مهرداد دشتی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به تغییر الگوهای فرزندپروری در سالهای اخیر اظهار کرد: یکی از مهمترین آسیبهای تربیتی در خانوادههای امروز، برآورده کردن بیقیدوشرط و بدون محدودیت خواستههای فرزندان است؛ رویکردی که اگر به یک الگوی دائمی تبدیل شود، زمینه شکلگیری شخصیتهای وابسته، خودمحور و دارای آستانه تحمل پایین را فراهم میکند.
وی افزود: کودکانی که در محیط خانواده با مفهوم محدودیت، انتظار و پذیرش ناکامی آشنا نمیشوند، در بزرگسالی نیز همین الگوی ذهنی را وارد روابط عاطفی، خانوادگی و اجتماعی خود میکنند. این افراد انتظار دارند همسر، دوستان یا همکارانشان همچون والدین، همواره خواستههای آنها را بدون مخالفت برآورده کنند و زمانی که با واقعیتهای زندگی روبهرو میشوند، احساس طردشدگی، خشم، ناکامی و نارضایتی را تجربه میکنند.
پژوهشگر حوزه علوم رفتاری با بیان اینکه بسیاری از اختلافات خانوادگی و مشکلات ارتباطی ریشه در همین انتظارات غیرواقعبینانه دارد، تصریح کرد: بخشی از طلاقهای عاطفی، تعارضهای مزمن خانوادگی، اختلافات بیننسلی و حتی نارضایتیهای شغلی، ناشی از ضعف در تابآوری و ناتوانی افراد در پذیرش محدودیتهای طبیعی زندگی است؛ موضوعی که ریشه آن را باید در شیوه تربیت دوران کودکی جستوجو کرد.
دشتی ادامه داد: کودکانی که همواره بدون تلاش به خواستههای خود رسیدهاند، در بزرگسالی نیز از موفقیتهای تحصیلی، شغلی یا اجتماعی احساس رضایت پایدار نمیکنند؛ زیرا ذهن آنها به دریافت فوری پاداش عادت کرده است. این موضوع به مرور انگیزه، پشتکار و توان برنامهریزی بلندمدت را کاهش داده و میتواند زمینهساز احساس پوچی، افسردگی و نارضایتی مزمن از زندگی شود.
وی با تأکید بر اهمیت مهارت «نه گفتن» در فرایند تربیت خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین مسئولیتهای والدین، آموزش پذیرش محدودیت به فرزند است. کودک باید از سالهای نخست زندگی بیاموزد که همه خواستههای او قابل تحقق نیست و زندگی همواره مطابق میل انسان پیش نمیرود.
مشاور خانواده افزود: شنیدن «نه» در فضایی امن، همراه با محبت، احترام و توضیح منطقی، نه تنها آسیبی به کودک وارد نمیکند، بلکه نوعی آموزش عملی برای افزایش تابآوری، تقویت مهارت حل مسئله و سازگاری با شرایط دشوار محسوب میشود. در واقع، این تجربه کودک را برای ورود به جامعه و پذیرش قوانین و حقوق دیگران آماده میکند.
وی با اشاره به اشتباه رایج برخی والدین گفت: بسیاری از پدران و مادران تنها برای جلوگیری از ناراحتی لحظهای فرزند یا حفظ آرامش ظاهری خانه، از مخالفت با خواستههای او خودداری میکنند، در حالی که این رفتار، آسایش کوتاهمدت والدین را به بهای آسیب دیدن آینده فرزند تأمین میکند.
دشتی تأکید کرد: نه گفتن زمانی اثربخش است که همراه با احترام، همدلی، توضیح متناسب با سن کودک و ثبات رفتاری باشد. رد شدن یک درخواست به معنای رد شدن شخصیت کودک نیست، بلکه فرصتی برای آموزش مرزها، قوانین و مسئولیتپذیری است.
وی ثبات رفتاری والدین را یکی از مهمترین اصول تربیت صحیح دانست و اظهار کرد: اگر والدین امروز با خواستهای مخالفت کنند اما فردا در برابر گریه، اصرار یا پرخاشگری کودک کوتاه بیایند، در حقیقت رفتار نامطلوب او را تقویت کردهاند. کودک به سرعت میآموزد که با فشار بیشتر میتواند قوانین را تغییر دهد و همین موضوع زمینه شکلگیری رفتارهای باجخواهانه و دستکاریشده را فراهم میکند.
مشاور خانواده ادامه داد: والدین باید در تصمیمهای تربیتی آرام، قاطع، هماهنگ و پیشبینیپذیر باشند. توضیحی کوتاه و روشن برای کودک کافی است و ورود به بحثهای طولانی یا تغییر مداوم تصمیمها تنها اقتدار والدین را کاهش میدهد.
دشتی با تأکید بر ضرورت هماهنگی کامل پدر و مادر در تصمیمهای تربیتی گفت: یکی از آسیبهای رایج خانوادهها، دوگانگی در برخورد با فرزند است. اگر یکی از والدین قانونی را تعیین کند و دیگری آن را نادیده بگیرد، کودک بهسرعت این اختلاف را تشخیص میدهد و از آن برای رسیدن به خواستههای خود استفاده میکند. وحدترویه والدین نهتنها از شکلگیری رفتارهای فرصتطلبانه جلوگیری میکند، بلکه احساس امنیت روانی، ثبات و اعتماد بیشتری را در فرزند به وجود میآورد و زمینه رشد شخصیتی سالم و مسئولیتپذیر را فراهم میسازد.
نظر شما