به گزارش خبرگزاری ایمنا، محرم ۱۴۰۵ هم از راه رسید؛ محرم الحرام ۱۴۴۸ هجری قمری، حدود ۱۴۰۰ سال از عاشورا میگذرد، ۱۴۰۰ سال از مظلومانهترین شهادت تاریخ میگذرد و غم حسین (ع) همچنان داغ و جوشان است؛ سوگ حسین (ع) پس از ۱۴ قرن همواره جگر سوز است و دل را بی تاب میکند؛ ما هم که شیعه امیرالمومنین و خاندان عصمت و طهارتیم، دلهایمان نازک است، تاب غم مولایمان را نداریم؛ میگویند شیعیان اگر سه بار نام حسین (ع) را بشنوند، اشکهایشان جاری میشود، راست میگویند، نام حسین (ع) خودش روضه است، نیاز به طول و تفسیر بیشتر ندارد، برای ما یک نام حسین (ع) غوغا میکند.
غم حسین (ع) در گوشت و استخوان ما ریشه دوانده است، یعنی دست خودمان نیست، وقتی نام او را میشنویم، گویی کسی دست میبرد در اعماق وجودمان و یک زخم کهنه را دستکاری میکند، دردش جگرسوز است، کل وجودت را درد پر میکند.
اما امسال دردها و زخمهایمان تازه شدند، استخوان دیگری در زخممان فرو رفت، داغ تازهای بر وجودمان افزوده شد؛ غمی از جنس از دست دادن امام که نه ولی با رنگ وبویی از او؛ غمی که گوشه کوچکی از غم شهادت امام حسین را برای ما زنده کرد؛ شهادت رهبر عزیزمان در میانه رمضان امسال برای ما تداعی گوشه کوچکی از عاشورا بود، داغی بر دلمان گذاشت جگرسوز، بغضی بر گلویمان نهاد نفسگیر، ویرانمان کرد؛ البته که همواره گفتهایم و میگوییم «لا یوم کیومک یا اباعبدالله»، غم شما کجا و غمهای دیگر کجا؟ مصیبت شما کجا و مصیبتهای دیگر کجا؟
از بغض گفتم، آن بغض نفسگیر که بیخ گلویمان را چسبید، آن بغضی که آرام نشد، خالی نشد و همچنان راه نفس را برایمان بسته است، همان بغضی که صد و چند روز است ولمان نکرده و نمیکند، همان بغضی که کینه شد، نفرت شد، فرود آمد در دستهایمان، در مشتهایمان، در فریادهایمان، در شبهایی که زندگیمان خیابان شد.
اما اکنون محرم آمده است، ماه عزای سیدالشهدا (ع)، ماه ماتم سرور و سالار شهیدان؛ اکنون ماه عزا و ماتم ما فرا رسیده است، اکنون زمان خالی شدن بغضهایمان است، زمان فریاد زدن، بر سر و سینه کوبیدن، اشک ریختن و ماتم گرفتن؛ اکنون وقت آن رسیده که یک بغض صد روزه را خالی کنیم، البته که با نام و یاد حسین (ع)؛ همانطور که امام رضا (ع) روز اول محرم به ریان بن شبیب فرمودند: «یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ شَبِیهُونَ؛ یعنی که یابنشبیب! اگر میخواهی گریه کنی، بر حسین بن علی ابن ابیطالب گریه کن؛ زیرا او را همچون گوسفند ذبح کردند و هجده نفر از بستگانش به همراهش شهید شدند که در روی زمین نظیر نداشتند.»
و چه زیبا سرود یوسف رحیمی:
در هر مصیبت و محنی فَابکِ لِلحُسَین
در هر عزای دلشکنی فَابکِ لِلحُسَین
در خیمه مراثی و اندوه اهلبیت
قبل از شروع هر سخنی فَابکِ لِلحُسَین
در مکتب ارادت اِبنشبیبها
همناله با اَباالحسنی فَابکِ لِلحُسَین
إن کُنتَ باکیاً لِمُصابٍ کَأنبیاء
فِی الإبتلاءِ و الحَزنِ فابکِ لِلحُسَین
شبهای جمعه مثل ملائک میان عرش
با بوی سیب پیرهنی فَابکِ لِلحُسَین
در تندباد حادثهای گر کبود شد
بال نحیف یاسمنی فَابکِ لِلحُسَین
دیدی اگر میان هیاهوی تشنگی
طفلی و لببههمزدنی! فَابکِ لِلحُسَین
لبتشنه جان سپرد اگر عاشقی غریب
یا روی خاک ماند تنی فَابکِ لِلحُسَین
گرم طواف، نیزه و شمشیر و تیرها
دور شهید بیکفنی فَابکِ لِلحُسَین...
با نعل تازه جای دگر غیر کربلا
تشییع شد مگر بدنی؟ فَابکِ لِلحُسَین
رحمی نکردهاند در آن غارت غریب
حتی به کهنه پیرهنی فَابکِ لِلحُسَین
نظر شما