سواد رسانه‌ای، مهارت نه گفتن و خانواده آگاه؛ ۳ ضلع پیشگیری از مصرف دخانیات

کاهش سن گرایش به مصرف سیگار، ویپ و سایر محصولات نیکوتینی به یکی از مهم‌ترین چالش‌های اجتماعی و سلامت نسل جوان تبدیل شده است. در این گفت‌وگوی تفصیلی، نقش خانواده، مدرسه، رسانه‌ها و آموزش مهارت‌های زندگی در پیشگیری از این آسیب و ساختن آینده‌ای سالم‌تر برای نوجوانان بررسی شده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، مصرف دخانیات در جهان امروز دیگر تنها یک انتخاب فردی یا یک مسئله بهداشتی تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های اجتماعی، فرهنگی و روان‌شناختی مورد توجه سیاست‌گذاران، متخصصان سلامت، جامعه‌شناسان و نهادهای تربیتی قرار گرفته است. آنچه این مسئله را بیش از گذشته نگران‌کننده کرده، تغییر الگوهای مصرف و کاهش سن گرایش به محصولات نیکوتینی در میان نوجوانان و جوانان است. ظهور نسل جدید دخانیات از جمله ویپ، پاد، سیگارهای الکترونیکی و سایر محصولات مشابه، سبب شده است که بسیاری از نوجوانان در معرض پیام‌هایی قرار گیرند که مصرف این محصولات را به‌عنوان نمادی از مدرنیته، استقلال یا سبک زندگی جذاب معرفی می‌کند. در حالی که واقعیت‌های علمی نشان می‌دهد وابستگی به نیکوتین همچنان یکی از مهم‌ترین تهدیدهای سلامت جسمی و روانی محسوب می‌شود. در این میان، ضرورت بازنگری در شیوه‌های آگاهی‌بخشی و پیشگیری بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود و توجه به ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی این پدیده به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل شده است.

امروزه کارشناسان معتقدند که برای مقابله مؤثر با گرایش نوجوانان به مصرف دخانیات، نمی‌توان تنها بر هشدارهای پزشکی و بیان عوارض جسمانی تکیه کرد. نسل جدید در محیطی رشد می‌کند که تحت تأثیر حجم گسترده‌ای از اطلاعات، تبلیغات و الگوهای رفتاری قرار دارد و تصمیم‌گیری‌های او بیش از گذشته از عوامل اجتماعی و رسانه‌ای تأثیر می‌پذیرد. به همین دلیل، پیشگیری موفق مستلزم شناخت دقیق نیازها، دغدغه‌ها و ویژگی‌های روان‌شناختی نوجوانان است. بسیاری از نوجوانان در جست‌وجوی هویت، استقلال و پذیرش اجتماعی هستند و اگر مسیرهای سالم برای پاسخ به این نیازها فراهم نشود، ممکن است به سمت رفتارهایی سوق پیدا کنند که در ظاهر جذاب اما در واقع آسیب‌زا هستند. در چنین شرایطی، آموزش مهارت‌های زندگی، تقویت قدرت تصمیم‌گیری و افزایش خودآگاهی می‌تواند نقش بسیار مهمی در کاهش آسیب‌پذیری نسل جوان ایفا کند و آنان را در برابر فشارهای محیطی مقاوم‌تر سازد.

در کنار عوامل فردی، نقش خانواده به عنوان نخستین و مهم‌ترین نهاد تربیتی در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی غیرقابل انکار است. پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند نوجوانانی که در محیطی سرشار از اعتماد، گفت‌وگو و حمایت عاطفی رشد می‌کنند، کمتر در معرض رفتارهای پرخطر قرار می‌گیرند. خانواده تنها محلی برای تأمین نیازهای مادی نیست، بلکه بستری برای شکل‌گیری شخصیت، اعتمادبه‌نفس و مهارت‌های ارتباطی فرزندان به‌شمار می‌رود. والدینی که زمان کافی برای گفت‌وگو با فرزندان اختصاص می‌دهند، دغدغه‌های آنان را می‌شنوند و با شیوه‌های تربیتی بر پایه احترام و اقناع رفتار می‌کنند، تأثیر بسیار بیشتری در پیشگیری از گرایش فرزندان به دخانیات خواهند داشت، از سوی دیگر، الگوسازی رفتاری والدین نیز اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نوجوانان بیش از آنکه از توصیه‌ها تأثیر بپذیرند، از رفتارهای مشاهده‌شده در محیط خانواده الگو می‌گیرند.

