به گزارش خبرگزاری ایمنا، مصطفی خوشچشم شب گذشته _چهارشنبه بیستوهفتم خرداد_ در سومین شب هیئت عاشورائیان اظهار کرد: برای فهم آنچه امروز در منطقه و در تقابل میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی جریان دارد، باید یک تصویر کلی از روند تحولات چند سال اخیر ارائه کرد.
وی افزود: بسیاری از تحلیلها تنها به وقایع اخیر محدود میشود، در حالی که واقعیت این است که حتی اگر طوفانالاقصی نیز رخ نمیداد، حتی اگر جنگ اوکراین و تحولات روسیه نیز شکل دیگری پیدا میکرد، باز هم جمهوری اسلامی ایران دیر یا زود با چنین رویاروییای روبهرو میشد، دلیل آن نیز این است که ایران امروز به یکی از چهار قدرت تأثیرگذار منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شده و این موضوعی است که حتی بسیاری از تحلیلگران و مراکز مطالعاتی غربی نیز به آن اذعان دارند.
تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: طبیعی است که آمریکا و متحدان اروپایی آن اجازه ندهند چنین قدرتی بهسادگی جایگاه خود را تثبیت کند، بخش مهمی از این مسئله نیز به موقعیت ژئوپلیتیکی ایران و بهویژه تنگه هرمز بازمیگردد، تنگه هرمز یکی از مهمترین اهرمهای قدرت جمهوری اسلامی است و به همین دلیل نیز پیش از مذاکرات و در جریان رایزنیهای مختلف، یکی از نخستین موضوعاتی که آمریکاییها درباره آن صحبت میکردند، محدودسازی یا خنثی کردن اهرمهای قدرت ایران بود، زیرا اگر کشوری بتواند این ابزارهای قدرت را حفظ کند، موقعیت راهبردی خود را نیز حفظ خواهد کرد.
بیشتر بخوانید: چرا ایران در نظم نوین جهانی بازیگر کلیدی محسوب میشود؟
خوشچشم با اشاره به طرحهای دشمنان علیه جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: آنچه طراحی شده بود، تنها یک حمله نظامی محدود نبود، بلکه مجموعهای از سناریوهای چندلایه و چندمرحلهای بود، مرحله نخست، ضربه زدن به توان هستهای کشور بود، البته خود آمریکاییها از سالها پیش اذعان میکردند که نابودی کامل برنامه هستهای ایران امکانپذیر نیست، حتی در دوران باراک اوباما نیز بارها گفته شد که حداکثر میتوان این برنامه را برای مدتی به عقب انداخت، اما از بین بردن کامل آن ممکن نیست.
وی ادامه داد: مرحله دوم، ضربه به توان موشکی و بالستیک کشور بود، آنان میدانستند که نابودی کامل توان موشکی ایران امکانپذیر نیست، اما تلاش میکردند ظرفیت عملیاتی کشور را تا حد امکان کاهش دهند، مرحله سوم نیز ایجاد آشوب و بیثباتی داخلی بود، در این مرحله تصور میکردند که همزمان با فشار نظامی، میتوان جامعه ایران را به سمت آشوب سوق داد و شرایطی مشابه برخی کشورهای منطقه ایجاد کرد.
خوشچشم تصریح کرد: در صورت موفقیت مرحله سوم، مرحله چهارم آغاز میشد؛ یعنی ورود گروههای تروریستی از مرزهای شرقی و غربی کشور و فعال شدن هستههای تروریستی در داخل، سپس در مرحله پنجم، قرار بود در چند استان مرزی خطوط درگیری تثبیت شود و شرایطی برای تجزیه تدریجی برخی مناطق کشور فراهم شود، هدف نهایی نیز شبیه آن چیزی بود که پیشتر در سوریه، لیبی و عراق دنبال شده بود، در نهایت نیز در مرحله ششم، زیرساختهای حیاتی کشور شامل مراکز نظامی، اقتصادی، انرژی و خدماتی بهطور گسترده هدف قرار میگرفت تا کشور وارد مرحله فرسایش و فروپاشی شود.
وی درباره موضوع هستهای اظهار کرد: در این حوزه سه هدف اصلی دنبال میشد، هدف نخست آسیب زدن به تأسیسات هستهای بود، هدف دوم از بین بردن ذخایر مواد غنیشده و هدف سوم نیز شکستن اراده ملی ایرانیان برای ادامه مسیر غنیسازی و فناوری هستهای بود.
تحلیلگر مسائل سیاسی افزود: درباره تأسیسات هستهای باید توجه داشت که بخش مهمی از این تأسیسات در عمق زمین قرار دارد، حتی قدرتمندترین بمبهای سنگرشکن دنیا نیز محدودیتهای مشخصی در میزان نفوذ دارند، به همین دلیل نیز بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند که رسیدن به بخشهای اصلی و حیاتی این مراکز بسیار دشوار است، از سوی دیگر، اگر مواد غنیشده در همان نقاط مورد اصابت قرار گرفته بود، آثار و نشانههای آن باید به وضوح قابل مشاهده میبود. به همین دلیل نیز همچنان بحث درباره محل نگهداری این مواد و سرنوشت آنها ادامه دارد.
وی گفت: هدف دوم یعنی نابودی ذخایر مواد غنیشده نیز محقق نشد. به همین دلیل است که همچنان در مذاکرات و مباحث بینالمللی، موضوع مواد غنیشده ایران بهعنوان یکی از اصلیترین محورهای اختلاف مطرح است، اگر این مواد از بین رفته بود، دیگر موضوعیتی برای این حجم از بحث و چالش وجود نداشت.
