از پل‌های ساروجی تا پل های فلزی

خبرگزاری ایمنا: شهرسازی و معماری در نصف جهان سابقه بس طولانی دارد و شاهکار شهرسازی اصفهان را می توان از ظهور شیخ بهایی یعنی در بیش از ۴۰۰ سال پیش دانست اما از آن زمان به بعد یعنی با خلق پل های ساروجی تا به امروز تحولات مدرنی در این حوزه به وجود آمد و این پل ها به پل های فلزی تغییر یافت تا به گونه ای حیات و زنده بودن شهرسازی دوران طلایی این شهر ادامه یابد.

مشکل ترافیک ۴۰۰ سال پیش با ساخت پل های ساروجی پیش بینی شده بود تا به گونه ای تردد اصفهانی با غول ترافیک روبه رو نشود این مشکل در نصف جهان سال هاست که با این شهر عجین شده و مبحث جدا بافته ای از زندگی اصفهانی ها نیست و دود ترافیک همچنان در چشمان مردم می رود اما با این وجود در کارخانجات خودروساز هر روز باز بازتر می شود و خودروهای رنگا و رنگی را روانه خیابان ها و معابر شهر به خصوص اصفهان می کنند؛ به طوری که به گفته شهردار اصفهان روزانه بیش از ۵۰۰ خودرو برای این شهر شماره گذاری می شود؛ این قصه از سال ۱۳۴۶ با مونتاژ و تولید پیکان با بیدار شدن ترافیک آغاز شد و مبتکران و شهرسازان را با مشکل روبه رو کرد و حتی پل های ساروجی که به میراث کهنه تبدیل شده بود دیگر توان این بار و حجم تردد خودرو را نداشت تا بالاخره به ترتیب با جایگزنی پل های فلزی و بتنی دیگر از چرخه برای تردد خودرو خارج شدند اما پل هاي اصفهان رفيقان ساليان مردم و زاينده رودند؛ ۱۱ پل که دو بخش شمالي و جنوبي اصفهان را به هم متصل مي کنند و قديم ترينشان به هزار سال پيش نسبت داده شده و مابقی به دوره معاصر تعلق دارد.

پل مارنان
اولين پل تاريخي شهر اصفهان در مسير زاينده رود، «مارنان» است؛ پلي که امروز داخل شهر اصفهان است و در گذشته پلي نزديک به حريم شهر به حساب مي آمده. مارنان پلي است که در گذشته مورد استفاده ارامنه براي ورود به شهر اصفهان بوده. اين پل در گذشته روستاي مارنان را به منطقه جلفا وصل مي کرده و امروزه در جنوب غربي اصفهان قرار دارد. درباره وجه تسميه اين پل نقل هاي مختلفي وجود دارند. بعضي مي گويند نام اين پل «ماربين» و همان «مهربين» در فرهنگ اوستايي است. عده اي هم پيچ و تاب مارگونه را که زاينده رود پيش از ورود به اصفهان و در منطقه اين پل به خود مي دهد دليل اين نام گذاري دانسته اند. بناي اوليه اين پل را مربوط به پيش از دوران صفوي دانسته اند. در زمان شاه سليمان صفوي، يکي از ثروتمندان ارامنه اصفهان باني مرمت و بازسازي اين پل مي شود و از همين رو شاه سليمان به او لقب «سرفراز» اعطا مي کند تا يکي ديگر از نام هاي اين پل، سر فراز شود.
پايه هاي پل مارنان و زير سازي آن از سنگ و ساروج ساخته شده و طاق ها و بدنه اش از آجر و ملات گچ و خاک است. پل مارنان در حال حاضر ۱۷ چشمه يا دهانه دارد و آب برهاي آن به شکل نيم دايره با دهليزهاي بزرگ است. از آنجا که کاربري اين پل تنها براي دسترسي مردم محلي بوده تزئيناتي در آن وجود ندارد. 