نقش نظام آموزشی نیز در این میان بسیار تعیین‌کننده است. مدارس به‌عنوان مهم‌ترین بستر اجتماعی نوجوانان، ظرفیت ارزشمندی برای آموزش سبک زندگی سالم و ارتقای مهارت‌های فردی دارند. امروزه آموزش صرفِ مفاهیم علمی برای آماده‌سازی نسل آینده کافی نیست و مدارس باید در کنار آموزش دانش، به پرورش مهارت‌های زندگی، سواد رسانه‌ای، تفکر نقادانه و توانایی حل مسئله نیز توجه ویژه داشته باشند. دانش‌آموزی که بتواند پیام‌های رسانه‌ای را تحلیل کند، در برابر فشار همسالان مقاومت نشان دهد و پیامدهای رفتارهای خود را ارزیابی کند، احتمال کمتری دارد که به سمت مصرف دخانیات یا سایر رفتارهای آسیب‌زا سوق پیدا کند، همچنین حضور فعال مشاوران، مربیان و معلمان آگاه می‌تواند در شناسایی زودهنگام عوامل خطر و ارائه حمایت‌های لازم نقش مؤثری داشته باشد و زمینه رشد سالم نوجوانان را فراهم کند.

در نهایت باید پذیرفت که مقابله با آسیب‌های ناشی از مصرف دخانیات یک مسئولیت جمعی است و تحقق آن بدون همکاری و هم‌افزایی نهادهای مختلف امکان‌پذیر نخواهد بود. رسانه‌ها، دستگاه‌های فرهنگی، مراکز مشاوره، سازمان‌های مردم‌نهاد، خانواده‌ها، مدارس و نهادهای اجتماعی هر یک سهمی مهم در این مسیر دارند. جامعه‌ای موفق خواهد بود که بتواند فرهنگ خودمراقبتی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و انتخاب آگاهانه را در میان نسل جوان نهادینه کند. امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است نگاه ما از درمان به سمت پیشگیری تغییر کند و با سرمایه‌گذاری در حوزه آموزش، فرهنگ‌سازی و توانمندسازی اجتماعی، زمینه شکل‌گیری نسلی سالم، آگاه و مسئولیت‌پذیر فراهم شود. در راستای واکاوی ابعاد مختلف این موضوع از منظر اجتماعی، فرهنگی و تربیتی و ارائه راهکارهایی مؤثر برای کاهش گرایش نوجوانان و جوانان به مصرف دخانیات با مسعود طریفی، معاون فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی استان اصفهان گفت‌وگویی داشته‌ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

سواد رسانه‌ای، مهارت نه گفتن و خانواده آگاه؛ ۳ ضلع پیشگیری از مصرف دخانیات

ایمنا: مهم‌ترین عوامل مؤثر در افزایش گرایش نسل جوان به سیگار، ویپ و سایر محصولات نیکوتینی چیست و چرا این موضوع به یکی از نگرانی‌های جدی جامعه تبدیل شده است؟

طریفی: مصرف دخانیات در میان نوجوانان و جوانان تنها یک مسئله فردی یا پزشکی نیست، بلکه موضوعی چندبعدی است که ابعاد اجتماعی، فرهنگی، روان‌شناختی و حتی اقتصادی را در بر می‌گیرد. آنچه امروز موجب نگرانی جدی متخصصان شده، کاهش سن نخستین تجربه مصرف دخانیات است. نوجوانان در دوره‌ای قرار دارند که کنجکاوی، نیاز به تجربه‌های جدید، تأثیرپذیری از همسالان و تمایل به کسب هویت مستقل در آنان بسیار پررنگ است. اگر در این دوره آموزش‌های لازم ارائه نشود، احتمال گرایش آنان به رفتارهای پرخطر افزایش می‌یابد.

از سوی دیگر، ظهور محصولات جدیدی همچون ویپ و سیگارهای الکترونیکی موجب شده است برخی نوجوانان تصور کنند این محصولات نسبت به سیگار سنتی کم‌خطرتر هستند، در حالی که مطالعات علمی نشان می‌دهد بسیاری از این فراورده‌ها حاوی نیکوتین هستند و می‌توانند وابستگی جسمی و روانی ایجاد کنند. تبلیغات غیرمستقیم در فضای مجازی، الگوبرداری از برخی چهره‌های مشهور، ضعف آگاهی خانواده‌ها و کمبود آموزش‌های مهارتی نیز در این روند مؤثر هستند. نگرانی اصلی این است که مصرف دخانیات می‌تواند نقطه آغاز زنجیره‌ای از آسیب‌های اجتماعی و رفتاری باشد که آینده فرد و جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