خوشچشم با بیان اینکه مهمترین هدف، شکستن عزم و اراده ملی ایرانیان بود، خاطرنشان کرد: آنان میخواستند به جامعه ایران القا کنند که ادامه مسیر هستهای هزینهزا است و باید از آن عقبنشینی کرد، با این حال نتیجه برعکس شد، نهتنها این اراده تضعیف نشد، بلکه در سطح افکار عمومی و نهادهای تصمیمگیر نیز تأکید بیشتری بر حفظ حقوق هستهای کشور شکل گرفت.
وی با اشاره به تحولات حوزه نظامی گفت: در بخش موشکی نیز دشمن تلاش کرد زیرساختهای مرتبط با این حوزه را هدف قرار دهد، اما در مقابل، ایران نیز مراکز راهبردی رژیم صهیونیستی را مورد هدف قرار داد. بخشی از این اهداف، مراکز علمی و فناوری بودند که نقش مهمی در توسعه فناوریهای پیشرفته و صنایع نظامی این رژیم دارند، حمله به این مراکز نشان داد که معادله تنها محدود به مراکز نظامی نیست و زیرساختهای علمی و فناوری نیز در موازنه قدرت نقش تعیینکننده دارند.
تحلیلگر مسائل سیاسی افزود: یکی از نکات مهم جنگ اخیر، نمایش توانایی ایران در عبور از لایههای متعدد پدافندی بود، رژیم صهیونیستی از مجموعهای از پیشرفتهترین سامانههای دفاعی جهان بهره میبرد که شامل سامانههای مختلف رهگیری در ارتفاعها و بردهای متفاوت است، با این حال، توانمندیهای موشکی ایران توانست بخشی از این موانع را پشت سر بگذارد و اهداف مورد نظر را مورد اصابت قرار دهد.
وی ادامه داد: این دستاورد یکشبه به دست نیامده است، پشت این توانمندی، دههها تلاش متخصصان داخلی قرار دارد؛ افرادی که در شرایط تحریم، فشار، محدودیتهای شدید فناوری و حتی ترور دانشمندان و فرماندهان، مسیر توسعه توان دفاعی کشور را ادامه دادند، امروز نتیجه آن تلاشها در میدان قابل مشاهده است.
خوشچشم با اشاره به فعالیتهای نیروهای مسلح و مجموعههای دفاعی کشور اظهار کرد: فاصله میان عملیاتهای مختلف سالهای اخیر، به دورهای برای بازبینی، رفع نقاط ضعف و ارتقای توانمندیها تبدیل شد. متخصصان کشور در حوزههای موشکی، پهپادی و دفاعی بهصورت شبانهروزی فعالیت کردند. بسیاری از این افراد ماهها در شرایط سخت کاری و امنیتی مشغول فعالیت بودند تا ظرفیتهای جدید دفاعی کشور توسعه پیدا کند.
وی افزود: بخشی از موفقیتهای امروز حاصل همین تلاشهای مستمر است، روند پیشرفت فناوریهای دفاعی کشور در سالهای اخیر نشان میدهد که مجموعههای فعال در این حوزه توانستهاند تجربیات عملیاتی را به سرعت به محصولات و توانمندیهای جدید تبدیل کنند.
تحلیلگر مسائل سیاسی مهمترین شکست طرف مقابل را در حوزه اجتماعی و جنگ شناختی دانست و گفت: تصور آنان این بود که همزمان با فشار نظامی، جامعه ایران نیز دچار شکاف و آشوب خواهد شد، رسانههای مختلف نیز شبانهروز روی این مسئله کار میکردند، اما آنچه اتفاق افتاد، برخلاف این محاسبات بود.
وی ادامه داد: حتی بسیاری از افرادی که ممکن است نسبت به برخی مسائل داخلی انتقاد داشته باشند، در برابر تهدید خارجی موضع متفاوتی به کار گرفتند، در واقع بخش قابل توجهی از جامعه ایران این موضوع را نه یک اختلاف داخلی، بلکه مسئلهای مرتبط با امنیت و تمامیت ارضی کشور تلقی کرد، همین مسئله موجب شد یکی از اصلیترین پایههای سناریوی طراحیشده با شکست روبهرو شود.
خوشچشم تأکید کرد: محاسبه آنان این بود که مجموعه این مراحل در مدت کوتاهی به نتیجه برسد، اما نهتنها چنین اتفاقی رخ نداد، بلکه به تدریج شرایط به گونهای پیش رفت که موازنه به نفع ایران تغییر کرد، در ادامه نیز درخواستهای مختلفی برای توقف درگیریها و کاهش تنشها مطرح شد که نشاندهنده تغییر شرایط نسبت به محاسبات اولیه بود.
وی گفت: آنچه امروز بهعنوان مهمترین مؤلفه قدرت جمهوری اسلامی ایران شناخته میشود، ترکیب توان دفاعی و انسجام اجتماعی است، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که هرگاه مردم و نیروهای مسلح در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، امکان تحقق سناریوهای طراحیشده علیه کشور از بین رفته است، به همین دلیل نیز، آینده این تقابل بیش از هر چیز به حفظ همین دو مؤلفه تداوم توان بازدارندگی و حفظ انسجام ملی وابسته خواهد بود.
نظر شما