به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، بر اساس یازدهمین نسخه از شاخص «شهرهای پویا» (CIMI) لندن برای پنجمین سال متوالی بهعنوان هوشمندترین و پایدارترین شهر جهان شناخته شد. این شاخص که ۱۸۳ شهر در ۹۲ کشور را در ۹ حوزه کلیدی و با استفاده از ۱۱۵ شاخص مختلف ارزیابی میکند، بهدنبال درک عوامل مؤثر بر پویایی اقتصادی و کیفیت زندگی در مراکز شهری است.
لندن با تکیه بر ترکیبی بینظیر از برتری در سرمایه انسانی، حکمرانی، برنامهریزی شهری و نمایه بینالمللی، توانست جایگاه نخست خود را حفظ کند. در رتبهبندی کلی، نیویورک و پاریس بهترتیب در جایگاه دوم و سوم قرار گرفتند و ادامه ۱۰ شهر برتر را برلین (چهارم)، توکیو (پنجم)، سنگاپور (ششم)، آمستردام (هفتم)، کپنهاگ (هشتم)، سئول (نهم) و پکن (دهم) تشکیل دادند.
بررسی عملکرد شهرها در حوزههای تخصصی نشان میدهد که لندن در شاخصهای نمایه بینالمللی، برنامهریزی شهری، حکمرانی و سرمایه انسانی اول است. نیویورک در حوزه اقتصاد پیشتاز است، در حالی که ادینبورگ در انسجام اجتماعی، ریکیاویک در محیط زیست، هنگکنگ در فناوری و پکن در جابهجایی و حملونقل بهترین عملکرد را دارند. نکته قابلتوجه، صعود چشمگیر پکن از رتبه ۳۰ به ۱۰ طی دو سال اخیر است که دلیل عمده آن شبکه حملونقل پیشرفته این شهر محسوب میشود.

یکی از یافتههای مهم این گزارش، تضاد چشمگیر در عملکرد شهرهای آمریکایی است. نیویورک با وجود قرار گرفتن در رتبه دوم کلی، در شاخصهای انسجام اجتماعی (رتبه ۱۰۴) و محیط زیست (رتبه ۹۳) عملکرد بسیار ضعیفی دارد که نمایی از روند کلی در ایالات متحده آمریکاست. در مقابل، شهرهای آسیا-اقیانوسیه عملکردی متوازنتر دارند و توکیو، سنگاپور، سئول و پکن همه در جمع ۱۰ شهر برتر جای گرفتهاند. ملبورن (۲۳) نیز برترین شهر اقیانوسیه معرفی شد.
در بخش تکمیلی این گزارش، برای نخستین بار شاخص رقابتپذیری پایدار (ICS) معرفی شده است که شهرها را بر اساس ثبات عملکرد در طول زمان و توازن میان ابعاد مختلف رتبهبندی میکند. در این شاخص، زوریخ در جایگاه نخست قرار گرفت و آمستردام، لندن، کپنهاگ و سانتیاگو بهترتیب در رتبههای بعدی هستند. نکته جالبتوجه، سقوط نیویورک از رتبه دوم کلی به ۳۳ در این شاخص بهدنبال نبود تعادل میان قدرت اقتصادی-فناوری و ضعف در پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی است.
پس از یک دهه تحلیل عملکرد شهری، درس اساسی این است که شهرهای پیشروی واقعی، آنهایی هستند که فناوری، حکمرانی باز و چشماندازی بلندمدت را ترکیب میکنند. زندگی در شهرهای بهتر تنها در صورتی ممکن خواهد بود که بخش دولتی، کسبوکارها، سازمانهای مدنی و مؤسسات دانشگاهی همه در این هدف مشترک مشارکت کنند. این شاخص میتواند نقطه شروعی برای طراحی مدلهایی باشد که رفاه انسانی، تابآوری اقتصادی و پایداری زیستمحیطی را متعادل میکنند.

نظر شما