به گزارش خبرگزاری ایمنا، میدان نقشجهان اصفهان که شاهکاری بینظیر به جا مانده از معماری دوره صفوی است، هرساله پذیرای هزاران گردشگری است که مسجد شیخ لطفالله را یکی از باشکوهترین بناهای آن مییابند. گنبد فیروزهای این مسجد در میدان نقش جهان نمادی از هنر و معماری ایرانیاسلامی و یادمانی است از مردی که روزگاری در همین مکان به تدریس فقه و اقامه نماز جماعت اشتغال داشت، اما پرسش اینجاست که درباره خودِ این شخصیت (شیخ لطفالله میسی) چه میدانیم؟ آیا فراتر از نامی که بر یک مسجد نهاده شده، از زندگی، آثار و میراث علمی او آگاهی داریم؟
شیخ لطفالله میسی عاملی، فقیه برجسته شیعه در قرن یازدهم هجری است که در خاندانی سرشناس از فقهای امامیه در منطقه «میس» از توابع جبل عامل لبنان چشم به جهان گشود. پدرش و جدش، هر دو از علمای دینی لبنان به شمار میرفتند.
روایت حضور او در ایران، خود حکایت جذاب سیاست صفویان است؛ در دوره شاه عباس یکم، شیخ لطفالله راهی ایران شد و سالها در جوار حرم مطهر رضوی به تحصیل علوم دینی پرداخت و از محضر مولانا عبدالله شوشتری بهره برد، سپس به قزوین رفت و به تدریس مشغول شد. شاه عباس که بزرگی و مقام علمی او را دید، وی را به اصفهان دعوت کرد.
مهمترین فصل زندگی شیخ لطفالله، پیوند او با یکی از باشکوهترین بناهای تاریخی ایران است. شاه عباس در سال ۱۰۱۱ قمری، در جنب میدان نقشجهان، مسجد و مدرسهای را برای محل تدریس، اقامت و امامت او پینهاد. این مسجد که امروزه با نام «مسجد شیخ لطفالله» شهرتی جهانی دارد، ساخته شد تا تجلیگاه مقام علمی این فقیه بزرگ باشد. شیخ لطفالله در این مسجد به تدریس دروس فقهی و اقامه نماز جمعه میپرداخت.
با این حال، آنچه تا امروز کمتر مورد توجه قرار گرفته، میراث علمی و تألیفات این فقیه فرزانه است، درواقع هیچیک از این آثار بهطور مستقل و مدون در دسترس پژوهشگران نبوده است و اکنون، برای نخستین بار کتابی در باب زندگی، آثار و میراث علمی شیخ لطفالله میسی به چاپ رسیده است. این کتاب که حاصل پژوهشهای دقیق نویسنده است، میکوشد تا پرده از ابعاد مغفولمانده زندگی این عالم بزرگ بردارد و جایگاه واقعی او را در تاریخ علم و فقه شیعه ترسیم کند.
در ادامه، مشروح گفتوگوی امیر بارانی بیرانوند، کارشناس ارشد فقه و حقوق خصوصی و نویسنده کتاب «زندگینامه و کتابشناسی شیخ لطفالله میسی عاملی» که در حیطه تراجم و تصحیح تراث خطی فعالیت دارد با خبرنگار ایمنا را خواهید خواند.

ایمنا: چه ویژگیهای علمی و شخصیتی شیخ لطفالله میسی عاملی موجب شد که او در میان عالمان مهاجر جبل عامل جایگاه ویژهای در دوره صفویه پیدا کند؟
بارانی بیرانوند: شیخ لطفالله میسی عاملی از برجستهترین عالمان شیعهای بود که از مکتب علمی فقهای جبل عامل برخاست؛ مکتبی که در آن دوران از مهمترین مراکز تربیت فقها به شمار میرفت. وی علاوهبر تبحر در فقه، حدیث، از قدرت اجتهاد و دقت علمی بالایی برخوردار بود و از سوی دیگر، ویژگیهایی همچون تقوا، زهد، فروتنی و استقلال فکری سبب شد که در میان عالمان مهاجر جایگاه ممتازی پیدا کند.
آنچه شخصیت وی را برجستهتر میکند، این است که در کنار ارتباط با دربار صفوی، هویت علمی خود را حفظ کرد و بیش از هر چیز به تعلیم، تربیت و تولید دانش دینی اهتمام داشت و همین مجموعه ویژگیهای علمی و اخلاقی، وی را به یکی از تک مضرابهای فقاهت در عصر صفوی تبدیل کرد.
ایمنا: شیخ لطفالله پس از ورود به اصفهان چه نقشی در گسترش علوم دینی و تقویت مکتب فقهی شیعه در پایتخت صفوی ایفا کرد؟
بارانی بیرانوند: با انتقال مرکز سیاسی و فرهنگی صفویان به اصفهان، حضور عالمانی همچون شیخ لطفالله نقش مهمی در تثبیت هویت شیعی حکومت داشت. او با تدریس، تربیت شاگردان و پاسخگویی به مسائل فقهی و اعتقادی جامعه، در گسترش علوم دینی سهم چشمگیری ایفا کرد.
شیخ لطفالله یکی از حلقههای اصلی انتقال میراث علمی جبل عامل به ایران بود و آثار علمی، فعالیتهای آموزشی و سایر فقهای جبل عاملی موجب شد که اصفهان به یکی از مهمترین مراکز علمی جهان تشیع تبدیل شود. نفوذ علمی وی به اندازهای بود که نام او برای همیشه با مسجد تاریخی شیخ لطفالله در اصفهان پیوند خورده است و این امر نشاندهنده اعتبار علمی و معنوی او در عصر صفوی است.
