به گزارش خبرگزاری ایمنا، تاریخ انقلاب اسلامی ایران، دفتر سرخی از ایستادگی و تقابل ناگزیر حق و باطل در برابر زیادهخواهی مستکبران و قدرتهای سلطهگر است؛ مواجههای عاشورایی که به گواهی تاریخ و ثبت ۱۱۴۲ نبرد بزرگ و کوچک این مرز و بوم از دوران باستان تا کنون، همواره ماهیتی «دفاعی» و ستمستیزانه داشته است.
دشمنان این خاک پاک، هرگاه طمع هجوم بر ایرانزمین را در سر پروراندند، با پتک کوبنده اراده فولادین ملت خداباور برخورد کردند. این پدیده مبارک، پس از وقوع معجزه قرن یعنی انقلاب اسلامی، ابعادی وسیعتر و عمیقتر به خود گرفت و به یک رویارویی همهجانبه میان استکبار جهانی و امت بپاخاسته ایران تبدیل شد؛ کارزاری بزرگ که هدف شوم آن، نابودی الگوی الهامبخش نظام اسلامی و درس عبرت ساختن از آن برای سایر ملتهای بیدارشده جهان بود، اما در عمل به سه مرحله تاریخی از دفاع مقدس منجر شد که هر گام آن، توازن قوای منطقهای را به سود جبهه حق تغییر داد.
مرحله نخست این نبرد، حماسه باشکوه دفاع مقدس هشتساله بود؛ روزگاری که تمام بلوکهای قدرت غربی و شرقی با پرچم و نیابت دژخیم بعثی، صدام حسین، به ایران سرافراز تاختند تا نهال نوپای انقلاب را در نطفه خفه کنند؛ اما ترکیب ایمان بیکران یک ملت مکتوب در مکتب عاشورا و پویایی آرمانهای خمینی کبیر (ره)، معادلات مادی را در هم شکست و فتوحات ماندگاری چون حماسه سوم خرداد و آزادی خرمشهر را رقم زد؛ فتوحاتی که فتح ارزشهای الهی بود.
طراحی جسورانه نابغه جهادی، شهید حسن باقری و ورود لشکر مخلص نیروهای مردمی به میدان، پشتوانه تئوریک «اتکا به توان داخلی» را پایهگذاری کرد تا این تفکر انقلابی از جبلعامل و عراق تا فلسطین و یمن تکثیر شود و هیمنه جهانی دوقطبی را به لرزه درآورد.

با تغییر نظم بینالمللی، فرعونهای زمان در خیال خام خود مشکلات اقتصادی و تحریمها را نشانه ضعف پنداشتند و مرحله دوم جنگ تحمیلی را رقم زدند.
در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، رژیم سفاک صهیونیستی با حمایت بیقید و شرط شیطان بزرگ، دست به شبیخونی بزدلانه علیه تاسیسات هستهای و نظامی ایران اسلامی زد؛ جنگی ۱۲ روزه که با پاسخ صاعقهوار و دندانشکن «وعده صادق» و غرش موشکهای بومی سجیل و خیبرشکن، هیمنه پوشالی متجاوز را در هم کوبید و آنان را ذلیلانه وادار به پذیرش آتشبس کرد.
خصومت کفر جهانی به این حد محدود نماند و در نهم اسفند ۱۴۰۴ با آغاز «جنگ رمضان» وارد مرحله سوم و فاز یک جنگ تمامعیار ۴۰ روزه شد؛ شبیخونی کینهتوزانه به کانون مذهبی و فرهنگی کشور که شهادت مظلومانه چهرههای شاخص کشوری و لشگری و در رأس آنها، رهبر شهید و مقتدای مظلوم انقلاب شهید آیتالله سیدعلی خامنهای را به همراه داشت؛ شهادتی که خون تازه در رگهای امت جاری ساخت.