سي و سه پل
سي و سه پل مشهورترين پل اصفهان است، پلي که در بسياري از موارد به عمومي ترين نشانه و نماينده پل هاي اصفهان بدل شده. جالب است که در چند دهه اخير هم خبرهاي بد براي پل هاي اصفهان هميشه در اطراف اين پل چرخيده. يکي از آنها به دوران پهلوي باز مي گردد. مي گويند در مراسمي نظامي قرار بر اين بوده که رژه از خيابان چهار باغ شروع شود و با گذر از سي و سه پل ادامه پيدا کند که براي پل بسيار زيانبار بود. بنا به روايت کساني چون مهندس آقاجاني و استاد کار اولکي، اگر جسارت و دلبستگي مرحوم بهشتيان ــ از مفاخر ملي و فعال ميراث فرهنگي اصفهان ــ نبود، اين اتفاق رخ مي داد. بهشتيان با باخبر شدن از چنين برنامه اي تهديد پيش روي پل را به گوش مسؤولان نظامي و سازمان ميراث فرهنگي وقت مي رساند.
اما نامه نگاري هاي بسيار او بي فايده مي ماند. . روز مانور نظامي، تانک و توپ ها که به پل چهارباغ مي رسند، عباس بهشتيان نزديک پل، جلوي يک تانک دراز مي کشد و مي گويد هرکس مي خواهد بگذرد بايد از روي نعش او عبور کند. امراي ارتش که غافلگير شده بودند بلافاصله به دربار تلفن کرده و از شخص شاه کسب تکليف مي کنند. شاه يکي از اميران لشکري را بلافاصله به اصفهان اعزام مي کند که بهشتيان را بدون محاکمه به جرم توهين به ارتش و به خطر انداختن امنيت ملي اعدام کند. تيمسار اعزامي، «بهارمست» نام داشت. او پس از روبرو شدن با بهشتيان و گپ و گفتگو با او به سرعت از موضع خود فرو مي آيد و به دربار جواب مي دهد: «اگر مثل بهشتيان ده نفر در ايران داشتيم، ايران سرزمين بهشت مي شد.»
آنچه بهشتيان براي نجاتش چنين خطري را به جان خريد ميراثي است که بنايش در قرن ۱۱ هجري قمري گذاشته شده و مسوول بناي «الله وردي خان» سردار مشهور شاه عباس اول بوده، براي همين به آن پل الله وردي خان هم مي گويند. اين پل امروز چهارباغ عباسي را به چهار باغ بالا متصل مي کند، اما در گذشته به واسطه دسترسي دادن چهارباغ به محله جلفا،‌ پل جلفا هم ناميده مي شده. سي سه پل پيش از اين چهل چشمه داشته اما امروز بيش از سي و سه چشمه آن باقي نمانده و باقي آنها مسدود شده. اين پل ۲۹۵ متر طول و ۱۳/۷۵ متر عرض دارد و در زمره اولين آثاري است که شاه عباس اول دستور ساخت آن را داد. در پايه ها و برج هاي کناري پل سنگ با ملات ساروج به کار رفتته و در تمام بدنه و طاق ها هم از آجر استفاده شده است.
هنوز هم مي توان در ابتداي سي و سه پل برج هايي را ديد که زماني براي نگهباني و کنترل رفت و آمد ساخته شده بودند. يکي از ديدني هاي اين پل، سنگابي است که هنوز هم هست و جمله حک شده بر آن خواندني است؛ «وقف حضرت عباس نمود خادم درويش علي اين سنگاب را حرکت دهنده به لعنت خدا و رسول گرفتار شود.» متأسفانه بدون نگهبان بودن سي و سه پل باعث شده تا بر ديوارهاي آن انواع و اقسام يادگاري ها به چشم بخورد که البته خطر آن بسيار کمتر از حفر تونل مترو است که تا ۴۰ متري اين پل پيش رفت.