ایمنا: چه شد که شما به سمت تألیف این کتاب قدم برداشتید؟ این دغدغه در ابتدا چگونه شکل گرفت؟
بارانی بیرانوند: یکی از انگیزههای اصلی من برای نگارش این کتاب، این بود که با وجود شهرت فراوان نام شیخ لطفالله، بهویژه به واسطه مسجد شیخ لطفالله، بسیاری از مردم و حتی برخی پژوهشگران آشنایی دقیقی با زندگی، آثار و جایگاه علمی او ندارند.
در جریان مطالعاتم درباره عالمان جبل عامل و نقش آنها در شکلگیری تمدن علمی صفویه، متوجه شدم که درباره شیخ لطفالله تاکنون پژوهش مستقلی که بهصورت منسجم زندگینامه و کتابشناسی او را بررسی کند وجود ندارد و هیچ یکی از کتب وی که همگی مخطوط است تا کنون چاپ و معرفی نشده است.
این خلأ پژوهشی موجب شد تا به گردآوری منابع، بررسی آثار و تدوین این کتاب بپردازم تا تصویری جامعتر از این شخصیت علمی به جامعه علمی ارائه شود.
ایمنا: در پژوهش و نگارش زندگینامه، با چه ابعاد کمتر شناختهشدهای از زندگی یا اندیشههای شیخ لطفالله روبهرو شدید که برای مخاطبان امروز الهامبخش باشد؟
بارانی بیرانوند: یکی از نکات جالب برای من، جایگاه علمی شیخ لطفالله فراتر از شهرت معماری مسجدی بود که به نام او شناخته میشود. بسیاری او را تنها از خلال آن بنای تاریخی میشناسند، در حالی که بررسی آثار و زندگی او نشان میدهد با فقیهی اندیشمند، صاحبنظر و تأثیرگذار در تحولات علمی عصر صفوی روبهرو هستیم و از سوی دیگر، روحیه علمی، تلاش مستمر برای آموزش و اهتمام به تربیت نسل جدید عالمان، از ابعاد الهامبخش شخصیت اوست.
شیخ لطفالله نشان میدهد که یک عالم دینی میتواند در عین پایبندی به سنت، پاسخگوی نیازهای زمان خود نیز باشد؛ مسئلهای که برای پژوهشگران و نخبگان امروز همچنان اهمیت دارد.
ایمنا: محوریت کتاب و روایتهای بیانشده در آن به چه صورت است؟
بارانی بیرانوند: محور اصلی کتاب، بازسازی تصویری دقیق از زندگی، شخصیت علمی و آثار شیخ لطفالله میسی عاملی است. در بخش نخست، زندگینامه او از دوران رشد علمی در جبل عامل تا مهاجرت به ایران و حضور در اصفهان بررسی میشود، همچنین جایگاه وی در میان عالمان مهاجر و ارتباط او با فضای علمی و فرهنگی عصر صفوی مورد توجه قرار گرفته است.
در بخش دوم، کتاب به معرفی و بررسی آثار و تألیفات شیخ لطفالله میپردازد و تلاش میکند تصویری روشن از میراث علمی او ارائه دهد؛ در واقع، این اثر تنها یک زندگینامه نیست، بلکه تلاشی است برای شناساندن نقش یک عالم برجسته در انتقال دانش شیعی از جبل عامل به ایران و تأثیر او بر شکلگیری سنت علمی دوره صفوی.
ایمنا: ممکن است درباره آثار خطی شیخ لطفالله بیشتر توضیح دهید؟
بارانی بیرانوند: یکی از بخشهای مهم این پژوهش، شناسایی آثار ناشناخته شیخ لطفالله میسی عاملی بود. در جریان بررسی نسخههای خطی و فهرستهای نسخ موجود در کتابخانه آیتالله بروجردی، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانه امام علی(ع) در نجف اشرف، چهار مجموعه عمده از آثار و رسائل ایشان شناسایی و معرفی شده است.
این مجموعهها مشتمل بر آثاری به خط شیخ لطفالله است که بعضی از آنها تاکنون کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته بودند. از جمله این آثار میتوان به «رساله فسخ البیع»، «ماء الحیاة»، «رساله فی ثبوت الهلال» و «اختلاف الزوجین فی المهر»، «تحریم موطوءطه شیهة»؛ «رساله فی الطواف»؛ و حواشی بر کتبی نظیر ارشاد الاذهان؛ تمهید القواعد،جامع المقاصد؛ تهذیب الاحکام، مختلف الشیعه اشاره کرد.
در خلال این بررسیها، تکنگاریها و رسائل متعددی از شیخ لطفالله در کتابخانه های خطی در ایران و عراق شناسایی شد که سالها در میان نسخههای خطی کتابخانهها مهجور مانده و کمتر شناخته شده بود. تلاش کردم ضمن معرفی این آثار، تصویری روشنتر از میراث علمی و فقهی این عالم برجسته عصر صفوی ارائه دهم.
به اعتقاد من، این یافتههای این کتاب میتواند زمینه را برای تحقیقات بعدی درباره اندیشهها، آثار و جایگاه علمی شیخ لطفالله میسی عاملی فراهم کند و بخشی از میراث مکتوب ارزشمند تشیع را از گمنامی خارج سازد.
هدف این کتاب آن است که شیخ لطفالله میسی عاملی را نهتنها بهعنوان نامی بر یک مسجد تاریخی، بلکه بهعنوان یک اندیشمند، فقیه و شخصیت اثرگذار در تاریخ تشیع معرفی کند؛ شخصیتی که سهم مهمی در توسعه علمی و فرهنگی ایران عصر صفوی داشته است.

نظر شما