به گزارش خبرگزاری ایمنا، در طول تاریخ، واقعه عاشورا همواره فراتر از یک رویداد تاریخی یا آیین سوگواری تفسیر شده است؛ بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران معتقدند راز ماندگاری نهضت امام حسین (ع) در این است که پیام آن به یک مقطع زمانی محدود نمانده و توانسته است در دورههای مختلف، الهامبخش رفتارهای فردی و اجتماعی باشد.
عزاداری حسینی در فرهنگ شیعی تنها ابراز اندوه برای یک حادثه تلخ نیست، بلکه بستری برای بازخوانی مفاهیمی همچون عدالتخواهی، عزت، مسئولیتپذیری و مقاومت در برابر ظلم به شمار میرود.
در چنین نگاهی، هیئتها و آیینهای عزاداری علاوه بر کارکردهای مذهبی، نقش مهمی در شکلگیری هویت جمعی، تقویت سرمایه اجتماعی و حفظ انسجام جامعه ایفا میکنند، موضوعی که بهویژه در شرایطی که جوامع با چالشهای فرهنگی، رسانهای و جنگهای شناختی روبهرو هستند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اینکه چگونه فرهنگ عاشورا میتواند به تقویت روحیه استقامت و حضور اجتماعی منجر شود و چه نسبتی میان مفاهیم عاشورایی و مسائل امروز جامعه وجود دارد، از سوی دیگر در سالهای اخیر مفهوم «سوگ حماسی» بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته است، مفهومی که بر این باور استوار است که عزاداری برای امام حسین (ع) تنها به اشک و اندوه ختم نمیشود، بلکه میتواند منشأ حرکت، آگاهی و کنش اجتماعی باشد.
برخی صاحبنظران معتقدند یکی از مهمترین کارکردهای مکتب عاشورا، تبدیل اندوه به اراده و حفظ روحیه امید و ایستادگی در جامعه است، ظرفیتی که در مقاطع مختلف تاریخی خود را در قالب همبستگی اجتماعی، مشارکت مردمی و مقاومت در برابر فشارها و تهدیدها نشان داده است.
بازخوانی سیره اهلبیت (ع) با نگاهی تمدنی و توجه به نقش جهاد تبیین در رویارویی با جنگ روایتها و نبردهای شناختی، از دیگر مباحثی است که در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است.
اینکه هیئتهای مذهبی چگونه میتوانند علاوه بر ایفای نقش دینی و فرهنگی، به پایگاهی برای تقویت آگاهی عمومی، افزایش تابآوری اجتماعی و تحکیم پیوندهای اجتماعی تبدیل شوند، پرسشی است که پاسخ آن را میتوان در نسبت میان فرهنگ عاشورا و نیازهای جامعه امروز جستوجو کرد.

سوگ حماسی؛ جوهره مکتب سیدالشهدا(ع)
حسینعلی کاظمی، کارشناس مذهبی درباره پیوند عزاداری حسینی و تحولات اجتماعی امروز اظهار میکند: برای درک آنچه امروز در کف خیابانهای ایران و در میان هیئتهای عزاداری رخ میدهد، باید ابتدا به ماهیت عزاداری حسینی بازگشت.
وی میافزاید: در طول تاریخ همواره جریانهایی تلاش کردهاند عاشورا را به یک سوگ عاطفی و تراژدی غمانگیز تقلیل دهند؛ سوگی که خروجی آن تنها اشک ریختن و بازگشت به زندگی عادی باشد، اما مکتب سیدالشهدا (ع) چنین ماهیتی ندارد.
این کارشناس مذهبی عنوان میکند: آنچه امروز در جامعه مشاهده میکنیم تجلی کامل «سوگ حماسی» است، سوگی که به جای خاموش کردن انسان، در او انگیزه، حرکت و اراده ایجاد میکند.
کاظمی اضافه میکند: در این نگاه، اشک و حماسه در برابر یکدیگر قرار ندارند، بلکه مکمل هم هستند و عزاداری به بستری برای پایداری و ایستادگی تبدیل میشود.