این سه مرحله، فراتر از یک درگیری نظامی، یک «جنگ تمدنی و هویتی» ذیل تقابل ایران اسلامی با غرب استعماری و استعمار فرانو است. امروز به اذعان اندیشکدههای غربی، تکثیر اراده شهادتطلبانه دوران خرمشهر در کالبد یک ملت ۹۰ میلیونی مجهز به فناوریهای پیشرفته، محاسبات استکبار را به بنبست کشانده است؛ تا جایی که نظریهپردازانی چون مرشایمر تقابل آخر را «بزرگترین اشتباه فاجعهبار تاریخ سیاست خارجی آمریکا» نامیدهاند.
دکترین دفاعی ما ثابت کرد که مجهز شدن به سهضلعی در هم تنیده «اسلام، ایران و انقلاب»، ملت را به هویت متعالی و آزادی حقیقی رسانده و شهادت در راه وطن را معنایی مذهبی و تمدنی بخشیده است.
در همین راستا، برای واکاوی ریشهها، ابعاد ژئوپلیتیک و سناریوهای پیشروی این نبرد تمدنی، به ویژه پس از جنگ رمضان و بازخوانی الگوی حماسه سوم خرداد، خبرگزاری ایمنا میزگردی تخصصی با حضور اساتید و کارشناسان حوزه راهبردی و پیشکسوتان دفاع مقدس برگزار کرده است. در این نشست، آقایان احمد علیرضایی (پیشکسوت و فرمانده دوران دفاع مقدس و تحلیلگر نظامی)، سیدمصطفی سجاد (رزمنده دفاع مقدس و کارشناس حوزههای نظامی و سیاسی) و حسین سالمی (رزمنده و کارشناس مسائل سیاسی و دفاعی) به بازخوانی هندسه نبرد، دکترین بازدارندگی و تکامل دکترین دفاع در سه جنگ تحمیلی پرداختهاند که مشروح این میزگرد را در ادامه میخوانید.
ایمنا: برخی معتقدند ریشهها، اهداف و حتی محاسبات دشمن در هر سه جنگ تحمیلی علیه ایران شباهتهای قابل توجهی داشته است؛ تحلیل شما از این دیدگاه چیست و این اشتراکات را در چه مؤلفههایی میتوان مشاهده کرد؟
ریشههای عقیدتی یک نبرد طولانی
علیرضایی: برای تبیین این موضوع باید به ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی بازگردیم. دشمنان این نهضت نوپا -در رأس آنها صهیونیستها با نفوذ گسترده در ایالات متحده- برنامهریزی هدفمندی را برای مقابله با ایران در دستور کار قرار دادند. این تقابل در ماهیت خود بیش از آنکه سیاسی یا نظامی باشد، ریشه در مسائل عقیدتی و فکری داشت. ارتش رژیم صدام با پشتیبانی قدرتهای جهانی به ایران حمله کرد و همزمان در مناطق مختلف کشور نیز آشوبهایی شکل گرفت. حوادث کردستان و درگیریهای پیش از جنگ، بخشی از همان روند دفاعی محسوب میشود؛ جایی که شخصیتهایی همچون شهید خرازی، شهید بابایی و شهید کاظمی نقشآفرینی کردند.

خاطرهای از شباهت ادبیات بعثیها و داعش
این نوع جنگ محدود به دوران دفاع مقدس نبود. در درگیریهای منطقهای سالهای اخیر، از جمله در جنوب حلب، مشاهده میشد که گروههای تکفیری مانند داعش نیز دقیقاً از همان ادبیات ارتش بعث استفاده میکردند؛ یعنی برچسبهایی همچون «کافر»، «مجوس»، «رافضی» یا «فارس». این شباهت نشان میدهد همان ساختار فکری و آموزشی که برای ارتش عراق طراحی شده بود، در قالبهای جدید تکرار شد.
