به گزارش خبرگزاری ایمنا از فارس، امروز _پنجشنبه چهارم تیر_ خیابانهای منتهی به حرم، سمفونی کوبنده و بیپایان طبلها و سنجها بود. هوا سنگین بود از غبار ماتم و صدای مداحانی که حنجرههایشان را نذر روضههای کربلا کرده بودند. شیراز در تب و تابی بیسابقه میسوخت؛ دستهها با شکوهی حماسی در حرکت بودند و زنجیرها و سینهها، ریتم ضربان قلبهای عزاداران را تنظیم میکردند. اما ناگهان، گویی زمان در نقطه عطفی بزرگ ایستاد.
با طنینانداز شدن اولین کلمات اذانِ ظهر، اتفاقی رخ داد که روح عاشورا را در کالبد شهر جاری کرد؛ هیاهو، جای خود را به خضوع داد.
این یک توقف معمولی نبود؛ یک انتخاب آگاهانه بود. هزاران نفر که تا پیش از آن در اوج خروش و شورِ عزاداری بودند، گویی به یکباره به یاد لحظهی تاریخی دشت کربلا افتادند؛ به یاد آن ظهری که امام حسین (ع) در میان باران تیر، سجادهاش را در قلبِ میدان نبرد گسترد.
در حرم مطهر حضرت شاهچراغ (ع)، منظرهای خیرهکننده رقم خورد. دستههای سینهزنی و زنجیرزنی، بیآنکه کسی فرمان دهد، پرچمها را پایین آوردند، طبلها را خاموش کردند و زنجیرها را به آغوش کشیدند. گویی شهر به یکباره نفسش را حبس کرد. جمعیت، سیلوار به سمت شبستان امام خمینی (ره) و صحنهای حرم سرازیر شدند. مردان و زنانی که دقایقی پیش در سوگِ مظلومیت حسین (ع) اشک میریختند، حالا بر روی سجادههای آسمانی، در برابر پروردگار حسین (ع) به صف شدند.
میعادگاهی به وسعت یک عقیده
اقامه نماز ظهر عاشورا به امامت حجتالاسلام والمسلمین ابراهیم کلانتری، تولیت آستان مقدس بود، شبستان مملو از جمعیت، دیگر یک فضای فیزیکی نبود؛ گویی امتدادی از همان خاکِ تفتیدهی نینوا بود. شانهبهشانه، غنی و فقیر، پیر و جوان، همه در یک صفِ واحد؛ تصویری از وحدت حسینی که در هیچ کجای دیگر تکرار نمیشود.
صدایِ «اللهاکبر» که در شبستان پیچید، گویی تمامی آن فریادهایِ «یا حسین» ِ صبح، در کلمهی «الله» معنا شد. عزاداران، نماز ظهر را نه به عنوان یک تکلیفِ روزمره، بلکه به عنوان اوجِ ارادت اقامه کردند. هر رکوع و سجود، بازخوانیِ همان پیامی بود که امامشان در عاشورا با خونِ خود امضا کرده بود: اینکه نماز، اصل ماجراست.
پس از اقامه نماز جمعیت دوباره به خیابانها بازگشتند. اما گویی چیزی تغییر کرده بود؛ گویی غبار خستگیِظاهری با آب زلال نماز شسته شده بود. عزاداریها با شور مضاعفی از سر گرفته شد، اما این بار، با آرامشی که از اقتدا به «سالارِ شهیدان» در قلبها نشسته بود.
ظهرِ عاشورا در شیراز، نشان داد که اگرچه سینه زدن و زنجیر زدن بخشی از هویتِ شیعی است، اما «نماز» آن حلقهی مفقودهای است که پیوندِ میانِ عزادار و حسین (ع) را ابدی میکند. امروز، شیراز در میانه عاشورا ایستاد تا به تاریخ بگوید: حسین (ع) برای احیای نماز رفت، و ما، برای زندهنگهداشتنِ آن، به نماز میایستیم.
نظر شما