ایمنا: مصرف دخانیات چه تاثیری بر بروز و وقوع سایر آسیب‌های اجتماعی دارد؟

طریفی: وقتی درباره دخانیات صحبت می‌کنیم نباید نگاه خود را تنها به بیماری‌های جسمی محدود کنیم. تجربه‌های اجتماعی و مطالعات متعدد نشان می‌دهد بسیاری از رفتارهای پرخطر از تصمیم‌ها و کنجکاوی‌های به‌ظاهر ساده آغاز می‌شوند. نوجوانی که برای نخستین‌بار به دلیل کنجکاوی یا فشار دوستان مصرف دخانیات را تجربه می‌کند، ممکن است به مرور در معرض سایر رفتارهای آسیب‌زا نیز قرار گیرد.

مصرف دخانیات گاهی با افت تحصیلی، کاهش انگیزه، ضعف مسئولیت‌پذیری، کاهش مشارکت اجتماعی و آسیب به روابط خانوادگی همراه می‌شود. همچنین برخی نوجوانان برای پذیرش در گروه‌های خاص یا کسب هویت اجتماعی به سمت مصرف دخانیات سوق پیدا می‌کنند و همین مسئله آنان را در معرض رفتارهای پرخطر دیگر قرار می‌دهد.

از منظر پیشگیری اجتماعی، هر اقدامی که بتواند نوجوان را از نخستین تجربه مصرف دخانیات دور نگه دارد، در واقع مانعی در برابر مجموعه‌ای از آسیب‌های احتمالی آینده ایجاد کرده است. به همین دلیل پلیس و سایر نهادهای اجتماعی بر آموزش، توانمندسازی و پیشگیری تأکید دارند؛ زیرا هزینه پیشگیری بسیار کمتر از هزینه‌های اجتماعی، درمانی و فرهنگی ناشی از بروز آسیب‌هاست.

سواد رسانه‌ای، مهارت نه گفتن و خانواده آگاه؛ ۳ ضلع پیشگیری از مصرف دخانیات

ایمنا: خانواده چه نقشی در پیشگیری از گرایش نوجوانان به مصرف دخانیات دارد و والدین چگونه می‌توانند از فرزندان خود در برابر این تهدید محافظت کنند؟

طریفی: خانواده نخستین و اثرگذارترین محیط تربیتی هر فرد است. بخش مهمی از نگرش‌ها، ارزش‌ها و الگوهای رفتاری نوجوانان در محیط خانواده شکل می‌گیرد. والدینی که رابطه‌ای صمیمی، بر پایه اعتماد و همراه با گفت‌وگوی مستمر با فرزندان خود دارند، به‌طور معمول در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی موفق‌تر عمل می‌کنند.

نوجوانان بیش از هر چیز نیاز دارند شنیده شوند و احساس کنند اعضای خانواده دغدغه‌ها و نگرانی‌های آنان را درک می‌کنند. زمانی که این نیازها در خانه تأمین نشود، احتمال گرایش به گروه‌های هم‌سالان ناسالم افزایش می‌یابد. والدین باید ضمن حفظ ارتباط دوستانه، نظارت آگاهانه و مسئولانه نیز داشته باشند.

الگوسازی صحیح نیز اهمیت زیادی دارد. نوجوانان بیش از آنکه به توصیه‌ها توجه کنند، رفتار والدین را مشاهده و تقلید می‌کنند، بنابراین سبک زندگی سالم والدین، مدیریت هیجانات، شیوه حل مسئله و نحوه رویارویی با چالش‌ها می‌تواند تأثیر عمیقی بر فرزندان داشته باشد. ایجاد فضای امن برای گفت‌وگو، آگاهی از دوستان فرزندان و توجه به تغییرات رفتاری آنان از مهم‌ترین راهکارهای پیشگیرانه محسوب می‌شود.

ایمنا: نظام آموزشی و مدارس چگونه می‌توانند در کاهش گرایش دانش‌آموزان به دخانیات نقش‌آفرینی کنند؟

طریفی: مدرسه تنها محلی برای انتقال دانش نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی و تربیتی محسوب می‌شود. دانش‌آموزان بخش قابل توجهی از زمان خود را در مدرسه سپری می‌کنند و به همین دلیل این محیط ظرفیت بسیار بالایی برای آموزش سبک زندگی سالم دارد.

