به گزارش خبرگزاری ایمنا از البرز، در ایران محرم تنها یک ماه از تقویم نیست، فصل دلدادگی مردمی است که با زبانها، لهجهها، اقوام و آیینهای متفاوت قرنهاست یک نام را زمزمه میکنند؛ از کوچههای خشتی یزد تا ساحل نیلگون خلیجفارس از دامنههای زاگرس تا جنگلهای شمال، هر شهر روایت خودش را از عاشورا دارد، اما همه این روایتها در یک نقطه به هم میرسند؛ کربلا، جایی که هنوز پس از قرنها قلب ایرانیان برای آن میتپد.
محرم که از راه میرسد، ایران دیگر همان ایران روزهای عادی نیست، انگار دستی نامرئی بر شانه شهرها مینشیند و حال و هوای همه چیز را تغییر میدهد. پرچمهای سیاه آرام آرام بر سردر خانهها قد میکشد، صدای نوحه از بلندگوهای مساجد به کوچهها میریزد و بوی شلهزرد، آش، قیمه و نذری در محلهها میپیچد.
اینجا تنها یک مراسم مذهبی برگزار نمیشود، بلکه میلیونها نفر خاطره، اعتقاد و عشق خود را نسلبهنسل منتقل میکنند. شاید کمتر ملتی را بتوان پیدا کرد که واقعهای تاریخی را پس از چهارده قرن چنین زنده و ملموس زندگی کند.
برای بسیاری از ایرانیان، امام حسین(ع) تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ نماد آزادگی، عدالتخواهی و ایستادگی در برابر ظلم است و همین باور موجب شده است تا محرم در ایران نهتنها یک مناسبت مذهبی، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی مردم باشد، اما زیبایی ماجرا آنجاست که این عشق مشترک، در هر نقطه از ایران چهرهای متفاوت پیدا میکند.

وقتی اندوه را بر تن شهر میپوشند
صبح عاشورا در خرمآباد با بسیاری از شهرهای ایران فرق دارد؛ هنوز آفتاب بهطور کامل از پشت کوههای زاگرس بالا نیامده است که مردم در میدانها و محوطههای مخصوص جمع میشوند، حوضچههای گل آماده است و خاک نرم با آب و گلاب درآمیخته و به تودهای از گل تبدیل شده است.
مردان جوان، پیرمردها و حتی نوجوانان وارد گل میشوند. دستانشان را در گل فرو میبرند و آن را بر سر و صورت و لباسهای خود میکشند. اندک اندک رنگ چهرهها از میان میرود و همه به یک رنگ درمیآیند؛ رنگ اندوه.
صدای نوحههای لری در هوا میپیچد. اشک با گل آمیخته میشود و تصویرهایی خلق میکند که کمتر کسی میتواند بیتفاوت از کنار آن عبور کند؛ اینجا مردم معتقدند که باید غم عاشورا را نهتنها در دل که بر تن خود نیز حمل کنند.
صدای دریا و دمامهایی که شهر را بیدار میکنند
در جنوب ایران محرم با ریتم آغاز میشود، هنوز هوا تاریک است که صدای دمامها در کوچههای بوشهر میپیچد؛ صدایی عمیق، کوبنده و پرهیجان. مردان دمام به سینه بستهاند و با ضرباهنگی هماهنگ، خیابانها را طی میکنند. سنجها در پاسخ دمامها به صدا درمیآیند و موجی از شور و اندوه در شهر به جریان میافتد.
وقتی مراسم سینهزنی حلقهای آغاز میشود، تماشاگر احساس میکند در دل یک نمایش باشکوه و چندصدساله قرار گرفته، عرق بر پیشانی عزاداران نشسته است، صدای نوحه بالا میگیرد و نسیم خلیجفارس از میان جمعیت عبور میکند. اینجا عزاداری تنها شنیده نمیشود؛ حس میشود.