وی خاطرنشان میکند: هنگامی که جامعه شخصیتی را از دست میدهد که تمام حیات فکری و عملی خود را بر پایه مکتب عاشورا بنا کرده، طبیعی است که نوع رویارویی مردم با این فقدان نیز رنگ و بوی همان مکتب را به خود بگیرد و به همین دلیل حضور مستمر و پرشور مردم در صحنه را نمیتوان تنها یک واکنش احساسی یا مقطعی دانست.
معاون پژوهش موسسه امیربیان اصفهان تصریح میکند: حضور گسترده مردم در عرصههای اجتماعی و فرهنگی نشان میدهد که این داغ و اندوه، نه موجب انفعال، بلکه عامل تقویت اراده و انسجام اجتماعی شده است و این حضور را باید در امتداد همان فرهنگ عاشورایی تحلیل کرد که از دل سوگ، روح مقاومت و ایستادگی را بازتولید میکند.
«مثلی لایبایع مثله» یک قاعده همیشگی
کاظمی با اشاره به یکی از مهمترین پیامهای عاشورا اظهار میکند: حضرت سیدالشهدا (ع) در واقعه عاشورا نفرمودند «منِ حسین با یزید بیعت نمیکنم» بلکه فرمودند «کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمیکند» که این عبارت یک موضع شخصی نیست، بلکه یک قاعده دائمی و فراتاریخی برای جبهه حق در برابر جبهه باطل است.
وی میگوید: درک صحیح این قاعده موجب میشود که عاشورا تنها یک حادثه تاریخی تلقی نشود، بلکه به عنوان الگویی ماندگار برای رویارویی با ظلم، استکبار و بیعدالتی در طول تاریخ مورد توجه قرار گیرد.
این کارشناس مذهبی خاطرنشان میکند: عزاداری متفاوتی که امروز در جامعه مشاهده میشود، ریشه در همین فهم دارد؛ مردم تنها برای یک فقدان عزاداری نمیکنند، بلکه پایبندی خود را به همان منطق و همان مکتب اعلام میکنند، منطقی که سازش با ظلم را نمیپذیرد و بر حفظ عزت و استقلال تأکید دارد.
کاظمی معتقد است: یکی از مهمترین پیامهای این حضور اجتماعی آن است که خون شهید نهتنها موجب توقف یک حرکت نمیشود، بلکه میتواند به عاملی برای تقویت روحیه، غیرت، شجاعت و استمرار مسیر تبدیل شود.

«دو امام مجاهد» و نگاه تمدنی به سیره اهلبیت (ع)
وی خاطرنشان میکند: از مهمترین آسیبها، نگاه تکساحتی به زندگی ائمه اطهار (ع) است، در بسیاری موارد هر امام به صورت جداگانه و بدون توجه به پیوستگی راهبردی سیره آنها تحلیل میشود.
معاون پژوهش موسسه امیربیان اصفهان تصریح میکند: کتاب «دو امام مجاهد» که برگرفته از تحلیلها و بیانات رهبر معظم انقلاب است، تلاش میکند این خطای راهبردی را اصلاح کند و نشان دهد که صلح امام حسن (ع) و قیام امام حسین (ع) دو راهبرد متفاوت برای تحقق یک هدف واحد بودهاند.
کاظمی ادامه میدهد: در این نگاه، هر دو امام در مسیر حفظ اسلام، صیانت از جامعه اسلامی و زمینهسازی برای تمدنسازی حرکت کردهاند و تفاوت روشها ناشی از تفاوت شرایط تاریخی و نه تفاوت در هدف و آرمان بوده است.
مقاومت؛ فراتر از میدان نظامی
وی درباره مفهوم مقاومت اظهار میکند: زمانی که نگاه تمدنی به سیره اهلبیت (ع) شکل بگیرد، روشن میشود که مقاومت تنها به عرصه نظامی محدود نیست بلکه پیش از آنکه یک پدیده نظامی باشد، یک واقعیت فرهنگی، اجتماعی و تمدنی است.
