به گزارش خبرگزاری ایمنا از قم، محرم که از راه میرسد، گویا جغرافیا در ایران رنگ میبازد و تمام کشور از سواحل داغ جنوب تا دامنههای سرسبز شمال و کویرهای صبور مرکز، در یک سوگِ همگانی اما با لهجههای متفاوت همصدا میشود.
عزاداری برای «سیدالشهدا (ع)» در این سرزمین، فراتر از یک رسمِ ساده، پیوندی عمیق میانِ فرهنگ بومی و حماسه عاشوراست، جایی که از نوایِ کوبنده چوبزنی در بوشهر و گهوارههای پُر از رؤیای «مختک» در شنبه، تا شکوهِ طوقبندان در گرگان، آیینِ سقایی در همدان و شیرگردانیِ رازآلود در سبزوار، هر گوشه، داستانی از ارادت است.
در کوچهپسکوچههای بوشهر، وقتی صدایِ به هم خوردن تکههای چوب در آیین «چوبزنی» بلند میشود، انگار زمان متوقف میشود. این صدایِ خشک و موزون، تداعیگر نبردهای سنگین میدان کربلاست.
عزاداران با حرکاتی حماسی، گویا در میانه میدان نبرد، پرشها و ضرباتِ شمشیر حضرت علیاکبر (ع) را بازآفرینی میکنند؛ آیینی ۵۰۰ ساله که خشم و غم را در هم میآمیزد، اما در همان نزدیکی، آیین «مختک» یا گهوارهبندی، فضا را تلطیف میکند.
دستانِ ظریف زنان شُنبهیی، گهوارهای را با پولک و پارچههای سبز و قرمز میآرایند؛ گهوارهای که دیگر نوزادی در آن نیست، اما عطرِ لالاییهای مادرانه در آن موج میزند. اینجا گهواره، نمادی از مظلومیتِ علیاصغر (ع) است که با هنرِ دست زنان، به گوهری درخشان در مراسم بدل شده است.

از غرب تا مرکز؛ نالههایی برای عطش و عروسی
در همدان، آیین «سقایی» یادآور عطشِ دشت کربلاست. پیرغلامان و جوانانی که شال مشکی بر دوش میاندازند و با «لچک» بر سر، در سوگ سقای دشت کربلا، ابوالفضل العباس (ع)، ذکر میگویند.
کمی آنطرفتر در ابرکوه، آیین «عمّکبارم» با آن دایرههای انسانی و جوشدور زدنهایش، هماهنگی عجیبی دارد؛ جایی که پاهای عزاداران با نوحههای سوزناکِ «عم کبارم عباس»، بر زمین میکوبد و لرزه بر جانها میاندازد. و چه غمانگیز است آیین «سینیگردانی»؛ تماشای سینیهای مسی که با حنا، گلاب و شمع آراسته شدهاند.
در بندرماهشهر، وقتی این سینیها را به نیتِ «عروسی حضرت قاسم (ع)» بر سر میگیرند، انگار میخواهند داغِ دامادیِ ناکام را با نمادهای زندگی (شمع و گلاب و حنا) التیام بخشند؛ آیینی که مرز بین ماتم و آرزوهای بربادرفته است.
از طوقهای گرگان تا صفهای شیراز
در ششتمدِ سبزوار، آیین «شیرگردانی» حکایتِ دیگری است. شیر، نمادِ وحشت و شکوه در بیابان، در برابر امام حسین (ع) کرنش میکند، روایتی که میگوید همه هستی، حتی حیوانات، در برابرِ حقِ امام سر تعظیم فرود میآورند اما شاید سوزناکترین آیین، «زار زاره» در رامسر باشد.
وقتی خورشید روز عاشورا سر میزند، مردمِ داغدیده از خورشید میپرسند «چرا طلوع میکنی وقتی قرار است امروز حسین (ع) به شهادت برسد؟» این پرسشِ دردناک با نالههایی که در عزای طلوعِ منحوسِ روز عاشورا سر داده میشود، جانِ هر شنوندهای را میسوزاند.
در گرگان، «طوقبندان» یعنی برافراشتنِ پرچمِ غیرت. طوقهای برنجی که با پارچههای سیاه و پرچمهای «یاحسین (ع)» پوشیده میشوند، ستونهای استوارِ عزاداری در محلات قدیمی هستند.
در شیراز نیز «سینهزنی قطاری» نمادِ وحدت است. ایستادن در صفهای منظم و سینه زدنهایی که به سوی حرم شاهچراغ (ع) حرکت میکند، یادآور این است که در اوجِ مصیبت، چیزی که انسانها را زنده نگاه میدارد، همین دست در دست هم بودن و در یک صف حرکت کردن است.
این آیینها فراتر از یک نمایش یا رسم سادهاند؛ اینها رگهای حیاتیِ فرهنگ ایرانیاند که هر ساله، داغِ کربلا را در کالبدِ جامعه جاری میکنند تا یادمان نرود که حقیقت، همیشه در میانِ این سوگواریهای باشکوه زنده است.