ایمنا: مهارت «نه گفتن» چه جایگاهی در سلامت اجتماعی نوجوانان دارد و چگونه می‌توان آن را در نسل جوان تقویت کرد؟

طریفی: مهارت «نه گفتن» یکی از بنیادی‌ترین مهارت‌های زندگی است که نقش تعیین‌کننده‌ای در محافظت نوجوانان در برابر انواع رفتارهای پرخطر دارد. واقعیت این است که بسیاری از نوجوانان نخستین تجربه مصرف سیگار، ویپ یا سایر مواد آسیب‌زا را نه از روی تمایل واقعی، بلکه به‌دلیل فشار هم‌سالان، ترس از طرد شدن یا تلاش برای پذیرفته شدن در یک گروه اجتماعی تجربه می‌کنند. در چنین شرایطی اگر فرد از اعتمادبه‌نفس و جرئت‌مندی کافی برخوردار نباشد، ممکن است برخلاف ارزش‌ها و باورهای خود تصمیم بگیرد.

آموزش مهارت نه گفتن به نوجوانان کمک می‌کند در موقعیت‌های دشوار بتوانند بدون احساس گناه، اضطراب یا نگرانی از قضاوت دیگران، تصمیمی مستقل و آگاهانه اتخاذ کنند. این مهارت در حقیقت بخشی از توانایی خودمراقبتی و مدیریت فشارهای اجتماعی است.

برای تقویت این مهارت باید از سال‌های ابتدایی زندگی اقدام کرد. خانواده‌ها باید به فرزندان خود فرصت اظهار نظر، تصمیم‌گیری و بیان مخالفت محترمانه بدهند. مدارس نیز می‌توانند از طریق کارگاه‌های آموزشی، بازی‌های نقش‌آفرینی و آموزش مهارت‌های ارتباطی، توانایی جرئت‌ورزی دانش‌آموزان را افزایش دهند.

نوجوانی که عزت نفس بالاتری دارد، هویت خود را بهتر می‌شناسد و قدرت تصمیم‌گیری مستقل را در خود پرورش داده است، کمتر تحت تأثیر فشارهای محیطی قرار می‌گیرد. چنین فردی می‌تواند در برابر پیشنهادهای ناسالم مقاومت کند و مسیر زندگی خود را بر اساس آگاهی و مسئولیت‌پذیری انتخاب کند. در حقیقت مهارت نه گفتن تنها یک مهارت ارتباطی نیست، بلکه ابزاری مؤثر برای حفظ سلامت جسمی، روانی و اجتماعی نوجوانان محسوب می‌شود.

سواد رسانه‌ای، مهارت نه گفتن و خانواده آگاه؛ ۳ ضلع پیشگیری از مصرف دخانیات

ایمنا: در عصر رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، چه میزان از گرایش نوجوانان به مصرف دخانیات تحت تأثیر فضای مجازی قرار دارد و افزایش سواد رسانه‌ای چه کمکی به کاهش این آسیب می‌کند؟

طریفی: امروزه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده نگرش‌ها، باورها و الگوهای رفتاری نسل جوان تبدیل شده‌اند. نوجوانان روزانه ساعت‌های زیادی را در فضای مجازی سپری می‌کنند و بخش قابل توجهی از برداشت آنان از جهان پیرامون از طریق همین فضا شکل می‌گیرد. به همین دلیل نمی‌توان نقش رسانه‌ها را در گرایش یا گرایش نیافتن به رفتارهای پرخطر نادیده گرفت.

بخشی از جذابیت کاذب مصرف دخانیات از طریق نمایش‌های غیرواقعی در بعضی محتواهای رسانه‌ای ایجاد می‌شود. در بسیاری از موارد، مصرف سیگار یا ویپ به عنوان نمادی از استقلال، جذابیت اجتماعی، هیجان یا موفقیت معرفی می‌شود؛ در حالی که پیامدهای واقعی آن پنهان می‌ماند. نوجوانی که از مهارت تحلیل پیام‌های رسانه‌ای برخوردار نباشد، ممکن است این تصاویر را به‌عنوان واقعیت بپذیرد.

در این میان سواد رسانه‌ای نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. سواد رسانه‌ای به افراد کمک می‌کند اهداف پنهان تبلیغات، تکنیک‌های اقناع و انگیزه‌های اقتصادی پشت برخی محتواها را تشخیص دهند. نوجوانی که می‌داند هر تصویر یا محتوایی در فضای مجازی الزاماً بازتاب واقعیت نیست، کمتر تحت تأثیر القائات تبلیغاتی قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر خانواده‌ها نیز باید درباره محتوای مصرفی فرزندان خود آگاهی داشته باشند و با آنان درباره خطرات فضای مجازی گفت‌وگو کنند. ترکیب آموزش سواد رسانه‌ای در مدارس، آگاهی‌بخشی عمومی از طریق رسانه‌ها و مشارکت فعال خانواده‌ها می‌تواند سپری مؤثر در برابر بسیاری از آسیب‌های نوظهور اجتماعی باشد.