پل جويي يا چوبي
پل کوچکي که بعد از سي و سه پل قرار دارد، بين مردم اصفهان به نام پل «چوبي» شناخته مي شود. نام اين پل در اصل پل «جويي» است و از جوي کوچک سنگي که روي آن قرار داشت و تا چند دهه پيش هم باقي بود گرفته شده. چون در اطراف پل عمارت هاي سلطنتي زيبا و با شکوه سعادت آباد، هفت دست، آيينه خانه،‌ کلاه فرنگي و نمکدان واقع شده بود، اين پل را براي ارتباط اين دو قسمت ساخته بودند ؛ پلي که محل عبور و مرور خانواده شاه صفوي، امرا، ‌اشراف،‌ مهمان ها و سفيراني بوده که اجازه ملاقات با شاه عباس دوم مي يافتند. همچنين آب هم به وسيله جوي سنگي کنده شده روي پل بين اين عمارت ها و باغ ها روان بوده است.
در بخش شرقي و غربي اين پل، آب رودخانه هم انباشته مي شده و به شکل درياچه اي در مي آمده، ‌به همين دليل در گذشته به آن «پل درياچه» هم مي گفتند. در کتاب «فوايدالصفويه» که از مآخذ تاريخ عهد صفويان است به روشني از اين پل به عنوان پل «سعادت آباد» ياد شده و نويسنده کتاب «در روزگار صفوي» بناي شهر تازه اي را به موازات باغ خوشبختي آباد (سعادت آباد) در سال ۱۰۶۹ هجري و همزمان با هفدهمين سال سلطنت شاه عباس دوم متذکر مي شود. از آنجا که اين پل در دسترس عموم نبوده کمتر روايتي از آن پيدا مي شود.
ساختمان پل به دوره شاه عباس دوم در سال ۱۰۶۵ هجري ساخته شده و در ۱۳۱۹ توسط «سيد عبدالرحيم محموديه» تاجر اصفهاني تعمير شده است. اين پل ۲۱ چشمه با طاق جناغي دارد و در پايه هاي مياني دو برج،شش گوشه زيبا دارد که مدتي قهوه خانه به عنوان يک نگارخانه از آن استفاده مي شده است.

پل خواجو
خواجو را مي توان عروس پل هاي اصفهان ناميد. پر نقش و نگارترين پل صفوي اصفهان که هم به کام حاکم بوده و هم به کام مردم. اساس و پي اصلي پل خواجو به دوره تيموري مي رسد اما «بيگلر بيگي صدر» آن را در سال ۱۰۶۰ به دستور شاه عباس دوم ساخت. پل خواجو چند صد متر آن طرف تراز سي و سه پل، بين خيابان هاي چهارباغ صدر و بلوار فيض قرار گرفته. بناي پل دو اشکوبه است با ۲۱ چشمه. در اشکوب زيرين ،‌راه روهاي طويلي در جهت طول پل وجود دارد که براي اصفهاني ها يادآور آواز و موسيقي است. در شرق راه روها پله هاي معروف خواجو قرار گرفته که بيننده را دعوت به ماندن و نشستن مي کند تا به تماشاي قدم زدن زنده رود بنشيند. نشستن روي اين پله ها در جهت مخالف حرکت رود ،‌خواجو را بين تمام پل ها خاص کرده است.
با اين همه اين پل فقط يک تفرجگاه نيست. سازه پل اساسي شگفت انگيز دارد از مهندسي هدايت آب و سيلاب که کمترين آسيب را متوجه پل مي کند. از آنجا که خواجو يک پل بند است، ‌بين دالان ها شيارهايي وجود دارد که محل قرار دهي دريچه هاي بند است. در گذشته در فصل هاي گرم و کم آب سال، دريچه هاي بند بسته مي شد و براي سيلاب کردن باغ هاي حاشيه و قايقراني و تفرج،‌ درياچه اي در پشت پل ايجاد مي شده. البته نگه داشتن آب و تعويق در حرکت آن کمک فراواني به سيراب شدن زمين سخت اصفهان و سفره هاي آب زيرزميني مي کرده. دانشمندان ايراني علم مهندسي سازه و هيدروليک را در اين پل به نمايش گذاشته اند. به خاطر بند بودن پل خواجو،‌ سازه اش را به گونه اي ساخته اند که با فشارهاي وارد بر آن بعد از سال ها هنوز پا برجاست.
در اشکوب اول پل، ‌گذرگاه اصلي و پياده رو با غرفه ها و طاق هاي تودر تو و يک اقامتگاه شاهي وجود دارد. اين اقامتگاه يا شاه نشين در هر دو اشکوب ورودي دارد. نقش و نگارهاي ايوان شاه نشين خواجو از ديدني هاي اين پل است. تزئينات کاشي کاري دو اشکوب اين پل اعجاب آور است؛ کاشي هاي هفت رنگ و معقلي که در پشت و بغل هاي قوس طاق هاي پل قرار دارند،‌ با تنوع رنگ و طرح بي نظيرشان اين پل را به پر تزئين ترين پل اصفهان تبديل کرده اند. از جزئيات پل خواجو،‌ ميل هاي راهنما در ابتداي پل و دو شير سنگي معروف است که نشان پهلواني هستند. داستان اين شيرها هم جالب است؛ بعد از منع شدن دفن در قبرستان هاي داخل شهر، عباس بهشتيان براي نجات از تخريب با پيگيري هاي فراوان اين شيرها را به خواجو منتقل کرد و امروز تبديل به جزء جدا ناشدني پل ها شده اند. در زمستان سال ۱۳۸۲ روي اين پل حفاري باستان شناسي انجام گرفت که به کشف دو آبراه به موازات هم،‌ در زير شيب راهه شمالي اين پل که تا قبل از اين،‌ زير چهار متر خاک مدفون بود انجاميد. اين کاوش مهر تأييدي بود بر مدارک تصويري و نوشتارهاي قديمي از اين پل. مدفون بودن اين آبراه ها آسيب هاي رطوبتي جدي به پل رسانده بود. در مرمت پل ديوار مشبکي در ورودي شمالي اجرا شد که شايد کمتر کسي بداند نمادي از ديوار حصارشاهي است که پيش تر درباره آن گفته شد. در گذشته خيابان روبروي پل سطح پايين تر از پل داشته ولي امروز ميدان با پل هم ترازي مي کند که اين تسلط باعث پنهان شدن خط ديد مناسب از اين بناي با ارزش است. 