در ۴۷ سال گذشته، جمهوری اسلامی همواره با انواع جنگهای سخت و نرم مواجه بوده است. هدف اصلی این فشارها تغییر اصل نظام و ساختار فکری انقلاب بود. هر چند سال یکبار با ایجاد بحرانها و فتنهها تلاش شد این مسیر دچار اختلال شود؛ اما این پروژهها به نتیجه نرسید. ایران بهعنوان کشوری برخوردار از منابع متنوع، همواره مورد طمع بوده و این موضوع در اقدامات خصمانه نقش داشته است.
اتاق فرمان واحد دشمن از کردستان تا تلآویو
سجاد: میتوان گفت که اتاق فرمان جنگ علیه ایران از ابتدا تا امروز یکی بوده است. یعنی شما وقتی قبل از جنگ وارد کردستان میشوید، با قتلعام مردم و کشتار و به شهادت رساندن آنان مواجه میشوید که اهدافشان ایجاد ترس و وحشت و حاکم کردن فضای رعب بوده است. سپس به کودتای نوژه میرسیم.
در اسنادی آمده است که اگر این کودتا موفق میشد، از ۳۶ میلیون جمعیت ایران حداقل باید ۳ میلیون نفر کشته میشدند. بعد از شکست کودتا، بحث درگیری با رژیم بعث عراق مطرح میشود و وقتی زور او میرسد، بهصورت عمدی وارد عمل میشود و شهرها را هدف موشکی قرار میدهد و شهرهای مرزی را نیز مورد حمله قرار میدهد.
ادامه که میدهیم، میبینیم در دفاع مقدس اول، دوم و دفاع مقدس سوم — که تأکید ما بر استفاده از عنوان «جنگ رمضان» برای جنگ تحمیلی سوم است، در همه این مقاطع مشاهده میکنیم که دشمن با این امید وارد شد که پایگاهها، نیروهای مسلح، فرماندهان و دانشمندان را هدف قرار دهد تا رهبری تضعیف شود و کشور با جنگ فروبپاشد و مردم به خیابانها بیایند و فشار و شورش ایجاد شود، اما وقتی مردم نیامدند، اقدام به تسویهحساب با مردم کردند.
در واقع، همه این اقدامات از گروهکهای کردستان آغاز شد. سپس کودتای نوژه و در این مدت هم فتنه برخاسته از پهلوی مطرح شد، مشاهده میکنیم که همه اینها در نهایت به کشتار مردم ختم میشود.
اگر به خارج از مرزها نیز نگاه کنیم، میبینیم داعش در هر کجا وارد شد، میدان، صحنه تکرار همان الگوهای انتقام از مردم بود. همه اینها نشان میدهد که اتاق فرمان یکی است و مرکز فرماندهی واحدی دارد. این نکتهای است که مردم باید به آن توجه کنند و غافل نشوند؛ نباید بگویند صدام تمام شد. صدام ادامه دارد. کومله تمام شدنی نیست، هنوز ادامه دارد. پهلویها هم هنوز ادامه دارند. این مرکز فرماندهی و این جریانهای باطل همه از یک جا مدیریت میشود.

محاسبات غلط غربیها درباره گسست مردم و حاکمیت
سالمی: دشمن در طول این سالها هرگاه اقدام به ایجاد جنگ، اغتشاش و فتنه کرده، بر این تصور بوده که ملت ایران نسبت به نظام و رهبری دچار گسست خواهند شد و به جبهه مقابل خواهند پیوست. اما آنچه رخ داده خلاف این تصور بوده و این امر ناشی از ریشههای اعتقادی ملت و نقش محوری ولایت فقیه است که همواره امید دشمنان را به یأس تبدیل میکند. همانگونه که امام راحل (ره) فرموده بودند، دشمن برای افقهای زمانی بلندمدت برنامهریزی میکند.