طشتهایی که تشنگی کربلا را روایت میکند
در اردبیل محرم با آب آغاز میشود؛ چند روز مانده به آغاز ماه، طشتهای بزرگ مسی با احترام وارد مساجد میشوند، پیرمردها آنها را بر دوش میگیرند و مردم در سکوت و احترام به استقبالشان میروند.
وقتی آب در طشتها ریخته میشود، بسیاری از نگاهها به سمت آن خیره میماند؛ آب در اینجا نماد فرات است، نماد تشنگی کودکان و زنان خیمههای امام حسین(ع). این آیین قدیمی هر سال هزاران نفر را گرد هم میآورد و خاطره عطش کربلا را زنده میکند.
نخلهایی که بر شانه تاریخ حرکت میکنند
ظهر عاشورا در یزد صحنهای است که شاید در هیچ نقطه دیگری از جهان تکرار نشود. نخلهای عظیم سازههایی چوبی و چند تنی در میان میدانهای تاریخی شهر آماده حرکت هستند؛ هزاران نفر زیر نخل قرار میگیرند، دستها بالا میرود، صدای یا حسین(ع) بلند و ناگهان نخل از زمین جدا میشود.
حرکت آرام نخل در میان جمعیت، تصویری است که اشک را به چشم بسیاری از تماشاگران میآورد. یزدیها نخل را نماد تابوت امام حسین(ع) میدانند و حمل آن را افتخاری بزرگ میشمارند.
شهری که عزاداری ایرانیان را به رخ میکشد
اگر کسی بخواهد عظمت عزاداری ایرانیان را ببیند، کافی است روز هشتم محرم به زنجان سفر کند. جمعیت از خیابانها عبور و تا جایی که چشم کار میکند، انسان دیده میشود.
مردم از شهرها و استانهای مختلف آمدهاند، صدای نوحهخوانی در میان انبوه عزاداران گم میشود و اشک، دعا، نذر و ارادت درهم میآمیزد تا یکی از بزرگترین اجتماعات مذهبی کشور را شکل دهد.
شبهای محرم در تبریز با فریادهای «شاه حسین، وای حسین» زنده میشود، صدایی که نسلهاست در کوچهها و خیابانهای این شهر طنینانداز میشود. صفهای منظم عزاداران شکل و «نوای شاخسی» شهر را در بر میگیرد. این آیین نهتنها یک مراسم مذهبی نیست، بلکه بخشی از هویت تاریخی مردم آذربایجان است.

زنانی که تاریخ را زنده نگه داشتهاند
در بعضی مناطق مازندران، زنان نقش اصلی یکی از خاصترین آیینهای محرم را برعهده دارند و با بیلهایی در دست، نمادین به جستوجوی پیکر شهدا میروند. این آیین یادآور زنانی است که پس از عاشورا برای دفن شهیدان کربلا تلاش کردند. روایتی زنانه از وفاداری، اندوه و عشق که هنوز در حافظه مردم شمال زنده است.
ایران در این روزها هزار رسم و یک عشق است و شاید مهمترین ویژگی محرم در ایران همین باشد؛ تنوعی خیرهکننده در دل وحدت. لرها گل بر سر میریزند، یزدیها نخل برمیدارند، اردبیلیها طشت میگذارند، بوشهریها دمام میزنند، تبریزیها شاخسی میخوانند و زنجانیها دستههای عظیم عزاداری راه میاندازند، اما همه در نهایت یک داستان را روایت میکنند داستان مردی که برای حقیقت ایستاد و نامش پس از قرنها هنوز میلیونها نفر را گرد هم میآورد.
محرم در ایران تنها سوگواری برای یک واقعه تاریخی نیست، روایت زنده یک ملت است، روایتی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده، در کوچهها و میدانها نفس کشیده و در قلب مردم جا گرفته است.
اینجا ایران است؛ سرزمینی که شاید صدها لهجه و دهها آیین داشته باشد، اما وقتی نام حسین(ع) به میان میآید، همه با یک زبان سخن میگویند « زبان عشق.»
نظر شما