پل شهرستان
پل شهرستان پيشکسوت پل هاي اصفهان است ؛‌پلي که در چهار کيلومتري شرق پل خواجو در محله شهرستان روي رود آراميده. محله شهرستان در قديم محل اعيان نشين شهر بوده. عمده بنياد آن را ساساني مي دانند با نام قديمي پل «‌جي» که بر گرفته از نام تاريخي اصفهان بوده،‌ اما در دوران ديلميان، ‌سلجوقيان و صفويه تعمير و مرمت هايي روي آن انجام شده. در سده هاي دوم تا پنجم هجري هم به آن «جسر حسين» مي گفته اند.
«مافروخي اصفهاني»‌ در کتاب «محاسن اصفهان»، از پل به نام جسر حسين (پل حسين) ياد کرده و عماراتي که نزديک آن هستند را به نام «قصر مغيره» و «قصر يحيي» نام مي برد. اين پل ۱۱ چشمه با طاق هاي هلالي دارد، ‌آب بر هايش نيم دايره اند و روي پايه هايش دهليزهايي قرار گرفته. در ابتداي شمالي پل، ‌ساختمان راهدارخانه اي وجود دارد که در گذشته براي کنترل ورود و خروج کاروان ها و مسافران به شهر به کار مي رفته. پايه ها و بدنه پل از سنگ و ساروج است و طاق هايش آجريست.
راهدارخانه يا گمرک خانه پل در واقع دروازه شهرستان بوده. مصالح به کار رفته در آن هم خشتي هستند. بيشتر جهان گردان و سياحان از اين پل نام برده اند؛‌ «فرد ريچاردز» از پل شهرستان به عنوان يک پل جنگي و نظامي ياد کرده و آن را تنها نمونه پل جنگي قديمي دانسته.
يکي از بي لطفي هايي که به اين پل شده دور افتادنش از رود است و ساختمان فلزي عظيم نمايشگاه بين المللي اصفهان که بر چهره پل پير سايه انداخته است. پل شهرستان آخرين پل تاريخي شهر اصفهان در مسير زاينده رود است. پلي که به همراه چهار پل ديگر به هويت شهر گره خورده اند و متاسفانه هر کدام در خطري گرفتارند. اگر خطري گريبان هر يک از آنها را بگيرد،‌ نه زاينده رود ما را خواهد بخشيد، ‌نه ايرانيان.
بعد از خواجو،‌ پل هاي «بزرگمهر» و «غدير» را که از جمله پل هاي معاصر و فلزي چند دهه گذشته اند و در نوع مدرنشان هم آنچنان دلچسب نيستند رد مي کنيم و به پيردنيا ديده اصفهان مي رسيم؛ پيري که تنها و ساکت به تماشاي اتفاقات اطرافش نشسته است.

پل‌ فلزی
پل فلزی اولین پلی بر روی زاینده رود در شهر اصفهان است که به صورت کاملاً فلزی با پایه‌های بتنی ساخته شده است و خیابان شهید بهشتی را به خیابان خیابان حکیم نظامی مرتبط می‌کند. این پل همچنان به عنوان یکی از پل های پرتردد شهر اصفهان به شمار می رود. این پل بسيار محكم است و از خروارها آهن ساخته شده است. پل فلزي تقريباً در وسط اصفهان كنوني است و خيابان دكتر بهشتي را به خيابان حكيم نظامي متصل مي‌نمايد و راه عبور اكثر كاميونها و اتوبوسهاي بين شهري مي‌‌باشد. اين پل در سال ۱۳۳۸شمسي ساخته شده و در اطراف آن پاركهاي بسيار زيبايي احداث گرديده است. طول اين پل ۱۳۶ متر است.اين پل داراي پنج دهانه مي باشد و عرشه پل برروي چهار پايه بتني در وسط و دو كوله در طرفين پل سوار شده است. 