در جنگ تحمیلی اول، صدام به نمایندگی از جبهه کفر جهانی وارد عمل شد و طیف گستردهای از کشورها، از اروپا تا ایالات متحده، به اشکال مختلف از او حمایت میکردند. از منظر جغرافیایی، در جنگ هشتساله بخش محدودی از کشور درگیر جنگ مستقیم بود و مساحت درگیری در مقایسه با گستره کل کشور، به حدود کمتر از ۱۶ هزار کیلومتر مربع میرسید، اما در درگیریهای جدیدتر در جنگ تحمیلی دوم و سوم دامنه تهدید بسیار گستردهتر بوده و مراکز حساس نظامی، علمی و زیرساختی در سراسر کشور هدف قرار گرفتهاند.
هندسه نبرد؛ تفاوتهای تاکتیکی و تکنولوژیکی گذشته و حال
ایمنا: در مقایسه سه جنگ تحمیلی علیه ایران، چه عوامل مشترکی موجب موفقیت ایران در عبور از این بحرانها شده است؟
پیوند معنوی عاشورا و جبههها
علیرضایی: در دفاع مقدس اول، صحنه جنگ بیشتر محدود به استانهای مرزی بود، اما در دفاع مقدس دوم و سوم، صحنه درگیری ماهیت منطقهای پیدا کرد. در جنگ تحمیلی اول، یکی از محورهای اساسی در تبیین تئوریک این ایستادگی، مسئله «پیوند معنوی و فکری میان عاشورا و دفاع مقدس» است. این نگاه در ذهن رزمندگان وجود داشت که این دفاع، ادامه همان منطق عاشورایی است. نامگذاری عملیاتها، رمزها (یا زهرا، یا حسین) و پیشانیبندها همگی گواه این پیوند عمیق است.
مستنداتی از فقر تسلیحاتی در برابر دیدهبانهای ماهوارهای
رزمندگان ما در ابتدا در تأمین مهمات سلاحهایی مانند ژ-۳ با کمبود مواجه بودند و بعدها کلاشینکف و آر.پی.جی تأمین شد. توازن تسلیحاتی بههیچوجه به نفع ما نبود. دشمن از ماهوارههای شناسایی بهره میبرد. بر اساس مستندات مسئولان اطلاعاتی بعث، آنها قادر بودند با تصاویر ماهوارهای، آرایش نیروها و حتی تعداد افراد حاضر در یگانها را رصد کنند. در مقابل این فناوری، نیروهای ایرانی با اتکا به ایمان و توان داخلی وارد میدان شدند.
سرّ مخالفت با انرژی اتمی
سجاد: وقتی سوار دوچرخه میشوید و در خیابانها حرکت میکنید. اگر چرخ دوچرخه کوچک باشد، در دستاندازها میافتد و بالا و پایین میشود و آن را کاملاً حس میکنید؛ اما هرچه چرخ بزرگتر باشد، اثر دستانداز کمتر میشود. چرخ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی هرچه بزرگتر بوده، از این وقایع بزرگ بهراحتی عبور کرده است.
بحث تاکتیک جنگ برقآسا که اسراییل در جنگ تحمیلی دوم به کار گرفت، در جنگ جهانی دوم نیز مطرح بود، مانند حمله هیتلر به فرانسه که با همین تاکتیک در ظرف ۶ ساعت فرانسه تسلیم شد، در مقابل، جمهوری اسلامی با قوام کشور و به برکت حضور امام شهیدمان، در همان زمان پایدار ماند. این نشان میدهد که چرخه انقلاب چقدر بزرگ است.

نکته مهم دیگر در این سه جنگ تحمیلی که لازم است به آن اشاره کنم این است که گاهی دشمن زمانی میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد که حرکت او با همراهی و بازتاب رسانهای و تبلیغاتی از سوی برخی افراد همراه شود.
قدرت رسانه و شستشوی مغزی
در واقع مسئله اصلی، نحوه تبلیغات است؛ یعنی زمانی که ذهن افراد از طریق فضای تبلیغاتی شکل داده میشود، سپس همان ذهنیت مبنای فروش و اثرگذاری قرار میگیرد. نمونههایی از این مسئله را در دوران صدام نیز مشاهده کردیم.