ایمنا: اوقات فراغت هدفمند چه نقشی در پیشگیری از گرایش نوجوانان و جوانان به مصرف دخانیات و سایر رفتارهای پرخطر دارد؟

طریفی: یکی از موضوعاتی که در حوزه پیشگیری اجتماعی کمتر از آنچه شایسته است مورد توجه قرار می‌گیرد، مدیریت صحیح اوقات فراغت نوجوانان و جوانان است. پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد افرادی که در فعالیت‌های فرهنگی، هنری، ورزشی، علمی و اجتماعی مشارکت فعال دارند، کمتر در معرض گرایش به رفتارهای پرخطر قرار می‌گیرند.

اوقات فراغت اگر بدون برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری مناسب سپری شود، می‌تواند زمینه‌ساز احساس بی‌هدفی، کسالت و جست‌وجوی هیجان‌های ناسالم شود. در مقابل، زمانی که نوجوان فرصت حضور در فعالیت‌های سازنده را پیدا می‌کند، احساس تعلق اجتماعی، اعتماد به نفس و رضایت فردی در او افزایش می‌یابد.

ورزش، فعالیت‌های داوطلبانه، حضور در انجمن‌های علمی و فرهنگی، مهارت‌آموزی و مشارکت در برنامه‌های اجتماعی می‌تواند فرصت رشد و شکوفایی استعدادها را فراهم کند. نوجوانی که برای آینده خود هدف دارد و در مسیر پیشرفت قرار گرفته است، انگیزه بیشتری برای مراقبت از سلامت جسم و روان خود خواهد داشت.

به همین دلیل خانواده‌ها، مدارس، شهرداری‌ها، کانون‌های فرهنگی و سایر نهادهای مسئول باید شرایط دسترسی آسان و عادلانه جوانان به برنامه‌های سالم را فراهم کنند. سرمایه‌گذاری در حوزه اوقات فراغت در واقع سرمایه‌گذاری برای سلامت اجتماعی آینده جامعه است و آثار آن در کاهش بسیاری از آسیب‌های اجتماعی نمایان خواهد شد.

ایمنا: سلامت روان چه ارتباطی با گرایش نوجوانان به مصرف دخانیات دارد و خدمات مشاوره‌ای چگونه می‌تواند در پیشگیری از آسیب‌ها مؤثر باشد؟

طریفی: بسیاری از رفتارهای پرخطر ریشه در مشکلات و چالش‌های روان‌شناختی دارند. نوجوانانی که با اضطراب، استرس، احساس تنهایی، بحران هویت، ضعف مهارت‌های ارتباطی یا مشکلات خانوادگی مواجه هستند، ممکن است برای فرار از فشارهای روانی به سمت رفتارهایی همچون مصرف دخانیات گرایش پیدا کنند.در چنین شرایطی، مصرف سیگار یا سایر محصولات نیکوتینی نه علت اصلی، بلکه نشانه‌ای از یک مسئله عمیق‌تر است، بنابراین اگر تنها به رفتار ظاهری توجه شود و عوامل زمینه‌ای نادیده گرفته شود، امکان حل پایدار مشکل وجود نخواهد داشت.

خدمات مشاوره‌ای و روان‌شناختی می‌توانند نقش بسیار مهمی در شناسایی زودهنگام عوامل خطر ایفا کنند. مشاوران مدارس، روان‌شناسان و مراکز تخصصی سلامت روان قادرند مشکلات نوجوانان را پیش از تبدیل شدن به بحران‌های جدی شناسایی و مدیریت کنند.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های موجود، نگاه نادرست برخی خانواده‌ها به مشاوره است. مراجعه به مشاور نباید فقط زمانی انجام شود که مشکل به مرحله بحرانی رسیده باشد، همان‌گونه که برای حفظ سلامت جسمی به معاینات دوره‌ای نیاز داریم، سلامت روان نیز نیازمند مراقبت و توجه مستمر است. هرچه فرهنگ استفاده از خدمات مشاوره‌ای در جامعه تقویت شود، امکان پیشگیری از بسیاری از آسیب‌های اجتماعی افزایش خواهد یافت و نوجوانان فرصت بیشتری برای رشد سالم و متوازن پیدا خواهند کرد.

کد مطلب 981571

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.