پل آذر
پل آذر از مجموعه پل‌هایی است که با معماری نو بر روی زاینده رود در شهر اصفهان ساخته شده‌است. به تاریخ ۷ مهر۱۳۵۲ مراسم کلنگ زنی آن آغاز شد و در سال ۱۳۵۷ ، گشایش یافت.این پل در میان پل فلزی در غرب و سی‌وسه‌پل در شرق قرار دارد و خیابان آذر در شمال زاینده رود را به خیابان توحید در جنوب این رود پیوند می‌دهد. خیابان آذرجنوبی، (توحید کنونی) پیش از ساخت این پل وجود نداشت و پس از پایان ساخت پل، خیابان توحید نیز ساخته شد. اين پل بزرگ چند سال بعد از پل فلزي ساخته شده كه از نظر استحكام نيز قابل توجه است. اما ارتفاع آن از سطح آب نسبت به پل‌هاي مشابه بسيار كم است.

پل فردوسی
پل فردوسی در بلوار آينه خانه و بين پل چهارباغ و پل جويي (پل سعادت آباد) واقع شده است. اين پل مستحكم، شمال و جنوب اصفهان را در يك منطقه زيبا به هم متّصل مي‌نمايد. نظر به اينكه عبور وسايط نقليه از پلهاي چهارباغ و جويي و خواجو ممنوع است، اين پل مهمترين وسيلة ارتباط دو جانب رود و شلوغترين محل آمد و رفت خودروهاست. اين پل عريض و طويل چندان قديمي نيست و حدود ۳۰ سال قبل با اصول فني ساخته شده است.
تاریخچه احداث این پل از این قرار است؛ براي برقراري ارتباط ميان جنوب و شمال شهر درنواحي شرقي شهر،مقررشد با بستن پلي خيابان فردوسي را نيز به آن سوي رودخانه متصل سازند. پل فردوسي در تاريخ۲۲بهمن۱۳۶۲ افتتاح شد. همزمان، عمليات امتداد خيابان فردوسي جنوبي يعني خيابان شيخ صدوق فعلي را به اتمام رسانيد و بهره برداري از اين پل موجب تسهيل رفت و آمد شهروندان گرديد. 

پل وحيد

نخستين پلي كه زاينده‌رود پس از وارد شدن به اصفهان از زير آن مي‌گذرد پل وحيد است. اين پل معظم سابقة چنداني ندارد اما از پلهاي مستحكم و پر رفت و آمد غرب اصفهان است كه به عنوان پل كمربندي عمل مي‌كند و محل عبور خودروهاي سنگين و كاميونهايي است كه از شمال ايران به جنوب حركت مي‌كنند. اين پل حدود ۱۳۰ متر طول و ۲۲ متر عرض دارد.

پل بزرگمهر
پل بزرگمهر عريض و طويل و پر رفت و آمد در شرق اصفهان قرار دارد و از پل‌هاي مهم زاينده‌رود به شمار مي‌رود. تا اسفندماه سال گذشته طول پل حدود ۱۳۰ متر و عرض آن ۱۶ متر بود اما در سال ۹۰ تعریض پل بزرگمهر با هدف روان‌سازی تردد و عبور فاز دوم خط یک BRT اصفهان اجرا شد، و در اسفندماه سال گذشته عملیات تعریض پل بزرگمهر به صورت اجرای دو پل با عرض هر کدام ۲۱ متر صورت گرفت و در حال حاضر عرض پل به ۴۳ متر تعریض شد و هر یک از پل‌های تعریض شده دارای دو پایه و دو کوله هستند.

پل غدیر
پل غدیر جدیدترین پل ساخته شده بر روی زاینده رود در محدوده شهر اصفهان است و بزرگراه کمربندی اصفهان از روی آن عبور می‌کند. این پل در حد فاصل پل بزرگمهر در غرب و پل شهرستان در شرق قرار دارد و بزرگراه صیاد شیرازی در شمال زاینده رود را به بزرگراه همت در جنوب این رود پیوند می‌دهد. 

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =