در این مدل، کشتیها از یک مسیر مشخص عبور میکنند و هماهنگیهای لازم را از طریق سازمان بینالمللی دریانوردی انجام میدهند.
محمدی ادامه داد: با این حال، عمان تاکنون مسئولیت مستقیمی در قبال بیمه، تضمین امنیت یا جبران خسارات احتمالی نپذیرفته و بهطور عملی این موضوعات را به سازوکارهای بینالمللی واگذار کرده است.
وی گفت: در مقابل، کشور ایران از الگویی سخن میگوید که فراتر از تعیین مسیر است. در این نگاه، کشتیها علاوه بر عبور، از مجموعهای از خدمات شامل تأمین امنیت، هدایت دریایی، امداد و نجات، پشتیبانی فنی، بیمه و تضمین ایمنی بهرهمند میشوند.
پژوهشگر و کارشناس مسائل اقتصادی با تاکید بر اینکه ارزش اقتصادی واقعی بهطور دقیق در همین خدمات نهفته است، نه فقط در عبور و مرور، اظهار کرد: در جنگ نیز شرکتهای خصوصی، فارغ از مواضع سیاسی دولتهای متبوع خود، برای حفظ منافع اقتصادیشان ناچار به تطبیق با قواعد کشور ایران شدند.
محمدی توضیح داد: نباید انکار کرد که تثبیت کامل و مطلق هر نظم جدیدی در هرمز، تنها به اراده ایران وابسته نیست. کشورهای چین، هند و تا حدی روسیه به عنوان بازیگران بزرگ و ذینفع، نقشی در شکلگیری قواعد جدید دارند، بدون همراهی این قدرتها، تبدیل ابتکارات ایران به قواعد پایدار منطقهای دشوار خواهد بود، در اینجا نقش دیپلماسی اهمیت مضاعف پیدا میکند.
وی با تاکید بر اینکه هر طرفی که بتواند امنیت بیشتر، خدمات کارآمدتر و حمایت بینالمللی گستردهتری فراهم کند، نقش تعیینکنندهتری در آینده هرمز خواهد داشت، خاطرنشان کرد: یک واقعیت ژئوپلیتیک وجود دارد، اینکه ایران طولانیترین ساحل در شمال خلیج فارس را در اختیار دارد، بر بخش مهمی از تنگه هرمز اشراف جغرافیایی دارد و امنیت پایدار این آبراه بدون مشارکت و نقشآفرینی کشور ایران بهطور عملی امکانپذیر نیست.
نظر شما