رمز و راز خودکفایی
از نگاه شهدا و امام راحل (رحمتالله علیه)، مسیر انقلاب بر پایه رسیدن به خودکفایی بنا نهاده شد و این موضوع به یک مبنای اساسی در عملکرد مسئولان تبدیل شده است.
نمونههایی از این رویکرد را میتوان در صنایع دفاعی مشاهده کرد. برای مثال، در مقطعی برخی کشورها از جمله لیبی، کره شمالی و روسیه، پیشنهادهایی برای تأمین موشک مطرح کردند که در آن زمان قیمت هر موشک مبلغ بالایی داشت. در مقابل، با تلاش متخصصان داخلی، هزینه تولید در داخل کشور بهطور قابل توجهی کاهش یافت. در آن دوره، برخی کشورهای منطقه که دارای زیرساختهای نظامی بودند، پیشنهادهایی برای تأمین تجهیزات نظامی ارائه کردند، اما در نهایت با هدایت و تأکید امام شهیدمان بر سیاست خودکفایی، مسیر بومیسازی در دستور کار قرار گرفت. شهید تهرانیمقدم، شهید حاجیزاده و دیگر فرماندهان با هماهنگی و ارائه گزارش به رهبری، این مسیر را پیگیری کردند و ساخت داخلی به جای خرید خارجی مورد تأیید قرار گرفت.
در کنار بحث خودکفایی، مفهوم «مؤلفه قدرت مردمی» نیز اهمیت ویژهای دارد. در این نگاه، قدرت مردم شامل استفاده از ظرفیتهای تخصصی، فنی و عملیاتی آنان است. برای مثال، در دوران دفاع مقدس، با استفاده از ظرفیتهای داخلی و مردمی در شهرهایی مانند نجفآباد و سایر مراکز صنعتی، بسیاری از نیازهای فنی صنایع نظامی تأمین شد. شهید تهرانیمقدم با بهرهگیری از تخصصهای مختلف و تشکیل تیمهای فنی متنوع، نقش مهمی در توسعه توان موشکی کشور ایفا کرد. در یکی از موارد، پس از شلیکهای اولیه و بروز برخی مشکلات فنی در موشکهای خارجی که داشتیم و برای حل مشکل به نیروهای خارجی احتیاج پیدا کرده بودیم، با همکاری مهندسان مکانیک ایرانی و استفاده از توان داخلی، ظرف مدت کوتاهی اصلاحات لازم انجام و سامانهها بهبود داده شد.

جنگ منطقهای، مولفه قدرت دیگر ایران اسلامی
بحث دیگر مربوط به جنگ منطقهای است که در تحولات اخیر رخ داده و از نگاه برخی تحلیلگران، این موضوع در چارچوب تدبیر و راهبردهای کلان مطرحشده از سوی مقام معظم رهبری قابل بررسی است. ایشان پیشتر اشاره کرده بودند که در صورت آغاز یک جنگ، این درگیری به سطح منطقهای گسترش خواهد یافت و اکنون نیز شواهدی از این روند قابل مشاهده است.
در ادامه این پرسش مطرح میشود که چرا دشمن در شرایط فعلی با جمهوری اسلامی ایران در حوزههای خاصی از جمله فناوری هستهای و توان موشکی مخالفت میکند، در حالی که نسبت به برخی صنایع دیگر مانند فولاد، پالایشگاه یا خودروسازی چنین حساسیتی وجود ندارد. علت این مسئله به ماهیت فناوریهای راهبردی بازمیگردد.
چرا دشمن از نیروی اتمی ایران میترسد؟
در حوزه هستهای و نیروی اتمی، سطح فناوری در مقیاس بسیار پایین و در سطح ذرات و ساختارهای بنیادین ماده (در حد توانهای منفی بسیار بالا) قرار دارد؛ یعنی با فناوری در مقیاس نانو و ساختار اتمی مواجه هستیم. در مقابل، فناوری موشکی در لایهای بسیار پیشرفتهتر و در سطح فناوریهای پیچیده مهندسی قرار دارد. از این منظر، کشورهایی که به این دو حوزه دست پیدا میکنند، عملاً به مجموعه گستردهای از فناوریهای پیشرفته نیز دسترسی خواهند داشت. به همین دلیل، این دو حوزه بهعنوان نقاط اصلی تمرکز فشار و محدودیت از سوی دشمنان انتخاب شدهاند.