مکتب عاشورا زنده در قرن بیستویکم
چهارده قرن از ظهر خونین عاشورا گذشته است، اما هنوز نام حسینبنعلی(ع) در بزنگاههای بزرگ تاریخ تکرار میشود. عاشورا تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ مکتبی است که در هر عصر با زبان زمانه خود سخن میگوید.
در قرن بیستویکم، جهانی که با جنگها، بحرانهای سیاسی و چالشهای اخلاقی روبهروست، بیش از هر زمان دیگری با پیام کربلا روبهرو شده است؛ پیامی که میان عزت و ذلت، راه انتخاب را روشن میکند.
در ماههای اخیر، تحولات منطقهای و جنگهای تازه در غرب آسیا بار دیگر مفاهیمی چون مقاومت، ایستادگی و شهادت را در مرکز توجه قرار داده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که درک این تحولات بدون توجه به ریشههای فرهنگی و اعتقادی جوامع منطقه ممکن نیست و در این میان، فرهنگ عاشورا نقشی تعیینکننده دارد.
حجتالاسلام والمسلمین ناصر رفیعی، استاد حوزه علمیه، در مراسم عزاداری شب نخست ماه محرم در مسجد مقدس جمکران با اشاره به ریشههای تاریخی این مکتب میگوید: «در منابع روایی حتی پیش از اسلام نیز از حادثه کربلا سخن گفته شده است. مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار باب مستقلی را به اخبار مربوط به آگاهی انبیای الهی از این واقعه اختصاص داده است. این نشان میدهد که عاشورا صرفاً یک حادثه تاریخی نیست، بلکه نقطهای سرنوشتساز در تاریخ هدایت انسان است.»
به گفته وی، پیامبر اکرم(ص) نیز بارها از شهادت امام حسین(ع) خبر داده و بر عظمت این واقعه تأکید کردهاند. رفیعی معتقد است: «رهبر معظم انقلاب بارها گفتهاند که کربلا صدها بلکه هزاران درس برای جامعه دارد و وظیفه ما تبیین این معارف برای نسل امروز است.»
کارشناسان علوم اجتماعی نیز بر این باورند که عاشورا در جهان معاصر تنها یک آیین مذهبی نیست، بلکه به یک الگوی فرهنگی برای مقاومت و عدالتخواهی تبدیل شده است.
هدی محمدیپناه پژوهشگر مطالعات فرهنگی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا میگوید: پیام اصلی کربلا، انتخاب میان ارزشها و منافع است. انسان در هر دورهای میان این دو قرار میگیرد و سرنوشت او در همین انتخاب شکل میگیرد. همین ویژگی باعث شده است که عاشورا از مرزهای قومی، نژادی و حتی مذهبی عبور کند.
به گفته وی، در دنیای امروز که بسیاری از مفاهیم دچار نسبیگرایی شدهاند، پیام ساده عاشورا یعنی «هیهات منا الذله» همچنان یکی از روشنترین بیانیههای اخلاقی در تاریخ بشر است؛ پیامی که کرامت انسانی را در برابر هر نوع سلطه و تحقیر قرار میدهد.
پژوهشگر علوم اجتماعی خاطرنشان میکند: یکی از مهمترین پیامهای عاشورا برای انسان قرن بیستویکم این است که معیار حق و باطل با تعداد افراد یا قدرت نظامی تعیین نمیشود. در کربلا، امام حسین(ع) و یاران اندکش در برابر سپاهی بزرگ ایستادند، اما تاریخ نشان داد که پیروزی حقیقی از آنِ همان جبهه کوچک اما حقطلب بود. این تجربه تاریخی امروز نیز برای بسیاری از ملتها الهامبخش است؛ ملتهایی که در برابر فشارهای سیاسی، تحریمها و تهدیدهای نظامی ایستادگی میکنند.

به گفته این پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی، در کنار این پیام، مفهوم «هزینه دادن برای حقیقت» نیز از مهمترین آموزههای عاشورا به شمار میرود. امام حسین(ع) برای حفظ ارزشها، از جان و خانواده و یاران خود گذشت تا نشان دهد که دفاع از حق بدون پرداخت هزینه ممکن نیست و به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان، همین روحیه ایثار است که در طول تاریخ الهامبخش جنبشهای آزادیخواهانه بوده است.
محمدی پناه میگوید: گسترش آیینهای عزاداری امام حسین(ع) در سراسر جهان نیز نشانه دیگری از جهانی شدن این پیام است. امروز در بسیاری از کشورهای جهان، حتی در مناطقی که جمعیت شیعه بسیار اندک است، مراسم سوگواری برای سیدالشهدا(ع) برگزار میشود و انسانهای آزادیخواه با الهام از این مکتب، پیام عدالتطلبی و ظلمستیزی را بازخوانی میکنند.
وی ادامه میدهد: به نظر میرسد در جهانی که با بحرانهای اخلاقی و سیاسی متعددی روبهرو است، مکتب عاشورا همچنان یکی از مهمترین منابع الهام برای جوامع مختلف باقی مانده است. کربلا حادثهای متعلق به گذشته نیست؛ روایتی زنده از انتخاب میان عزت و ذلت است که در هر دورهای تکرار میشود و هر نسل باید پاسخ خود را به آن بدهد.
مکتب عاشورا آنچنان با تار و پود زمان آمیخته است که درس هایش برای انسان هیچ گاه تکراری نخواهد شد. امروز با گذشت قرنها، نام حسین(ع) همچنان در میان ملتها زنده است؛ نامی که هر سال در ماه محرم بار دیگر یادآوری میکند که تاریخ، هنوز هم در انتظار انتخاب انسانهاست.
ملت ایران عاشورای خونین امسال، معنای این انتخابگری را به خوبی متوجه می شود، ملتی که در طول یک سال دو جنگ را از سرگذارنده است اما هیچگاه راه حق و حقیقت را رها نکرده و در مقابل تمام فشارها ایستاده است تا عاشورا دیگر تکرار نشود.
نظر شما