افسانه خسروی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به سند چهاردهبندی اخیر میان ایران و آمریکا اظهار کرد: پیش از ورود به جزئیات این سند، باید در بهکارگیری واژهها دقت داشت، زیرا از منظر حقوق بینالملل، آنچه میان دو طرف شکل گرفته بیش از آنکه «توافقنامه» باشد، به «تفاهمنامه» شباهت دارد.
وی افزود: تفاهمنامه در حقوق بینالملل سندی با ماهیت سیاسی است که بهطور معمول برای ایجاد زمینه همکاری و فراهمسازی مقدمات مذاکرات بعدی تنظیم میشود. این اسناد برخلاف توافقنامهها، تعهدات حقوقی الزامآور ایجاد نمیکنند و بیشتر جنبه اجرایی و مقدماتی دارند، همچنین انعطافپذیری بالایی داشته و بهسادگی قابل اصلاح یا لغو هستند.
این کارشناس روابط بینالملل تصریح کرد: تفاهمنامهها بهطور عمده در موضوعات حساس سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی میان دولتها منعقد میشوند و بهطور معمول نیازی به طی تشریفات پیچیده حقوقی یا تصویب در مجالس قانونگذاری ندارند، در حالی که توافقنامهها واجد تعهدات حقوقی الزامآور بوده و از سازوکارهای رسمیتری برخوردارند.
خسروی با بیان اینکه شناخت تفاوت میان تفاهمنامه و توافقنامه در ارزیابی این سند اهمیت دارد، گفت: این تفاهمنامه از زمان انتشار با موافقان و مخالفان جدی روبهرو بوده است. منتقدان معتقدند با توجه به سابقه عملکرد آمریکا در قبال تعهدات پیشین از جمله برجام، تنشهای موجود، شکست مذاکرات گذشته و اقدام نظامی آمریکا علیه ایران در جریان مذاکرات، همچنان تردیدها و نگرانیهایی درباره پایداری و قابلیت اتکای این تفاهمنامه وجود دارد.
وی ادامه داد: این سند در داخل ایران نیز واکنشهای متفاوتی را به همراه داشته و موجب شکلگیری دیدگاههای دوگانه در میان افکار عمومی شده است. برخی آن را فرصتی برای کاهش تنشها میدانند و برخی دیگر نسبت به نتایج و ضمانتهای اجرایی آن تردید دارند.
این کارشناس روابط بینالملل خاطرنشان کرد: در سطح منطقهای نیز به نظر میرسد این تفاهمنامه نگرانیهایی را در میان برخی بازیگران از جمله اسرائیل، عربستان سعودی و امارات متحده عربی ایجاد کرده است، زیرا از نگاه آنها، این روند میتواند به افزایش قدرت و نفوذ منطقهای ایران و در مقابل تضعیف آرایش نیروهای مخالف ایران در منطقه منجر شود.
خسروی با اشاره به مهمترین پیامد این تفاهمنامه گفت: نکته مهم این است که اگرچه تفاهمنامه از منظر حقوق بینالملل سندی الزامآور محسوب نمیشود و تعهدات حقوقی قطعی برای طرفین ایجاد نمیکند، اما دارای یک خروجی عملی و مشخص بوده است و آن شکلگیری چارچوبی برای توقف درگیریها و برقراری آتشبس است.
وی افزود: آتشبسها در عرصه روابط بینالملل مسبوق به سابقه هستند، اما آنچه در این تفاهمنامه مشاهده میشود، ایجاد نوعی آتشبس موقت است که میتواند فرصتی کوتاهمدت برای کاهش تنشها، ایجاد ثبات نسبی، بازسازی ظرفیتها و بهبود شرایط اقتصادی فراهم کند.
این کارشناس روابط بینالملل تصریح کرد: با وجود آثار و نتایج عملی این سند، نباید فراموش کرد که تفاهمنامه را نمیتوان ملاک نهایی روابط دو طرف دانست. ماهیت انعطافپذیر چنین اسنادی موجب میشود در ادامه مسیر با تغییرات، اصلاحات و بازنگریهای متعددی همراه شوند و متناسب با تحولات سیاسی و میدانی دستخوش تحول شوند.
خسروی ادامه داد: با این حال، این تفاهمنامه یک پیام روشن برای افکار عمومی و بازیگران منطقهای و بینالمللی داشت؛ اینکه دو طرف در مقطع کنونی تمایل خود را برای حرکت به سمت تعهدات سیاسی و دیپلماتیک بیشتر نشان دادهاند و ارادهای برای کاهش تنشها و جلوگیری از تداوم درگیریها وجود دارد.
وی خاطرنشان کرد: مهمترین فرصت ایجادشده از سوی این تفاهمنامه، فراهم شدن زمینه برای پیگیری راهحلهای مسالمتآمیز و دیپلماتیک در حل اختلافات است؛ مسیری که در صورت تداوم میتواند به تثبیت شرایط و کاهش هزینههای ناشی از تنش و تقابل برای دو طرف منجر شود.
نظر شما