به عبارت دیگر، هدف برخی محدودیتها جلوگیری از دستیابی کشورها به لبههای فناوری است؛ زیرا هر کشوری که در حوزه هستهای و موشکی به توانمندی برسد، بهطور طبیعی در سایر صنایع نیز به سطح بالاتری از استقلال صنعتی و فناورانه دست پیدا خواهد کرد.
بر همین اساس، فشارها و محدودیتها بر این دو حوزه متمرکز شده است، نه بر صنایعی مانند فولاد یا پالایشگاهها، زیرا این حوزهها در مقایسه با فناوریهای راهبردی مذکور، در لایههای پایینتر فناوری قرار دارند.
سرریز فناوری از صنایع نظامی به صنایع سنگین و اقتصادی
در این میان، موضوع سرریز فناوری نیز اهمیت ویژهای دارد؛ به این معنا که پیشرفت در صنایع دفاعی و راهبردی، به سایر بخشها از جمله خودروسازی، صنایع سنگین و حتی وزارت دفاع و صنایع وابسته نیز منتقل میشود و موجب ارتقای کلی سطح فناوری کشور میشود. بهعنوان مثال، در صنعت پالایش و تولید بنزین، استفاده از برخی مواد و فناوریهای حساس مانند کاتالیزورها اهمیت حیاتی دارد. این مواد در برخی مقاطع تنها در اختیار تعداد محدودی از کشورها بوده و محدودیتهای جدی در دسترسی به آنها وجود داشته است. با این حال، تلاش متخصصان داخلی موجب شد که بخشی از این فناوریها در داخل کشور بومیسازی شود. این روحیه که ریشه در دوران دفاع مقدس دارد، امروز نیز در بخشهای مختلف صنعتی و دفاعی کشور مشاهده میشود و بهعنوان یک سرمایه انسانی و فرهنگی ارزشمند در پیشبرد اهداف ملی نقشآفرین است.

شجاعت و مقاومت مردم، دیگر مولفه قدرت ایراندر جنگهای تحمیلی
سالمی: مقاومت ایران در برابر ارتش آمریکا و متحدانش در حد یک معجزه تاریخی است. در جنگ هشتساله، ساختارهایی مانند پناهگاه در شهرها و مدارس ایجاد شده بود، اما در جنگ کنونی رفتار اجتماعی مردم در مواجهه با تهدیدات تغییر کرده است. امروز در رژیم صهیونیستی مردم ناچارند در بازههای زمانی طولانی از پناهگاه استفاده کنند، در حالی که در داخل کشور ما، واکنش عمومی مردم مبتنی بر ایستادگی و حضور فعال در صحنه است. جامعه نسبت به وضعیت اقتصادی منتقد است، اما این اعتراضات موجب نشده اصل نظام و انقلاب را کنار بگذارند.
از «تن در برابر تانک» تا شبکه فراملی مقاومت
ایمنا: در مقایسه سه جنگ تحمیلی علیه ایران، مؤلفههای قدرت و بازدارندگی کشور (مانند تجهیزات نظامی و حتی بازوهای نظامی ایران در منطقه مانند گروههای مقاومت)، چه تحولاتی داشته و این تغییرات چه تأثیری بر معادلات نبرد گذاشته است؟
علیرضایی: در ابتدای دفاع مقدس، اصطلاحی رایج بود با عنوان «جنگ تن با تانک» که بیانگر شرایط نابرابر میدان بود. ارتش عراق بر اساس دکترین نظامی شوروی، ساختاری زرهی و سنگین داشت و غرق در تانک و نفربر بود.