این کارشناس مذهبی عنوان میکند: آنچه در عرصه اجتماعی مشاهده میشود، جلوهای از همین مقاومت است؛ مقاومتی که در برابر تلاش دشمن برای ایجاد ناامیدی، بیاعتمادی و انفعال شکل میگیرد و سرمایه اجتماعی را حفظ میکند.
کاظمی میگوید: مکتب اهلبیت (ع) به ما میآموزد که در شرایط مختلف، راهبردهای متفاوتی قابل بهکارگیری است؛ گاهی نرمش قهرمانانه و جهاد تبیین ضرورت پیدا میکند و گاهی ایستادگی عاشورایی، اما در هیچیک از این شرایط، تسلیم و سازش جایگاهی ندارد.
جهاد تبیین؛ مهمترین سلاح در جنگ شناختی
وی اضافه میکند: امروز در میانه یک جنگ شناختی گسترده قرار داریم، جنگی که هدف آن تغییر ادراک مردم، تضعیف امید اجتماعی و ایجاد شکاف میان جامعه و ساختارهای حاکمیتی است.
کارشناس مذهبی میگوید: در چنین شرایطی باید از موضع تدافعی خارج و با رویکردی فعال وارد میدان شد؛ مهمترین ابزار این حضور فعال نیز جهاد تبیین و تلاشی برای روشن کردن واقعیتها، افزایش آگاهی عمومی و مقابله با روایتهای تحریفشده است.
کاظمی تصریح میکند: در این میدان با گروههای مختلفی روبهرو هستیم؛ از جریانهای معاند گرفته تا افراد مرعوب، تقلیلگرا یا بیتفاوت؛ رویارویی با هریک از این گروهها نیازمند رویکردی مبتنی بر گفتوگو، اقناع و امیدآفرینی است.
وی ادامه میدهد: تقویت هویت ملی، ترویج فرهنگ مواسات، برجستهسازی الگوهای وحدتبخش و تأکید بر نقاط مشترک اجتماعی از جمله راهکارهایی است که میتواند انسجام جامعه را تقویت کند.

هیئتها؛ پایگاههای انسجام اجتماعی
معاون پژوهش موسسه امیربیان اصفهان عنوان میکند: هیئتهای مذهبی و خیمههای حسینی تنها محل برگزاری مراسم عزاداری نیست، بلکه ظرفیتهایی مهم برای ارتقای آگاهی عمومی، تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش تابآوری جامعه به شمار میرود.
کاظمی میافزاید: لازم است از این ظرفیت برای ارتقای سواد رسانهای، تبیین واقعیتها و تقویت روحیه همبستگی استفاده شود، در اینصورت جامعه توان بیشتری برای عبور از چالشها و مقابله با جنگ شناختی خواهد داشت.
وی تأکید میکند: تحولات امروز را نباید تنها یک رخداد مقطعی تلقی کرد؛ بسیاری از دگرگونیهای بزرگ تاریخی در بستر همین مقاومتهای اجتماعی و فرهنگی شکل گرفتهاند و آینده نیز از دل همین ایستادگیها و سرمایههای اجتماعی رقم خواهد خورد.

به گزارش ایمنا، شاید راز ماندگاری عاشورا در همین باشد که هیچگاه در گذشته متوقف نشده است، واقعهای که قرنها از وقوع آن میگذرد، همچنان توانایی آن را دارد که درباره مسائل امروز سخن بگوید، الهامبخش کنش اجتماعی باشد و مفاهیمی همچون عزت، مسئولیت و استقامت را در زندگی جمعی بازآفرینی کند.
به همین دلیل است که محرم برای بسیاری تنها فصل سوگواری نیست؛ فرصتی برای بازخوانی ارزشهایی است که میتوانند در رویارویی با چالشهای امروز راهگشا باشند.
نظر شما