حقایق فنی از غولهای زرهی صدام
تانکهای تی-۷۲ که در اختیار عراق بود، زرهی بسیار مقاوم داشتند. خود بنده بارها شاهد بودم که شلیک چندین قبضه آر.پی.جی نیز بر آنها تأثیر نداشت و گلولهها منحرف میشدند. برجک تانک تی-۷۲ دارای آلیاژ خاصی بود که ضخامت آن در برخی بخشها به حدود ۴۸ سانتیمتر میرسید و وزن کلی تانک حدود ۲۲ تن بود.
در این میان، یکی از ابتکارات مهم لجستیکی متعلق به شهید کاظمی بود. ایشان کارخانه لولهسازی بلااستفادهای را در اهواز به بزرگترین مرکز تعمیر و بازسازی تجهیزات زرهی غنیمتی تبدیل کرد. تانکهای آسیبدیده دشمن به این مرکز منتقل، تعمیر و دوباره علیه خود آنها وارد چرخه عملیاتی میشدند.
یکپارچگی خطوط نبرد در جبهه فراملی
سجاد: در ابتدا، جریان مقاومت با محوریت حزبالله لبنان شکل گرفت، سپس این جریان به «محور مقاومت» توسعه یافت و در ادامه به «جبهه مقاومت» تبدیل شد. منظور از جبهه این است که چند محور در کنار یکدیگر قرار میگیرند و به نوعی سد دفاعی برای ایران شکل میدهند. برای توضیح این مفهوم میتوان به تجربه دوران دفاع مقدس اشاره کرد؛ در آن زمان نیز محورهای مختلفی وجود داشت، از جمله لشکر امام حسین (ع)، لشکر ۸ و لشکر ۲۷. مجموعه این محورها در کنار یکدیگر، یک جبهه عملیاتی را تشکیل میدادند و هنگامی که عملیات اجرا میشد، معمولاً تنها بخشی از مرز کشور در این جبهه — مثلاً ۳۰، ۴۰ یا ۵۰ کیلومتر — درگیر عملیات بود.
در مقابل، بخشهای دیگر جبهه باید پوشش داده میشد تا دشمن نتواند از نقاط دیگر نفوذ کرده و خطوط اصلی را دور بزند.

در شرایط امروز نیز میتوان این الگو را بهصورت نمادین درک کرد؛ به این معنا که محور مقاومت نیز در نوعی نقش پشتیبانی و پوشش جبهه را ایفا میکنند، مشابه همان بخشی از جبهه که در گذشته مسئول حفاظت از سایر نقاط بود. اگر در یکی از این محورهای جبهه مقاومت خللی ایجاد شود یا به اصطلاح «سوراخ» شود، امکان دور زدن کل جبهه توسط دشمن وجود خواهد داشت.
به همین دلیل، اهمیت حفظ انسجام در اجزای مختلف جبهه مقاومت بسیار بالا است؛ چراکه در صورت تضعیف یک بخش، سایر بخشها نیز در معرض تهدید قرار میگیرند. برای مثال، اگر حزبالله تضعیف شود، فشار به سایر بخشها مانند حشدالشعبی و یمن نیز منتقل میشود و این روند بهصورت زنجیرهای گسترش مییابد.
منطق قدرت در نظام بینالملل
سالمی: در نظام بینالملل، کشورها بر اساس میزان قدرت خود با احترام یا تهدید مواجه میشوند.
کشورهای ضعیف در معرض طمع قرار میگیرند و کشورهای قوی کمتر مورد تعرض واقع میشوند. اقتدار جمهوری اسلامی ناشی از توانمندی نظامی، نیروی اتمی صلحآمیز، ایستادگی ملت و روحیه خودکفایی است که محاسبات دشمن را تغییر داده است.
این وضعیت موجب شده است که بسیاری از فشارهای خارجی بیاثر شود و سیاستهای تحریمی نتواند اهداف مورد نظر را محقق سازد.
نظر شما